نقد و بررسی
نقد Momentum | 2015
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
میان سرقت و توطئه «Momentum» فیلمی اکشن و دلهرهآور به کارگردانی Stephen S. Campanelli است که با سرقتی در کیپتاون آغاز میشود؛ سرقتی که قرار است عملیاتی حسابشده و بیدردسر باشد، اما با آشکارشدن هویت الکس، مسیرش به تعقیبی مرگبار و ماجرایی سیاسی تغییر میکند. الکس، با بازی Olga Kurylenko، زنی با گذشتهای پنهان و مهارتهایی کمنظیر است؛ کسی که در میانهٔ گریز از آدمکشانی حرفهای، ناچار میشود نهفقط برای زندهماندن، بلکه برای فهمیدن حقیقت و پاسخدادن به خشونتی که بر نزدیکانش رفته است، بجنگد.
حضور یک ابزار ذخیرهسازی اطلاعاتی در میان اموال سرقتشده، پیوند داستان را با توطئهای دولتی برقرار میکند و دامنهٔ خطر را از یک دزدی ناموفق فراتر میبرد. این طرح از همان آغاز به الگوی آشنای تریلرهای تعقیبوگریز وفادار میماند: قهرمانی با گذشتهای پررمزوراز، گروهی از مأموران فاسد، قاتلی خونسرد و اطلاعاتی که میتواند مناسبات قدرت را برهم بزند.
فیلم چندان در پی پنهانکردن این آشنایی نیست؛ مسئله این است که آیا میتواند از دل عناصر آشنا، کششی تازه بسازد یا نه. پاسخ، بسته به انتظار تماشاگر، دوگانه است: برای مخاطبی که اکشن پیدرپی میخواهد، فیلم سرگرمی قابلقبولی فراهم میکند؛ اما برای کسی که به شخصیتپردازی و تعلیق داستانی اهمیت بیشتری میدهد، کمبودهایش زود آشکار میشود.
ریتم پرشتاب، با هزینهٔ تنوع «Momentum» بهندرت از حرکت میایستد. سرقت، تعقیب، درگیری و گریز، زنجیرهای از موقعیتهای پرتنش میسازند که فیلم را در بیشتر زمان خود بهسرعت پیش میبرند. همین شتاب، یکی از مهمترین امتیازهای اثر است: صحنهها بهسرعت از یک خطر به خطر بعدی میرسند و تماشاگر فرصت چندانی برای جداشدن از مسیر تعقیبوگریز پیدا نمیکند.
« میان سرقت و توطئه «Momentum» فیلمی اکشن و دلهرهآور به کارگردانی Stephen S. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
فیلم برای بخش عمدهٔ زمانش بر کنش فیزیکی و تهدید فوری تکیه دارد؛ انتخابی که آن را برای تماشای تفننی مناسب میکند، بهویژه اگر مخاطب انتظار روایت پیچیدهای نداشته باشد. مدت فیلم نیز حدود نودوشش دقیقه است و ساختار فشردهاش با همین رویکردِ بیوقفه تناسب دارد. بااینحال، شتاب بهتنهایی به معنای ریتم خوب نیست.
پس از مدتی، تکرار الگوی «تعقیب، تیراندازی، گریز و رویارویی بعدی» از نیروی اولیهٔ خود میکاهد. هر صحنهٔ اکشن اگر به وضعیت تازهای منتهی نشود یا رابطهٔ شخصیتها را تغییر ندهد، کمکم به تکرار حرکتی بدل میشود که فقط مدت فیلم را پُر میکند. در چنین لحظههایی، عنوان فیلم انگار وعدهٔ جنبشی مداوم میدهد، اما این جنبش بیشتر بیرونی است تا دراماتیک: شخصیتها در حرکتاند، ولی داستان همیشه به همان اندازه پیش نمیرود.
الکس؛ قهرمانی توانا با جهان درونی محدود Olga Kurylenko بار اصلی فیلم را به دوش میکشد. الکس باید در برابر تهدیدهای پیدرپی، هم چابکی و مهارت داشته باشد و هم بتواند فشار روانی موقعیت را منتقل کند. کوریلنکو از نظر فیزیکی برای نقش باورپذیر است و حضورش در صحنههای اکشن، بهویژه در نقش زنی که منفعلانه منتظر نجات نمیماند، به فیلم اعتبار میبخشد.
قهرمان فیلم تصمیم میگیرد، واکنش نشان میدهد و در بسیاری از موقعیتها ابتکار عمل را به دست میگیرد؛ ویژگیای که به او استقلال میدهد و مانع میشود صرفاً به انگیزهای برای حرکت قهرمانان دیگر تبدیل شود. اما استقلال عملی الکس با عمق روانشناختی برابر نیست. گذشتهٔ پنهان او و تجربههای پیشینش ظرفیت ساختن شخصیتی چندلایه را دارند، ولی فیلم بیشتر از آنکه این ظرفیت را بکاود، از آن بهعنوان توضیحی فشرده برای تواناییهای رزمی و پایداری او استفاده میکند.
« مدت فیلم نیز حدود نودوشش دقیقه است و ساختار فشردهاش با همین رویکردِ بیوقفه تناسب دارد. »
شخصیتها و اجرا
سوگ و خشم نیز در داستان حضور دارند، اما مجال کافی برای تبدیلشدن به تجربهای پیچیده و ماندگار پیدا نمیکنند. در نتیجه، الکس بیشتر در کنشهایش شناخته میشود تا در تردیدها، تناقضها یا انتخابهای اخلاقیاش. او قهرمانی کارآمد است؛ بااینحال، شناخت ما از درونش به اندازهٔ مهارتهایش رشد نمیکند.
بدمنها، بازیها و فرصتهای نیمهتمام در سوی مقابل، James Purefoy نقش آقای واشینگتن را با نوعی خوشزبانی سرد و خشونت پنهان بازی میکند. او حضوری بهیادماندنیتر از بسیاری از چهرههای پیرامونش دارد، زیرا میان لحن مؤدبانه و رفتار بیرحمانهاش تضادی دیدنی شکل میگیرد. این تضاد به شخصیت حالوهوایی نمایشی میبخشد و از او دشمنی میسازد که صرفاً با اسلحه تهدید نمیکند؛ او از بازی روانی و برتریجویی کلامی هم بهره میبرد.
همین ویژگی، در کنار خونسردیاش، او را به یکی از جذابترین اجزای فیلم بدل میکند. Morgan Freeman در نقش سناتور، با وجود اعتبار و حضوری که نامش برای فیلم به همراه میآورد، فرصت محدودی برای شکلدادن به شخصیتی کامل دارد. نقش او بیشتر در جایگاه بخشی از سازوکار توطئه عمل میکند تا انسانی با انگیزهها و کشمکشهای مستقل.
بنابراین، انتظار از حضور پررنگتر او برآورده نمیشود. افزون بر آن، برخی بازیها و لحنهای متفاوت بازیگران همیشه در کنار هم یکدست نمیشوند؛ گاهی چهرهها چنان اغراقآمیز یا نامأنوس به نظر میرسند که تماشاگر را از فضای اثر بیرون میکشند. فیلم در طراحی دشمنان، بهویژه واشینگتن، موفقتر از پرداخت شخصیتهای فرعی است.
« سوگ و خشم نیز در داستان حضور دارند، اما مجال کافی برای تبدیلشدن به تجربهای پیچیده و ماندگار پیدا نمیکنند. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
اکشن؛ مؤثر در لحظه، فرساینده در تکرار صحنههای اکشن «Momentum» بر خشونت مستقیم، درگیری نزدیک، تیراندازی و تعقیبوگریز تکیه دارند. فیلم میکوشد از ابزارهای سرقت، فضاهای شهری و موانع فیزیکی برای تنوعبخشیدن به تنش استفاده کند. در بخشهایی، این رویکرد کار میکند: خطر ملموس است و الکس ناچار میشود برای عبور از هر مرحله، از تواناییهایش بهره بگیرد.
فیلم در نمایش قهرمانی که خودش از پس موقعیت برمیآید، جذابیتهایی دارد و کوریلنکو نیز انرژی لازم را به این سکانسها میبخشد. مشکل از جایی آغاز میشود که خشونت به جای آنکه نقطهٔ اوج یا نتیجهٔ یک کشمکش باشد، به زبان غالب فیلم بدل میشود. تکرار تیراندازیها و رویاروییهای خشن، پس از مدتی اثرگذاری خود را از دست میدهد.
تماشاگر درمییابد که هر مانع احتمالاً با یک زدوخورد یا شلیک دیگر حل خواهد شد و در نتیجه، عنصر غافلگیری کمرنگ میشود. در چنین ساختاری، تدوین سریع و افزایش شمار صحنههای پرتحرک نمیتوانند جای تغییر و تنوع درام را بگیرند. اکشن ابتدا موتور فیلم است، اما هرچه ادامه مییابد، گاه به بار اضافی آن تبدیل میشود.
داستان و دیالوگها؛ تعلیقی که زودتر از موعد آشکار میشود توطئهٔ سیاسی، سرقت و اطلاعات محرمانه، بستری برای افزودن ابعاد بزرگتر به داستان فراهم میکنند؛ اما فیلم در پرورش این زمینهها چندان کنجکاو نیست. خطوط داستانی بیشتر برای پیوندزدن یک صحنهٔ اکشن به صحنهٔ بعدی به کار میروند تا برای ساختن تصویری پیچیده از قدرت، فساد یا پیامدهای تصمیمهای شخصیتها.
« فیلم میکوشد از ابزارهای سرقت، فضاهای شهری و موانع فیزیکی برای تنوعبخشیدن به تنش استفاده کند. »
قوتها و کاستیها
به همین دلیل، داستان با وجود اهمیت ظاهری موضوعش، عمق متناسبی پیدا نمیکند. گرهها نیز غالباً بر اساس قراردادهای شناختهشدهٔ ژانر پیش میروند و تماشاگر میتواند مسیر کلی خطرها را حدس بزند، حتی اگر از جزئیات بعدی بیخبر باشد. دیالوگها نیز به این ضعف دامن میزنند. گفتوگوها گاهی میکوشند با تهدیدهای صریح، شوخیهای تلخ یا دشنامهای پیاپی به شخصیتها وزن بدهند، اما چنین لحنی همیشه طبیعی از کار درنمیآید.
فحاشی و جملههای کلیشهای، بهجای آنکه رابطهٔ میان آدمها را روشنتر کنند، گاه جای گفتوگوی واقعاً شخصیتساز را میگیرند. در نتیجه، بعضی قهرمانان و دشمنان بیشتر شبیه نقشهایی آشنا در یک تریلر عمومیاند تا افرادی با صدای متمایز. فیلم زمانی موفقتر است که به عمل و واکنش تکیه میکند؛ هرگاه بخواهد از راه دیالوگ شخصیتها را پیچیده کند، محدودیتهای فیلمنامه آشکارتر میشود.
جمعبندی «Momentum» تریلری پرتحرک و خشن است که مهمترین داشتهاش، انرژی بیوقفهٔ صحنههای اکشن و حضور قابلقبول Olga Kurylenko در مرکز ماجراست. James Purefoy نیز با ساختن بدمنی خوشزبان و تهدیدآمیز، به فیلم نیرویی میدهد که در پرداخت برخی چهرههای دیگر کمتر دیده میشود. فیلم برای تماشاگرانی که دنبال سرگرمی مستقیم و تعقیبوگریزهای پیاپیاند، لحظههایی جذاب و پایانبندیای رضایتبخش در چارچوب انتظارات ژانر فراهم میکند.
در مقابل، داستان قابلپیشبینی و کمعمق میماند، شخصیتها به اندازهٔ تواناییهای نمایشیشان بسط نمییابند و تکرار تیراندازی و خشونت، بهویژه در نیمهٔ دوم، از تنش میکاهد. دیالوگهای کلیشهای و دشنامهای فراوان نیز مانع شکلگیری لحنی طبیعی و متمایز میشوند. حاصل، فیلمی است که بیش از آنکه در ذهن بماند، در لحظه سرگرم میکند: اثری مناسب برای تماشای بیتکلف، اما نه تریلری که بتواند از قالبهای آشنای خود فراتر رود.
« به همین دلیل، داستان با وجود اهمیت ظاهری موضوعش، عمق متناسبی پیدا نمیکند. »



ثبت دیدگاه