نقد و بررسی
نقد مونیکا، ای عزیزم (Monica, O My Darling) | 2022
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
نئونوآر در لباس سرگرمی عامهپسند «Monica, O My Darling» ساختهٔ Vasan Bala، فیلمی هندی از سال ۲۰۲۲ است که جنایی، معمایی، کمدی سیاه و نئونوآر را درهم میآمیزد. فیلم از همان ابتدا روشن میکند که قرار نیست با یک معمای قتل سرراست روبهرو باشیم؛ قرار است وارد جهانی شویم که در آن جاهطلبی، ترس و منفعتطلبی به هم گره میخورند و هر شخصیت میکوشد از آشفتگی پیشآمده برای خود راهی به سوی رهایی پیدا کند.
همین آمیختگیِ ژانرها، مهمترین امتیاز و در عین حال یکی از خطرهای فیلم است: اثر میخواهد هم تعلیق بسازد، هم تماشاگر را بخنداند و هم با لحن و ظاهر خود بازی کند. در بیشتر لحظات، این ترکیب بهخوبی از پسِ این کار برمیآید. جهانی که همه در آن چیزی پنهان میکنند داستان در پیرامون یک شرکت رباتیک و آدمهایی میگردد که در ساختار قدرت آن جایگاهی دارند یا برای بهدستآوردنش رقابت میکنند.
Jayant، متخصصی باهوش و بلندپرواز، در موقعیتی قرار میگیرد که انتخابهایش بهتدریج از محدودهٔ محاسبههای شغلی فراتر میروند. رابطهای آتشین و ماجرایی مرگبار مسیر او را پیچیده میکند؛ اما فیلم آگاهانه از ارائهٔ تصویری ساده از قربانی، مجرم یا قهرمان پرهیز دارد. آدمها در این جهان بهندرت همان چیزی هستند که در برخورد نخست به نظر میآیند.
این فضای اخلاقاً خاکستری با حالوهوای نئونوآر فیلم سازگار است. بلندپروازی در «Monica, O My Darling» صرفاً میل به موفقیت نیست؛ نیرویی است که میتواند روابط انسانی را به معامله بدل کند و افراد را به توجیه تصمیمهایی سوق دهد که پیشتر از آنها فاصله میگرفتند. فیلم از این زاویه به محیط کار شرکتی نیز نگاه طعنهآمیزی دارد: رقابت بر سر جایگاه و نفوذ، گاه چنان مضحک و بیرحمانه تصویر میشود که مرز میان کمدی و تهدید محو میگردد.
« در بیشتر لحظات، این ترکیب بهخوبی از پسِ این کار برمیآید. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
معماری معما و بازی با انتظار یکی از جذابترین ویژگیهای فیلم، شیوهٔ چیدن سرنخها و اطلاعات است. روایت به تماشاگر اجازه میدهد حدس بزند، اما هر بار که تصور میکنیم نقشهٔ کلی را فهمیدهایم، زاویهای تازه پیش رویمان میگذارد. پیچشها از آن نوع نیستند که فقط برای غافلگیری لحظهای طراحی شده باشند؛ اغلب، اطلاعات پیشین را در قالبی تازه بازخوانی میکنند و پرسشهای بیشتری دربارهٔ انگیزهها و مناسبات شخصیتها پدید میآورند.
البته همهٔ پیچشها به یک اندازه غیرقابلپیشبینی نیستند. تماشاگرانی که با تریلرهای جنایی آشنا هستند ممکن است پیش از آشکارشدن بعضی از نکتهها به نتیجههایی نزدیک شوند. اما پیشبینیپذیریِ محدود، لزوماً تجربه را از بین نمیبرد؛ جذابیت فیلم تنها در پاسخ به این پرسش نیست که «چه کسی؟»، بلکه در مسیر رسیدن به پاسخ و پیامدهای آن نیز قرار دارد.
فیلم با جابهجا کردن مرکز توجه میان معما، نقشهها و شخصیتها، تماشاگر را وادار میکند پیوسته فرضیههایش را بازبینی کند. بهتر است دربارهٔ جزئیات بیشتر گفته نشود؛ بخشی از لذت اثر دقیقاً در کشف تدریجی همین لایههاست. شخصیتها و بازیها Rajkummar Rao نقش Jayant را با ترکیبی از هوش، اضطراب و خودخواهی کنترلشده اجرا میکند.
او قهرمانی بیعیبونقص نمیسازد؛ شخصیتش بیش از آنکه تماشاگر را به تحسین وادارد، او را به مشاهدهٔ دقیقتر وامیدارد. Rao در نمایش مردی که میکوشد اوضاع را زیر کنترل نگه دارد، اما از تناقضهای درونی خود گریزی ندارد، حضور مؤثری دارد. بازی او بهویژه زمانی خوب عمل میکند که اعتمادبهنفس ظاهری شخصیت با نشانههایی از هراس و تردید شکاف برمیدارد.
« معماری معما و بازی با انتظار یکی از جذابترین ویژگیهای فیلم، شیوهٔ چیدن سرنخها و اطلاعات است. »
شخصیتها و اجرا
Huma Qureshi در نقش Monica حضوری پررنگ و حسابشده دارد. Monica بهسادگی در قالب یک چهرهٔ اغواگر یا محرک داستان محصور نمیشود؛ او در مناسبات قدرت نقشی فعال دارد و آگاهیاش از جایگاه خود، بر فضای فیلم اثر میگذارد. در کنار او، Radhika Apte با بازی در نقش افسر پلیس Naidu انرژی طنزآمیزی به فیلم میبخشد.
زمانبندی کمدی او دقیق است و ورودش به صحنهها معمولاً تنش را از بین نمیبرد، بلکه آن را به شکلی نامعمول تغییر میدهد. این سه بازیگر، هر یک با جنس متفاوتی از حضور، به حفظ تعادل میان جنایت، اغراق و شوخی کمک میکنند. کمدی سیاه و طنزی بر لبهٔ اضطراب طنز فیلم از لطیفههای جداافتاده و بیرون از جهان داستان نمیآید؛ بیشتر از برخورد شخصیتها با موقعیتهایی شکل میگیرد که باید جدی و حتی ترسناک باشند، اما رفتار آدمها در آنها رنگی از پوچی و دستپاچگی دارد.
همین تضاد، کمدی سیاه اثر را میسازد. گاه تماشاگر همزمان با خندیدن، از اینکه خندهاش در دل موقعیتی چنین خطرناک شکل گرفته، احساس ناآرامی میکند. این لحن دوگانه از نقاط قوت فیلم است، اما گاهی به مرز زیادهروی نزدیک میشود. برخی رفتارها و تأکیدهای نمایشی آنقدر پررنگاند که بهجای افزودن به شخصیتپردازی، بیشتر توجه را به شگرد اجرایی جلب میکنند.
در چنین لحظاتی، فیلم انگار از تماشاگر میخواهد نهفقط با داستان همراه شود، بلکه مدام از بازیگوشی خود نیز لذت ببرد. این خودآگاهی بخشی از هویت اثر است، اما همیشه به یک اندازه ظریف و متوازن باقی نمیماند. موسیقی، تصویر و حالوهوای گذشتهنگر موسیقی یکی از عناصر تعیینکنندهٔ فضای فیلم است.
« Huma Qureshi در نقش Monica حضوری پررنگ و حسابشده دارد. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
آهنگها و موسیقی متن، حالوهوایی یادآور سینمای عامهپسندِ قدیمیتر میسازند و در عین حال با فضای معاصر داستان در تضاد قرار میگیرند. این انتخاب صرفاً تزئینی نیست: موسیقی به فیلم کمک میکند میان تعلیق و شوخی حرکت کند، بدون آنکه کاملاً به یکی از این دو قطب فروبغلتد. عنوان فیلم نیز به ترانهای شناختهشده از سینمای هند پیوند دارد و این ارجاع بخشی از گفتوگوی اثر با حافظهٔ سینمایی تماشاگر است.
طراحی صحنه و تصویرپردازی نیز در خدمت همین جهان پرزرقوبرق و کمی نامأنوساند. فضای شرکت و اجتماع پیرامون آن، با تأکید بر نمایش، موفقیت و منزلت، پسزمینهای مناسب برای شخصیتهایی میشود که همگی چیزی برای پنهانکردن دارند. فیلم از نشانههای بصری و ارجاعهای سینمایی نیز بهره میگیرد؛ بااینحال، لذت بردن از آنها برای فهم داستان ضروری نیست.
گاهی هم موسیقی بیش از اندازه درنگ میکند: ترانهای در میانهٔ فیلم طولانیتر از نیاز صحنه به نظر میرسد و ریتمی را که تا آن لحظه بهخوبی پیش میرفته، موقتاً از حرکت بازمیدارد. ریتم و لغزشهای پایانی در بخش عمدهٔ زمان، فیلم پرتحرک و سرگرمکننده است. اطلاعات تازه، تغییر موقعیتها و برخوردهای طنزآمیز اجازه نمیدهند روایت بهسادگی از نفس بیفتد.
این پویایی برای اثری که بر معما و پیچش تکیه دارد حیاتی است: هرچه روایت سریعتر حرکت کند، تماشاگر فرصت کمتری برای فاصلهگرفتن از بازی پیدا میکند. بااینحال، شتاب همیشه به معنای انسجام نیست. در بخش پایانی، جمعکردن چند خط داستانی و حفظ لحن نامتعارف فیلم دشوارتر میشود و نتیجه گاهی اندکی شلخته به نظر میرسد.
« طراحی صحنه و تصویرپردازی نیز در خدمت همین جهان پرزرقوبرق و کمی نامأنوساند. »
قوتها و کاستیها
بعضی از ایدهها و اداهای سبکی نیز بیش از اندازه بر صحنه تحمیل میشوند. فیلم در لحظاتی که به شوخطبعی و اغراق خود اعتماد دارد، جذابتر است؛ اما هرگاه همان ویژگی را بیش از حد برجسته میکند، از ظرافتی که در بخشهای موفقترش دیده میشود فاصله میگیرد. این کاستیها تجربه را خراب نمیکنند، ولی مانع از آن میشوند که پایانبندی به اندازهٔ مسیر پرپیچوخم پیش از خود، یکپارچه و دقیق احساس شود.
جمعبندی «Monica, O My Darling» تریلری جنایی و خوشساخت است که سرگرمکنندگی را با کمدی سیاه، موسیقی گذشتهنگر و بازیهای پرانرژی درهم میآمیزد. نیروی اصلی آن در روایت چندلایه و لذتِ دنبالکردن نقشههایی است که پیوسته شکل عوض میکنند؛ در کنار آن، بازی Rajkummar Rao، Huma Qureshi و Radhika Apte به جهان فیلم جان میدهد.
اثر از پیشبینیپذیریِ بعضی پیچشها، یک ترانهٔ طولانی و نابجا، و جمعبندی نهچندان منسجم در پایان آسیب میبیند، اما همچنان تجربهای پرجنبوجوش و بهیادماندنی عرضه میکند. فیلمی است که بهتر است با دانستن هرچه کمتر دربارهٔ جزئیات داستان تماشا شود؛ نه به این دلیل که صرفاً یک معمای غافلگیرکننده دارد، بلکه چون بازی آن با انتظار مخاطب، بخش مهمی از لذت تماشاست.
« بعضی از ایدهها و اداهای سبکی نیز بیش از اندازه بر صحنه تحمیل میشوند. »



ثبت دیدگاه