نقد و بررسی
نقد Mermaid Down | 2019
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
افسانهای که از آب بیرون کشیده میشود «Mermaid Down» افسانهٔ پری دریایی را از منظرهٔ خیالانگیز و رمانتیکِ قصههای آشنا بیرون میآورد و به جهانی زمخت، خشن و بیاعتماد میبرد. نقطهٔ عزیمت فیلم نه دیدار عاشقانهٔ انسان و موجودی افسانهای، بلکه شکار است: پری دریایی را از اقیانوس بیرون میکشند، بدنش را مثله میکنند و سپس به فضایی میسپارند که در آن، هر ادعای او دربارهٔ هویتش میتواند نشانهای از اختلال روانی قلمداد شود.
همین جابهجایی، ظرفیت اصلی فیلم را میسازد: موجودی که باید به افسانه تعلق داشته باشد، در جهانی گرفتار میشود که تنها زبان قابلقبولش تشخیص و پروندهسازی است. فیلم بهجای آنکه در آغاز دربارهٔ منشأ پری دریایی یا قواعد جهان افسانهایاش توضیح دهد، او را در وضعیت فقدان و آسیب معرفی میکند.
تماشاگر نیز، همچون خود او، ناچار است از میان نشانههای پراکنده بفهمد که در این محیط چه چیزی واقعیت دارد و چه چیزی حاصل برداشت دیگران است. این انتخاب، به اثر نوعی ابهام مفید میبخشد؛ ابهامی که در بهترین لحظات، مرز میان خیال و جنون را به پرسشی اخلاقی بدل میکند: چه کسی حق دارد دربارهٔ حقیقت دیگری داوری کند، بهویژه وقتی آن دیگری قدرت سخنگفتن یا دفاع از خود را ندارد؟
اسارت، بدن و قدرت خشونت آغازین، تماشاگر را بیدرنگ با جهان بیرحم فیلم روبهرو میکند. بدن پری دریایی نه موضوع تماشا و شیفتگی، بلکه میدان اعمال سلطه است. بریدن دم، علاوه بر آنکه کنشی تکاندهنده و جسمانی است، صورت نمادینی از قطع پیوند او با زیستگاه و هویت خویش دارد. از این منظر، فیلم دربارهٔ موجودی افسانهای به نظر میرسد، اما در زیر لایهٔ فانتزی، روایتی دربارهٔ اسارت، تصرف بدن و نادیدهگرفتن رضایت شکل میگیرد.
« اسارت، بدن و قدرت خشونت آغازین، تماشاگر را بیدرنگ با جهان بیرحم فیلم روبهرو میکند. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
در این جهان، کسانی که باید یاریرسان باشند نیز لزوماً پناهگاهی امن فراهم نمیکنند. تغییر مکان از دریا به آسایشگاه، به معنای رهایی نیست؛ نوعی انتقال از خشونت آشکار به نظمی بستهتر است که با زبان مراقبت و درمان عمل میکند. این تضاد، یکی از ایدههای بالقوه نیرومند فیلم است: گاهی محدودکردن آزادی نه با زنجیر و تهدید مستقیم، بلکه با تعریفکردن فرد بهعنوان کسی که نمیتواند حقیقت خود را تشخیص دهد، ممکن میشود.
فیلم در طرح این موقعیت موفق است، هرچند همیشه فرصت نمییابد پیامدهای آن را با دقت و عمق کافی بکاود. آسایشگاه بهمثابه جهان بسته آسایشگاه برای زنان جوان، با راهروها و فضاهای محدودش، به بستری مناسب برای تعلیق بدل میشود. این محیط از همان ابتدا حس ناامنی میآفریند؛ زیرا قوانین آن روشن نیست و شخصیت اصلی نمیتواند مطمئن باشد چه کسی به او نزدیک میشود تا کمکش کند و چه کسی میخواهد کنترل بیشتری بر او داشته باشد.
فضای بسته همچنین تضاد مهمی با اقیانوس دارد: دریا نماد گستره و امکان است، حال آنکه آسایشگاه مجموعهای از مرزها، مراقبتها و نظارتهای پیوسته را پیش چشم میگذارد. بااینحال، مکان در همهٔ لحظات به یک اندازه زنده و تهدیدآمیز نمیماند. فیلم گاه از ظرفیت راهروها، اتاقها و مناسبات درون آسایشگاه برای ساختن تنش بهره میگیرد و گاه به تکرار موقعیتهایی پناه میبرد که اطلاعات تازه یا دگرگونی دراماتیکی چندانی ندارند.
در نتیجه، حس گرفتارشدن که در آغاز شکل میگیرد، در بعضی بخشها جای خود را به نوعی ایستایی میدهد. این افت، از آن رو محسوس است که ایدهٔ مرکزی فیلم به کشمکش میان زندانیبودن و جستوجوی راه گریز وابسته است و هر صحنهٔ تکراری، از نیروی این کشمکش میکاهد. قهرمان خاموش و بازی بدن پری دریایی فیلم بیش از آنکه از راه توضیح و گفتوگو شناخته شود، با حضور جسمانیاش معنا پیدا میکند.
« در این جهان، کسانی که باید یاریرسان باشند نیز لزوماً پناهگاهی امن فراهم نمیکنند. »
شخصیتها و اجرا
شخصیت، در موقعیتی قرار گرفته که زبان معمول برای بیان تجربهاش کفایت نمیکند؛ بنابراین نگاه، حرکت، عقبنشینی، مقاومت و واکنشهای غریزی جای گفتار را میگیرند. این انتخاب، بار روایت را بر دوش بازی Alexandra Bokova و میزانسن میگذارد و به شخصیت اصلی امکان میدهد همزمان شکننده و تهدیدکننده به نظر برسد.
نکتهٔ قابلتوجه آن است که فیلم از زیبایی افسانهایِ مرسوم فاصله میگیرد و بر آسیبپذیری، جراحت و خشم تأکید میکند. این جابهجایی، چهرهای متفاوت از پری دریایی میسازد: نه رؤیایی دستنیافتنی، بلکه موجودی زنده که با ربودهشدن و خشونت مواجه شده است. نیروی شخصیت در همین دوگانگی قرار دارد؛ او به همدلی برمیانگیزد، اما برای بقا ناچار است از رفتاری استفاده کند که ممکن است دیگران را بترساند.
فیلم بهدرستی این تناقض را به مرکز تجربهٔ او میآورد، هرچند گاه بیشتر بر تصویر و شوک تکیه میکند تا بر تحول درونیِ سنجیده و تدریجی. روایت و نوسان میان ژانرها «Mermaid Down» میان وحشت روانشناختی، فانتزی تاریک و خشونت جسمانی حرکت میکند. این آمیزش، در اصل میتواند امتیاز فیلم باشد: افسانه، محیط درمانی و وحشت بدنی هر یک امکان متفاوتی برای پرداختن به ترس و بیقدرتی فراهم میکنند.
اما ترکیب ژانرها نیازمند پیوندی محکم میان لحن و منطق روایت است؛ پیوندی که فیلم همیشه حفظ نمیکند. برخی لحظات به وحشتی واقعگرایانه و خفهکننده نزدیک میشوند، حال آنکه برخی دیگر به سمت اغراق و خیالپردازی خونآلود میروند. این نوسان، بیش از آنکه حس تنوع حسابشده ایجاد کند، گاهی انسجام را سست میسازد.
« روایت و نوسان میان ژانرها «Mermaid Down» میان وحشت روانشناختی، فانتزی تاریک و خشونت جسمانی حرکت میکند. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
تماشاگر ممکن است نداند باید جهان فیلم را بر پایهٔ واقعگرایی روانشناختی بفهمد یا منطق فانتزی آن را بپذیرد. ابهام زمانی ثمربخش است که فیلم آن را به ابزاری برای تعلیق یا معنا بدل کند؛ اما وقتی لحن و قواعد جهان پیوسته تغییر میکنند، ابهام ممکن است به سردرگمی تبدیل شود. بااینهمه، همین بیقاعدگی در برخی بخشها به اثر هویتی نامتعارف میدهد و مانع میشود که روایت به یک بازآفرینی آشنا و بیخطر از افسانهٔ پری دریایی فروکاسته شود.
شخصیتهای فرعی و ظرفیت ازدسترفته آسایشگاه فرصتی برای شکلگیری مجموعهای از شخصیتهای فرعی فراهم میکند که هر یک میتوانند نسبت متفاوتی با حقیقت، ترس و همدلی داشته باشند. حضور زنانی که خود در موقعیت آسیبپذیر قرار گرفتهاند، بالقوه امکان میدهد مسئلهٔ باورشدن از زاویهای پیچیدهتر بررسی شود: آیا کسی که پیشتر برچسب خورده، میتواند دیگری را بهدرستی ببیند؟
آیا تجربهٔ مشترکِ حبس، همبستگی میآورد یا بیاعتمادی را تشدید میکند؟ فیلم گاه به این پرسشها نزدیک میشود، اما بسیاری از شخصیتها فرصت کافی برای تبدیلشدن به آدمهایی با انگیزههای روشن و لایههای مستقل پیدا نمیکنند. برخی بیش از آنکه زندگی و کشمکش درونی خود را داشته باشند، در خدمت پیشبرد وضعیت اصلی یا ایجاد مانع و کمک قرار میگیرند.
این محدودیت بهویژه دربارهٔ چهرههای صاحب قدرت اهمیت دارد: هرچه انگیزههای آنان مبهمتر و کمپرداختتر بماند، خشونتشان کمتر از یک انتخاب انسانیِ معنادار و بیشتر شبیه کارکردی داستانی جلوه میکند. در نتیجه، فیلم در ساختن موقعیتهای نگرانکننده از پرداخت کامل روابط میان شخصیتها موفقتر است.
« تماشاگر ممکن است نداند باید جهان فیلم را بر پایهٔ واقعگرایی روانشناختی بفهمد یا منطق فانتزی آن را بپذیرد. »
قوتها و کاستیها
تعلیق، تصویر و خشونت فیلم برای ایجاد حس تهدید، بر محیط بسته، نگاههای مراقب و آسیبپذیری جسمانی شخصیت اصلی تکیه میکند. دوربین گاه با زاویهها و قاببندیهای نامتعارف، فضای آسایشگاه را ناپایدار میسازد و به تماشاگر یادآوری میکند که حتی لحظات آرام نیز ممکن است به خشونت بینجامند. تصویر پری دریایی زخمی، محور بصری اثر است؛ تصویری که هم از دل افسانه میآید و هم آن را مخدوش میکند.
خشونت آغازین صرفاً برای غافلگیرکردن مخاطب به کار نمیرود؛ در بهترین حالت، مضمون تصرف بدن و تبدیل موجود زنده به شیء را عینی میکند. بااینحال، شوک بهتنهایی نمیتواند تعلیق را تا پایان زنده نگه دارد. وقتی موقعیتهایی با کارکرد مشابه تکرار میشوند و شخصیتها اطلاعات تازهای به کشمکش نمیافزایند، نیروی انتظار کاهش مییابد.
فیلم گاهی بیش از آنکه تنش را پلهپله گسترش دهد، به بازگشت دوباره به همان حس خطر متکی میشود. این کاستی، بهویژه در روایتی که بخش مهمی از جذابیتش به فرار و بقا وابسته است، اثرگذار است. جمعبندی «Mermaid Down» اثری نامتعارف و نابرابر است که از ایدهای تلخ و پُرظرفیت آغاز میکند: افسانهٔ پری دریایی را به قصهای دربارهٔ اسارت، انکار و بقا بدل میسازد.
فیلم در تصویرکردن بدن آسیبدیده، ساختن فضای بسته و تبدیل افسانه به تجربهای خشن، لحظاتی متمایز دارد. همچنین شخصیت اصلی، بهواسطهٔ حضور جسمانی و تقابل آسیبپذیری با خشم، از کلیشهٔ پری زیبا و دستنیافتنی فاصله میگیرد. در مقابل، نوسان میان ژانرها، تکرار برخی موقعیتها و کمپرداختماندن شماری از شخصیتهای فرعی، مانع میشود که ایدهٔ اولیه به روایتی کاملاً منسجم و عمیق بدل شود.
« تصویر پری دریایی زخمی، محور بصری اثر است؛ تصویری که هم از دل افسانه میآید و هم آن را مخدوش میکند. »
جمعبندی
فیلم در بهترین لحظات، تماشاگر را با پرسشی آزارنده روبهرو میکند: اگر حقیقت کسی با تصور پذیرفتهشدهٔ ما سازگار نباشد، آیا او را میشنویم یا به نام مراقبت و عقلانیت خاموشش میکنیم؟ پاسخ سینمایی اثر همیشه به اندازهٔ این پرسش نیرومند نیست، اما همان پرسش و تصویر تاریکش از افسانه، «Mermaid Down» را به تجربهای متفاوت و قابلتأمل تبدیل میکند.
ثبت دیدگاه