نقد و بررسی
نقد Momentum | 2015
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
سرقتی که زودتر از داستان به حرکت درمیآید «Momentum» با سرقتی پرتنش آغاز میشود؛ گروهی نقابدار به بانکی در کیپتاون یورش میبرند و میکوشند عملیاتی را که از پیش طراحی کردهاند، بیدرنگ به پایان برسانند. فیلم از همان ابتدا بر سرعت، تعقیب و خشونت تکیه میکند و مخاطب را بدون مقدمهای طولانی به دل ماجرا میاندازد.
این انتخاب در دقایق نخست مؤثر است: فضا پرتحرک است، میزانسنها وعدهٔ یک تریلر سرقتی پرشتاب را میدهند و آشکارشدن هویت الکس در میانهٔ عملیات، نخستین گره روایی را شکل میدهد. بااینحال، شروع پرانرژی فیلم بیش از آنکه پایهای برای گسترش تعلیق باشد، به سکویی برای رشتهای از درگیریها بدل میشود.
طرحِ سرقت، گذشتهٔ پنهان الکس و ورود او به ماجرایی سیاسی، بالقوه ظرفیت ساختن روایتی چندلایه را دارند؛ اما فیلم اغلب از این امکان عبور میکند تا زودتر به صحنهٔ بعدیِ فرار یا زدوخورد برسد. در نتیجه، حرکت هست، اما هر حرکت لزوماً به پیشرفت معنادار داستان نمیانجامد. الکس؛ قهرمانی کارآمد، نه چندان پیچیده الکس، با بازی Olga Kurylenko، از همان آغاز بهعنوان شخصیتی ماهر، خونسرد و توانمند معرفی میشود؛ زنی که در موقعیتهای بحرانی میتواند سریع تصمیم بگیرد و از منابع محدود خود بهره ببرد.
فیلم از او قهرمانی میسازد که تواناییهایش را در عمل نشان میدهد، نه از راه توضیحهای طولانی. این رویکرد با ریتم اکشن سازگار است و برای تماشاگرانی که در پی قهرمانی مقتدر و کنشمحورند، جذابیت دارد. اما شخصیتپردازی الکس کمتر از مهارتهایش بسط مییابد. گذشتهٔ او بهعنوان مأمور پیشین و تجربههای آسیبزایی که بر تصمیمهایش سایه انداختهاند، میتوانستند به کنشهایش وزن عاطفی بیشتری بدهند.
« فیلم از همان ابتدا بر سرعت، تعقیب و خشونت تکیه میکند و مخاطب را بدون مقدمهای طولانی به دل ماجرا میاندازد. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
فیلم اشاراتی به این پیشینه دارد، اما بیشتر از آنکه آن را به درامی زنده تبدیل کند، همچون توضیحی برای تواناییها و خویشتنداری او به کار میگیرد. الکس بیش از آنکه شخصیتی متناقض و در حال دگرگونی باشد، نیروی محرک داستان است؛ کسی که باید از محاصرهای به محاصرهٔ دیگر عبور کند. Kurylenko حضور جسمانی مناسبی برای نقش دارد و باورپذیر است که قهرمان فیلم در موقعیتهای خطرناک دستوپا بسته نماند.
بااینحال، محدودیتهای متن باعث میشود فرصت چندانی برای نمایش طیف عاطفی یا تردیدهای درونی شخصیت پیدا نکند. او باید محکم و مراقب به نظر برسد، اما فیلم کمتر میپرسد این محکمبودن چه بهایی برای او داشته است. ضدقهرمان و بازی با کاریزما یکی از عناصر سرگرمکنندهٔ فیلم، حضور James Purefoy در نقش آقای واشینگتن است؛ آدمکشی حرفهای که مأمور تعقیب الکس میشود.
Purefoy به نقش انرژی و نوعی شوخطبعی تیره میبخشد و در صحنههایی که متن اجازه میدهد، از کاریزمای خود برای ساختن شخصیتی تهدیدآمیز استفاده میکند. او فقط نیرویی بیچهره در برابر قهرمان نیست؛ حضورش قرار است به تعقیبوگریزها رنگی شخصیتر و بازیگوشانهتر بدهد. مسئله آن است که فیلم میان تهدید و خودنماییِ شخصیت تعادل پایداری برقرار نمیکند.
واشینگتن گاه چنان به جملههای نیشدار و رفتارهای نمایشی متکی میشود که خطر واقعیاش کمرنگ میگردد. تکرار این لحن نیز بهتدریج اثر اولیه را فرسوده میکند: بهجای آنکه هر مواجهه وجه تازهای از شخصیت او را آشکار کند، گاهی احساس میشود فیلم همان خصوصیت را با تأکید بیشتری بازگو میکند.
« بااینحال، محدودیتهای متن باعث میشود فرصت چندانی برای نمایش طیف عاطفی یا تردیدهای درونی شخصیت پیدا نکند. »
شخصیتها و اجرا
Morgan Freeman نیز در نقش سناتور، وجه سیاسی ماجرا را نمایندگی میکند. حضور او، با صدای آشنا و وقار همیشگیاش، بهسرعت وزن نمادین پیدا میکند؛ اما نقش او در مقایسه با اهمیت توطئهای که فیلم پیش میکشد، محدود باقی میماند. سناتور بیشتر نشانهٔ قدرتی دور از دسترس است تا شخصیتی که انگیزهها و تناقضهایش با جزئیات پرداخته شده باشد.
اکشن پرشتاب و مسئلهٔ منطق عنوان فیلم نوید حرکتی پیوسته میدهد و «Momentum» در عمل نیز میکوشد به این وعده وفادار بماند. تعقیبوگریزها، درگیریهای نزدیک و جابهجایی سریع میان موقعیتهای خطرناک، بخش بزرگی از زمان فیلم را در اختیار دارند. در چند صحنه، این شتاب به سود اثر عمل میکند: تماشاگر فرصت نمییابد از تنش جدا شود و قهرمان باید بهسرعت راهی برای خروج از مخمصه بیابد.
آغاز فیلم نیز با استفاده از پوششهای ویژه، فضای سرقتی تصویری و پرجزئیات میسازد. ولی سرعت، بهتنهایی جای طراحی دقیق را نمیگیرد. برخی درگیریها چنان به ضربآهنگ و نمایش خشونت وابستهاند که پیوستگی مکانی و علتومعلولیِ حرکتها در اولویت دوم قرار میگیرد. گاهی نیز شخصیتها در موقعیتهایی قرار میگیرند که برای پیشبرد صحنه مناسباند، اما از نظر رفتاری چندان قانعکننده نیستند.
این لغزشها بهویژه وقتی آشکار میشوند که فیلم از مخاطب میخواهد خطر را جدی بگیرد؛ زیرا هر لحظهٔ نامحتمل میتواند از شدت تعلیق بکاهد. در نتیجه، اکشن فیلم دو اثر متضاد دارد. از یکسو، انرژی لازم را فراهم میکند تا اثر در بخشهای میانی از حرکت بازنماند؛ از سوی دیگر، تکرار الگوی محاصره، فرار و مقابله باعث میشود بعضی صحنهها بهجای افزایش اضطراب، خستگی بیاورند.
« Morgan Freeman نیز در نقش سناتور، وجه سیاسی ماجرا را نمایندگی میکند. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
فیلم بهندرت مکثی میکند تا پیامد جسمی یا روانی خشونت را جدی بگیرد و همین امر ممکن است برای گروهی از تماشاگران، کنشها را بیشتر نمایشی کند تا پرخطر. توطئهٔ سیاسی در سایهٔ تعقیبوگریز ورود یک ابزار اطلاعاتی به ماجرای سرقت، فیلم را از داستانی دربارهٔ الماسهای دزدیدهشده به سوی تریلری سیاسی میبرد.
این تغییر، امکان گسترش دامنهٔ روایت را دارد: آنچه ابتدا مسئلهای جنایی به نظر میرسد، به شبکهای از منافع پنهان و قدرت رسمی پیوند میخورد. بااینحال، فیلم این لایه را بیشتر برای بالا بردن stakes و افزودن فوریت به تعقیبها به کار میگیرد تا برای بررسی جدی سازوکار قدرت یا پیامدهای سیاسی آن.
به همین دلیل، توطئه بیشتر کارکردی داستانی دارد تا تحلیلی. اطلاعات مهمی در اختیار مخاطب قرار میگیرد، اما فضای کافی برای فهم دقیق مناسبات میان افراد، نهادها و انگیزهها فراهم نمیشود. هرگاه روایت میتواند درنگ کند و لایههای بیشتری از ماجرا را باز کند، غالباً دوباره به تعقیب الکس بازمیگردد.
این تصمیم با قالب یک تریلر پرتحرک سازگار است، اما اجازه نمیدهد وجه سیاسی فیلم از پسزمینه فراتر رود. دیالوگها و ریتم روایت دیالوگها یکی از نابرابرترین عناصر فیلماند. بعضی جملهها میکوشند شخصیتها را زیرک، طعنهزن یا خطرناک نشان دهند، اما گاه بهجای طبیعیکردن رابطهٔ میان آنها، بر مصنوعیبودن موقعیت میافزایند.
« به همین دلیل، توطئه بیشتر کارکردی داستانی دارد تا تحلیلی. »
قوتها و کاستیها
این مشکل در گفتوگوهای آقای واشینگتن بیشتر به چشم میآید، زیرا شخصیت او پیوسته باید با کلامش برتری یا تهدید خود را یادآوری کند. تکرار این شیوه، اثر شوخیهای تلخ و جملههای کنایهآمیز را کاهش میدهد. از سوی دیگر، ریتم تند فیلم سبب میشود برخی شخصیتها پیش از آنکه فرصت پیدا کنند به افرادی متمایز بدل شوند، از داستان کنار بروند یا صرفاً به کارکردی روایی محدود بمانند.
رابطهها اغلب با چند نشانه معرفی میشوند و سپس در خدمت پیشبرد عملیات قرار میگیرند. در چنین ساختاری، تماشاگر ممکن است بداند هر شخصیت در ماجرا چه نقشی دارد، اما کمتر احساس کند با انسانی کامل و مستقل روبهروست. فیلمبرداری و تدوین، بهویژه در صحنههای تعقیب، میکوشند شهر و فضای پیرامونی را جزئی از حرکت داستان کنند.
کیپتاون به اثر بافتی مشخص میدهد، ولی این ویژگی در همهٔ بخشها به نیروی بصری ماندگاری بدل نمیشود. گاهی تدوین شتابزده و خشونت پرحجم، جزئیات کنش را میپوشاند و از وضوح صحنه میکاهد. جمعبندی «Momentum» تریلری است که بیش از هر چیز بر حرکت، درگیری و حضور بازیگرانش تکیه دارد. آغاز سرقتی پرهیجان، قهرمان اکشنِ توانمند با بازی Olga Kurylenko و کاریزمای سرگرمکنندهٔ James Purefoy، برای فیلم لحظاتی جذاب میآفرینند.
بااینحال، داستان قابلپیشبینی، شخصیتپردازی کمعمق و دیالوگهایی که گاه بیش از اندازه به خودشان توجه دارند، مانع میشوند این انرژی به تجربهای منسجم و ماندگار تبدیل شود. فیلم در بهترین لحظاتش سرگرمی پرشتابی است که مخاطب را از یک خطر به خطر بعدی میبرد؛ در ضعیفترین لحظاتش، چنان به همین حرکت پیوسته وابسته میشود که فرصت ساختن تعلیق عمیقتر یا شخصیتهایی بهیادماندنی را از دست میدهد.
« تکرار این شیوه، اثر شوخیهای تلخ و جملههای کنایهآمیز را کاهش میدهد. »
جمعبندی
بنابراین «Momentum» را میتوان اثری مناسب برای علاقهمندان به تریلرهای اکشنِ مستقیم دانست، بهشرط آنکه از آن انتظار پیچیدگی روایی یا کاوش جدی در شخصیتها نداشته باشند.
ثبت دیدگاه