نقد و بررسی
نقد Mojin: The Lost Legend | 2015
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
ماجراجوییای میان افسانه و خاطره «Mojin: The Lost Legend» فیلمی چینی به کارگردانی Wuershan است که از جهان رمانهای ماجراجویانهی «Ghost Blows Out the Light» بهره میگیرد؛ جهانی که در آن مقبرهگشایی نه صرفاً جستوجوی گنج، بلکه آمیزهای از دانش، آیین، خطر و مواجهه با گذشته است. فیلم از همین نقطه نیروی نخستین خود را میگیرد: گروهی که زمانی در کار خود مهارت داشتهاند، از حرفهشان کناره گرفتهاند و اکنون باید بار دیگر به دل تاریکی بازگردند.
بازگشت آنان، در ظاهر برای کشف راز ناپدیدشدن عزیزی است، اما در لایهای عمیقتر مواجههای با خاطره، حسرت و ناتوانی از رهاکردن گذشته به شمار میرود. فیلم میکوشد همزمان چند جنس متفاوت را در خود جای دهد: ماجراجویی پرحادثه، فانتزی رازآلود، کمدی رفاقتی و درامی دربارهی فقدان. این بلندپروازی گاه به اثر غنا میبخشد و گاه موجب پراکندگی آن میشود.
«Mojin» در بهترین لحظههایش قصهای دربارهی آدمهایی است که تصور میکنند میتوانند گذشته را پشت سر بگذارند، اما در عمل هنوز زیر سایهی انتخابها و فقدانهای پیشین زندگی میکنند. در لحظههای کمرمقتر، همین مضمونها زیر انبوهی از اتفاقها و جلوههای نمایشی کمرنگ میشوند. روایتی که از گذشته نیرو میگیرد ساختار داستانی فیلم بر رفتوآمد میان اکنون و خاطرات گذشته بنا شده است.
Hu Bayi و Wang Kaixuan سالها پیش در ماجرایی تلخ با Ding Sitian روبهرو شدهاند و آن تجربه بر مسیر زندگیشان اثر گذاشته است. اکنون، پس از سالها دوری از حرفهی مقبرهگشایی، درخواست بازگشت به کار آن خاطره را دوباره زنده میکند. Shirley Yang نیز در کنار آنها قرار میگیرد؛ شخصیتی که هم در ماجراجویی نقش دارد و هم در مناسبات عاطفی گروه جایگاهی تعیینکننده پیدا میکند.
« این بلندپروازی گاه به اثر غنا میبخشد و گاه موجب پراکندگی آن میشود. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
این طرح، بدون آنکه نیاز به افشای رازهای داستان داشته باشد، روشن میسازد که جستوجوی بیرونی برای یافتن چیزی گمشده، با جستوجویی درونی برای فهم آنچه از دست رفته پیوند خورده است. بااینحال، پیوند میان دو خط زمانی همیشه به یک اندازه روان نیست. فیلم گاهی با شتاب از معمایی به خاطرهای عاطفی، و از آن به صحنهای پرتحرک میپرد؛ در نتیجه، تمرکز تماشاگر میان انگیزههای شخصیتها و خطرهای مسیر تقسیم میشود.
شماری از اطلاعات و قواعد دنیای فیلم نیز با چنان اطمینانی به زبان میآیند که گویی تماشاگر از پیش با آنها آشناست. این ویژگی برای مخاطبی که با جهان قصههای مقبرهگشایانهی چینی آشنایی دارد میتواند بخشی از جذابیت باشد، اما برای دیگران گاه فاصلهای میان منطق داستان و دریافت عاطفی ایجاد میکند.
گروه بازیگران و گرمای رابطهها بزرگترین سرمایهی انسانی فیلم، گروه بازیگران اصلی و کیفیت رابطهی میان آنان است. Chen Kun در نقش Hu Bayi مردی را تصویر میکند که ظاهر آرام و حسابگرش نمیتواند خاطرهی قدیمی را کاملاً پنهان کند. بازی او به شخصیت نوعی دوگانگی میبخشد: از یکسو در موقعیت خطر، اهل تصمیمگیری است؛ از سوی دیگر، در برابر عواطف خود چندان آسوده و مطمئن نیست.
این کشمکش، پیوند او با Shirley را از یک رابطهی فرعی ساده فراتر میبرد و به آن حسی از احتیاط و ناتمامی میدهد. Huang Bo در نقش Wang Kaixuan انرژی متفاوتی وارد فیلم میکند. او رفیقی است که شوخطبعی و میل به زندگی روزمرهاش گاه سپری برای پنهانکردن اندوهی دیرپا به نظر میرسد. در سوی دیگر، Shu Qi به Shirley حضوری محکم و مستقل میبخشد؛ او صرفاً همراه قهرمانان مرد نیست و در موقعیتهای عملی و عاطفی سهم خود را در پیشبرد روایت دارد.
« بااینحال، پیوند میان دو خط زمانی همیشه به یک اندازه روان نیست. »
شخصیتها و اجرا
پیوند این سه شخصیت، بهویژه در لحظاتی که خطر آنها را ناچار به همکاری میکند، فیلم را از تبدیلشدن به نمایش پیوستهی تلهها و هیولاها نجات میدهد. Angelababy نیز در بخشهای مربوط به گذشته حضور دارد و خاطرهی Ding Sitian به نیروی محرک عاطفی داستان بدل میشود. بااینهمه، شوخیهای فیلم همیشه همنشین مناسبی برای لحن اندوهبار آن نیستند.
برخی از لحظات کمدی بهجای آنکه تنش را سبک کنند، آن را قطع میکنند؛ گویی فیلم در تعیین نسبت میان شوخی و سوگ مردد مانده است. ازاینرو، رابطههای شخصیتها در بخشهایی عمق مییابند، اما در بخشهای دیگر زیر فشار شوخیهای پرصدا یا توضیحهای شتابزده قرار میگیرند. مقبرهها، طراحی صحنه و تصویر صحنههای کاوش در مقبرهها مهمترین جاذبهی دیداری فیلماند.
فضای زیرزمینی، راهروهای تنگ، گذرگاههای لرزان، تلههای مرگبار و نشانههای رازآلود، بستری مناسب برای ماجراجویی میسازند. فیلم بهخوبی میداند که جذابیت این فضا فقط به خطر فیزیکی وابسته نیست؛ بخشی از کشش آن از حس ورود به مکانی ناشناخته میآید، جایی که هر نقش یا شیء ممکن است حامل قاعدهای پنهان باشد.
استفاده از رنگهای پرکنتراست و عناصر فانتزی، دنیایی میسازد که با واقعگرایی محض فاصله دارد و بیشتر به افسانهای پرزرقوبرق شباهت پیدا میکند. اما این طراحی دیداری همواره به نفع تعلیق عمل نمیکند. در بعضی صحنهها، جلوههای ویژه چنان آشکار و مصنوعیاند که تماشاگر را از جهان فیلم بیرون میکشند.
« بااینهمه، شوخیهای فیلم همیشه همنشین مناسبی برای لحن اندوهبار آن نیستند. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
حرکتها و رخدادهای پرشتاب نیز گاه بهجای ساختن هیجان، وضوح صحنه را کاهش میدهند. نبردها و مواجهه با تهدیدهای فراطبیعی از نظر ایده ظرفیت بالایی دارند، ولی تدوین و نمایش تصویری همیشه فرصت نمیدهند خطر را بهدرستی احساس کنیم. این نابرابری سبب میشود جلوههای بصری فیلم گاهی خیالانگیز و بهیادماندنی باشند و گاهی به یادآوری محدودیتهای فنی آن بینجامند.
ریتم و توازن ژانری با زمانی نزدیک به دو ساعت، «Mojin» فرصت دارد جهان خود را بگستراند، اما این فرصت را همیشه با انضباط روایی همراه نمیکند. فیلم در آغاز، شخصیتها و گذشتهی آنان را معرفی میکند و سپس بهتدریج به ماجراجویی اصلی نزدیک میشود. در ادامه، رشتهای از خطرها، معماها و گریزها بر پرده میآید؛ بااینحال، تکرار الگوی «مانع تازه، خطر تازه، توضیح تازه» در بخشهایی از میانهی فیلم از تازگی ماجرا میکاهد.
برخی صحنهها طولانیتر از نیازی که برای تعلیق یا شخصیتپردازی دارند پیش میروند. ریتم نامتوازن از تداخل ژانرها نیز اثر میپذیرد. فیلم میان ماجراجوییِ سبکبال، درام عاطفی و فانتزی ترسناک رفتوآمد میکند، اما این لحنها همیشه بهنرمی به یکدیگر متصل نمیشوند. هنگامی که فیلم بر خطر و فضای وهمآلود تمرکز میکند، امکان دارد شوخی ناگهانی ضرب صحنه را بشکند؛ هنگامی که به عاطفه نزدیک میشود، حادثهی بعدی مجال ماندن در آن احساس را نمیدهد.
حاصل، اثری است که لحظههای سرگرمکنندهی فراوان دارد، ولی پیوستگی و فشردگی یک ماجراجویی کلاسیک را بهتمامی به دست نمیآورد. زیرمتن خاطره و تعلق در زیر لایهی پرتحرک فیلم، پرسشی دربارهی نسبت آدمها با گذشته وجود دارد: آیا خاطره را میتوان کنار گذاشت، یا هر بازگشت به مکانی قدیمی، زخمهای فراموششده را دوباره میگشاید؟
« حرکتها و رخدادهای پرشتاب نیز گاه بهجای ساختن هیجان، وضوح صحنه را کاهش میدهند. »
قوتها و کاستیها
مقبره در این معنا فقط محل پنهانشدن گنج نیست؛ فضایی است که شخصیتها را با آنچه دفن کردهاند روبهرو میکند. گذشته برای Hu و Wang تجربهای مشترک است، اما معنای یکسانی ندارد. همین تفاوت در نگاه آنان به فقدان، به رفاقتشان تنش میدهد و در عین حال به آن بُعد انسانی میبخشد. فیلم گاه میکوشد خاطرات تاریخی و فضای اجتماعی دورهی گذشته را نیز به این مضمون پیوند بزند.
این لایه میتواند جالب باشد، زیرا ماجراجویی را از قصهای صرفاً مبتنی بر کشف اشیای باستانی فراتر میبرد. اما پرداخت آن به اندازهی خط عاطفی مرکزی روشن و منسجم نیست. ازاینرو، برخی اشارهها بیشتر حس پراکندگی میآفرینند تا اینکه معنایی تازه و کامل به روایت ببخشند. بهترین لحظههای فیلم زمانی شکل میگیرند که این زیرمتن نه در قالب توضیح مستقیم، بلکه از راه رفتار و تردید شخصیتها احساس میشود.
جمعبندی «Mojin: The Lost Legend» ماجراجوییای پرزرقوبرق و گاه دلنشین است که از فضای مقبرههای باستانی، رمزهای ناشناخته و همراهی گروهی قدیمی انرژی میگیرد. بازیگران اصلی به آن گرما میبخشند و پیوند میان Hu، Wang و Shirley مانع میشود که فیلم صرفاً رشتهای از تلهها و جلوههای تصویری باشد.
همزمان، جلوههای ویژهی نابرابر، ریتم کشدار و دشواری در آشتیدادن شوخی با اندوه، از انسجام آن میکاهند. اثر در مجموع بیشتر به سبب جهان دیداری و عاطفهی نهفته در روابط شخصیتها در خاطر میماند تا بهواسطهی روایتی کاملاً سنجیده. برای تماشاگر علاقهمند به ماجراجوییهای فانتزی و داستانهای کاوش در مکانهای رازآلود، فیلم لحظههای سرگرمکننده و چشمنوازی دارد؛ اما نیروی اصلی آن نه در حل معماهای مقبره، بلکه در بازگشت شخصیتها به خاطراتی است که هرگز بهدرستی از آنها رها نشدهاند.
« مقبره در این معنا فقط محل پنهانشدن گنج نیست؛ فضایی است که شخصیتها را با آنچه دفن کردهاند روبهرو میکند. »



ثبت دیدگاه