نقد و بررسی
نقد Mississippi Mermaid | 1969
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
میان خیال عاشقانه و واقعیت خطرناک «Mississippi Mermaid» ساختهٔ فرانسوا تروفو، فیلمی است که از یک خیال آشنا آغاز میکند: مردی تنها، زنی را پیش از دیدار حضوری از خلال نامهها و تصویری دوردست دوست میدارد و انتظار دارد زندگیاش با رسیدن او معنایی تازه پیدا کند. اما فیلم خیلی زود نشان میدهد که عشقِ مبتنی بر تصویر، بیش از آنکه شناختی از دیگری باشد، آینهای از آرزوهای خودِ عاشق است.
لوئی ماهه، کشتکار مرفه تنباکو در رئونیون، با زنی که گمان میکند ژولی روسل است ازدواج میکند؛ زنی که نه به عکس فرستادهشده شباهت دارد و نه قرار است بهسادگی در نقش همسر آرمانی او باقی بماند. همین فاصله میان تصور و واقعیت، موتور تعلیق و در عین حال کانون عاطفی فیلم است. تروفو قصه را صرفاً به معمای هویت یا ماجرای کلاهبرداری محدود نمیکند.
پرسش اصلی این نیست که زن تازهوارد دقیقاً چه کسی است، بلکه این است که چرا لوئی، با وجود نشانههای هشداردهنده، به پیوند خود با او ادامه میدهد. فیلم از همان ابتدا عشق را احساسی پاک و بیخطر تصویر نمیکند؛ آن را نیرویی میبیند که میتواند ادراک را دگرگون سازد و آدمی را به توجیه تصمیمهایی بکشاند که در شرایط عادی نامعقول به نظر میرسند.
قصهای از نگاه و فریب در آغاز، موقعیت لوئی اندکی مضحک و در عین حال غمانگیز است: او زنی را بر پایهٔ مکاتبه و عکس انتخاب کرده، اما هنگام روبهروشدن با او درمییابد که واقعیت با وعدهٔ تصویر یکی نیست. توضیح زن برای این اختلاف، در ظاهر میتواند سوءتفاهم را برطرف کند؛ بااینحال، تماشاگر از همان ابتدا میفهمد که شکافی جدی میان آنچه گفته میشود و آنچه واقعاً رخ داده وجود دارد.
« همین فاصله میان تصور و واقعیت، موتور تعلیق و در عین حال کانون عاطفی فیلم است. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
تروفو از این داناییِ نابرابر برای ساختن تعلیق بهره میگیرد: تماشاگر جلوتر از لوئی حرکت میکند، اما این آگاهی بهتنهایی همهچیز را پیشبینیپذیر نمیسازد. فیلم در پی آن نیست که راز را با شتاب افشا کند یا هر کنش را به پازلی منطقی بدل سازد. تمرکز بیشتر بر این است که فریب چگونه درون رابطه جا باز میکند و چگونه اعتماد، میل و منفعت به هم گره میخورند.
این انتخاب گاهی به کندی روایت میانجامد؛ برخی کشمکشها بیش از اندازه امتداد مییابند و تکرار تنشهای میان زوج، از نیروی غافلگیرکنندهٔ ماجرا میکاهد. بااینهمه، همین مکثها فرصتی فراهم میکنند تا رابطه از یک دسیسهٔ جنایی ساده فراتر رود و به مطالعهای دربارهٔ وابستگی بدل شود. عشقِ لوئی و قدرتِ زن یکی از جالبترین ویژگیهای فیلم، وارونهکردن نقشهای متعارف زن و مرد است.
لوئی، با ظاهر مرفه و جایگاه اقتصادی قدرتمندش، در مناسبات عاطفی شخصیتی آسیبپذیر و آسانباور دارد؛ زنی که در نگاه نخست ممکن است موضوع میل او به نظر برسد، بهتدریج ابتکار عمل را در دست میگیرد. این جابهجایی، بهویژه در بازی ژانپل بلموندو و کاترین دونو، جان مییابد: بلموندو از تصویر قهرمان پرتحرک و مطمئن فاصله میگیرد و مردی را میسازد که شور عاشقانهاش او را از سنجش واقعیت بازمیدارد؛ دونو نیز با چهرهای آرام و رفتارهایی سنجیده، شخصیتی را مجسم میکند که هم رازآلود است و هم از انفعال فاصله دارد.
بااینحال، فیلم زن را به نمادی یکبعدی از اغواگری تقلیل نمیدهد. گذشته و نیازهای او در رفتارهایش سایه میاندازند، بیآنکه همهٔ اعمالش را توجیه کنند. همین ابهام اخلاقی، جذابیت شخصیت را افزایش میدهد: او هم میتواند خطرناک باشد و هم در لحظههایی به انسانی گرفتار در شرایط خود شباهت پیدا کند.
« فیلم در پی آن نیست که راز را با شتاب افشا کند یا هر کنش را به پازلی منطقی بدل سازد. »
شخصیتها و اجرا
از سوی دیگر، لوئی نیز صرفاً قربانی بیگناهی نیست که هرگز سهمی در وضعیت ندارد؛ میل او به حفظ تصویر آرمانی زن، بخشی از نیرویی است که فریب را ممکن میکند. تروفو در قلمرو تریلر «Mississippi Mermaid» از نشانههای آشنای تریلر و سینمای جنایی استفاده میکند: هویت پنهان، پول، تعقیب، سوءظن و خطری که پشت زندگی مشترک پنهان شده است.
در برخی لحظات میتوان رگههایی از تعلیق هیچکاکی را احساس کرد، بهویژه در شیوهای که اطلاعات قطرهچکانی ارائه میشوند و اشیا یا جزئیات معمولی معنایی تهدیدآمیز پیدا میکنند. اما تروفو به قواعد ژانر وفادار نمیماند. او هیجان را گاه با لحظات روزمره و حتی گفتوگوهای کوچک زناشویی درهم میآمیزد؛ چنانکه رابطهٔ زوج، حتی وسط بحران، همچنان با عادتها و رنجشهای معمول یک زندگی مشترک تعریف میشود.
این آمیختگی، هم امتیاز فیلم است و هم منشأ ناهماهنگی آن. از یک سو، زندگی عادی را در دل موقعیتی نامتعارف زنده نگه میدارد و مانع میشود که شخصیتها تنها مهرههای یک معمای جنایی باشند. از سوی دیگر، ضرباهنگ تریلر را گاهی کند میکند و مانع از آن میشود که دسیسهها با بیشترین قدرت ممکن اثر بگذارند.
بعضی از پیچشها نیز ممکن است برای تماشاگر امروز چندان غافلگیرکننده نباشند؛ فیلم بیش از آنکه بر شوک روایی تکیه کند، به تغییر تدریجی توازن قدرت و دگرگونی احساسات متکی است. مکان، فضا و تصویر رئونیون در شروع فیلم فقط پسزمینهای دلانگیز نیست؛ جزیره با فاصلهاش از فرانسه و دورافتادگیاش، به حالوهوای تعلیق و انزوای قصه کمک میکند.
« اما تروفو به قواعد ژانر وفادار نمیماند. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
لوئی در محیطی زندگی میکند که ثروت و خلوت در آن به هم پیوستهاند. این جهانِ بسته، برای مردی که میخواهد رابطهای تازه را آغاز کند، هم پناهگاه است و هم دام. جغرافیای فیلم، با جابهجایی میان فضاهای گرم و آشنا و مکانهای سردتر و ناآرامتر، دگرگونی عاطفی شخصیتها را نیز بازتاب میدهد.
فیلمبرداری و طراحی صحنه در خدمت جلوهفروشی صرف نیستند؛ بیشتر فضایی میسازند که در آن زیبایی با تهدید همنشین میشود. تصویر زن میتواند اغواگر باشد، اما همین زیبایی به نشانهای از فاصله و ناشناختگی بدل میشود. عنوان فیلم نیز از همین دوگانگی نیرو میگیرد: «پری دریایی» هم وعدهٔ افسون است و هم یادآور موجودی دستنیافتنی که به جهان مرد تعلق ندارد.
حضور کشتی و سفر، حس جابهجایی میان هویتها را تقویت میکند؛ گویی شخصیتها در تمام طول روایت میان آنچه وانمود میکنند و آنچه هستند، در رفتوآمدند. موسیقی، بازی و ریتم موسیقی آنتوان دوهامل به فیلم حالوهوایی عاشقانه و در عین حال ناآرام میبخشد. بهجای آنکه هر لحظهٔ خطر را با تأکیدی پرهیاهو علامتگذاری کند، در پی حفظ پیوند میان شور عاطفی و تعلیق است.
این انتخاب با جهان فیلم تناسب دارد: خطر همیشه از بیرون نمیآید؛ گاه در دل همان احساسی نهفته است که شخصیتها آن را عشق مینامند. بازی دو بازیگر اصلی نیز بخش مهمی از کشش اثر را میسازد. دونو با سکوتها و تغییرات ظریف در حالت چهره، شخصیتی را میآفریند که تماشاگر نمیتواند بهآسانی نیتش را بخواند.
« لوئی در محیطی زندگی میکند که ثروت و خلوت در آن به هم پیوستهاند. »
قوتها و کاستیها
بلموندو در سوی دیگر، مردی را نشان میدهد که اعتمادبهنفس اجتماعیاش در برابر میل عاطفی فرو میریزد. تضاد میان این دو، رابطه را پویا نگه میدارد و موجب میشود هر گفتوگو بیش از معنای ظاهریاش اهمیت پیدا کند. بااینحال، استمرار همین کشمکش در بعضی بخشها به فرسودگی میانجامد؛ فیلم گاهی به جای فشردهکردن تنش، آن را دوباره و دوباره بازمیسازد.
میان شیفتگی و نقد هستهٔ احساسی فیلم در این پرسش نهفته است که آیا عشق میتواند با دانستنِ حقیقت همچنان پابرجا بماند، یا آنچه عشق میخوانیم گاهی وابستگی به تصویری است که از دیگری ساختهایم. لوئی با واقعیت زن روبهرو میشود، اما این شناخت الزاماً او را آزاد نمیکند. برعکس، آگاهی ممکن است رابطه را پیچیدهتر سازد: فرد میتواند از فریب آگاه باشد و بااینهمه، از میل خود دست نکشد.
تروفو چنین وضعیتی را نه بهصورت حکمی اخلاقی، بلکه به شکل تناقضی عاطفی عرضه میکند. در اینجا، فیلم همزمان به افراط رمانتیک و به نقد آن نزدیک میشود. شیفتگی لوئی گاه چنان شدید است که خطرِ ستایشِ تسلیمشدن در برابر رابطهای آسیبزا را ایجاد میکند؛ اما نگاه فیلم کاملاً سادهدلانه نیست.
رفتارهای شخصیتها پیامد دارند و عشق در روایت، آنان را از مسئولیت و ترس معاف نمیکند. همین دوگانگی است که اثر را از یک داستان صرفاً فریبمحور جدا میسازد، هرچند بهسبب نوسان میان ملودرام، تریلر و مطالعهٔ روانشناختی، انسجام آن در همهٔ لحظات یکسان نیست. جمعبندی «Mississippi Mermaid» فیلمی جذاب و نامتعارف دربارهٔ عشق، فریب و قدرت است؛ اثری که بیش از آنکه بخواهد تماشاگر را با پیچشهای پیدرپی شگفتزده کند، به سازوکار شکلگیری دلبستگی و دشواری رهایی از آن توجه دارد.
« بلموندو در سوی دیگر، مردی را نشان میدهد که اعتمادبهنفس اجتماعیاش در برابر میل عاطفی فرو میریزد. »
جمعبندی
بازیهای پرکشش دونو و بلموندو، فضای رازآلود و نگاه تروفو به وارونگی نقشهای عاطفی، فیلم را زنده و تماشایی نگه میدارند. در مقابل، امتداد بعضی کشمکشها و کماثرشدن برخی غافلگیریها، از نیروی روایی آن میکاهد. بااینهمه، اثر در بهترین لحظاتش پرسشی ماندگار پیش میکشد: وقتی دیگری را دوست داریم، آیا خودِ او را میبینیم، یا تصویری را که میل ما برایمان ساخته است؟
« در مقابل، امتداد بعضی کشمکشها و کماثرشدن برخی غافلگیریها، از نیروی روایی آن میکاهد. »
ثبت دیدگاه