نقد و بررسی
نقد موب سایکو ۱۰۰ (Mob Psycho 100) | 2016
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
اثری دربارهٔ نیرویی که درون آدمی میجوشد «Mob Psycho 100» در ظاهر داستان پسری نوجوان با تواناییهای ذهنی خارقالعاده است؛ اما جذابیتش نه از قدرت او، بلکه از میلش به عادیبودن سرچشمه میگیرد. شیگهئو کاگهیاما، که همه او را «موب» میخوانند، نمیخواهد با نیرویی که دارد بر دیگران چیره شود یا هویتش را به آن گره بزند.
او میخواهد زندگی کند، دوستی بیابد و خودش را بشناسد. همین خواستهٔ ساده، در جهانی آکنده از ارواح، مدعیان قدرت و سازمانهای مرموز، به موتور عاطفی داستان بدل میشود. موب احساساتش را بهسادگی بروز نمیدهد و فشارهای درونیاش در قالب درصدی رو به افزایش بازنمایی میشوند؛ تمهیدی روایی که هم تعلیق میسازد و هم پرسشی اساسی پیش میکشد: اگر احساسات را برای مهار خطر سرکوب کنیم، آیا واقعاً بر خود مسلط شدهایم؟
اثر پاسخ را در مسیر تجربههای موب میجوید، بیآنکه او را به قهرمانی بینقص یا آموزگار اخلاق تبدیل کند. قهرمانی که در پی برتری نیست بسیاری از داستانهای ابرقدرتی، رشد قهرمان را با افزایش توانایی و پیروزی بر حریفان میسنجند. «Mob Psycho 100» معیار دیگری پیش مینهد. موب نه در پی قدرت بیشتر است و نه میخواهد با استعدادش جایگاهی ویژه برای خود بسازد.
« او میخواهد زندگی کند، دوستی بیابد و خودش را بشناسد. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
او بهتدریج میآموزد که توانایی ذهنی، هرقدر چشمگیر، جای مهارتهای روزمره، شجاعت اجتماعی یا شناخت خویشتن را نمیگیرد. این نگاه، نبردها را از مسابقهای صرف برای سنجش نیرو فراتر میبرد. رویارویی با هر مدعی قدرت، فرصتی است برای دیدن تفاوت دیدگاهها: آیا توانایی استثنایی به صاحبش حق فرمانروایی میدهد؟
آیا ارزش آدمها را میتوان با استعداد یا دستاوردشان سنجید؟ پاسخ سریال در رفتار موب شکل میگیرد؛ او غالباً میکوشد پیش از داوری، دیگران را بفهمد. چنین رویکردی گاهی او را آسیبپذیر میکند، اما همین آسیبپذیری هستهٔ انسانی شخصیت اوست. رابطهٔ موب و ریگن؛ آموزگاری نامتعارف یکی از دلنشینترین محورهای داستان، رابطهٔ موب با آراتاکا ریگن است؛ مدیومی که بیش از آنکه به نیروهای فراطبیعی متکی باشد، به مهارت کلامی و نمایش اعتمادبهنفس تکیه میکند.
فاصلهٔ میان ظاهر استادانهٔ او و واقعیت تواناییهایش منبعی پیوسته برای طنز است، اما رابطهشان صرفاً شوخی با یک فریبکار نیست. ریگن، با همهٔ عیبها و مصلحتاندیشیهایش، گاه همان چیزی را به موب یادآوری میکند که قدرت فراوان ممکن است از نظر پنهان کند: داشتن توانایی، مجوزی برای آزار دیگران نیست.
« این نگاه، نبردها را از مسابقهای صرف برای سنجش نیرو فراتر میبرد. »
شخصیتها و اجرا
این پیوند به سریال گرمایی خاص میبخشد، زیرا هر دو شخصیت چیزی از دیگری میگیرند، بیآنکه رابطهشان به الگویی ساده و بیتناقض فروکاسته شود. ریگن همیشه الگوی قابلاعتماد و بینقصی نیست و موب نیز شاگردی نیست که بیچونوچرا از او پیروی کند. کشمکش میان وابستگی، اعتماد و استقلال، در دل موقعیتهای طنزآمیز جا میگیرد و به قصه عمقی فراتر از ماجراهای روزمره میدهد.
طنز، آشوب و نوسان لحن طنز «Mob Psycho 100» از تضادها نیرو میگیرد: چهرهٔ آرام موب در برابر اتفاقهایی که هر لحظه میتوانند به فاجعه بدل شوند؛ جدیت مدعیان قدرت در برابر پوچی ادعاهایشان؛ و شکوه ظاهری جهان فراطبیعی در برابر مسائل بسیار معمول نوجوانی. شخصیتهای عجیب و واکنشهای نامنتظر، فضای اثر را سرزنده نگه میدارند و مانع میشوند که جدیت مضمون، داستان را سنگین و یکنواخت کند.
بااینحال، تغییر ناگهانی از شوخی به لحظههای جدی همیشه بیلغزش نیست. گاهی لحن کمدی چنان پررنگ میشود که ورود به تنش عاطفی یا خطر واقعی، اندکی ناگهانی به نظر میرسد. این نوسان را میتوان بخشی از هویت پرانرژی اثر دانست، اما در بعضی بخشها پیوستگی فضای داستان را کاهش میدهد. همچنین برخی درگیریها زودتر از انتظار به نقطهٔ اوج میرسند؛ ایده یا تهدید جذاب است، اما مجال کافی برای انباشتهشدن اضطراب و انتظار پیدا نمیکند.
« ریگن همیشه الگوی قابلاعتماد و بینقصی نیست و موب نیز شاگردی نیست که بیچونوچرا از او پیروی کند. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
تصویرسازیای که از قاب بیرون میزند سبک بصری سریال یکی از جسورانهترین داراییهای آن است. طراحیها گاه ساده، ناهنجار و عمداً خام به نظر میرسند، اما این انتخاب در کنار حرکتهای پرشتاب و انفجار رنگ، زبانی متناسب با آشفتگی روانی و نیروی ذهنی میسازد. اثر به جای آنکه همواره تصویری صیقلی و یکدست عرضه کند، شکل و ضرباهنگ تصویر را با حالوهوای صحنه تغییر میدهد.
نتیجه، جهانی است که در لحظههای عادی بیتکلف و در لحظههای فوران قدرت، بیقرار و مهارنشدنی جلوه میکند. این اغراق صرفاً نمایش مهارت فنی نیست؛ با مضمون اثر پیوند دارد. جهش ناگهانی حرکت و رنگ، فاصلهٔ میان خویشتن آرام موب و نیرویی را که درونش جمع شده محسوس میکند. با این همه، شلوغی برخی صحنهها ممکن است نگاه را از جزئیات مهم منحرف سازد.
وقتی حرکت، جلوههای بصری و تغییرات پیاپی به اوج میرسند، دنبالکردن کنش اصلی برای لحظاتی دشوار میشود. این انتخاب گاه چشمگیر است و گاه به بهای وضوح تمام میشود. بلوغ، بدن و زندگی روزمره زیر لایهٔ فراطبیعی، داستانی دربارهٔ بزرگشدن قرار دارد؛ دربارهٔ نوجوانی که میخواهد بدون تکیه بر امتیازی استثنایی، در جهان جایی برای خود پیدا کند.
« تصویرسازیای که از قاب بیرون میزند سبک بصری سریال یکی از جسورانهترین داراییهای آن است. »
قوتها و کاستیها
تلاش موب برای عضویت در باشگاه بدنسازی یا نزدیکشدن به همسالانش، در کنار تواناییهایی که میتوانند بر هر مانعی غلبه کنند، معنایی روشن دارد: برخی دگرگونیها را نمیتوان با نیروی ذهنی به دست آورد. اعتمادبهنفس، دوستی و پذیرش خویش از مسیر تمرین، خطا و ارتباط با دیگران میآیند. از این رو، سریال مفهوم کنترل را با سرکوب یکی نمیگیرد.
مهارکردن احساسات به معنای بیاعتنایی به آنها نیست؛ مسئله آن است که آدمی احساس خود را بشناسد و مسئولیت رفتارش را بپذیرد. این مضمون از طریق کنشها و روابط شخصیتها بهتدریج جان میگیرد و به ماجراهای ارواح و قدرتهای ذهنی لنگری عاطفی میدهد. جمعبندی «Mob Psycho 100» اثری پرتحرک و نامتعارف است که نیروی اصلیاش را از پرسشی انسانی میگیرد: اگر استعدادی خارقالعاده داشته باشیم، آیا همان استعداد تمام هویت ماست؟
موب پاسخی ساده و قهرمانانه عرضه نمیکند؛ او با تردید، اشتباه و تلاش برای برقراری رابطه پیش میرود. در کنار این مسیر، طنز نافذ، رابطهٔ گرم و پیچیدهٔ او با ریگن و تصویرسازی جسورانه، سریال را از بسیاری از روایتهای معمول قدرتمحور متمایز میکند. نوسان لحن، شتاب بعضی رویاروییها و تراکم بصری در چند صحنه مانع از آن میشود که هر بخش به یک اندازه پرداختشده باشد.
« اعتمادبهنفس، دوستی و پذیرش خویش از مسیر تمرین، خطا و ارتباط با دیگران میآیند. »
جمعبندی
بااینحال، این کاستیها از انسجام هستهٔ عاطفی اثر نمیکاهند: موب نمیخواهد بر دیگران چیره شود؛ میخواهد خودش را بفهمد و در کنار دیگران زندگی کند. این خواسته، در جهانی که همه در پی نمایش قدرتاند، بهراستی کنش قهرمانانهتری است.
« این خواسته، در جهانی که همه در پی نمایش قدرتاند، بهراستی کنش قهرمانانهتری است. »



ثبت دیدگاه