نقد و بررسی
نقد حلقه گمشده (Missing Link) | 2019
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
ماجراجویی در جستوجوی جایگاه «Missing Link» با قهرمانی آغاز میشود که بیش از آنکه صرفاً در پی کشف موجودات افسانهای باشد، خواهان آن است که جامعهٔ علمی و اشرافیِ روزگارش کشفهایش را به رسمیت بشناسد. سر لیونل فراست، پژوهشگری جسور و خودشیفته، برای اثبات وجود موجودی افسانهای پا به سفری میگذارد که مسیرش از شمالغربی اقیانوس آرام تا سرزمینهای دوردست میرسد.
در این میان، موجودی که او جستوجو میکند، فقط موضوع پژوهش نیست؛ خود او نیز خواسته و مقصدی دارد و این همراهی، ماجراجویی را به سفری دربارهٔ تعلق و یافتن جایگاه بدل میکند. کریس باتلر، نویسنده و کارگردان فیلم، آشناییزدایی بزرگی از ساختار ماجراجویی نمیکند؛ بلکه از الگوی آشنای سفر، همراهی ناگزیر و موانع پیاپی بهره میگیرد.
نقطهٔ قوت این انتخاب، روشن و بیتکلف بودن روایت است: تماشاگر بیدرنگ درمییابد هر شخصیت چه میخواهد و چرا راهی این مسیر شده است. در مقابل، همین وضوح گاه به پیشبینیپذیری میانجامد. نشانههای روایی معمولاً زودتر از آنچه باید، مقصد خود را آشکار میکنند و داستان کمتر از مسیرهای آشنا منحرف میشود.
« در مقابل، همین وضوح گاه به پیشبینیپذیری میانجامد. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
قهرمانانی با فاصلهای عاطفی لیونل فراست در آغاز، بیش از آنکه قهرمانی دوستداشتنی باشد، مردی گرفتار غرور و میل به تأیید دیگران است. این ویژگی ظرفیت دراماتیک دارد: سفر میتواند او را از توجه به شهرت شخصی به فهم خواستههای همراهانش برساند. اما فیلم گاهی دگرگونی او را بیش از اندازه با نشانههای آشنا روایت میکند و فرصت نمیدهد کشمکش درونیاش به عمق چشمگیری برسد.
او شخصیت پرتحرکی است، اما تماشاگر همیشه به او نزدیک نمیشود. در سوی دیگر، آقای لینک با سادگی و صراحتش گرمای بیشتری به روایت میبخشد. نگاه او به جهان گاه تحتاللفظی و کودکانه است و همین تفاوت، زمینهٔ برخی لحظات طنز را فراهم میآورد. بااینحال، شوخیهای مبتنی بر سوءبرداشت همیشه به نتیجهای خندهآور نمیرسند؛ تکرار این الگو، پس از مدتی تازگی خود را از دست میدهد.
آدلینا فورچونت نیز حضوری مهم در گروه دارد: زنی مستقل و قاطع که صرفاً همراهی برای دو شخصیت مرد نیست. با وجود این، او هم گاه بیشتر کارکردی روایی پیدا میکند تا شخصیتی که زندگی و کشمکشهایش بهطور کامل بسط یافته باشد. سفر، ریتم و نیروی پیشبرنده فیلم از سفر بهمثابه موتور داستان استفاده میکند؛ تغییر مکانها، روبهرو شدن با خطر و ضرورت همکاری، اجزای اصلی پیشروی آناند.
« این ویژگی ظرفیت دراماتیک دارد: سفر میتواند او را از توجه به شهرت شخصی به فهم خواستههای همراهانش برساند. »
شخصیتها و اجرا
حاصل، ماجراجوییای خوشنما و مناسب تماشای خانوادگی است که لحظاتی سرزنده و سرگرمکننده دارد. صحنهٔ قایق از نمونههای موفق فیلم است: حرکت، آشفتگی و خطر در آن بهخوبی کنار هم مینشینند و طراحی بصری به جای آنکه تنها پسزمینه باشد، خود به بخشی از هیجان بدل میشود. بااینحال، ریتم فیلم همواره به یک اندازه چابک نیست.
بعضی ایستگاههای سفر حس تکرار ایجاد میکنند و روایت در میانهٔ راه بیش از اندازه درنگ دارد. مسئله فقط کندی نیست؛ گاهی صحنهها بدون آنکه رابطهٔ شخصیتها را دگرگون کنند یا اطلاعات مهمی به داستان بیفزایند، زمان میگیرند. به همین دلیل، ماجراجوییای که از نظر بصری پیوسته در حرکت است، از نظر دراماتیک در بخشهایی کمشتاب میشود.
تماشاگر ممکن است از ادامهٔ سفر لذت ببرد، بیآنکه همیشه اشتیاقی برابر برای دانستن مقصد بعدی داشته باشد. استاپموشن؛ جهان ساختهشده با دست درخشانترین دستاورد «Missing Link» بیتردید تصویر آن است. استاپموشن فیلم فقط نمایش مهارت فنی نیست؛ به جهان اثر کیفیتی ملموس میبخشد. بافت لباسها، سطح اشیا، چهرهها و محیطها چنان با دقت ساخته شدهاند که گویی میتوان زبری و وزنشان را حس کرد.
« حاصل، ماجراجوییای خوشنما و مناسب تماشای خانوادگی است که لحظاتی سرزنده و سرگرمکننده دارد. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
جزئیات فراوان به تصویر عمق میدهند و طراحی صحنهها، از فضاهای شهری تا چشماندازهای طبیعی، حس جهانگردی و فاصلههای دور را تقویت میکند. فیلم در لحظات پرتحرک نیز از این شیوه بهره میگیرد. حرکتهای پیدرپی و جابهجایی دوربین، به صحنهها انرژی میبخشند، بیآنکه اثر را به تصویری بیهویت و یکدست تبدیل کنند.
گاهی ظرافت و نظم بصری آنچنان چشمگیر است که توجه بیننده را از سادگی پیرنگ میرباید. البته همین شکوه تصویری توقعی بالا میسازد: وقتی جهان تا این اندازه پرجزئیات است، کمرمقی برخی شخصیتها و تکرار بعضی موقعیتهای داستانی بیشتر به چشم میآید. فیلم از نظر ساخت تصویری غنیتر از آن است که از نظر قصهگویی به همان اندازه جسور باشد.
طنز و مضمون تعلق طنز فیلم بیشتر بر تفاوت خُلقوخو و برداشت شخصیتها از جهان استوار است تا شوخیهای تند یا پیچیده. این رویکرد با لحن خانوادگی اثر هماهنگ است، اما میزان موفقیتش یکدست نیست. برخی لحظات از برخورد میان خودبزرگبینی لیونل و صراحت آقای لینک جان میگیرند؛ برخی دیگر بیش از آنکه خندهدار باشند، صرفاً قابلپیشبینیاند.
« فیلم در لحظات پرتحرک نیز از این شیوه بهره میگیرد. »
قوتها و کاستیها
فیلم در جاهایی میان شوخی برای کودکان و کنایه برای بزرگسالان رفتوآمد میکند، اما همیشه تعادل لازم را نمییابد. در زیرِ ظاهر ماجراجویانه، موضوعی انسانیتر جریان دارد: خواستِ پذیرفتهشدن و یافتن جمعی که فرد در آن احساس بیگانگی نکند. فیلم این مضمون را بیپرده و قابلفهم پیش میبرد، اما گاه به جای آنکه آن را از دل رفتار شخصیتها بپروراند، به سوی نتیجهای آشنا و ازپیشقابلحدس میرود.
بااینهمه، همین محور عاطفی به سفر معنا میدهد و کمک میکند ماجرا فقط رشتهای از خطرها و مقصدها نباشد. جایگاه فیلم در کارنامهٔ لایکا لایکا به ساخت آثاری شناخته میشود که در آنها تکنیک استاپموشن با جهانی متمایز و خیالپردازانه پیوند میخورد. «Missing Link» در این مسیر، چهرهای روشنتر و سرخوشتر دارد و نسبت به برخی آثار تاریکتر این استودیو، بر ماجراجویی و سرگرمی تأکید بیشتری میکند.
این تغییر لحن برای مخاطبانی که به قصههای پرتحرک و تصویرپردازی چشمگیر علاقه دارند، امتیاز محسوب میشود؛ اما کسانی که از لایکا انتظار پیچیدگی عاطفی یا فضای نامتعارفتری دارند، ممکن است آن را کماثرتر بیابند. فیلم از حیث فنی جاهطلب است، اما شکوه بصریاش همیشه با عمق دراماتیک همسنگ نمیشود.
« فیلم در جاهایی میان شوخی برای کودکان و کنایه برای بزرگسالان رفتوآمد میکند، اما همیشه تعادل لازم را نمییابد. »
جمعبندی
این شکاف، علت اصلی دوگانگی تجربهٔ تماشاست: میتوان از حرکت، بافت و طراحی آن لذت برد، اما همچنان آرزو کرد روایت شگفتی یا عاطفهٔ بیشتری داشته باشد. نتیجه اثری است که بیش از آنکه با غافلگیری داستانی در ذهن بماند، به واسطهٔ کیفیت جهان دیداریاش یادآوری میشود. جمعبندی «Missing Link» ماجراجوییای خوشساخت از نظر تصویر و سرزنده در لحظات موفقش است؛ فیلمی که با استاپموشن چشمنواز، طراحی پرجزئیات و چند صحنهٔ پرتحرک، دنیایی دیدنی میآفریند.
سفر سه شخصیت اصلی نیز بستری مناسب برای طرح پرسشهایی دربارهٔ غرور، دوستی و تعلق فراهم میکند. اما داستان بیش از اندازه به مسیرهای آشنا تکیه دارد، ریتم در بخشهایی کش میآید و شوخیها و شخصیتپردازیها همیشه آنقدر اثرگذار نیستند که پیوندی عمیق با تماشاگر بسازند. در نهایت، ارزش فیلم بیشتر در چگونگی ساختهشدن جهانش نهفته است تا در تازگی قصهاش.
تجربهای دلچسب و تماشایی برای علاقهمندان انیمیشن و ماجراجویی، اما نه اثری که روایتش به همان اندازهٔ تصاویرش در خاطر بماند.
« سفر سه شخصیت اصلی نیز بستری مناسب برای طرح پرسشهایی دربارهٔ غرور، دوستی و تعلق فراهم میکند. »
ثبت دیدگاه