نقد و بررسی
نقد مینا سپتامبر (Mina Settembre) | 2021
«Mina Settembre» در ظاهر یک درام اجتماعی ـ عاطفی درباره زنی است که میان دشواریهای زندگی شخصی و مسائل پیچیده مراجعانش در ناپل حرکت میکند، اما جذابیت اصلی آن از جایی شکل میگیرد که این دو قلمرو به یکدیگر گره میخورند. سریال با تکیه بر شخصیتپردازی، فضای شهری ناپل و ترکیبی از تلخی اجتماعی و گرمای انسانی، تلاش میکند قصهای عامهپسند را به تصویری صمیمی از آدمهایی معمولی تبدیل کند. حاصل، اثری است که بیش از آنکه بر غافلگیری یا پیچیدگی روایی متکی باشد، بر همدلی، روابط انسانی و حضور پررنگ شخصیت اصلی استوار است.
R
RaiPlay
+1
وعده ژانری؛ میان درام اجتماعی و کمدی رمانتیک
«Mina Settembre» از همان ابتدا تکلیف خود را با مخاطب روشن میکند: این سریال قرار نیست یک درام اجتماعی سنگین و تلخ باشد و در عین حال نمیخواهد صرفاً یک داستان عاشقانه سبک و سرگرمکننده باقی بماند. اثر در مرز میان درام، کمدی و روایت عاطفی حرکت میکند و همین ترکیب، مهمترین ویژگی ساختاری آن است. شخصیت مینا در مرکز این تلاقی قرار دارد؛ زنی که در زندگی حرفهای خود مصمم، پرتحرک و مسئولیتپذیر است، اما در حوزه عاطفی با تردیدها و تناقضهایی مواجه میشود که تصویری انسانیتر از او به دست میدهد. منابع معرفی سریال نیز بر همین تلفیق فضای اجتماعی، خانوادگی و عاشقانه تأکید دارند. R RaiPlay +1 در بخش اجتماعی، سریال سراغ مسائلی میرود که برای یک دستیار اجتماعی قابل انتظارند: فقر، تنهایی، مشکلات خانوادگی، بحرانهای عاطفی و موقعیتهایی که افراد را در برابر انتخابهای دشوار قرار میدهند. بااینحال، «Mina Settembre» از تبدیل شدن این مسائل به یک بیانیه اجتماعی خشک پرهیز میکند. قصه معمولاً تلاش میکند مسئله را از خلال آدمها روایت کند، نه اینکه ابتدا یک موضوع اجتماعی را انتخاب و سپس شخصیتها را صرفاً به ابزاری برای توضیح آن تبدیل کند. این انتخاب سبب میشود وجه انسانی روایت بر وجه آموزشی آن غلبه داشته باشد. M Movieplayer +1 «Mina Settembre» بیش از آنکه درباره حل کردن مشکلات باشد، درباره روبهرو شدن آدمها با مشکلات است. در سوی دیگر، خط عاشقانه سریال به موتور محرک بسیاری از موقعیتهای شخصی تبدیل میشود. مسئله اینجاست که کمدی رمانتیک گاهی چنان پررنگ میشود که از وزن درام اجتماعی کم میکند؛ نقدهایی که به اثر وارد شده نیز به همین عدم توازن اشاره کردهاند. بااینحال، همین رویکرد برای مخاطبی که از یک سریال تلویزیونی درام، ترکیبی از احساس، طنز و داستانهای مستقل انسانی میخواهد، بخشی از هویت اثر محسوب میشود. M Movieplayer
روایت و ریتم؛ قصهای که به جای شتاب، بر تداوم تکیه دارد
ساختار روایی «Mina Settembre» بیشتر اپیزودیک و موقعیتمحور است تا اینکه تمام ظرفیت خود را صرف یک معمای مرکزی کند. هر مسئله اجتماعی یا خانوادگی، امکان تازهای برای شناخت مینا و اطرافیانش فراهم میکند و در کنار آن، زندگی خصوصی شخصیتها بهصورت تدریجی پیش میرود. چنین ساختاری باعث میشود سریال به جای آنکه صرفاً مخاطب را به دنبال «اتفاق بعدی» بکشاند، بر رابطهای مداوم میان شخصیتها و مخاطب بنا شود. این همان ویژگیای است که آن را از بسیاری از آثار جنایی یا معمایی تلویزیونی جدا میکند؛ مینا قرار نیست کارآگاهی باشد که با حل یک پرونده، هر قسمت را به نقطه اوج برساند. T TvBlog این رویکرد البته بیهزینه نیست. ریتم سریال در بخشهایی عمداً آرام است و برخی کشمکشهای عاطفی بیش از آنچه برای پیشبرد داستان لازم است، ادامه پیدا میکنند. تماشاگرانی که انتظار درامی پرشتاب دارند، ممکن است این امتداد را نوعی کندی تلقی کنند. در مقابل، مخاطبی که به روایت شخصیتمحور علاقه دارد، همین مکثها را فرصتی برای نزدیکتر شدن به آدمها خواهد دانست. سریال از این نظر بیش از آنکه با منطق «تعلیق» پیش برود، با منطق «دلبستگی» حرکت میکند. نکته مهمتر، نحوه پیوند خوردن داستانهای اجتماعی با زندگی شخصی میناست. در بهترین لحظات، مسئلهای که او در محیط کاری با آن مواجه میشود، به شکلی ظریف بازتابی از بحرانهای شخصی خودش میشود و مخاطب متوجه میشود فاصله میان «کمک کردن به دیگران» و «حل کردن مشکلات خود» چندان زیاد نیست. در چنین موقعیتهایی، حرفه مینا فقط یک شغل برای شخصیتپردازی نیست؛ به آینهای تبدیل میشود که تناقضهای درونی او را آشکار میکند. با این همه، بعضی گرههای داستانی گاهی بیش از حد به الگوهای آشنای سریالهای تلویزیونی متکی میشوند. رابطههای عاطفی پیچیده، سوءتفاهمها و کشمکشهای خانوادگی در برخی قسمتها بیشتر برای حفظ تداوم سریال به کار گرفته میشوند تا برای ایجاد تحولی بنیادین در شخصیتها. این ویژگی در فصل نخست قابل تحملتر است، زیرا سریال هنوز در حال تثبیت جهان و شخصیتهای خود است؛ اما از منظر نقد ساختاری، نشان میدهد که اثر همیشه میان ضرورت درام و وسوسه ملودرام تعادل کاملی برقرار نمیکند. S Sara Scrive
Serena Rossi و شخصیت مینا؛ ستون اصلی سریال
اگر قرار باشد تنها یک عنصر را به عنوان مهمترین دلیل موفقیت «Mina Settembre» معرفی کنیم، آن عنصر بدون تردید اجرای Serena Rossi است. مینا شخصیتی است که باید همزمان پرانرژی، آسیبپذیر، مستقل، عاطفی و گاه متناقض باشد. اگر بازیگر در اجرای چنین ترکیبی بیش از اندازه اغراق کند، شخصیت به قهرمانی تلویزیونی و غیرواقعی تبدیل میشود؛ اگر هم بیش از اندازه خویشتندار باشد، بخش مهمی از جذابیت و گرمای او از بین میرود. Rossi در اغلب لحظات توانسته این مرز را با طبیعیبودن حفظ کند و همین مسئله موجب شده مینا بیش از آنکه یک «قهرمان ایدهآل» باشد، زنی آشنا و قابل لمس به نظر برسد. V Vanity Fair +1 یکی از نکات جالب درباره این شخصیت، تضاد میان توانایی او در مواجهه با مشکلات دیگران و ناتوانی نسبیاش در سامان دادن به زندگی خودش است. مینا برای دیگران تصمیم میگیرد، پیگیری میکند، راهحل پیدا میکند و از کنار بحرانها عبور نمیکند؛ اما وقتی پای روابط خودش به میان میآید، همان قاطعیت همیشه در دسترس نیست. این تضاد، شخصیت را از یک الگوی ساده «زن قوی» فراتر میبرد. او قوی است، اما مصون از خطا نیست؛ مستقل است، اما به رابطه و محبت نیاز دارد؛ و در عین کمک به دیگران، خودش نیز گاهی به کسی نیاز دارد که او را درک کند. اجرای Rossi همچنین در لحظات کمتنش اهمیت زیادی پیدا میکند. مینا بخش قابل توجهی از جذابیت خود را نه در دیالوگهای بزرگ، بلکه در واکنشها، نگاهها، مکثها و نوع حضورش در فضای شهری به دست میآورد. همین کیفیت سبب شده است که بازیگر و شخصیت در ذهن مخاطب تا اندازه زیادی به یکدیگر گره بخورند؛ مسئلهای که حتی در بازتابهای پیرامون سریال نیز مورد توجه قرار گرفته و از همخوانی قابل توجه Rossi با نقش سخن گفته شده است. V Vanity Fair +1 نقطه قوت مینا این نیست که همیشه جواب را میداند؛ جذابیت او از این است که با وجود ندانستن، دست از تلاش نمیکشد. در کنار او، بازیگران دیگر نیز به شکلگیری فضای سریال کمک میکنند. Giuseppe Zeno در نقش Domenico وجهی متفاوت از روابط عاطفی مینا را نمایندگی میکند و Giorgio Pasotti در نقش Claudio امکان دیگری برای پرداختن به گذشته و پیچیدگی روابط انسانی فراهم میآورد. Marina Confalone نیز با حضور خود به بخش خانوادگی روایت وزن و رنگ بیشتری میدهد. مشکل اصلی در مورد برخی شخصیتهای فرعی، نه ضعف آشکار بازیگران، بلکه سادهسازی گاهوبیگاه خود شخصیتها در فیلمنامه است؛ یعنی بازیگر باید از کاراکتری محدود، لایههای بیشتری استخراج کند. R RaiPlay +1
ناپل؛ شهری که فقط پسزمینه نیست
یکی از مهمترین عناصر هویتی «Mina Settembre»، شهر ناپل است. سریال در شهری جریان دارد که حضورش نمیتواند به چند نمای زیبا از خیابانها و ساختمانها محدود شود. ناپل در این اثر با تضادهایش دیده میشود: شهری زنده، پرجمعیت، رنگارنگ و صمیمی که در عین حال با فقر، مشکلات اجتماعی و شکافهای خانوادگی دستوپنجه نرم میکند. انتخاب این شهر برای داستانی درباره دستیار اجتماعی، از این نظر اهمیت دارد که مسائل شخصیتها را در یک فضای کاملاً انتزاعی قرار نمیدهد؛ محیط اجتماعی دائماً در اطراف آنان حضور دارد. M Movieplayer +1 تصویرسازی سریال از ناپل البته کاملاً بیطرف و مستندگونه نیست. در بعضی لحظات، شهر به مجموعهای از نشانههای آشنا درباره «ناپل گرم و پرشور» تبدیل میشود و همین مسئله میتواند برای مخاطبی که به بازنمایی واقعگرایانهتر علاقه دارد، بیش از حد رمانتیک به نظر برسد. نقدهایی که اثر را متهم به استفاده از کلیشهها کردهاند، دقیقاً از همین زاویه قابل بررسیاند: گرمای محیط، روابط خانوادگی، شوخطبعی و حتی نوع ارائه برخی موقعیتهای اجتماعی گاهی به تصویری آشنا و تلویزیونی از شهر نزدیک میشوند. C
Corriere Napoli
بااینحال، همین سبکپردازی شهری بخشی از جذابیت سریال است. «Mina Settembre» نمیخواهد یک گزارش اجتماعی درباره ناپل باشد؛ میخواهد در ناپل زندگی کند. خیابانها، محلهها و آدمها بخشی از لحن داستان هستند و حضورشان به اثر نوعی سرزندگی میدهد که اگر از آن گرفته شود، بخش قابل توجهی از هویت سریال نیز از میان خواهد رفت. از این منظر، رابطه مینا با شهر اهمیت ویژهای پیدا میکند. او مدام در حرکت است؛ میان خانه، محیط کار، محلهها و موقعیتهای مختلف جابهجا میشود و این رفتوآمد، ریتم بصری سریال را شکل میدهد. ناپل برای او فقط محل زندگی نیست؛ فضایی است که هویت حرفهای و شخصیاش در آن ساخته شده است. همین پیوند میان شخصیت و مکان، به سریال کیفیتی گرم و ملموس میبخشد.
قوتها و ضعفها؛ جایی میان همدلی و کلیشه
بزرگترین نقطه قوت سریال، توانایی آن در ایجاد همدلی است. «Mina Settembre» میداند چگونه از یک مسئله اجتماعی به داستانی انسانی برسد و مخاطب را وادار کند پیش از قضاوت درباره شخصیتها، شرایط آنان را ببیند. حتی زمانی که فیلمنامه راهحلهایی نسبتاً ساده برای مشکلات پیچیده ارائه میدهد، گرمای بازیها و روابط میان شخصیتها مانع از آن میشود که اثر کاملاً سرد یا شعاری به نظر برسد. همین ویژگی یکی از دلایل مهم ارتباط گسترده سریال با مخاطب عمومی بوده است. V Vanity Fair +1 دومین قوت مهم، لحن سریال است. «Mina Settembre» در بسیاری از لحظات میتواند موضوعی تلخ را مطرح کند، اما آن را در فضایی چنان سنگین عرضه نمیکند که تماشای اثر به تجربهای فرساینده تبدیل شود. طنز، روابط خانوادگی و انرژی شخصیت اصلی، به درام اجازه میدهند نفس بکشد. این تعادل البته همیشه بینقص نیست، اما در بهترین قسمتها باعث میشود احساسات بدون آنکه کاملاً به ابتذال ملودراماتیک سقوط کنند، در مرکز توجه باقی بمانند. در سوی مقابل، کلیشهپذیری یکی از محدودیتهای جدی اثر است. برخی شخصیتهای فرعی بیش از آنکه انسانهایی کاملاً مستقل باشند، کارکرد روایی مشخصی دارند و بعضی کشمکشهای عاطفی نیز بر الگوهایی بنا شدهاند که مخاطب تلویزیون پیشتر بارها دیده است. حتی زمانی که ایده اجتماعی سریال ظرفیت بیشتری برای پیچیدگی دارد، فیلمنامه گاهی به راهحلهای سادهتر و عاطفیتر رضایت میدهد. این همان نقطهای است که تفاوت میان یک سریال خوب و یک اثر واقعاً ماندگار آشکار میشود. M
Movieplayer
مشکل دیگر، نوسان میان واقعگرایی و خیالپردازی تلویزیونی است. حرفه دستیار اجتماعی در سریال گاهی بیشتر شبیه یک قهرمان همهکاره تصویر میشود که میتواند در کوتاهترین زمان وارد هر مسئلهای شود و آن را به سرانجام برساند. این مسئله به جذابیت دراماتیک کمک میکند، اما از اعتبار حرفهای داستان میکاهد. برخی نقدها نیز به همین فاصله میان تصویر تلویزیونی شغل مینا و واقعیت حرفه خدمات اجتماعی اشاره کردهاند. T TvBlog ضعف «Mina Settembre» در کمبود ایده نیست؛ در این است که گاهی ایدههای خوب را با مطمئنترین و آشناترین راهحل روایت میکند.
فرم، موسیقی و زبان عاطفی سریال
از نظر فرم، سریال آگاهانه به سمت یک زیباییشناسی قابل دسترس برای مخاطب عمومی حرکت میکند. قابها معمولاً در خدمت شخصیتها و موقعیتها هستند و دوربین کمتر تلاش میکند با نمایشهای فرمی پیچیده، توجه مخاطب را از داستان منحرف کند. این انتخاب شاید برای تماشاگر علاقهمند به تجربههای بصری جسورانه چندان هیجانانگیز نباشد، اما با ماهیت اثر هماهنگی دارد. «Mina Settembre» میخواهد پیش از آنکه نمایش تکنیک باشد، یک سریال شخصیتمحور باشد. موسیقی و فضای صوتی نیز در همین راستا عمل میکنند. احساسات معمولاً به شکلی مستقیم و قابل فهم تقویت میشوند و موسیقی تلاش نمیکند فاصلهای انتقادی میان مخاطب و شخصیت ایجاد کند. این رویکرد ممکن است گاهی بیش از اندازه احساساتی به نظر برسد، اما در چارچوب سریال قابل درک است. اثر از ابتدا بر صمیمیت بنا شده و موسیقی نیز بخشی از همین زبان عاطفی است. نکته مهمتر، هماهنگی فرم با شخصیت میناست. حرکت مداوم او در شهر، گفتوگوهای سریع، موقعیتهای خانوادگی و حضور پررنگ فضاهای عمومی باعث میشوند سریال حس سکون پیدا نکند، حتی در قسمتهایی که خط اصلی داستان پیشرفت زیادی ندارد. فرم در اینجا در خدمت حس زندگی روزمره است؛ زندگیای که دائماً با یک تماس تلفنی، یک مراجعه، یک دیدار یا یک مشکل تازه قطع میشود. البته این انتخاب فرمی، اثر را از خطر پیشبینیپذیری نجات نمیدهد. هرچه سریال بیشتر به قواعد تلویزیون جریان اصلی نزدیک میشود، میزان غافلگیری بصری و روایی نیز کاهش مییابد. اما همین محافظهکاری در نهایت بخشی از قرارداد اثر با مخاطب است: «Mina Settembre» قرار نیست تجربهای دشوار یا نخبهگرایانه باشد؛ قرار است فضایی آشنا بسازد که تماشاگر بتواند شخصیتهایش را دنبال کند و به مرور به آنها دلبسته شود.
جایگاه اثر و مخاطب هدف
«Mina Settembre» را میتوان نمونهای از سریالهایی دانست که موفقیت خود را نه از پیچیدگی فرمی، بلکه از ترکیب دقیق چند عنصر آشنا به دست میآورند: شخصیت زن مرکزی، مسائل اجتماعی، روابط خانوادگی، عاشقانه، طنز و شهری که خودش بخشی از جذابیت داستان است. بازخورد گسترده مخاطبان و موفقیت پخش اولیه نیز نشان داد که این ترکیب توانسته با بخش بزرگی از تماشاگران تلویزیونی ارتباط برقرار کند. V Vanity Fair +1 مخاطب اصلی اثر احتمالاً کسی است که از یک درام تلویزیونی بیش از هر چیز شخصیتپردازی، روابط انسانی و فضای عاطفی میخواهد. برای چنین تماشاگری، کندی نسبی روایت یا استفاده از کلیشههای ژانری الزاماً ایراد تعیینکننده نیست؛ زیرا جذابیت اصلی در همراهی با مینا و آدمهای اطراف او شکل میگیرد. در مقابل، مخاطبی که به درامهای اجتماعی واقعگرایانه، روایتهای کمملودرام یا شخصیتهای خاکستری بسیار پیچیده علاقه دارد، احتمالاً با برخی انتخابهای سادهسازانه سریال فاصله بیشتری احساس خواهد کرد. نکته قابل توجه این است که سریال در شخصیت مینا به یک الگوی قهرمان زن نسبتاً امروزی نزدیک میشود؛ زنی که حرفهاش را جدی میگیرد، در تصمیمگیری فعال است و قرار نیست تمام هویت خود را از روابط عاشقانه دریافت کند. در عین حال، سریال او را از نیازهای عاطفی و ضعفهای شخصی جدا نمیکند. همین ترکیب باعث میشود مینا نه به یک الگوی کاملاً ایدئال و دستنیافتنی تبدیل شود و نه به شخصیتی که تمام کنشهایش در خدمت رابطه عاطفی باشد. V Vanity Fair +1 «Mina Settembre» بیش از آنکه بخواهد جهان را توضیح دهد، میخواهد آدمهای درون آن را برای مخاطب قابل لمس کند.
جمعبندی؛ گرمای انسانی در برابر سادگی روایی
«Mina Settembre» سریالی نیست که بخواهد با پیچیدگی روایت یا فرم، جایگاه خود را تثبیت کند. نقطه اتکای آن شخصیت اصلی، اجرای Serena Rossi، فضای ناپل و تواناییاش در ترکیب داستانهای اجتماعی با روابط خانوادگی و عاطفی است. این عناصر در کنار هم اثری میسازند که حتی وقتی به کلیشههای تلویزیونی نزدیک میشود، به واسطه صداقت نسبی شخصیتها و گرمای فضای داستانی همچنان قابل دنبال کردن باقی میماند. M Movieplayer +1 در مقابل، سریال از جاهطلبیهای روایی محدودتری برخوردار است. برخی مسائل اجتماعی میتوانستند با عمق بیشتری بررسی شوند، بعضی شخصیتهای فرعی ظرفیت بیشتری برای پیچیدگی داشتند و خطهای عاطفی در بخشهایی بیش از اندازه به قواعد آشنای ملودرام وابسته میشوند. بااینحال، این ضعفها لزوماً هویت اثر را از بین نمیبرند؛ زیرا «Mina Settembre» اساساً بر تجربهای صمیمی و شخصیتمحور بنا شده است، نه بر ارائه تصویری بینقص از جامعه یا خلق روایتی انقلابی. ارزش اصلی سریال در همین تناسب میان سادگی و احساس است. اثر میخواهد مخاطب با مینا همراه شود، ناپل را از خلال زندگی روزمره او ببیند و در مواجهه با مشکلات آدمهای مختلف، پیش از هر چیز انسانیت آنها را درک کند. چنین رویکردی شاید برای همه تماشاگران کافی نباشد، اما توضیح میدهد چرا سریال توانسته فراتر از یک درام معمولی درباره یک حرفه یا یک رابطه عاشقانه عمل کند. در نهایت، «Mina Settembre» را باید اثری گرم، شخصیتمحور و عامهپسند دانست که بهترین لحظاتش را زمانی رقم میزند که به جای اصرار بر پیچیده بودن، به آدمهایش فرصت میدهد ساده، آسیبپذیر و واقعی به نظر برسند. اگر محدودیتهای ملودراماتیک و کلیشههای روایی آن پذیرفته شود، سریال تجربهای انسانی و خوشریتم ارائه میدهد؛ تجربهای که قدرتش نه در شوک و غافلگیری، بلکه در ایجاد دلبستگی تدریجی به شخصیتها و جهان آنهاست. R M T Sources



ثبت دیدگاه