نقد و بررسی
نقد شبنشینی مامانها (Moms' Night Out) | 2014
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
ایدهای آشنا با ظرفیت عاطفی «شبی بیرون از خانهٔ مادران» ساختهٔ اندرو و جان اروین، کمدیای دربارهٔ چند مادر است که میخواهند برای چند ساعت از مسئولیتهای روزمره فاصله بگیرند. آلیسون، ساندرا و ایزی برای شبی دوستانه برنامه میریزند و مراقبت از بچهها را به همسرانشان میسپارند؛ تصمیمی ساده که در منطق کمدی فیلم به زنجیرهای از آشفتگیها و سوءتفاهمها میانجامد.
فیلم از این پیشفرض آشنا، هم برای ساختن موقعیتهای خندهآور استفاده میکند و هم برای طرح پرسشی جدیتر: آیا مادر میتواند لحظهای برای خودش بخواهد، بیآنکه احساس کند از وظیفهاش کوتاهی کرده است؟ جذابیت آغازین فیلم از همین دوگانگی میآید. یک سو میل به فراغت و گفتوگوی بزرگسالانه قرار دارد و سوی دیگر عادت، نگرانی و احساس مسئولیتی که حتی در ساعات دوری از خانه نیز دست از سر شخصیتها برنمیدارد.
این کشمکش بالقوه مادهٔ خوبی برای کمدی و درام فراهم میکند؛ اما فیلم در ادامه همیشه نمیداند کدام وجه را باید در مرکز نگه دارد. کمدیِ هرجومرج و مسئلهٔ باورپذیری بخش مهمی از شوخیها بر وارونهکردن انتظارها بنا شده است: همسرانی که باید امور خانه را اداره کنند، برنامهای که از کنترل خارج میشود و مادرانی که هرچه بیشتر میکوشند شب را آرام و بیدردسر سپری کنند، بیشتر گرفتار دردسر میشوند.
« جذابیت آغازین فیلم از همین دوگانگی میآید. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
این سازوکار گاهی مؤثر است. انرژی جمعی بازیگران و انباشتهشدن گرفتاریها به برخی صحنهها جنبوجوش میدهد و فیلم را به کمدیای مناسب تماشای سبک و بیتکلف بدل میکند. بااینحال، «هرچه ممکن است خراب شود، خراب میشود» بهتدریج از ترفندی کمیک به قاعدهای مکانیکی تبدیل میشود. رخدادها اغلب نه از انتخابهای دقیق شخصیتها، بلکه برای افزودن یک بحران تازه به جریان داستان رخ میدهند.
در نتیجه، بعضی موقعیتها بیش از آنکه از دل رفتار انسانی سر برآورند، بهانهای برای شوخی بعدی به نظر میرسند. اغراق ذات کمدی است، اما هنگامی که اغراق پیوند خود را با شخصیت و موقعیت از دست بدهد، خنده نیز دشوارتر به دست میآید. برخی شوخیها بهجای آنکه از مشاهدهٔ دقیق زندگی خانوادگی نیرو بگیرند، بر شلوغی و واکنشهای بزرگ تکیه میکنند؛ شیوهای که برای همهٔ مخاطبان یکسان جواب نمیدهد.
شخصیتها و گرمای بازیها بازی سارا درو در نقش آلیسون به فیلم مرکز عاطفی میدهد. او شخصیتی را تصویر میکند که میان عشق به خانواده و فرسودگی از فشار مسئولیت معلق مانده است. این دوگانگی، اگرچه گاه با صراحتی بیش از اندازه بیان میشود، در حضور او باورپذیرتر به نظر میرسد. پاتریشیا هیتون نیز به ساندرا نوعی اطمینان و صمیمیت میبخشد؛ حضوری که میتواند در لحظات آشفته، تعادل جمع را حفظ کند.
« بااینحال، «هرچه ممکن است خراب شود، خراب میشود» بهتدریج از ترفندی کمیک به قاعدهای مکانیکی تبدیل میشود. »
شخصیتها و اجرا
آندریا لوگان وایت در نقش ایزی نیز به ترکیب دوستانهٔ فیلم گرما میافزاید. شان آستین و دیگر بازیگران مرد در خط روایی همسران، به کمدیِ مبتنی بر جابهجایی مسئولیتها کمک میکنند. نقطهٔ قوت گروه بازیگران آن است که رابطهها کاملاً سرد یا صرفاً ابزاری به نظر نمیرسند؛ میان شخصیتها نوعی آشنایی و مهر وجود دارد که فیلم را از مجموعهای از لطیفههای جداافتاده دور میکند.
بااینحال، فرصت پرداخت عمیق به هر شخصیت محدود است. برخی آدمها بیشتر با یک ویژگی یا نقش کمیک تعریف میشوند تا با کشمکشی مستقل و تحولپذیر. تصویر مادری: ستایش و محدودیت در لایهٔ زیرین کمدی، فیلم میخواهد از ارزش مادران و دشواری کار مراقبت سخن بگوید. آلیسون صرفاً در پی سرگرمی نیست؛ او میخواهد از تصور دائمیِ ناکافیبودن فاصله بگیرد و به این اطمینان برسد که ارزشش به بینقصبودن وابسته نیست.
این پیام، بهویژه برای مخاطبی که تجربهٔ فرسودگی یا احساس گناه در نقش والدگری را میشناسد، میتواند دلنشین باشد. فیلم همچنین یادآوری میکند که مراقبت از خود، لزوماً به معنای بیاعتنایی به خانواده نیست. اما نحوهٔ صورتبندی این پیام همیشه به همان اندازهٔ نیتش سنجیده نیست. فیلم گاهی مادرانگی را چنان آرمانی و تمامخواهانه تصویر میکند که خستگی و نیاز به استقلال فقط در قالب بحران یا شوخی مجال بروز مییابد.
« آندریا لوگان وایت در نقش ایزی نیز به ترکیب دوستانهٔ فیلم گرما میافزاید. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
در همین حال، تصویر پدرانی که ناگهان باید بار مراقبت را به دوش بکشند، میتواند هم به طنز موقعیت کمک کند و هم ناخواسته این تصور را تقویت کند که مراقبت روزمره اساساً قلمرو مادران است. فیلم در بهترین لحظات به همدلی و تقسیم مسئولیت نزدیک میشود، اما در برخی لحظات به کلیشهای تکیه میکند که میتوانست دقیقتر و تازهتر به آن نگاه کند.
ریتم و ساختار روایی ریتم فیلم از یکدستی برخوردار نیست. آغاز، موقعیت اصلی را روشن میکند و انتظار تماشاگر را برای برخورد دو جهان متفاوت میسازد: شبِ بیرون و مراقبتِ داخل خانه. سپس داستان برای مدتی در مسیر میانی کند میشود؛ گویی نمیتواند میان پیشبردن ماجرا و مکث بر احساسات آلیسون تعادل برقرار کند.
این مکثها گاه به پیام انسانی اثر خدمت میکنند، اما همیشه از نظر دراماتیک بهاندازهٔ کافی بسط نمییابند. در بخشهای بعدی، شتاب و آشفتگی جای آن کندی را میگیرد. رخدادها با سرعتی فزاینده روی هم انباشته میشوند، بیآنکه همهٔ آنها فرصت پیدا کنند پیامد عاطفی یا کمیک خود را کامل کنند.
« ریتم و ساختار روایی ریتم فیلم از یکدستی برخوردار نیست. »
قوتها و کاستیها
از این رو، تماشاگر ممکن است در نیمهٔ نخست منتظر حرکت بیشتر بماند و در نیمهٔ بعد با ازدحام رویدادها روبهرو شود. ویرایش و کارگردانی در تنظیم حجم شوخیها و تنشها همیشه موفق نیستند؛ برخی صحنهها میتوانستند با مکثی کوتاهتر و ضرباهنگی دقیقتر، هم خندهآورتر و هم مؤثرتر باشند. این نوسان از انسجامی میکاهد که ایدهٔ مرکزی فیلم به آن نیاز دارد.
لحن و جهانبینی فیلم «شبی بیرون از خانهٔ مادران» کمدیای خانوادگی و متکی بر نگاه ارزشی و معنوی است. این جهانبینی در گرایش فیلم به خانواده، بخشایش، پذیرش خود و یافتن معنا در زندگی روزمره آشکار میشود. برای مخاطبی که با چنین رویکردی همدلی دارد، این لحن میتواند صادقانه و آرامشبخش باشد.
اثر قصد ندارد تلخی را به مرکز تجربهٔ خود بیاورد؛ ترجیح میدهد حتی در دل خستگی، راهی به سوی امید و پیوند خانوادگی باز کند. در مقابل، این لحن گاهی پیچیدگی مسئله را زود جمع میکند. تعارضهایی که به فشارهای واقعی زندگی خانوادگی اشاره دارند، ممکن است با نتیجهگیریهای ساده و عاطفی مهار شوند، پیش از آنکه به تمامی بررسی شوند.
« این نوسان از انسجامی میکاهد که ایدهٔ مرکزی فیلم به آن نیاز دارد. »
جمعبندی
فیلم میان شوخی پرتحرک، احساسات خانوادگی و پیام اخلاقی رفتوآمد میکند، اما همیشه گذارهای میان این لحنها نرم نیست. همین مسئله باعث میشود بخشهایی از اثر بیشتر شبیه تأکید بر پیام باشند تا کشفی تازه دربارهٔ شخصیتها. جمعبندی «شبی بیرون از خانهٔ مادران» ایدهای قابلهمذاتپنداری دارد و در بهترین لحظاتش با بازیهای گرم، فضای دوستانه و پیامی مهربان دربارهٔ ارزشمندی مادران دلنشین میشود.
فیلم بهدرستی به خستگی و احساس ناکافیبودن میپردازد و یادآوری میکند که مادران نیز به استراحت، دوستی و زمانی برای خود نیاز دارند. بااینهمه، اغراق در شوخیها، اتکای گاهبهگاه به کلیشهها و نوسان ریتم، مانع از آن میشود که این ظرفیت عاطفی به کمدیای کاملاً منسجم بدل شود. حاصل، فیلمی است که بیش از دقت در ساخت موقعیتهای کمیک، بر نیت صمیمانه و گرمای گروه بازیگران تکیه دارد.
اگر مخاطب با کمدی خانوادگیِ پرهرجومرج و پیامهای صریح دربارهٔ خانواده همراه باشد، اثر لحظاتی سرگرمکننده و دوستداشتنی فراهم میکند؛ اما برای کسی که طنزی ظریفتر، شخصیتپردازی گستردهتر یا نگاهی نقادانهتر به تقسیم مسئولیتهای خانوادگی میجوید، تجربهای ناهموارتر خواهد بود.
« همین مسئله باعث میشود بخشهایی از اثر بیشتر شبیه تأکید بر پیام باشند تا کشفی تازه دربارهٔ شخصیتها. »



ثبت دیدگاه