نقد و بررسی
نقد Mersal | 2017
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
معمایی برای ورود به جهان فیلم «Mersal» با موقعیتی آشنا اما پربازده آغاز میشود: کارکنان حوزهٔ پزشکی هدف قتل و آدمربایی قرار میگیرند و پلیس، پزشکی را که به نظر میرسد به این حوادث پیوند دارد بازداشت میکند. این نقطهٔ عزیمت، پرسشی ساده و مؤثر پیش میکشد: آیا پزشک مظنون عامل جنایتهاست، یا ماجرا صورتی پیچیدهتر دارد؟
فیلم پاسخ را یکباره آشکار نمیکند؛ اطلاعات را در رفتوآمد میان بازجویی، گذشته و زمان حال پخش میکند و از همین راه کنجکاوی تماشاگر را زنده نگه میدارد. با این حال، «Mersal» بیش از آنکه یک معمای جنایی خالص باشد، فیلمی عامهپسند و پرعنصر است که تعلیق را در کنار کنش، احساسات خانوادگی، عاشقانه و نمایش قهرمانانه مینشاند.
بنابراین ارزش آن را باید نه فقط با انسجام یک تریلر، بلکه با میزان موفقیتش در پیوند دادن این رگههای گوناگون سنجید. فیلم در لحظههایی پرکشش و پرانرژی است، اما همین فراوانی گاه اجازه نمیدهد معما با ظرافت و تمرکز کامل پیش برود. ساختار روایت و ریتم بازداشت پزشک مظنون، چارچوبی مناسب برای شروع داستان میسازد.
رابطهٔ میان بازجو و متهم، روایت را به سوی نوعی بازی ذهنی میبرد: پلیس میکوشد قطعات پرونده را کنار هم بگذارد و پزشک نیز ظاهراً بیش از آنچه میگوید میداند. این تقابل، موتور اولیهٔ تعلیق است و فیلم با جابهجایی میان زمانها و آشکارکردن تدریجی اطلاعات، تلاش میکند مخاطب را در موقعیت حدسزدن نگه دارد.
« این نقطهٔ عزیمت، پرسشی ساده و مؤثر پیش میکشد: آیا پزشک مظنون عامل جنایتهاست، یا ماجرا صورتی پیچیدهتر دارد؟ »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
اما «Mersal» به چارچوب تریلر وفادار نمیماند و مرتب از آن فاصله میگیرد تا بخشهای دیگری از داستان را دنبال کند. گاهی این تغییر مسیرها لایهای تازه به شخصیتها میافزاید و گاهی تمرکز را از پرسش اصلی میگیرد. ورود عناصر متعدد، بهویژه در بخشهایی که روایت میخواهد همزمان حادثه، احساس و پیام اجتماعی را پیش ببرد، باعث میشود برخی گذارها شتابزده به نظر برسند.
فیلم در حفظ حرکت موفق است، ولی همیشه در حفظ پیوستگی موفق نیست. تعلیق، پیچشها و محدودیت باورپذیری معمای قتلها و ربودهشدن کارکنان پزشکی، ظرفیت جذابی دارد؛ زیرا تماشاگر را وامیدارد میان شواهد، انگیزهها و شخصیتهای درگیر ارتباط برقرار کند. فیلم در بخشهایی از این ظرفیت بهخوبی استفاده میکند و کنجکاوی را از راه ارائهٔ تدریجی اطلاعات حفظ میکند.
حتی وقتی مسیر احتمالی داستان تا اندازهای قابلحدس میشود، پرسش دربارهٔ چرایی و ریشهٔ رویدادها همچنان نیرویی محرک باقی میماند. ضعف اصلی در این زمینه، گاه نه خودِ پیچشها، بلکه شیوهٔ عرضهٔ آنهاست. بعضی از چرخشهای داستانی چنان پررنگ و نمایشی طراحی شدهاند که از فضای واقعگرایانهٔ پرونده فاصله میگیرند.
چنین اغراقی در سینمای تجاری میتواند بخشی از جذابیت و لذت تماشا باشد، اما وقتی فیلم از مخاطب میخواهد انگیزهها و پیامدها را جدی بگیرد، غیرقابلباورشدن برخی رخدادها به انسجام عاطفی و منطقی روایت لطمه میزند. نتیجه، تریلری است که بیشتر بر شور لحظهای تکیه دارد تا بر منطق دقیق معما.
« گاهی این تغییر مسیرها لایهای تازه به شخصیتها میافزاید و گاهی تمرکز را از پرسش اصلی میگیرد. »
شخصیتها و اجرا
شخصیت محوری و نیروی عاطفی یکی از نقاط قوت فیلم، گرهزدن تعقیب حقیقت به انگیزهای انسانی است. ماجرا صرفاً مجموعهای از جرمها برای پیشبردن هیجان نیست؛ گذشته و رنج شخصیت محوری، به کنشهای او معنا میبخشد و وجه عاطفی قصه را پررنگ میکند. این پیوند، سبب میشود تماشاگر تنها نپرسد چه کسی مسئول است، بلکه به این هم بیندیشد که چه تجربهای فرد را به چنین مسیری کشانده است.
این بُعد احساسی، گاهی از راه توضیح مستقیم پیش میرود و مجال برداشت مستقل را کم میکند. با وجود این، انگیزهٔ شخصیت محوری از بخشهایی است که فیلم به کمک آن از یک تعقیبوگریز معمول فراتر میرود. پیوند میان مسئولیت فردی، وجدان حرفهای و پیامدهای بیتوجهی، به قصه وزنی میدهد که صرفاً با صحنههای پرتحرک به دست نمیآمد.
بازیها و کشمکش میان پلیس و مظنون تقابل پلیس و پزشک مظنون، از جذابترین محورهای اجرایی فیلم است. بازجوییها فقط برای انتقال اطلاعات به کار نمیروند؛ در بهترین لحظهها، میدان سنجش قدرت، خویشتنداری و اعتماد میان دو طرفاند. بازیها به این کشمکش جان میدهند و باعث میشوند گفتوگوها، با وجود کارکرد توضیحیشان، از تنش کاملاً خالی نباشند.
Vijay در قالب نقش محوری، حضور پرانرژی و مسلطی دارد و از پس لحظههای قهرمانانه و عاطفی برمیآید. اجرای او به فیلم مرکز ثقل میدهد؛ عنصری ضروری در اثری که گاه میان چند لحن و مسیر روایی رفتوآمد میکند. S. J. Suryah نیز در مقام چهرهٔ مقابل، حضوری مؤثر دارد و به کشمکش بُعدی نمایشی میبخشد.
« شخصیت محوری و نیروی عاطفی یکی از نقاط قوت فیلم، گرهزدن تعقیب حقیقت به انگیزهای انسانی است. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
در کنار آنان، بازیگران دیگر به گستردهترشدن فضای خانوادگی و عاطفی داستان کمک میکنند، هرچند برخی شخصیتها به اندازهٔ کافی فرصت پیدا نمیکنند تا مستقل از کارکرد رواییشان شکل بگیرند. مضمون اجتماعی و مرز میان پیام و موعظه فیلم از معمای خود برای طرح پرسشهایی دربارهٔ حوزهٔ درمان و مسئولیت اخلاقی بهره میگیرد.
اینکه دسترسی به درمان چگونه با پول، قدرت و منفعت گره میخورد، در پسِ ماجرا حضور دارد و به اعمال شخصیتها زمینهای اجتماعی میدهد. موضوع پزشکی در اینجا صرفاً پسزمینهای برای جنایت نیست؛ بخشی از سرچشمهٔ خشم و تعارض است. با این همه، پیام اجتماعی گاه بیش از آنکه از دل موقعیتها و رفتار شخصیتها بیرون بیاید، با تأکید آشکار بیان میشود.
صراحت پیام برای بخشی از مخاطبان قدرت عاطفی و سیاسی دارد، اما ممکن است برای دیگران از ظرافت روایت بکاهد. فیلم کمتر به پیچیدگیهای ساختاری مسئله میپردازد و بیشتر بر تقابل روشن میان درستکاری و فساد تکیه میکند. این انتخاب با منطق درام قهرمانمحور آن سازگار است، اما بحث اجتماعی را سادهتر از ظرفیت بالقوهٔ موضوع نگه میدارد.
اجرا، تدوین و فضای دیداری «Mersal» فیلمی پرتحرک است و تدوین سریع آن با میل اثر به پیشراندن مداوم داستان هماهنگی دارد. این شتاب در صحنههای تعقیب، کنش و جابهجایی میان خطوط روایی، انرژی فیلم را حفظ میکند. از سوی دیگر، همین ریتم پرسرعت گاهی به صحنهها اجازهٔ مکث نمیدهد: احساسات پیش از آنکه کاملاً بنشینند، جای خود را به رویداد بعدی میدهند و بعضی شخصیتها پیش از آنکه فرصت رشد پیدا کنند، از قاب روایت کنار میروند.
« موضوع پزشکی در اینجا صرفاً پسزمینهای برای جنایت نیست؛ بخشی از سرچشمهٔ خشم و تعارض است. »
قوتها و کاستیها
فضای دیداری و موسیقی نیز به خصلت پرشور و پرزرقوبرق اثر خدمت میکنند. این عناصر به لحظههای نمایشی شکوه میبخشند و لحن عامهپسند فیلم را تثبیت میکنند، اما در کنار آن، بر فاصلهٔ اثر از واقعگرایی میافزایند. «Mersal» از ابتدا قصد ندارد در محدودهٔ یک درام پزشکی کمادا باقی بماند؛ در پی تجربهای بزرگمقیاس و هیجانمحور است.
مسئله نه حضور این اغراق، بلکه ناهماهنگی گاهبهگاه آن با بخشهایی است که از مخاطب انتظار پذیرش جدیتر دارند. جمعبندی «Mersal» تریلری پرانرژی است که معمای قتل و آدمربایی را با درام عاطفی و دغدغهای اجتماعی درمیآمیزد. نقطهٔ قوتش در ساختن تعلیق آغازین، بخشیدن نیروی احساسی به انگیزهٔ شخصیت محوری و بهرهگیری از بازیهایی است که تقابل پلیس و مظنون را زنده نگه میدارند.
در مقابل، تعدد عناصر، شتاب تدوین و برخی پیچشهای بیش از اندازه نمایشی، گاه از تمرکز و باورپذیری داستان میکاهند. برای مخاطبی که از سینمای تجاری پرحادثه، قهرمانمحور و آمیخته با احساس و پیام اجتماعی لذت میبرد، فیلم تجربهای سرگرمکننده و پرکشش فراهم میکند. اما تماشاگرانی که در یک معمای جنایی بیش از هر چیز به ظرافت، ریتم سنجیده و منطق سختگیرانهٔ روایت اهمیت میدهند، ممکن است از اغراقها و فشردگی آن فاصله بگیرند.
«Mersal» در بهترین لحظههایش شور و عاطفه را به هم پیوند میدهد؛ در ضعیفترین لحظههایش نیز نشان میدهد که گاهی برای پیشبردن همهٔ ایدههایش، بیش از اندازه شتاب میکند.
« فضای دیداری و موسیقی نیز به خصلت پرشور و پرزرقوبرق اثر خدمت میکنند. »
ثبت دیدگاه