نقد و بررسی
نقد مونو نوکه (Mononoke) | 2007
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
چهرهای که از دل قصهها میگذرد «Mononoke» مجموعهای انیمهای از سال ۲۰۰۷ است که محور آن داروفروشی بینام و رازآلود است؛ مردی دورهگرد که با ارواح بدخواه روبهرو میشود، اما کارش به نبردی ساده میان شمشیر و موجودی فراطبیعی خلاصه نمیشود. برای آنکه بتواند روح را از میان بردارد، باید شکل، حقیقت و انگیزهاش را بشناسد؛ سه گامی که جستوجوی او را به کاوشی در زندگی آدمها بدل میکند.
بنابراین هر داستان، افزون بر تعلیق و هراس، پرسشی هم دربارهٔ رنج، راز و مسئولیت انسانی پیش میکشد. مجموعه در پنج روایت مستقل پیش میرود و داروفروش، رشتهٔ پیونددهندهٔ آنهاست. وحشت بهمثابه معما ساختار اپیزودیک اثر، به آن امکان میدهد در هر روایت فضایی تازه بسازد: گاه حصر و تنگنا بر داستان سایه میاندازد، گاه جمعی از آدمها در موقعیتی آکنده از سوءظن کنار هم قرار میگیرند.
بااینحال، هستهٔ دراماتیک ثابت میماند: چیزی نادیدنی در میان آدمها حضور دارد و نشانههایش را باید از لابهلای سکوتها و تناقضها یافت. همین الگو، «Mononoke» را از وحشتِ متکی بر غافلگیری ناگهانی دور میکند و به سوی معمایی روانشناختی میبرد. پیشروی روایت عمداً همیشه سرراست نیست. اطلاعات بهتدریج آشکار میشوند و تماشاگر، مانند داروفروش، ناچار است گفتهها و رفتار شخصیتها را دوباره بسنجد.
« بنابراین هر داستان، افزون بر تعلیق و هراس، پرسشی هم دربارهٔ رنج، راز و مسئولیت انسانی پیش میکشد. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
این شیوه به تعلیق عمق میدهد، اما گاهی مرز میان ابهام ثمربخش و سردرگمی را باریک میکند. اگر انتظار داستانی خطی با توضیح روشن در هر گام وجود داشته باشد، بعضی بخشها ممکن است دشوار یا حتی کُند به نظر برسند. در مقابل، تماشاگرِ مایل به تأمل و بازخوانی سرنخها، از همین مکثها لذت خواهد برد.
تصویرهایی که روایت میکنند مهمترین امتیاز «Mononoke» در زبان بصری مستقل آن است. تصویرها به بازنمایی واقعگرایانهٔ جهان بسنده نمیکنند؛ سطح قابها از نقش، بافت و رنگهایی آراسته میشود که گاه یادآور چاپهای سنتی ژاپنی و تئاتر کاغذیاند. فضا بیشتر به صحنهای نمادین میماند تا محیطی طبیعی، و این انتخاب، فاصلهای آگاهانه میان اثر و واقعنمایی معمول انیمه ایجاد میکند.
طراحی هنری و ترکیببندیها چنان برجستهاند که گاه خود به بخشی از روایت بدل میشوند. رنگ در این مجموعه تنها وسیلهٔ زیباییآفرینی نیست؛ حالوهوا را شکل میدهد و بر تجربهٔ تماشاگر اثر میگذارد. کنتراستها، طرحهای متراکم و تغییرات بصری، احساس امنیت را ناپایدار میکنند و به صحنهها کیفیتی غریب میبخشند.
« این شیوه به تعلیق عمق میدهد، اما گاهی مرز میان ابهام ثمربخش و سردرگمی را باریک میکند. »
شخصیتها و اجرا
در برخی لحظهها قاب به صفحهای تزئینی و پرجزئیات بدل میشود؛ در لحظههای دیگر، فضای دیداری فشردهتر و ناآرامتر میگردد. نتیجه نه صرفاً انیمیشنی چشمنواز، بلکه اثری است که زیباییاش با بیگانگی و هراس پیوند خورده است. این سبک، البته بیهزینه نیست. انبوه جزئیات و نمادها ممکن است نگاه را از رویداد اصلی منحرف کند یا در آغاز، سازگاری با جهان اثر را دشوار سازد.
برخی تماشاگران احتمالاً با این شیوهٔ نقاشانه ارتباط برقرار نمیکنند؛ اما حتی برای آنان، دشوار است انکار کنند که «Mononoke» هویت تصویری خود را با جسارت و پیوستگی حفظ میکند. داروفروش؛ حضور مرکزی و رازآلود داروفروش بیش از آنکه قهرمانی با گذشتهای مفصل و تحول شخصیتی آشکار باشد، نیرویی محرک در میان داستانهاست.
خونسردی، نگاه نافذ و تسلط او بر آیینهای مقابله با ارواح، به شخصیت جذابیتی رازآمیز میدهد. او کمتر از آنچه یک شخصیتمحور متعارف انتظار میرود دربارهٔ خود سخن میگوید؛ در عوض، با پرسشهایش دیگران را وادار میکند با آنچه پنهان کردهاند روبهرو شوند. این فاصلهگذاری، هم بخشی از افسون اوست و هم ممکن است برای کسانی که خواهان شناخت عاطفی عمیقتری از قهرماناند، کمبود به نظر برسد.
« نتیجه نه صرفاً انیمیشنی چشمنواز، بلکه اثری است که زیباییاش با بیگانگی و هراس پیوند خورده است. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
نکتهٔ مهم آن است که جذابیت داروفروش فقط به ظاهر یا وقار او وابسته نیست. نقش رواییاش، با منطق مجموعه پیوند دارد: او آشکارکننده است، نه کسی که بهتنهایی معنای هر ماجرا را تعیین کند. اثر توجه را از قهرمان به آدمهایی بازمیگرداند که با روح پیوند دارند و رازهایشان به پیدایش آن انجامیده است.
از این رو، داروفروش در مرکز قاب میایستد، اما کانون اخلاقی داستانها اغلب جای دیگری است. ارواح و سایهٔ انسان ارواح در «Mononoke» صرفاً هیولاهایی برای ترساندن مخاطب نیستند. حضورشان به تجربهها و عواطف انسانی گره خورده است؛ به آنچه سرکوب شده، انکار شده یا در مناسبات قدرت مجال بیان نیافته است.
چنین پیوندی به هر روایت بُعدی تلخ میدهد: هراس از موجود فراطبیعی، بهتدریج با ناراحتی از رفتار آدمها درمیآمیزد. پرسش اثر فقط این نیست که روح چیست، بلکه این نیز هست که چه زخم یا ستمی آن را به نیرویی ویرانگر بدل کرده است. این رویکرد در بهترین لحظههای مجموعه، به تراژدی میانجامد، نه به توضیحی ساده دربارهٔ خوب و بد.
« نکتهٔ مهم آن است که جذابیت داروفروش فقط به ظاهر یا وقار او وابسته نیست. »
قوتها و کاستیها
شخصیتها همیشه در جایگاههای اخلاقی روشن نمینشینند و رازها، داوری شتابزده را دشوار میکنند. در نتیجه، «Mononoke» میتواند پس از پایان هر روایت نیز در ذهن بماند: نه فقط به سبب تصویرهای عجیب، بلکه بهخاطر احساس ناخوشایندی که از برخورد با رنج و مسئولیت بر جا میگذارد. ضرباهنگ و موسیقی کندی آغازین بعضی روایتها ممکن است برای مخاطبی که به حادثههای پیدرپی خو گرفته است، آزمون صبر باشد.
مجموعه زمان میگذارد تا محیط، شخصیتها و نشانهها جا بیفتند؛ این مکثها در مواردی به تعلیق کمک میکنند، اما همیشه به یک اندازه ثمربخش نیستند. گاهی پیش از آنکه راز داستان به حرکت درآید، فضا بیش از حد درجا میزند. اگر تماشاگر با انتظار کشف تدریجی همراه شود، این کندی معنایی پیدا میکند؛ وگرنه احتمال دارد آن را کشآمدن روایت تلقی کند.
موسیقی و طراحی صدا نیز در برخی لحظهها دقیقاً با انتظار عاطفی تماشاگر همراستا نیستند. این ناهمخوانی میتواند فضای غریب اثر را تقویت کند، اما گاه از شدت ترس یا اندوه صحنه میکاهد و حس بیرونماندن از روایت به وجود میآورد. بااینهمه، کیفیت صوتی در کلیت اثر بهاندازهٔ تصویرها تعیینکننده نیست؛ ستون اصلی تجربه همچنان طراحی هنری و ساختار معمایی داستانهاست.
« شخصیتها همیشه در جایگاههای اخلاقی روشن نمینشینند و رازها، داوری شتابزده را دشوار میکنند. »
جمعبندی
جمعبندی «Mononoke» تجربهای نامتعارف و بهیادماندنی است؛ مجموعهای که وحشت را با معما، افسانه را با نقد رفتار انسانی و داستانگویی را با تصویرپردازی نمادین درهم میآمیزد. هویت بصری نیرومند، تنوع روایتها و حضور رازآلود داروفروش، آن را از بسیاری از آثار همدورهاش متمایز میکنند.
در برابر، آغازهای آرام، روایتهای گاه دشوارفهم و موسیقی نههمیشههماهنگ ممکن است فاصلهای میان اثر و بخشی از مخاطبان ایجاد کنند. بااینحال، همین بیقاعدگی و امتناع از توضیحدادن همهچیز، بخشی از شخصیت مجموعه است. «Mononoke» برای تماشای شتابزده ساخته نشده؛ اثری است که از مخاطب میخواهد به جزئیات بنگرد، سکوتها را جدی بگیرد و اجازه دهد رازها بهتدریج شکل بگیرند.
پاداش این همراهی، نه فقط دیدن ارواحی هراسآور، بلکه روبهروشدن با داستانهایی است که ترس را از جهان فراطبیعی به درون زندگی آدمها بازمیگردانند.
« هویت بصری نیرومند، تنوع روایتها و حضور رازآلود داروفروش، آن را از بسیاری از آثار همدورهاش متمایز میکنند. »
ثبت دیدگاه