نقد و بررسی
نقد مادرشوهر هیولا (Monster-in-Law) | 2005
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
میان کمدی عاشقانه و نبرد خانوادگی «Monster-in-Law» ساختهٔ Robert Luketic، کمدی رمانتیکی است که از موقعیتی آشنا آغاز میکند: زنی جوان عاشق مردی میشود که به نظر میرسد انتخابی بینقص باشد، اما مادر او حضور این رابطه را تهدیدی برای پیوند دیرینهٔ خود با پسرش میبیند. شارلوت، که دوستانش او را چارلی صدا میزنند، با کوین آشنا میشود و خیلی زود امید میبندد که بالاخره عشق مطلوبش را پیدا کرده است.
ورود ویولا، مادر کوین، مسیر این آشنایی را از قصهای عاشقانه به جدالی پرهیاهو بدل میکند. نقطهٔ عزیمت فیلم، بالقوه ظرفیت یک کمدی تلخ دربارهٔ مالکیت عاطفی، ترس از تنهایی و رقابت نسلها را دارد. بااینحال، اثر بیش از آنکه در این لایهها درنگ کند، به سوی موقعیتهای نمایشی و شوخیهای پر سر و صدا میرود.
حاصل، فیلمی است که گاه با انرژی و بازی بازیگران تماشاگر را سرگرم میکند، اما در پرداخت پیوستهٔ مضمون و شخصیتها به همان اندازه کامیاب نیست. این ناهمواری، هم منشأ جذابیت آن است و هم دلیل محدودماندن اثرش. ویولا؛ موتور اصلی فیلم حضور ویولا مهمترین نیروی محرک «Monster-in-Law» است. او زنی مشهور و مسلط است که با ورود شارلوت احساس میکند جایگاهش در زندگی پسرش در معرض خطر قرار گرفته است.
« ورود ویولا، مادر کوین، مسیر این آشنایی را از قصهای عاشقانه به جدالی پرهیاهو بدل میکند. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
این ترس، رفتارهای او را هدایت میکند؛ اما فیلم اغلب بهجای کاوش آرام در سرچشمههای آن، ویولا را به مجموعهای از واکنشهای افراطی و نقشههای دردسرساز تقلیل میدهد. به همین سبب، شخصیت او بیشتر از آنکه بهتدریج آشکار شود، از یک موقعیت کمدی به موقعیت بعدی پرتاب میشود. بااینهمه، Jane Fonda به نقش نیرویی میبخشد که بسیاری از صحنهها را از بیحالی نجات میدهد.
او در تغییر لحن میان وقار اجتماعی، خشم ناگهانی و درماندگی عاطفی مهارت دارد و میتواند حتی رفتارهای اغراقآمیز ویولا را تماشایی کند. فیلم در بخشهایی عملاً به حضور و جسارت بازیگرش تکیه میکند: هرگاه فیلمنامه تنها یک شوخی آشنا پیش میکشد، اجرای پرتحرک Fonda به آن جان میدهد. در مقابل، شخصیتپردازی ویولا چنان به اغراق وابسته است که فرصت کمتری برای فهمیدن پیچیدگیهای درونی او باقی میماند.
شارلوت و مسئلهٔ تعادل Jennifer Lopez شارلوت را با نوعی گرمی و سرزندگی بازی میکند که برای فضای سبک فیلم مناسب است. او در برابر ویولا، شخصیتی زمینیتر و کمتکلفتر میسازد؛ کسی که در برابر رفتارهای تحقیرآمیز یا تحریکآمیز، همیشه با یک واکنش حسابشده پاسخ نمیدهد. این تضاد، زمینهٔ اصلی بسیاری از لحظههای کمیک را فراهم میکند.
« به همین سبب، شخصیت او بیشتر از آنکه بهتدریج آشکار شود، از یک موقعیت کمدی به موقعیت بعدی پرتاب میشود. »
شخصیتها و اجرا
شارلوت و ویولا از دو جهان عاطفی و اجتماعی متفاوت میآیند و برخوردشان میتوانست به بررسی جذابی دربارهٔ منزلت، پذیرش و تصور هر نسل از خانواده تبدیل شود. اما فیلم برای شارلوت همیشه بهاندازهٔ ویولا فضا باز نمیکند. در بسیاری از صحنهها، او بیشتر طرف دیگر کشمکش است تا شخصیتی با مسیر مستقل و پررنگ.
ازاینرو، رابطهٔ او با کوین نیز گاهی کمجانتر از نزاع میان دو زن به نظر میرسد. Michael Vartan در نقش کوین حضور متناسبی دارد، ولی شخصیتش عمدتاً به پیونددهندهٔ دو سوی ماجرا محدود میماند. فیلم از یک سو میخواهد رابطهٔ عاشقانه را جدی بگیرد و از سوی دیگر برای گسترش جنگ مادر و عروس آینده وقت میگذارد؛ در نتیجه، این دو خط داستانی همیشه توازن یکسانی ندارند.
کمدیِ برخورد و تکرار کمدی فیلم بیشتر بر برخوردهای مستقیم، سوءتفاهمها و تشدید تدریجی خصومت بنا شده است. هر طرف میکوشد دیگری را از میدان به در کند و همین رقابت، صحنههایی شلوغ و گاه بامزه میآفریند. اثر برای خندهگرفتن از تفاوت خلقوخوها و فشارهای ناشی از دیدارهای خانوادگی بهره میگیرد؛ موقعیتهایی که بهراحتی قابل فهماند و نیاز چندانی به توضیح ندارند.
« اما فیلم برای شارلوت همیشه بهاندازهٔ ویولا فضا باز نمیکند. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
این سادگی به فیلم کمک میکند تا حتی در لحظات کمرمق نیز ریتمی آشنا و قابلدنبالکردن حفظ کند. مشکل آنجاست که بسیاری از شوخیها با اندکی تغییر دوباره بازمیگردند. پس از آنکه الگوی اصلی درگیری روشن میشود، فیلم بارها به همان تقابل تکیه میکند: تحریک، واکنش تند، آشفتگی و سپس بازگشت به دور بعدی.
تکرار، در آغاز میتواند انتظار کمدی بسازد، اما با ادامهٔ مسیر از تازگی میکاهد. برخی صحنهها نیز بیش از اندازه کش پیدا میکنند و شوخیای که با ضرباهنگ مناسب میتوانست مؤثر باشد، در امتداد طولانی خود کماثر میشود. بنابراین، استقبال از طنز فیلم به ذائقهٔ تماشاگر وابسته است: یک نفر ممکن است از بزنبکوب و اغراق آن لذت ببرد و دیگری، همان تکرار را نشانهٔ فرسودگی بداند.
بازیگران مکمل و جانبخشی به صحنهها یکی از امتیازهای فیلم، حضور بازیگران مکملی است که در لحظههای کوتاه میتوانند به فضای پرتنش آن رنگ تازهای بدهند. Wanda Sykes در نقش روبی، دستیار وفادار ویولا، با طنزی خشک و واکنشهایی سنجیده، حضوری مؤثر دارد. او معمولاً لازم نیست مرکز صحنه باشد؛ یک نگاه یا پاسخ کوتاه کافی است تا فاصلهای کمیک از هیاهوی اطراف ایجاد کند.
« این سادگی به فیلم کمک میکند تا حتی در لحظات کمرمق نیز ریتمی آشنا و قابلدنبالکردن حفظ کند. »
قوتها و کاستیها
Elaine Stritch نیز در نقشی محدود، به جهان خانوادگی فیلم طنین و سابقهای فراتر از نزاع روزمره میبخشد. این بازیگران به فیلم انرژی میدهند، اما حضورشان نمیتواند همهٔ خلأهای فیلمنامه را پر کند. شخصیتهای فرعی بیشتر هنگامی به کار گرفته میشوند که داستان به نیرویی برای تشدید آشوب نیاز دارد.
از همین رو، بعضی از آنها بیش از آنکه زندگی مستقل داشته باشند، ابزار ورود به موقعیت بعدیاند. بااینحال، تضاد میان لحن خشک و بیاعتنای روبی و نمایشهای پرحرارت ویولا از بهترین منابع طنز فیلم است و لحظاتی میسازد که از شوخیهای صرفاً مبتنی بر درگیری ماندگارترند. خانواده، مرزها و احترام متقابل زیر لایهٔ رقابت، فیلم به مسئلهای جدیتر اشاره میکند: چگونه میتوان میان وابستگی خانوادگی و استقلال عاطفی تعادل برقرار کرد؟
ترس ویولا فقط ترس از یک عروس تازه نیست؛ او نگران از دستدادن جایگاه ویژهٔ خود در زندگی پسرش است. شارلوت نیز در پی آن است که رابطهاش را بدون تسلیمشدن در برابر کنترل دیگری ادامه دهد. این موقعیت میتوانست به کاوشی دقیق دربارهٔ تعیین مرزهای سالم در خانواده تبدیل شود. فیلم در نهایت بهجای آنکه یکی از زنان را پیروز مطلق و دیگری را شکستخورده نشان دهد، بر امکان کنارآمدن و احترام متقابل تکیه میکند.
« Elaine Stritch نیز در نقشی محدود، به جهان خانوادگی فیلم طنین و سابقهای فراتر از نزاع روزمره میبخشد. »
جمعبندی
این انتخاب، به اثر گرمایی میبخشد که در میان کشمکشهای تندش ضروری است. بااینحال، گذار از خصومت به پذیرش، گاهی سریعتر از آن است که رشد عاطفی شخصیتها کاملاً باورپذیر شود. پیام سازش و تفاهم روشن است، اما مسیر رسیدن به آن میتوانست با ظرافت بیشتری پرداخت شود تا آشتی نهایی نه صرفاً پاسخ مورد انتظار یک کمدی رمانتیک، بلکه نتیجهٔ تغییر تدریجی شخصیتها به نظر برسد.
جمعبندی «Monster-in-Law» فیلمی نابرابر اما خوشانرژی است: کمدیای که ایدهٔ مرکزی جذابی دربارهٔ رابطهٔ مادر و عروس آینده دارد، ولی بارها به شوخیهای تکراری و موقعیتهای کشدار پناه میبرد. فیلم در شخصیت ویولا و اجرای پرقدرت Jane Fonda نیرویی چشمگیر پیدا میکند؛ Jennifer Lopez نیز برای نقش شارلوت گرمی و سرزندگی لازم را فراهم میآورد و Wanda Sykes از بهترین لحظههای طنز آن را رقم میزند.
اثر در پرداخت رابطهٔ عاشقانه و باورپذیرکردن تحول عاطفی شخصیتها به یک اندازه موفق نیست، اما مضمون اصلیاش را بیابهام پیش میبرد: عشق خانوادگی زمانی سالم میماند که به مالکیت و کنترل تبدیل نشود و پذیرش طرف تازه، مستلزم حذف گذشته یا تحقیر دیگری نباشد. برای تماشاگرانی که از کمدیهای پرهیاهو و بازیهای اغراقشده لذت میبرند، فیلم میتواند سرگرمکننده باشد؛ اما کسانی که انتظار طنزی تازه، ریتمی فشرده و شخصیتپردازی عمیقتر دارند، احتمالاً تکرارهای آن را زودتر احساس خواهند کرد.
« این انتخاب، به اثر گرمایی میبخشد که در میان کشمکشهای تندش ضروری است. »
ثبت دیدگاه