نقد و بررسی
نقد عشق در دوران جنگ: مراکش (Morocco: Love in Times of War) | 2017
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
جنگ در حاشیهٔ ملودرام «Morocco: Love in Times of War» یا «Tiempos de guerra» از آن مجموعههایی است که جنگ را نه از منظر فرماندهان و نقشههای نظامی، بلکه از راهروهای بیمارستان و تجربهٔ زنانی روایت میکند که ناگهان در برابر خشونتی بزرگتر از جهان آشنای خود قرار میگیرند. داستان در سال ۱۹۲۱ و در بستر جنگ ریف میگذرد؛ گروهی از پرستاران جوان اسپانیایی برای راهاندازی بیمارستانی در ملیله به شمال آفریقا میروند.
آنان با زخمیها، کمبودها، رقابتهای نهادی و دگرگونیهای عاطفی روبهرو میشوند. این نقطهٔ آغاز، ظرفیت دراماتیک روشنی دارد: جنگ هم نیرویی بیرونی است که زندگی را تهدید میکند و هم آزمونی برای سنجش منش و خواستههای شخصیتها. بااینحال، مجموعه غالباً بیش از آنکه در خود جنگ تأمل کند، از آن بهعنوان بستری پرتنش برای پیشبرد قصههای عاشقانه و رازهای خانوادگی بهره میبرد.
بیمارستان بهمثابه مرکز روایت بیمارستان صحرایی مهمترین فضای دراماتیک اثر است؛ جایی که تفاوت طبقاتی، جنسیتی و حرفهای ناگزیر به رویارویی میرسد. زنان جوانی که از خانوادههای مرفه آمدهاند، ناچارند از امنیت و آداب زندگی پیشین فاصله بگیرند و در محیطی کار کنند که نظم آن را رنج، اضطرار و مرگ تعیین میکند.
« آنان با زخمیها، کمبودها، رقابتهای نهادی و دگرگونیهای عاطفی روبهرو میشوند. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
حضورشان در این فضا نه فقط فرصتی برای نمایش شجاعت فردی، بلکه زمینهای برای کشمکش با ساختارهای مردسالار و نظامی نیز فراهم میآورد. اختلاف میان مسئولان بیمارستان و نیروهای نظامی، بهویژه در بحث اختیار و شیوهٔ ادارهٔ مرکز درمانی، از نقاطی است که داستان را از روابط عاطفی فراتر میبرد و به مسئلهٔ قدرت نزدیک میکند.
بااینهمه، مجموعه همیشه از این فرصت بهطور کامل استفاده نمیکند. کار درمانی و دشواریهای پزشکی گاه به نشانههایی گذرا بدل میشوند؛ گویی مهمتر از واقعیت حرفهای پرستاری، تأثیری است که محیط بیمارستان بر زندگی شخصی قهرمانان میگذارد. در نتیجه، فضای درمانی هم نیرویی زنده به روایت میبخشد و هم گاهی به پسزمینهای برای رویدادهای ملودراماتیک تبدیل میشود.
شخصیتهای متعدد و کشش روایی یکی از امتیازهای اصلی سریال، جمع شخصیتهای پرشمار آن است. پرستاران، پزشکان، افسران و نیروهای محلی هر یک با پیشینه و خواستهای وارد داستان میشوند و روابط میانشان شبکهای از وابستگی، رقابت، وفاداری و دلبستگی میسازد. Julia، که انگیزههای شخصیاش او را به محیط جنگی کشانده، در کنار زنانی قرار میگیرد که هر یک برداشت متفاوتی از وظیفه، عشق و استقلال دارند.
« بااینهمه، مجموعه همیشه از این فرصت بهطور کامل استفاده نمیکند. »
شخصیتها و اجرا
Carmen Angoloti نیز بهعنوان چهرهای مقتدر، نمایندهٔ ارادهای است که میکوشد در برابر مخالفتها برای کار خود جا باز کند. این تنوع به سریال امکان میدهد از یک قهرمان یگانه فاصله بگیرد و جهان اجتماعی گستردهتری بسازد. مخاطب میتواند در همان حال که نگران سرنوشت یک رابطه است، کشمکش دیگری را در محیط بیمارستان دنبال کند.
اما تعدد شخصیتها هزینهای هم دارد: بعضی مسیرها فرصت کافی برای رشد نمییابند و برخی رفتارها بیش از آنکه از شخصیتپردازی برآمده باشند، برای ایجاد سوءتفاهم یا تعلیق به کار گرفته میشوند. پنهانکاری و فریبکاری، بهخصوص هنگامی که انگیزهٔ آنها روشن و متناسب با موقعیت نیست، از باورپذیری روابط میکاهد.
عاشقانههایی زیر سایهٔ خطر سریال جنگ، عشق و وظیفه را درهم میآمیزد و از تقابل میان مرگومیر روزمره و امید عاطفی نیروی روایی میسازد. رابطههایی که در محیطی عادی شاید آهسته و کمخطر پیش بروند، در اینجا زیر فشار جدایی، جراحت و نامعلومی آینده قرار دارند. همین وضعیت میتواند به احساسات وزن و فوریت بدهد؛ هر نگاه و اعترافی در جهانی رخ میدهد که دوام آن تضمینشده نیست.
« این تنوع به سریال امکان میدهد از یک قهرمان یگانه فاصله بگیرد و جهان اجتماعی گستردهتری بسازد. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
اما اثر گاه به سوی اغراق میرود. رازها، سوءتفاهمها و دگرگونیهای ناگهانی چنان فشرده و پیدرپی میشوند که بهجای آنکه عاطفه را پیچیدهتر کنند، گاهی آن را به ابزار شوک و کشاندن مخاطب به قسمت بعد بدل میسازند. در چنین لحظههایی، شخصیتها بهجای گفتوگویی که از تجربه و منششان برآمده باشد، تصمیمهایی میگیرند که بیشتر به ضرورتهای طرح داستان پاسخ میدهد.
این ویژگی برای تماشاگر علاقهمند به ملودرام میتواند جذاب و سرگرمکننده باشد، اما برای مخاطبی که انسجام روانشناختی را در اولویت میگذارد، ناهموار جلوه خواهد کرد. بازنمایی تاریخی و مسئلهٔ زاویهٔ دید مهمترین محدودیت اثر در نسبت آن با تاریخ و جغرافیاست. عنوان، مراکش و جنگ ریف را در مرکز توجه قرار میدهد، اما روایت عمدتاً از دید شخصیتهای اسپانیایی پیش میرود.
بنابراین جنگ بیشتر بهصورت بحرانی در تجربهٔ نظامیان و پرستاران اسپانیا بازنمایی میشود تا رویاروییای که مردم محلی نیز در آن صاحب صدا، انگیزه و تجربهاند. این انتخاب، دامنهٔ دید سریال را محدود میکند: مخاطب با رنج سربازان زخمی و دشواریهای گروه درمانی همراه میشود، اما کمتر به جهان سیاسی و انسانی مردمی راه مییابد که در سرزمین خود با قدرت استعماری درگیرند.
« بازنمایی تاریخی و مسئلهٔ زاویهٔ دید مهمترین محدودیت اثر در نسبت آن با تاریخ و جغرافیاست. »
قوتها و کاستیها
این کاستی از آن رو مهم است که خود فضای تاریخی میتوانست بستری برای روایت چندصدایی باشد. حضور شخصیتهایی چون Larbi به این امکان اشاره میکند، اما حضور یک چهرهٔ محلی بهتنهایی جای خالی چشماندازی گستردهتر را پر نمیکند. هنگامی که جنگ عمدتاً از زاویهٔ نیروهای اسپانیایی دیده میشود، خطر آن وجود دارد که مقاومت محلی تنها بهصورت مانعی برای قهرمانان یا عنصری برای افزایش خطر تصویر شود.
در نتیجه، مجموعه در ایجاد فضای تاریخی دیدنی موفقتر از ارائهٔ تصویری متوازن از تاریخ آن فضاست. فضاسازی، بازیها و ریتم بازسازی دورهٔ تاریخی، لباسها و فضای بیمارستانی به اثر هویت بصری میبخشند. محیط دور از آسایش، رفتوآمد مجروحان و نزدیکی دائمی خطر، حالوهوایی پرتنش ایجاد میکند و اجازه نمیدهد قصه به یک عاشقانهٔ آراسته و بیپیامد فروکاسته شود.
در لحظات موفق، فضا خود به بخشی از درام تبدیل میشود: فاصلهٔ میان جهان مرفه زنان پیش از سفر و واقعیت خشن محل خدمت، تغییر آنها را ملموس میکند. بازیگران نیز در حفظ کشش داستان سهم دارند. گروه بازیگری بزرگ به شخصیتها تفاوتهایی در لحن و حضور میدهد، هرچند حجم روایت گاهی مجال نمیدهد همهٔ نقشها به یک اندازه عمق پیدا کنند.
« این کاستی از آن رو مهم است که خود فضای تاریخی میتوانست بستری برای روایت چندصدایی باشد. »
جمعبندی
ریتم کلی، بر پیدرپیآمدن بحرانها و گرههای تازه استوار است؛ روشی که تماشای قسمتها را آسان و پرکشش میکند، ولی در بخشهایی از فرصت مکث و تأمل میکاهد. به همین دلیل، برخی از تجربههای جنگی و عاطفی بهجای آنکه در سکوت و پیامدهایشان بنشینند، با رویداد بعدی جایگزین میشوند. جمعبندی «Morocco: Love in Times of War» در ترکیب فضای تاریخی، محیط بیمارستانی، روابط عاشقانه و درام گروهی اثری پرکشش و آسانپیگیر است.
نقطهٔ قوتش در کنار هم نشاندن تجربههای انسانی گوناگون و ساختن فضایی است که در آن عشق و مراقبت در برابر خشونت جنگ قرار میگیرند. در مقابل، اتکای زیاد به رازها و پیچشهای ملودراماتیک، انگیزهپردازی نابرابر برخی رفتارها و کمرنگماندن صدای مردم مراکش، مانع از آن میشود که اثر به درامی تاریخی کاملاً چندلایه بدل شود.
این مجموعه برای دوستداران ملودرامهای دورهای و روایتهای عاشقانه در بستر بحران جذاب است؛ اما ارزش تاریخی و سیاسی آن را باید در کنار محدودیت زاویهٔ دیدش سنجید.



ثبت دیدگاه