نقد و بررسی
نقد کارگران مشغول کارند (Men at Work) | 1990
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
جایگاه فیلم در کمدیهای رفاقتی «مردان در محل کار» ساختهٔ امیلیو استوس، کمدی جنایی سال ۱۹۹۰ است؛ فیلمی که چارلی شین و استوس را در نقش دو رفتگر جوان و بیقرار کنار هم قرار میدهد. ایدهٔ مرکزی، برخورد روزمرهٔ آنها با جسد یک سیاستمدار و گرفتارشدنشان در ماجرایی بزرگتر از زندگی معمولیشان است.
همین تقابل میان کار عادی و آشوب جنایی، زمینهای مناسب برای کمدی موقعیت فراهم میکند: زبالهگردها ناگهان به کارآگاهانی ناخواسته بدل میشوند و باید هم از خودشان محافظت کنند و هم از چیزی که پیدا کردهاند. فیلم را میتوان نمونهای از کمدی رفاقتی آن دوره دانست؛ اثری که بیش از آنکه در پی واقعگرایی باشد، به انرژی بازیگران و زنجیرهای از موقعیتهای نامتعارف تکیه دارد.
دو شخصیت، یک رفاقت مهمترین نیروی فیلم، رابطهٔ میان کارل و جیمز است. یکی با بازی چارلی شین و دیگری با بازی امیلیو استوس، هر دو نوعی بیخیالی و ناپختگی دارند، اما تفاوتهای جزئی در رفتارشان باعث میشود همراهیشان صرفاً تکرار یک شوخی واحد نباشد. شوخیها وقتی بهتر عمل میکنند که از واکنشهای متقابل آنها برخیزند: یکی موقعیت را جدیتر میگیرد و دیگری با سبکسری به آن پاسخ میدهد؛ یا هر دو در برابر مسئلهای که از کنترلشان خارج شده، به راهحلهایی عجیبتر و عجولانهتر پناه میبرند.
« دو شخصیت، یک رفاقت مهمترین نیروی فیلم، رابطهٔ میان کارل و جیمز است. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
شیمی میان دو بازیگر، به فیلم گرما میبخشد و حتی در صحنههایی که متن از نظر کمدی چندان قوی نیست، تماشاگر را همراه نگه میدارد. حس رفاقت میان این دو، حاصل توضیحات طولانی یا لحظههای احساسی پررنگ نیست؛ بیشتر از جنس عادت مشترک، شوخیهای درونگروهی و اعتماد ضمنی است. همین پیوند، هستهٔ عاطفی ساده اما مؤثر فیلم را شکل میدهد.
در کنار آنها، کیت دیوید با حضوری مقتدرتر و رفتاری متفاوت، ترکیب سهنفره را از یکنواختی درمیآورد. کمدی از دل محیط کار فیلم از شغل شخصیتهای اصلی فقط بهعنوان یک جزئیات داستانی استفاده نمیکند؛ محیط کار آنها بخشی از دستگاه کمدی اثر است. کامیون زباله، خیابانهای خلوت، مسیرهای روزانه و اشیایی که مردم دور میاندازند، به ابزارهایی برای ساختن موقعیتهای غیرمنتظره تبدیل میشوند.
این انتخاب به فیلم هویتی متمایز میدهد: قهرمانانش مأموران پلیس یا کارآگاهان حرفهای نیستند، بلکه کارگرانیاند که در جریان یک شیفت معمولی، ناگهان با پروندهای خطرناک روبهرو میشوند. بخشهایی از جذابیت اثر نیز از همین فاصله میان مقیاس ماجرا و جایگاه شخصیتها میآید. آنها نه مهارت ویژهای برای حل بحران دارند و نه لزوماً واکنشهایی سنجیده نشان میدهند؛ بسیاری از دردسرها از تلاششان برای پنهانکردن وضعیت یا سرهمبندیکردن راهحلهای فوری پدید میآید.
« همین پیوند، هستهٔ عاطفی ساده اما مؤثر فیلم را شکل میدهد. »
شخصیتها و اجرا
شوخیهای موقعیتمحور، هنگامی که به این منطق وفادار میمانند، زنده و سرگرمکنندهاند. اما فیلم گاهی بهجای پرورش یک شوخی، آن را با اغراق و شلوغکاری جایگزین میکند و در نتیجه، خندهای که میتوانست از دل شخصیتها بجوشد، به صرفاً پرهیاهو بودن صحنه محدود میشود. لحن ناپایدار و طنز ناهمگون مشکل اصلی «مردان در محل کار» ناتوانی آن در تثبیت لحن است.
فیلم میان کمدی سیاه، هجو سیاسی، کمدی رفاقتی و شوخیهای لوده در رفتوآمد است، بیآنکه همیشه پیوندی طبیعی میان این شیوهها برقرار کند. داستان با کشف یک جسد و نشانههایی از تخلفی جدی آغاز میشود، اما در ادامه بارها به فضایی سبک و کارتونی میگریزد. این تضاد گاه به طنز کمک میکند، زیرا جدیت موقعیت با رفتار بیملاحظهٔ شخصیتها برخوردی خندهآور میسازد؛ بااینحال، هرگاه فیلم از پیامدهای ماجرا فاصله میگیرد، خطر و تعلیق آن نیز کمرنگ میشود.
بعضی شوخیها بهواسطهٔ زمانه و فضای فرهنگیای که در آن ساخته شدهاند، امروز اثر متفاوتی دارند. شماری از آنها بر کلیشهها یا رفتارهایی تکیه میکنند که اکنون ممکن است ناخوشایند یا توهینآمیز به نظر برسند. از سوی دیگر، همهٔ شوخیها نیز بهلحاظ زمانبندی و اجرا موفق نیستند؛ برخی بیش از حد کش میآیند و برخی دیگر، بدون آنکه به شخصیتپردازی یا پیشبرد داستان چیزی بیفزایند، صرفاً برای حفظ ظاهر شلوغ فیلم قرار گرفتهاند.
« شوخیهای موقعیتمحور، هنگامی که به این منطق وفادار میمانند، زنده و سرگرمکنندهاند. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
بنابراین، تماشای اثر گاه با لحظههایی واقعاً بامزه و گاه با شوخیهایی کماثر یا تاریخگذشته همراه است. روایت پرتحرک، اما کمانسجام ریتم فیلم در بخشهای نخستین سرزنده است. ماجرا با سرعتی مناسب از زندگی روزمرهٔ دو شخصیت به بحران اصلی میرسد و میان شوخی، تعقیبوگریز و سوءتفاهم جابهجا میشود.
موسیقی شاد و پرتحرک نیز در حفظ این حالوهوا نقش دارد و به فیلم نوعی سبکبالی میدهد؛ گویی حتی هنگامی که خطر بالا میگیرد، جهان اثر از پذیرفتن جدیت کامل سر باز میزند. بااینحال، هرچه داستان پیش میرود، کثرت اتفاقات بهجای آنکه تعلیق را منظمتر کند، گاه به آشوب میانجامد. شخصیتها و موانع تازه وارد میشوند، مسیر داستان ناگهان تغییر میکند و منطق بعضی رخدادها زیر فشار اغراق کمدی سست میشود.
نتیجه آن است که نیمهٔ دوم، در مقایسه با شروع نسبتاً روان اثر، انسجام کمتری دارد. فیلم همچنان پرجنبوجوش باقی میماند، اما حرکت مداومش همیشه با پیشرفت روایی برابر نیست: بعضی صحنهها سرگرمکنندهاند، ولی پیوندشان با مسیر کلی قصه بهاندازهٔ کافی محکم احساس نمیشود. بازیگری و امضای کارگردان استوس در این فیلم همزمان نویسنده، کارگردان و بازیگر است؛ ترکیبی که به اثر رنگی شخصی میبخشد، اما گاهی نیز به خودنمایی سبکی میانجامد.
« بنابراین، تماشای اثر گاه با لحظههایی واقعاً بامزه و گاه با شوخیهایی کماثر یا تاریخگذشته همراه است. »
قوتها و کاستیها
فیلم آشکارا از حضور دو برادر و انرژی بازی آنها بهره میبرد و اجازه میدهد بخش مهمی از جذابیتش بر بداههنمایی و رفاقت دو شخصیت استوار باشد. شین در نقش کارل، سبکسری و خودباوری را با لحنی بازیگوش عرضه میکند؛ استوس در نقش جیمز نیز در کنار او حضوری مکمل دارد و تعادل میان این دو، بهویژه در لحظههای روزمره و شوخیهای کوتاه، از نقاط قوت اثر است.
کیت دیوید با اقتدار و جدیتی متفاوت وارد این جهان میشود و تضاد میان شخصیت او و دو رفتگر را به سود کمدی به کار میگیرد. لزلی هوپ نیز در مرکز بخشی از خط داستانی قرار دارد که میتواند جدیت بیشتری به ماجرا بدهد. حضور این بازیگران، به فیلم کیفیتی فراتر از زنجیرهای تصادفی از لطیفهها میبخشد؛ هرچند فیلمنامه همیشه از ظرفیت آنها بهخوبی استفاده نمیکند و گاهی شخصیتهای فرعی بیشتر برای بهحرکتدرآوردن آشوب داستان حاضرند تا برای ساختن روابطی ماندگار.
جمعبندی «مردان در محل کار» فیلمی است که بهترین لحظههایش را از همراهی دو بازیگر اصلی، بازی با محیط غیرمعمول شغلشان و شوخیهای موقعیتمحور به دست میآورد. ریتم تند، موسیقی پرانرژی و رفاقت خوشایند شخصیتها، آن را به اثری سرگرمکننده تبدیل میکنند؛ بهخصوص برای تماشاگرانی که با کمدیهای رفاقتی و آشوبمحور دههٔ نود ارتباط دارند.
« لزلی هوپ نیز در مرکز بخشی از خط داستانی قرار دارد که میتواند جدیت بیشتری به ماجرا بدهد. »
جمعبندی
در مقابل، تغییرهای مکرر لحن، انباشت اتفاقات در نیمهٔ دوم و شماری از شوخیهای کماثر یا ناخوشایند، مانع از آن میشود که فیلم به کمدیای کاملاً یکدست و منسجم بدل شود. ارزش تماشای آن بیش از آنکه در ظرافت روایی یا طنز پیوسته باشد، در حالوهوای بیقید، شیمی بازیگران و ایدهٔ نامتعارفش نهفته است.
فیلم گاهی در هرجومرج خود گرفتار میشود، اما همان بیقراری نیز بخشی از شخصیت آن است: اثری سبکبال و پرهیاهو که میخواهد بیش از هر چیز تماشاگر را با ماجراجوییهای عجیب دو قهرمان نامحتملش سرگرم کند.



ثبت دیدگاه