نقد و بررسی
نقد Miss Bala | 2019
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
میان هیجان و باورپذیری «Miss Bala» محصول ۲۰۱۹، به کارگردانی Catherine Hardwicke، تریلری اکشن است که قهرمانش را از موقعیتی روزمره به میانهٔ شبکهای از خشونت و معاملههای مجرمانه پرتاب میکند. گلوریا برای کمک به دوستش، سوزو، به تیخوانا میرود؛ اما پس از حادثهای خشونتبار، ناچار میشود برای یافتن او در بازی خطرناکی میان کارتل و مأموران مبارزه با مواد مخدر قدم بگذارد.
فیلم از همان آغاز بر کشمکش میان ترس و بقا تکیه دارد: زنی معمولی که نه برای قهرمانبودن آماده شده و نه ابزار لازم را در اختیار دارد، باید در محیطی تازه راهی برای زندهماندن پیدا کند. این موقعیت ظرفیت دراماتیک فراوانی دارد و فیلم از آن برای ساختن روایتی پرشتاب بهره میگیرد. بااینحال، «Miss Bala» در گذر از یک تعقیبوگریز به تعقیبوگریزی دیگر، همیشه نمیتواند فاصلهٔ میان هیجان سینمایی و منطق روایی را حفظ کند.
حاصل، فیلمی است که تماشایش اغلب سرگرمکننده است، اما تنش و اعتبارش پیوسته زیر فشار تصمیمهایی قرار میگیرد که بیش از آنکه از دل شخصیتها و موقعیتها بجوشند، برای پیشبرد داستان به نظر میرسند. قهرمانی که با ترس آغاز میکند نقطهٔ اتکای اصلی فیلم، بازی Gina Rodriguez در نقش گلوریاست.
او شخصیت را نه به شکل یک قهرمان اکشنِ ازپیشآماده، بلکه همچون انسانی مضطرب و سردرگم میسازد که ناگهان درمییابد عقبنشینی همواره ممکن نیست. در بازی رودریگز، ترس و تردید حذف نمیشوند؛ بااینحال، زیر فشار موقعیت تغییر شکل میدهند و به احتیاط، تصمیمگیری و نوعی جسارت بدل میشوند. این پیوستگی عاطفی کمک میکند گلوریا، حتی وقتی فیلمنامه او را به سمت کارهایی نامحتمل میراند، همچنان حضوری قابلدنبالکردن داشته باشد.
« این موقعیت ظرفیت دراماتیک فراوانی دارد و فیلم از آن برای ساختن روایتی پرشتاب بهره میگیرد. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
قدرت بازی او در لحظههای آرامتر نیز دیده میشود؛ جایی که باید بیآنکه کلام زیادی به کار رود، درماندگی، خشم یا تلاش برای حفظ ظاهر را منتقل کند. رودریگز به گلوریا سرسختی میبخشد، اما سرسختی او را با بیاحساسی اشتباه نمیگیرد. از همین رو، تماشاگر میتواند به مسیر تحولش علاقهمند شود، حتی اگر در بعضی بزنگاهها سرعت این تحول بیش از اندازه باشد.
فیلم در شخصیتپردازی گلوریا موفقتر از آن است که در توضیح دقیق تواناییها و محدودیتهای او عمل میکند. جذابیت و ابهامِ چهرهٔ مقابل Ismael Cruz Córdova در نقش لینو، رهبر گروه تبهکار، حضوری پرجاذبه دارد. او شخصیت را با ترکیبی از اعتمادبهنفس، تهدید و گیرایی میسازد؛ کیفیتی که باعث میشود لینو از یک شرور کاملاً یکبعدی فاصله بگیرد.
نگاه و رفتار او گاه بیش از گفتوگوها دربارهٔ قدرت و خطرش سخن میگوید. در کنار رودریگز، کوردوبا به فیلم انرژی میبخشد و حضورش از نقاط قوتی است که حتی در بخشهای کمرمقتر نیز توجه را نگه میدارد. اما همین کاریزما گاهی به زیان فضای تهدیدآمیز فیلم تمام میشود. لینو به جای آنکه همواره چهرهای بیرحم و پیشبینیناپذیر داشته باشد، در لحظاتی بیش از اندازه دلفریب و قابلفهم جلوه میکند.
اعضای گروه او نیز به اندازهای که داستان ادعا میکند هراسانگیز نیستند. از اینرو، خطر حضورشان همیشه به تماشاگر منتقل نمیشود. فیلم میخواهد گلوریا را در محاصرهٔ نیرویی قدرتمند نشان دهد، اما نمایش این قدرت گاه آنقدر مبهم یا سبکپردازیشده است که احساس خطر واقعی جای خود را به انتظار برای صحنهٔ اکشن بعدی میدهد.
« رودریگز به گلوریا سرسختی میبخشد، اما سرسختی او را با بیاحساسی اشتباه نمیگیرد. »
شخصیتها و اجرا
تعلیق، ریتم و صحنههای اکشن «Miss Bala» در ساختن ضرباهنگی تند و قابلتماشا توفیق نسبی دارد. جابهجایی گلوریا میان گروههای مختلف، هر بار موقعیت او را پیچیدهتر میکند و به فیلم امکان میدهد تعلیق را از راه افشای تدریجی اطلاعات و تغییر موازنهٔ قدرت پیش ببرد. صحنههای اکشن، بهویژه هنگامی که گلوریا ناچار است بهسرعت واکنش نشان دهد، سرزنده و سرگرمکنندهاند.
فیلم بهخوبی میفهمد که قهرمانش با نیروی بدنی برتر نمیشود؛ ناچار است از فرصت، زیرکی و بداههپردازی کمک بگیرد. بااینهمه، ریتم پرشتاب همیشه به معنای تعلیق مؤثر نیست. گاهی فیلم چنان زود از یک مانع عبور میکند که فرصت مکث و احساس پیامدهای آن را از دست میدهد. برخی رخدادها باید هولناک یا سرنوشتساز به نظر برسند، اما تدوین و حرکت سریع روایت مجال نمیدهد اثر عاطفیشان تهنشین شود.
در چنین لحظههایی، هیجان بیشتر از آنکه از دل خطر برخیزد، به فراز و فرودهای متوالی صحنهها وابسته است. معمایی که به شکاف منطقی میرسد بزرگترین ضعف فیلم، نه کمبود حادثه، بلکه چگونگی پیونددادن حادثههاست. گلوریا بارها در موقعیتهایی قرار میگیرد که اقتضای آنها مهارت، شناخت یا اعتمادبهنفسی بیش از آنچه فیلم پیشتر برایش ساخته، به نظر میرسد.
داستان از او میخواهد میان نیروهای مختلف حرکت کند و تصمیمهایی بگیرد که گاه بسیار پرمخاطرهاند؛ اما زمینهٔ کافی برای باور به اینکه چرا این نیروها چنین به او وابسته میشوند یا تا این اندازه به قابلیتهایش اعتماد میکنند، فراهم نمیآورد. به همین دلیل، بعضی پیچیدگیها بیشتر شبیه تدبیر فیلمنامه برای رساندن گلوریا به مرحلهٔ بعد هستند تا پیامد طبیعی انتخابهای او.
« تعلیق، ریتم و صحنههای اکشن «Miss Bala» در ساختن ضرباهنگی تند و قابلتماشا توفیق نسبی دارد. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
این گسستها الزاماً همهٔ لحظههای فیلم را از کار نمیاندازند، اما بهتدریج میزان درگیری ذهنی تماشاگر را کم میکنند. هر بار که موقعیتی دشوار به شکلی نسبتاً آسان حل میشود، بخشی از اعتبار تهدید بعدی نیز از میان میرود. فیلم میخواهد هم واقعگرایانه و خشن باشد و هم قهرمانی پیروز و ابتکارمند ارائه کند؛ آشتیدادن این دو خواسته، یکی از دشواریهایی است که بهطور کامل از پس آن برنمیآید.
بازآفرینی خشونت و جهان داستان از آنجا که فیلم بازسازی اثری مکزیکی به همین نام از سال ۲۰۱۱ است، تفاوت نگاه آن اهمیت پیدا میکند. نسخهٔ ۲۰۱۹ بیش از آنکه بر تجربهٔ زیستن در فضای خشونتبار و بیثبات متمرکز بماند، به تریلری اکشن دربارهٔ گرفتارشدن فردی میان گروههای متخاصم نزدیک میشود.
این انتخاب، روایت را روانتر و آشناتر میکند، اما از پیچیدگی اجتماعی و تلخی موقعیت نیز میکاهد. خشونت بیشتر در خدمت بالا بردن ضرباهنگ قرار میگیرد تا شکلدادن به تصویری چندلایه از جامعهای که گلوریا در آن گرفتار شده است. همچنین، رابطهٔ میان گلوریا و دوستش سوزو نیروی عاطفی آغازین داستان است، اما فیلم گاهی از ظرفیت این رابطه به اندازهٔ کافی بهره نمیگیرد.
اگر پیوند آن دو در سراسر روایت حضوری پررنگتر میداشت، انتخابهای گلوریا وزن بیشتری پیدا میکرد و خطرها فقط موانعی برای پیشبرد قصه باقی نمیماندند. در نتیجه، جهان فیلم بیشتر پیرامون قهرمان و کوشش او برای خروج از بحران سامان مییابد تا آنکه زندگی و سرنوشت شخصیتهای پیرامونش را با عمق مشابه دنبال کند.
« هر بار که موقعیتی دشوار به شکلی نسبتاً آسان حل میشود، بخشی از اعتبار تهدید بعدی نیز از میان میرود. »
قوتها و کاستیها
پایانبندی و دامِ اغراق هرچه فیلم به بخش پایانی نزدیکتر میشود، تمایلش به حرکت در محدودهٔ تریلر تجاری آشکارتر میشود. روایت میکوشد کشمکشهای پیشین را به نتیجهای پرتحرک و رضایتبخش برساند، اما در این مسیر از باورپذیری فاصله میگیرد. تحولات پایانی بیش از آنکه حاصل زنجیرهای دقیق از تصمیمها و پیامدها باشند، بر بزرگنمایی توانایی قهرمان و سادهسازی موانع تکیه میکنند.
بدون ورود به جزئیات داستان، میتوان گفت فیلم در این بخش میخواهد هیجان را جایگزین پیچیدگی کند؛ انتخابی که ممکن است برای مخاطبی که صرفاً سرگرمی میخواهد کارآمد باشد، اما برای تماشاگری که منطق درونی روایت را جدی میگیرد، ناامیدکننده است. این اغراق بر تصویری که فیلم از کارتل ساخته نیز اثر میگذارد.
وقتی گروهی قرار است سرچشمهٔ تهدید باشد، اما در عمل پیوسته فرصتهایی برای عبور قهرمان فراهم میکند، خطر شکل نمایشی پیدا میکند. فیلم در اوجهای اکشن خود جان میگیرد، ولی همان لحظهها گاه ضعف ساختاریاش را نیز آشکار میکنند: صحنهها پرتحرکاند، اما پیوند میانشان همیشه استوار نیست. جمعبندی «Miss Bala» فیلمی نابرابر است که نیروی اصلیاش را از بازی محکم Gina Rodriguez، حضور گیرا و کاریزماتیک Ismael Cruz Córdova و چند صحنهٔ اکشن سرگرمکننده میگیرد.
ریتم تند آن کمک میکند روایت، با وجود لغزشهایش، تا پایان تماشایی باقی بماند. بااینحال، ضعف منطق داستانی، تهدید نهچندان ملموس گروه تبهکاران و اغراق در بخش پایانی، مانع از آن میشود که فیلم به تریلری کاملاً قانعکننده بدل شود. ارزش فیلم بیش از آنکه در عمق بخشیدن به جهان جنایت و پیامدهای خشونت باشد، در همراهکردن تماشاگر با گلوریایی است که در دل بحران، تواناییهایی تازه در خود کشف میکند.
« این اغراق بر تصویری که فیلم از کارتل ساخته نیز اثر میگذارد. »
جمعبندی
اگر انتظار روایتی واقعگرایانه و حسابشده از نبرد با کارتل داشته باشید، شکافهای داستانی احتمالاً به چشم خواهند آمد؛ اما اگر فیلم را بهعنوان اثری اکشن با بازی محوری نیرومند و فراز و فرودهای پرشتاب ببینید، میتواند تجربهای سرگرمکننده، هرچند ناتمام و کماعتبار، فراهم کند.



ثبت دیدگاه