نقد و بررسی
نقد ویژهبرنامهٔ ولنتاین بزرگ و سکسیِ مایکل بولتون (Michael Bolton's Big, Sexy Valentine's Day Special) | 2017
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
مقدمه: ولنتاین در خدمت کریسمس «Michael Bolton's Big, Sexy Valentine's Day Special» از همان عنوانش تکلیف خود را روشن میکند: قرار نیست با کمدیای متعارف، عاشقانه یا حتی کاملاً منسجم روبهرو باشیم. این برنامهٔ ویژهٔ تلویزیونی محصول ۲۰۱۷، با حضور مایکل بولتون و ساختهٔ آکیوا شفر و اسکات آکرمن، ایدهای عامدانه نامعقول را به نقطهٔ آغاز بدل میکند: بابانوئل به بولتون میگوید برای رساندن اسباببازیهای کریسمس به مقصد، به ۷۵ هزار نوزاد تازه نیاز دارد؛ پس بولتون باید با برنامهای تلویزیونی مردم را به عشقورزی تشویق کند.
حاصل، آمیزهای از موسیقی، برنامهٔ خیریهنما، میانپردههای نمایشی و طنزی آگاهانه بیپرواست. این پیشفرض بیشتر از آنکه موتور روایتی دقیق باشد، مجوزی برای رها کردن تخیل کمدی است. اثر میخواهد از منطق معمول فاصله بگیرد و جهانی بسازد که در آن احساسات عاشقانه، مناسبات تلویزیونی و ضرورت تولید اسباببازی با جدیتی ساختگی به هم گره میخورند.
همین فاصلهٔ میان موضوع پیشپاافتاده و اجرای پرطمطراق، مهمترین سرچشمهٔ خندهٔ آن است؛ هرچند راهی که از این ایده تا پایان برنامه طی میشود، همیشه به یک اندازه سرگرمکننده نیست. ساختار: میان برنامهٔ زنده و مجموعهای از طرحکها اثر خود را همچون یک برنامهٔ تلویزیونیِ خیالی سازمان میدهد؛ برنامهای که قرار است هم سرگرم کند، هم مردم را به هدفی عجیب فرابخواند و هم فرصتی برای ظهور مهمانان گوناگون فراهم آورد.
در نتیجه، روایت خطی و پیوسته در اولویت نیست. بخشهایی از آن به شکل اجرای موسیقی یا سخنرانی پیش میروند و بخشهایی دیگر، مانند طرحکهای کوتاه و تبلیغات ساختگی، ناگهان مسیر را عوض میکنند. این ساختار با فضای بیقاعدهٔ اثر تناسب دارد، اما گاهی پیوند میان قطعات آنقدر سست است که مجموعه بیشتر به رشتهای از ایدهها شبیه میشود تا نمایشی با ریتم یکنواخت.
« حاصل، آمیزهای از موسیقی، برنامهٔ خیریهنما، میانپردههای نمایشی و طنزی آگاهانه بیپرواست. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
قالب برنامهٔ متنوع به سازندگان اجازه میدهد مدام لحن و موقعیت را تغییر دهند. از یک لحظهٔ پرزرقوبرق موسیقایی میتوان به صحنهای کوچک و نامتعارف رسید و سپس دوباره به فضای اصلی بازگشت. این جابهجاییها در بهترین لحظات، حس غافلگیری میسازند؛ اما در بخشهایی دیگر، آنقدر سریع یا بیمقدمه رخ میدهند که تماشاگر فرصت نمیکند با شوخی همراه شود.
مسئله این نیست که اثر پیوستگی کلاسیک ندارد؛ آشفتگی بخشی از هویت آن است. مسئله آنجاست که هر آشفتگیای به شوخی مؤثر تبدیل نمیشود. مایکل بولتون: جدیتِ اجراشده، سرچشمهٔ کمدی مایکل بولتون در این برنامه بیش از آنکه نقش یک بازیگر کمدیِ پرتحرک را داشته باشد، با تصویر عمومی خود بازی میکند: خوانندهای مشهور با صدایی پرقدرت و وجههای رمانتیک که در فضایی هرچه نامعقولتر قرار گرفته است.
بخشی از طنز از تضاد میان اجرای جدی و موقعیت مضحک پدید میآید. بولتون معمولاً لازم نیست شوخی را توضیح دهد یا با تأکید به تماشاگر بفهماند که صحنه خندهدار است؛ کافی است با خونسردی و اعتمادبهنفس، در دل موقعیتی نامتعارف باقی بماند. حضور او به برنامه پیوندی مرکزی میدهد که در غیر این صورت شاید زیر بار مهمانان و طرحکهای متعدد پراکنده میشد.
اجرای موسیقاییاش نیز صرفاً تزئین نیست: صدای قدرتمند او یادآوری میکند که این برنامه به یک ستارهٔ واقعی متکی است و از ظرفیت آوازخوانی او برای ساختن لحظاتی باشکوه و در عین حال بازیگوشانه بهره میگیرد. حاصل، نوعی خودآگاهی است؛ گویی برنامه همزمان به شهرت و تصویر رمانتیک بولتون تکیه میکند و آنها را به بازی میگیرد.
« قالب برنامهٔ متنوع به سازندگان اجازه میدهد مدام لحن و موقعیت را تغییر دهند. »
شخصیتها و اجرا
موسیقی و مهمانان: تنوعی که همیشه به انسجام نمیرسد موسیقی یکی از عناصر تعیینکنندهٔ فضای اثر است. آهنگها به برنامه انرژی میبخشند و در تقابل با موقعیتهای absurd آن، نوعی شکوه آگاهانه میسازند. صدای بولتون میتواند لحظهای را که در ظاهر به شوخی نزدیک است، به اجرای جدی و پرقدرت تبدیل کند؛ همین دوگانگی به طنز برنامه کمک میکند.
موسیقی همچنین میان بخشهای متفاوت نقش چسب را دارد، هرچند این چسب همیشه به اندازهٔ کافی نیرومند نیست تا پراکندگی کلی را کاملاً مهار کند. شمار مهمانان نیز چشمگیر است و هر یک فرصتی برای تغییر حالوهوا فراهم میآورند. چهرههای شناختهشدهای چون آدام اسکات، سارا سیلورمن، اندی سمبرگ، مایا رودالف و مایکل شین در میان بازیگران و مهمانان دیده میشوند.
این حضورها به برنامه حس جشنگونه میدهد، اما نقش هر مهمان الزاماً به یک اندازه پرورده یا ماندگار نیست. بعضی حضورها با زمانبندی درست و تعهد کامل به شوخی، صحنه را از آنِ خود میکنند؛ بعضی دیگر بیشتر شبیه توقفی کوتاه در مسیر برنامهاند. بنابراین، تنوع بازیگران هم امتیاز اثر است و هم یکی از منابع پراکندگی آن.
طنز جنسی و منطق ابزورد عنوان برنامه وعدهٔ طنزی اغواگر و بزرگنمایانه میدهد و اثر نیز از این وعده عقب نمینشیند. شوخیهای جنسی، تبلیغات ساختگی و برداشتهای اغراقشده از عشق و جذابیت در سراسر برنامه حضور دارند. با این حال، هدف اصلی به نظر نمیرسد تولید طنزی ظریف دربارهٔ روابط باشد؛ بیشتر، نمایش برخورد بیمحابای مجموعهای از ایدههای عجیب است.
« موسیقی و مهمانان: تنوعی که همیشه به انسجام نمیرسد موسیقی یکی از عناصر تعیینکنندهٔ فضای اثر است. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
روایت، موضوعی خصوصی و صمیمانه را به مأموریتی عمومی و حتی اداری تبدیل میکند و از همین وارونگی، موقعیتهای کمیک میسازد. این رویکرد برای تماشاگرانی که از شوخیهای بیپروا و منطق ابزورد لذت میبرند، میتواند جذاب باشد؛ اما گاهی تکرار و شدت آن، اثر را به سمت فرسودگی میبرد. هنگامی که هر موقعیت میکوشد عجیبتر و صریحتر از موقعیت قبلی باشد، شوخیها ممکن است تأثیر خود را از دست بدهند.
برخی طرحکها نیز بیش از آنکه به ایدهٔ مرکزی خدمت کنند، صرفاً بهانهای برای افزودن یک فضای تازه یا شوخی نامتعارفاند. از اینرو، طنز برنامه نه همیشه خوشساخت است و نه برای هر سلیقهای مناسب؛ بخشی از جذابیتش در بیپروایی است و بخشی از ضعفش نیز از همانجا سرچشمه میگیرد. ریتم و نقاط ضعف مدت کوتاه برنامه در نگاه نخست باید به حفظ انرژی آن کمک کند، اما تعدد میانپردهها گاهی نتیجهای وارونه دارد.
بخشهای موفق با ضرباهنگ سریع، تغییر ناگهانی و اجرای متعهدانهٔ بازیگران پیش میروند؛ در مقابل، برخی طرحکها نه به قدر کافی بسط مییابند و نه چنان کوتاهاند که صرفاً گذرا و سبک باقی بمانند. در نیمهٔ دوم، این نابرابری محسوستر میشود: ایدههای جذاب همچنان ظاهر میشوند، اما فاصلهٔ میان لحظات بامزه و بخشهای کماثر بیشتر به چشم میآید.
ناهمگونی لحن نیز بخشی از همین مسئله است. برنامه میخواهد هم یک ویژهبرنامهٔ موسیقایی باشد، هم هجو سرگرمی تلویزیونی، هم کمدی جنسی و هم نمایشگاهی برای حضور چهرههای مشهور. این ترکیب ظرفیت زیادی دارد، ولی هر جزء آن به یک اندازه با اجزای دیگر هماهنگ نیست. بعضی شوخیها درست بهدلیل بیربطیشان جواب میدهند؛ برخی دیگر چنان از مسیر اصلی فاصله میگیرند که بازگشت به برنامهٔ محوری دشوار میشود.
« هنگامی که هر موقعیت میکوشد عجیبتر و صریحتر از موقعیت قبلی باشد، شوخیها ممکن است تأثیر خود را از دست بدهند. »
قوتها و کاستیها
نتیجه، اثری است که لحظات درخشانش را باید در کنار افتوخیزهای آشکارش پذیرفت. شیوهٔ تماشا و مخاطب اثر این برنامه بیش از آنکه به تماشای پیوسته و دنبالکردن پیرنگی پرجزئیات وابسته باشد، بر واکنش به تکلحظهها بنا شده است. تماشاگر لازم نیست در هر صحنه دنبال پیشرفت روایی چشمگیری باشد؛ بهتر است با انتظارِ برخورد با ایدههایی نامعمول و تغییرات ناگهانی به سراغش برود.
بااینحال، این آزادی به معنای بیعیببودن ساختار نیست. اگر شوخیهای یک بخش کار نکنند، گاهی نیروی روایی چندانی وجود ندارد که تماشاگر را تا لحظهٔ بعد نگه دارد. همین ویژگی توضیح میدهد چرا واکنشها به اثر میتوانند بهشدت متفاوت باشند. برای مخاطبی که از کمدیهای عامدانه بیمنطق، شوخیهای جنسی و حضورهای ناگهانی چهرههای مشهور استقبال میکند، برنامه میتواند تجربهای شاد و حتی مکرراً دیدنی باشد.
برای کسی که به طنز منسجم، شوخیهای پیوسته یا ظرافت روایی اهمیت بیشتری میدهد، پراکندگی و تکرار احتمالاً آزاردهنده خواهد شد. این دوگانگی نه صرفاً مسئلهٔ سلیقه، بلکه نتیجهٔ مستقیم انتخاب فرمی اثر است: برنامه عمداً نظم را قربانی آزادی لحظهای میکند، اما هر لحظه بهتنهایی به اندازهٔ کافی نیرومند نیست.
جمعبندی «Michael Bolton's Big, Sexy Valentine's Day Special» اثری نامتعارف و آگاهانه شلوغ است که ایدهای ساده و بیمنطق را به بستری برای موسیقی، مهماننوازی نمایشی و کمدی ابزورد تبدیل میکند. بهترین لحظات آن از تضاد میان وقار موسیقایی بولتون و موقعیتهای مضحک، از تعهد بازیگران به شوخیهای عجیب و از غافلگیریهای ناگهانی میآیند.
« نتیجه، اثری است که لحظات درخشانش را باید در کنار افتوخیزهای آشکارش پذیرفت. »
جمعبندی
در برابر، نابرابری کیفیت طرحکها، تکرار طنز جنسی و افت ریتم در بخشهایی از برنامه مانع میشود که همهٔ اجزای آن به یک اندازه اثرگذار باشند. در نهایت، این ویژهبرنامه را باید نه بهعنوان کمدیای صیقلی و یکپارچه، بلکه بهعنوان تجربهای بازیگوش و ناموزون سنجید؛ اثری که گاه از شدت بیقاعدگی خندهدار میشود و گاه همان بیقاعدگی را بیحاصل رها میکند.
اگر تماشاگر با همین قرارداد وارد جهان آن شود، احتمالاً چند لحظهٔ فراموشنشدنی و چند شوخی ناموفق را در کنار هم خواهد یافت؛ ترکیبی که خود، بخشی از شخصیت غیرقابلپیشبینی این برنامه است.



ثبت دیدگاه