نقد و بررسی
نقد ماشین های هیولا (Monster Trucks) | 2016
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
ایدهای شگفتآور، با کامیونی در مرکز ماجرا «Monster Trucks» از همان عنوانش وعدهای روشن میدهد: کامیونهایی غولآسا، حرکت و هیجان، و جهانی که در آن امر ناممکن میتواند به بخشی از زندگی روزمره بدل شود. اما ایدهی مرکزی فیلم از مسابقه و ماشینبازی فراتر میرود. تریپ، نوجوانی که دلبستهی ساختوساز و دستکاری خودروهاست، موجودی عجیب به نام کریچ را پیدا میکند؛ موجودی که با خوردن نفت نیرو میگیرد و میتواند در کامیون دستساز او جا بگیرد.
حاصل، پیوندی نامتعارف میان موجودی زنده و وسیلهای مکانیکی است؛ پیوندی که هم موتور تعقیبوگریزهای فیلم میشود و هم سرچشمهی بخش عمدهای از شوخیها و جذابیتهایش. این طرح در نگاه نخست بهراستی بامزه و دیوانهوار است؛ از آن ایدههایی که برای یک فیلم خانوادگی، نیروی تخیل و بازیگوشی فراوانی در خود دارند.
کریچ صرفاً چیزی نیست که کنار کامیون حرکت کند؛ حضورش، کامیون را به موجودی نیمهماشینی و نیمهزنده بدل میکند و تریپ را نیز از یک نوجوان علاقهمند به تعمیرات به همراه و محافظ موجودی ناشناخته میرساند. فیلم در همین ترکیب ساده، ظرفیت سرگرمیاش را پیدا میکند؛ هرچند در ادامه، همیشه نمیتواند آن ظرفیت را به قصهای به همان اندازه خلاقانه گسترش دهد.
قصهای آشنا در قالبی نامعمول «Monster Trucks» ساختاری آشنا دارد: نوجوانی که در محیطی محدود احساس بیقراری میکند، با موجودی استثنایی روبهرو میشود و در مسیر حمایت از او، مسئولیتپذیرتر و شجاعتر میشود. این چارچوب، برای مخاطب جوان و خانوادهای قابلفهم است و فیلم نیز چندان نمیکوشد قواعد این گونهی داستانگویی را دگرگون کند.
« اما ایدهی مرکزی فیلم از مسابقه و ماشینبازی فراتر میرود. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
از همان ابتدا میتوان حدس زد که دوستی میان تریپ و کریچ چگونه پیش خواهد رفت، چه نوع خطرهایی پدید میآیند و کدام ارزشها قرار است در پایان برجسته شوند. پیشبینیپذیری بهتنهایی ایراد مرگباری نیست؛ بسیاری از فیلمهای ماجراجویانه با تکیه بر مسیری آشنا، از انرژی اجرا و جذابیت شخصیتها نیرو میگیرند.
مسئله این است که این فیلم بهندرت به مسیر آشنایش جزئیاتی تازه میافزاید. کشمکشها بیشتر برای رساندن شخصیتها از یک موقعیت پرتحرک به موقعیتی دیگر به کار میروند تا آنکه از دل انتخابهای پیچیده یا روابطی چندلایه شکل بگیرند. بنابراین، قصه معمولاً کارکرد خود را انجام میدهد، اما کمتر غافلگیر میکند یا پس از پایان تماشایش در ذهن میماند.
دوستی تریپ و کریچ؛ قلب گرم فیلم بهترین دارایی داستان، رابطهی میان تریپ و کریچ است. تریپ در آغاز بیش از هر چیز با علاقهاش به ساخت کامیون و میل به گریز از محدودیتهای زندگیاش شناخته میشود. کریچ، در برابر او، موجودی است که به مراقبت نیاز دارد و رفتار و نیازهایش با منطق معمول جهان آدمها جور درنمیآید.
همین تفاوت زمینهی نوعی همزیستی کموبیش شیرین را فراهم میکند: تریپ باید راهی برای فهمیدن کریچ پیدا کند و در عین حال، او را از کسانی که تهدیدش میکنند پنهان نگه دارد. فیلم زمانی موفقتر است که به این رابطه مجال نفسکشیدن میدهد. دوستی آنها به ایدهی ظاهراً مضحک فیلم معنایی عاطفی میبخشد و کمک میکند کریچ فراتر از یک جلوهی ویژه یا ابزار تولید هیجان به نظر برسد.
« مسئله این است که این فیلم بهندرت به مسیر آشنایش جزئیاتی تازه میافزاید. »
شخصیتها و اجرا
در عین حال، رابطه بیش از اندازه پیچیده نمیشود؛ تردیدها و تغییرات عاطفی آن در مسیری ساده و مستقیم پیش میروند. برای کودکان، همین سادگی میتواند امتیاز باشد؛ مخاطب بزرگسال اما ممکن است احساس کند فیلم از فرصت پرداخت عمیقتر شخصیتها صرفنظر کرده است. اجراها و شخصیتپردازی Lucas Till نقش تریپ را با انرژی لازم برای یک قهرمان نوجوانِ ماجراجو ایفا میکند.
او میتواند شور مکانیکی شخصیت و میلش به استقلال را منتقل کند، هرچند نقشنویسی فرصت چندانی برای آشکارشدن لایههای تازهی او فراهم نمیآورد. تریپ بیشتر با عملکردن شناخته میشود تا با گفتوگو یا تصمیمهایی که از نظر اخلاقی و عاطفی پیچیده باشند. در نتیجه، شخصیت برای پیشبرد ماجرا مناسب است، اما بهندرت چنان ملموس میشود که تماشاگر بخواهد پس از پایان فیلم دربارهی جهان درونیاش بیشتر بداند.
Jane Levy در نقش مردیت حضوری همراه و کارآمد دارد و باهوشی و جسارت شخصیتش را بهخوبی نشان میدهد، اما او نیز عمدتاً در خدمت حرکت قصه قرار میگیرد. برخی شخصیتهای بزرگسال، از جمله چهرههای مرتبط با خانواده و گروه صنعتی، ظرفیت بیشتری برای ایجاد تنش یا طنز دارند؛ بااینحال، فیلم برای پرداخت آنها وقت محدودی میگذارد.
Chris Wedge، کارگردان فیلم، میان ماجراجویی خانوادگی، کمدی نوجوانانه و داستانی دربارهی حفاظت از زیستگاه موجودات تعادل برقرار میکند، اما این لحنها همیشه یکدست به هم نمیپیوندند. حضور بازیگران باتجربه، بهتنهایی نمیتواند کمبود عمق در شخصیتپردازی را جبران کند. اکشن، طراحی دیداری و جذابیت کامیون صحنههای خودرو و تعقیبوگریز، مهمترین منبع تحرک فیلماند.
« در عین حال، رابطه بیش از اندازه پیچیده نمیشود؛ تردیدها و تغییرات عاطفی آن در مسیری ساده و مستقیم پیش میروند. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
کامیون دستساز تریپ، که کریچ درونش پنهان میشود، امکان میدهد ماشینبازی صرفاً نمایش قدرت موتور نباشد؛ رفتار موجود به کامیون جنبوجوش و شخصیتی ویژه میدهد. از این رو، هر حرکت کامیون میتواند هم یک حرکت نمایشی باشد و هم نشانهای از همکاری میان تریپ و کریچ. این ایده در لحظههایی که فیلم به آن اعتماد میکند، نتیجهای سرگرمکننده دارد.
جلوههای دیداری و طراحی کریچ نیز برای مخاطبی که با انتظار یک ماجراجویی خانوادگی به فیلم نزدیک میشود، بخشی از جذابیتاند. موجود بهاندازهی کافی نامأنوس است تا از یک جانور معمولی متمایز شود، اما فیلم میکوشد او را ترسناک یا بیگانهی محض نشان ندهد. البته کیفیت بصری همیشه به هیجان پایدار تبدیل نمیشود.
بعضی تعقیبوگریزها طولانیتر از نیاز روایت به نظر میرسند و گاه جای پیشرفت شخصیت یا تنوع داستانی را میگیرند. در چنین لحظههایی، حرکت زیاد هست، اما احساس میشود قصه در همان نقطه درجا میزند. شوخیها، لحن و گروه مخاطب لحن فیلم آشکارا به مخاطب کمسنوسال نزدیک است. شوخیها سادهاند، موقعیتهای کمیک اغلب از تفاوت میان رفتار کریچ و قواعد جهان آدمها پدید میآیند و بخش مهمی از طنز نیز از خود ایدهی کامیونی میآید که موجودی زنده در آن پنهان شده است.
این انتخاب با فضای فانتزی فیلم سازگار است و میتواند برای کودکانی که به ماشین، هیولا و ماجراجویی علاقه دارند سرگرمکننده باشد. اما همین ویژگی برای برخی بزرگسالان محدودکننده خواهد بود. شوخیها معمولاً بر ظرافت زبانی یا مشاهدهی اجتماعی تکیه نمیکنند و بیشتر به موقعیتهای آشکار و قابلپیشبینی متکیاند.
« از این رو، هر حرکت کامیون میتواند هم یک حرکت نمایشی باشد و هم نشانهای از همکاری میان تریپ و کریچ. »
قوتها و کاستیها
فیلم گاهی نیز میان شوخی کودکانه و خطرهای واقعیِ تعقیب و گریز جابهجا میشود، بیآنکه همیشه گذار میان این دو را نرم کند. ازاینرو، واکنش تماشاگران میتواند به سن و انتظارشان وابسته باشد: کودکی که برای کامیونهای بزرگ و موجودی عجیب پای تماشای فیلم نشسته، احتمالاً چیزهایی برای لذتبردن مییابد؛ بزرگسالی که دنبال کمدی هوشمندانه یا داستانی چندوجهی است، ممکن است با لحظههای کشدار و شوخیهای کماثر روبهرو شود.
مضمونها و ظرفیت استفادهنشده در پس ماجراجویی، فیلم به موضوعهایی چون دوستی، همکاری، محافظت از زیستگاه و تعارض میان منفعت اقتصادی و دنیای طبیعی اشاره میکند. کریچ و خانوادهاش موجوداتیاند که زندگیشان با فعالیت انسانی و جستوجوی نفت به خطر افتاده است؛ بنابراین، مصرف نفت در خودِ ایدهی فیلم نقشی دوگانه دارد: همان چیزی است که کریچ را نیرو میبخشد و در عین حال، نشانهای از صنعتی است که محیط زندگیاش را تهدید میکند.
این تقابل میتوانست بنیان مضمونپردازی پیچیدهتری باشد. فیلم اما بیشتر به اشاره بسنده میکند. پیامهای زیستمحیطی روشناند، ولی معمولاً در کنار ماجراجویی قرار میگیرند، نه آنکه از دل انتخابهای دشوار شخصیتها بهتدریج شکل بگیرند. همین امر باعث میشود مضمونها قابلفهم باشند، اما وزن دراماتیک چندانی پیدا نکنند.
بااینهمه، برای یک فیلم خانوادگی، پیوند دادن دوستی با مسئولیتپذیری در قبال موجودات دیگر ارزشمند است؛ حتی اگر نتیجه بیش از آنکه تأملبرانگیز باشد، صریح و ساده باشد. ریتم و تجربهی تماشا ریتم «Monster Trucks» یکدست نیست. بخشهایی که کامیون و کریچ در مرکز ماجرا قرار دارند، انرژی و حرکت بیشتری دارند؛ اما گذار میان این لحظهها گاهی با صحنههایی همراه میشود که نه شخصیتها را به شکل چشمگیری بسط میدهند و نه کشمکش را پیچیدهتر میکنند.
« این تقابل میتوانست بنیان مضمونپردازی پیچیدهتری باشد. »
جمعبندی
از همین رو، فیلم ممکن است برای تماشاگر کمسنوسال که مجذوب تصویر و حرکت است پیوسته سرگرمکننده بماند، اما برای مخاطبی که انتظار پیشرفت روایی منظم دارد، در میانهها کمی کند شود. این نوسان، تا اندازهای از دوگانگی خود فیلم میآید: از یک سو میخواهد قصهای صمیمی دربارهی دوستی با موجودی ناشناخته باشد و از سوی دیگر، به نمایش پرتحرک خودروها و ماجراهای بزرگ متکی است.
هرکدام از این مسیرها بهتنهایی میتوانستند فیلمی جذاب بسازند، اما ترکیب آنها همیشه با ظرافت انجام نمیشود. بهترین لحظهها زمانی شکل میگیرند که اکشن، شوخی و رابطهی تریپ و کریچ همزمان در خدمت یک موقعیت باشند؛ لحظههای ضعیفتر بیشتر به عبور از ایستگاهی روایی شباهت دارند. جمعبندی «Monster Trucks» فیلمی استوار بر ایدهای خلاقانه و کودکانه در بهترین معنای این واژه: موجودی که درون کامیون زندگی میکند و ماشین را به شریک ماجراجویی بدل میسازد.
همین تصور، همراه با صحنههای خودرو و رابطهی دوستانهی تریپ و کریچ، برای برخی تماشاگران کافی است تا از ف
« هرکدام از این مسیرها بهتنهایی میتوانستند فیلمی جذاب بسازند، اما ترکیب آنها همیشه با ظرافت انجام نمیشود. »



ثبت دیدگاه