نقد و بررسی
نقد مادرم غیرممکن است (Meine Mutter ist unmöglich) | 2018
«Meine Mutter ist unmöglich» یک کمدی تلویزیونی آلمانی است که از یک سوءتفاهم ساده درباره اعتبار یک رستوران آغاز میشود و خیلی زود پای رقابت، شهرت، طبقه اجتماعی، آشپزی و البته عشق را به میان میکشد. فیلم در ظاهر وعده یک کمدی سبک و خوشخوراک را میدهد، اما در لایه زیرین، تقابل میان اصالت و تجمل و همچنین فاصله میان آنچه مردم واقعاً دوست دارند و آنچه صنعت سرگرمی بهعنوان ارزش معرفی میکند را دستمایه قرار میدهد. نتیجه، اثری است که بیش از آنکه بخواهد قواعد ژانر را دگرگون کند، تلاش میکند با بازیگران توانمند، فضای دلپذیر و فرمول آشنای کمدی رمانتیک، یک شب سرگرمکننده و بیدردسر بسازد.
F
FILMSTARTS.de
+1
وعده ژانری؛ وقتی آشپزی بهانهای برای یک کمدی رمانتیک میشود
در مرکز «Meine Mutter ist unmöglich» ایدهای بسیار مناسب برای یک کمدی موقعیت قرار گرفته است: یک اشتباه اداری و رسانهای باعث میشود اعتبار یک رستوران ساده روستایی با رستورانی لوکس و مشهور جابهجا شود. همین سوءتفاهم، دو جهان کاملاً متفاوت را در برابر یکدیگر قرار میدهد؛ از یک سو آشپزی سنتی، فضای صمیمی و مشتریانی که به غذای آشنا و بیتکلف خو گرفتهاند، و از سوی دیگر دنیای آشپزی حرفهای، اعتبار رسانهای، سرمایهگذاران و مشتریانی که غذا را همچون یک تجربه فرهنگی و نماد منزلت اجتماعی میبینند. فیلم از این تضاد بهعنوان موتور اصلی طنز استفاده میکند و در بهترین لحظات، همین برخورد ساده میان دو نگاه به غذا، شخصیتها را نیز تعریف میکند. T tittelbach.tv +1 نکته جالب این است که فیلم چندان علاقهای به تمسخر کامل یکی از این دو جهان ندارد. اگرچه آشپزی پرزرقوبرق و زبان تخصصی آن گاهی با لحنی طعنهآمیز تصویر میشود، اما آشپزی سنتی نیز صرفاً بهعنوان حقیقت مطلق معرفی نمیشود. فیلم میکوشد بگوید تازگی لزوماً به معنای برتری نیست و سنت نیز صرفاً به دلیل قدیمی بودن، ارزشمند نمیشود. این نگاه میتوانست زمینهای جدیتر برای یک کمدی اجتماعی فراهم کند، اما فیلم ترجیح میدهد آن را در حد یک تقابل سرگرمکننده نگه دارد.
« گاهی چیزی که ساده به نظر میرسد، دقیقاً به همین دلیل برای مردم ارزشمند است. »
مشکل اصلی از جایی آغاز میشود که ظرفیت ایده از ظرفیت فیلمنامه جلو میزند. موقعیت اولیه جذاب است، اما فیلم در ادامه چندان نمیداند چگونه از همین ایده برای ساختن موقعیتهای پیچیدهتر استفاده کند. بنابراین، تماشاگر خیلی زود متوجه مسیر کلی ماجرا میشود و بیشتر منتظر نحوه اجرای فرمول آشنا میماند تا کشف اتفاقی پیشبینینشده. این ویژگی باعث میشود «Meine Mutter ist unmöglich» بیشتر یک کمدی راحت و تلویزیونی باشد تا اثری که بخواهد در ژانر خود ریسک کند.
روایت و ریتم؛ قصهای روان که گاهی بیش از اندازه قابل پیشبینی است
روایت فیلم از ساختاری بسیار کلاسیک پیروی میکند. دو شخصیت اصلی به دلیل یک سوءتفاهم در برابر یکدیگر قرار میگیرند، منافعشان با هم تضاد پیدا میکند، شرایط آنها را ناچار به همکاری میکند و همین همکاری به تدریج رابطهای عاطفی را شکل میدهد. در چنین ساختاری، جذابیت اصلی معمولاً نه در مقصد، بلکه در مسیر رسیدن به آن است؛ یعنی در برخوردهای میان شخصیتها، سوءتفاهمهای کوچک، کشمکشهای کلامی و لحظاتی که دشمنی ظاهری آرامآرام جای خود را به همدلی میدهد. فیلم نیز دقیقاً روی همین عناصر حساب میکند. T tittelbach.tv +1 با این حال، ریتم داستان در همه لحظات یکدست نیست. بخشهایی از فیلم با انرژی قابلقبولی جلو میروند، بهخصوص زمانی که تقابل دو شخصیت اصلی و تفاوت سبک زندگی آنها در مرکز صحنه قرار دارد. اما هرچه فیلم به سمت گسترش خردهداستانها حرکت میکند، انسجام روایی کاهش مییابد. برخی شخصیتهای فرعی بیشتر شبیه ابزارهایی برای پیش بردن قصه هستند تا آدمهایی با زندگی و انگیزه مستقل. در نتیجه، بعضی از کشمکشها بیشتر جنبه قراردادی پیدا میکنند و احساس میشود فیلمنامه برای پر کردن فاصله میان نقاط اصلی داستان، موانع تازهای ایجاد میکند. T
tittelbach.tv
این مسئله با ماهیت تلویزیونی اثر ارتباط مستقیمی دارد. «Meine Mutter ist unmöglich» نمیخواهد مخاطب را درگیر روایت پیچیده یا ساختارشکن کند؛ میخواهد بهآرامی او را از یک موقعیت به موقعیت دیگر ببرد و در پایان نیز حس خوشایندی برجای بگذارد. از این منظر، قابل پیشبینی بودن الزاماً یک شکست کامل نیست، اما برای فیلمی که ایده مرکزی نسبتاً بامزهای دارد، باعث میشود ظرفیت کمدی آن کمتر از چیزی باشد که درft در نقش Toni شخصیتی را بازی میکند که ترکیبی از سرسختی، استقلال و حساسیت است. او قرار نیست یک قهرمان کلاسیک و بینقص باشد؛ بلکه شخصیتی است که گاهی بیش از اندازه واکنشی رفتار میکند و همین ویژگی به تعاملات او با Rufus انرژی میدهد. Amft از این نقش چیزی فراتر از یک شخصیت تیپیکال کمدی خلق نمیکند، اما در اجرای لحظات طنز و خصوصاً در صحنههایی که شخصیت آغاز وعده داده میشود.
شخصیتها و بازیها؛ جایی که فیلم بیشترین انرژی خود را پیدا میکند
مهمترین برگ برنده فیلم بازیگران اصلی هستند. Diana Amft در نقش Toni شخصیتی را بازی میکند که ترکیبی از سرسختی، استقلال و حساسیت است. او قرار نیست یک قهرمان کلاسیک و بینقص باشد؛ بلکه شخصیتی است که گاهی بیش از اندازه واکنشی رفتار میکند و همین ویژگی به تعاملات او با Rufus انرژی میدهد. Amft از این نقش چیزی فراتر از یک شخصیت تیپیکال کمدی خلق نمیکند، اما در اجرای لحظات طنز و خصوصاً در صحنههایی که شخصیتش باید میان غرور و احساسات شخصی گرفتار شود، حضور مؤثری دارد. T tittelbach.tv +1 در مقابل، Stephan Luca در نقش Rufus نماینده دنیایی است که Toni با آن بیگانه است. او آشپزی است که به کیفیت و اعتبار حرفهای خود وابستگی زیادی دارد و نگاهش به غذا، تا حدی با نگاه Toni در تضاد است. نکته مثبت در رابطه این دو شخصیت، شیمی قابل قبول میان دو بازیگر است. حتی وقتی دیالوگها به سمت کلیشههای کمدی رمانتیک میروند، تعامل Amft و Luca باعث میشود صحنهها کاملاً مکانیکی به نظر نرسند. این همان جایی است که فیلم از کیفیت بازیگران برای جبران ضعفهای فیلمنامه استفاده میکند. Q Quotenmeter +1 Margarita Broich نیز در نقش مادر Toni یکی از دلپذیرترین عناصر فیلم است. شخصیت او با وجود قرار گرفتن در چارچوب برخی کلیشههای آشنای زن روستایی و مادر خانواده، صرفاً وسیلهای برای شوخی نیست. او در بسیاری از لحظات، نوعی عقل عملی و شناخت انسانی را وارد داستان میکند که در مقابل حساسیت و لجاجت دخترش قرار میگیرد. حضور او همچنین باعث میشود عنوان فیلم معنای دقیق و مستقیمی پیدا نکند؛ زیرا مسئله اصلی فیلم لزوماً «مادر غیرقابلتحمل» نیست، بلکه رابطهای پیچیده میان اعضای خانواده و شیوه متفاوت نگاه آنها به زندگی است. E Evangelisch
« قدرت فیلم در این است که بازیگرانش بهتر از فیلمنامه میدانند چگونه به کلیشهها جان بدهند. »
فضا و فرم؛ آلمان روستایی در برابر زرقوبرق آشپزی شهری
یکی از جنبههای قابل توجه فیلم، استفاده از تضاد بصری میان دو محیط اصلی آن است. فضای روستایی و منطقهای که Toni در آن زندگی میکند، با نور گرم، حالوهوای خانگی و مناظر طبیعی همراه شده است. در سوی دیگر، محیط رستوران حرفهای Rufus تصویری رسمیتر و پرزرقوبرقتر از جهان آشپزی ارائه میکند. این تفاوت فقط جنبه زیباییشناختی ندارد؛ بلکه به زبان بصری فیلم اجازه میدهد دو جهان شخصیتی را بدون نیاز به توضیحهای طولانی از یکدیگر جدا کند. E
Evangelisch
فیلمبرداری Oliver Maximilian Kraus در این زمینه وظیفه خود را به شکل قابل قبولی انجام میدهد. مناظر پاییزی و فضای گرم رستوران روستایی، حس یک فیلم تلویزیونی آرام و خوشتماشا را تقویت میکنند. فیلم به دنبال قابهای جاهطلبانه یا زبان بصری پیچیده نیست و همین مسئله با رویکرد کلی اثر هماهنگ است. قرار نیست فرم بر محتوا غلبه کند؛ تصویر بیشتر در خدمت ایجاد آرامش، صمیمیت و جذابیت محیطی است. E
Evangelisch
در مقابل، موسیقی گاهی بیش از اندازه به مخاطب میگوید که باید چه احساسی داشته باشد. در برخی صحنههای عاطفی، موسیقی به جای آنکه ظریفانه حس موجود در تصویر را تقویت کند، آن را پررنگ و حتی توضیحوار میکند. این ویژگی در ملودرامهای تلویزیونی چندان ناآشنا نیست، اما در فیلمی که میتوانست بر طنز موقعیت و شیمی بازیگران تکیه کند، کمی از ظرافت آن میکاهد. منتقدان نیز به همین استفاده مستقیم و گاه پررنگ از موسیقی احساسی اشاره کردهاند. T tittelbach.tv
طنز و فیلمنامه؛ از کنایههای هوشمندانه تا شوخیهای آشنا
طنز «Meine Mutter ist unmöglich» بیش از آنکه بر شوخیهای کلامی پیچیده یا موقعیتهای کاملاً غیرمنتظره متکی باشد، از برخورد شخصیتها و تضاد جهانهای آنها شکل میگیرد. بهترین شوخیها زمانی پدیدار میشوند که زبان و رفتار آشپزی حرفهای با منطق ساده و بیتکلف آشپزی خانگی روبهرو میشود. در این موقعیتها فیلم میتواند به شکاف میان فرهنگ غذایی مدرن و سلیقه عمومی اشاره کند؛ شکافی که در سالهای اخیر در بسیاری از آثار سرگرمکننده درباره آشپزی و مسابقات تلویزیونی نیز به موضوعی محبوب تبدیل شده است. T Tagesspiegel +1 فیلم همچنین ظرفیت مناسبی برای شوخی با صنعت رسانه دارد. ورود یک اتفاق غذایی به چرخه تبلیغات، تلویزیون و هیاهوی عمومی، فرصتی ایجاد میکند تا نشان داده شود رسانه چگونه میتواند یک سوءتفاهم کوچک را به رویدادی بزرگ تبدیل کند. این بخشها بالقوه میتوانستند تندتر و گزندهتر باشند، اما اثر ترجیح میدهد بهجای هجو جدی، در محدوده یک طنز خانوادگی باقی بماند. بنابراین، حتی وقتی فیلم به فرهنگ شهرت و مسابقههای تلویزیونی کنایه میزند، خیلی زود از مرز امن خود عقبنشینی میکند.
« فیلم میتوانست هجویهای تندتر باشد، اما ترجیح میدهد یک کمدی خوشرفتار باقی بماند. »
از سوی دیگر، برخی شخصیتهای فرعی با اغراق نوشته شدهاند تا نقش مشخص خود را در داستان ایفا کنند. این شخصیتها در ساختار قصه کاربرد دارند، اما همیشه به اندازه شخصیتهای اصلی طبیعی به نظر نمیرسند. روابط جانبی، رقابتها و موانع عاطفی نیز گاهی چنان آشکارا برای حفظ حرکت فیلمنامه طراحی شدهاند که مصنوعی بودنشان محسوس میشود. همین مسئله یکی از دلایلی است که باعث میشود فیلم در نیمههای خود، بیش از آنکه از اتفاقاتش غافلگیر کند، به سمت ایستگاههای آشنای کمدی رمانتیک حرکت کند. T tittelbach.tv +1
قوتها و ضعفها؛ فیلمی که خودش را بیش از اندازه جدی نمیگیرد
بزرگترین نقطه قوت «Meine Mutter ist unmöglich» را باید در تناسب میان بازیگران، فضای فیلم و هدف سرگرمکننده آن جستوجو کرد. فیلم میداند که قرار نیست یک اثر پیچیده یا سنگین باشد و در نتیجه، تا حد زیادی از گرفتار شدن در ادعاهای روشنفکرانه دور میماند. تقابل غذای سنتی و آشپزی مدرن، اختلاف میان فضای روستا و شهر، و رابطه پرتنش Toni و Rufus، مصالح مناسبی برای یک کمدی خانوادگی فراهم میکنند. بازیگران اصلی نیز به این مصالح گرما میدهند و اجازه نمیدهند کلیشهها کاملاً بیروح شوند. Q Quotenmeter +1 اما همین انتخاب محافظهکارانه، ضعف اصلی اثر نیز هست. فیلمنامه میتوانست از تضاد طبقاتی، فرهنگ شهرت، صنعت رستورانداری و حتی مفهوم اعتبار حرفهای بسیار بیشتر استفاده کند. در عوض، بسیاری از این موضوعات تنها در حد پسزمینه باقی میمانند. فیلم به جای آنکه از ایده اصلی خود پرسشهای جدیتری استخراج کند، عمدتاً از آن برای ایجاد موقعیتهای کمدی و شکل دادن به یک رابطه عاطفی استفاده میکند. ضعف دیگر، ناهماهنگی میان ژانرهای مختلف است. فیلم همزمان میخواهد کمدی، رمانتیک و تا حدی درام خانوادگی باشد، اما همیشه تعادل میان این عناصر را پیدا نمیکند. برخی لحظات بیش از اندازه احساسی میشوند و برخی موقعیتهای کمدی نیز به اندازه کافی جسور نیستند. یکی از نقدهای منتشرشده دقیقاً به همین حالت معلق میان کمدی، درام و عاشقانه اشاره کرده و معتقد است اگر فیلم با تمرکز بیشتری روی کمدی پیش میرفت، احتمالاً انسجام بیشتری پیدا میکرد. T
tittelbach.tv
با وجود این، نباید ضعفهای فیلم را با شکست کامل یکی دانست. «Meine Mutter ist unmöglich» از آن دسته آثاری نیست که قرار باشد مخاطب را با فرم یا روایت خود تحت تأثیر قرار دهد. ارزش آن بیشتر در تماشای راحت، فضای گرم و رابطه بازیگرانش است. اگر مخاطب با انتظار یک کمدی سبک تلویزیونی به سراغ آن برود، بسیاری از ایرادهای ساختاری قابل تحملتر میشوند؛ اما اگر انتظار یک کمدی رمانتیک خلاقانه و ماندگار وجود داشته باشد، محدودیتهای اثر آشکارتر خواهند شد.
جایگاه اثر و مخاطب هدف؛ یک غذای تلویزیونی با طعم آشنا
«Meine Mutter ist unmöglich» بیش از هر چیز برای مخاطبی ساخته شده که از یک فیلم تلویزیونی انتظار پیچیدگی زیاد ندارد و به دنبال داستانی آرام، سرگرمکننده و قابل پیشبینی است. فیلم از همان ابتدا قرارداد خود را با تماشاگر مشخص میکند: قرار نیست جهان شخصیتها دستخوش تحول فلسفی شود و قرار نیست رقابت آشپزی به یک نبرد حماسی تبدیل شود. همه چیز در اندازه یک کمدی خانوادگی باقی میماند؛ فیلمی که میتوان آن را برای یک شب سبک انتخاب کرد و از فضای صمیمی، بازیگران شناختهشده و کشمکشهای آشنایش لذت برد. Q Quotenmeter +1 از این منظر، عنوان فیلم نیز تا حدی گمراهکننده است. «Meine Mutter ist unmöglich» بیش از آنکه داستانی درباره یک مادر «غیرقابلتحمل» باشد، اثری درباره برخورد دو نسل، دو شیوه زندگی و دو تلقی از موفقیت است. مادر Toni در واقع یکی از عناصر انسانیتر داستان است و رابطه او با دخترش، در مقایسه با بسیاری از خردهداستانهای دیگر، ظرفیت بیشتری برای ایجاد حس واقعی دارد. حتی در دل کلیشهها، فیلم گاهی به این نکته میرسد که خانواده الزاماً کسانی نیستند که همیشه با ما موافقاند؛ بلکه کسانی هستند که شناخت عمیقتری از ضعفها و تواناییهای ما دارند.
« این فیلم برای غافلگیر کردن ساخته نشده است؛ برای خوشحال نگه داشتن تماشاگر ساخته شده است. »
در نهایت، «Meine Mutter ist unmöglich» را میتوان نمونهای روشن از کمدی تلویزیونی آلمانی دانست که از فرمولهای امتحانشده استفاده میکند و در عوض میکوشد اجرای تمیزی ارائه دهد. ایده مرکزی آن جذابتر از پرداخت نهایی است، بازیگران اصلی بهتر از بسیاری از خردهداستانها عمل میکنند و فضای تصویری آن بهاندازه کافی گرم و دعوتکننده است. در مقابل، پیشبینیپذیری روایت، شخصیتهای فرعی کلیشهای، نوسان میان لحنهای مختلف و اصرار موسیقی بر تأکید احساسات، مانع میشوند فیلم از سطح یک سرگرمی آبرومند فراتر برود. T tittelbach.tv +1 در جمعبندی، این فیلم را نه باید یک کمدی شکستخورده دانست و نه اثری که بتواند استانداردهای ژانر خود را جابهجا کند. جذابیت اصلی آن در شیمی Diana Amft و Stephan Luca، حضور Margarita Broich، تضاد خوشساخت میان آشپزی سنتی و مدرن و فضای گرم روستایی نهفته است. فیلم در لحظاتی که به همین عناصر اعتماد میکند، سرزنده و دوستداشتنی میشود؛ اما هرگاه فیلمنامه برای ایجاد بحران به مسیرهای کلیشهای متوسل میشود، ضعفهایش بیشتر به چشم میآیند. بنابراین «Meine Mutter ist unmöglich» در نهایت همان چیزی است که از ظاهر و ساختار خود وعده میدهد: یک کمدی رمانتیک سبک، خوشساخت و کمخطر که برای یک تماشای راحت مناسب است، اما برای ماندگار شدن به جسارت روایی و طنز بسیار بیشتری نیاز داشت. F T Q Sources



ثبت دیدگاه