نقد و بررسی
نقد مرا در نیویورک ملاقات کن (Meet Me in New York) | 2022
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
دو حرفهای در میدانِ یک جشن «Meet Me in New York» از دلِ موقعیتی آشنا در کمدیـرمانتیک شکل میگیرد: کلی، برنامهریز مراسمی جاهطلب و کاربلد، برای برگزاری جشن تولد خواهرزادهٔ جو استخدام میشود؛ مردی سرسخت و بانفوذ که در جهان رسانهای خودش به استقلال رأی و سختگیری شناخته میشود. برخورد نخست این دو، بیش از آنکه نوید تفاهم بدهد، از اصطکاک خبر میدهد.
بااینحال فیلم همین ناسازگاری را به موتور اصلی قصه بدل میکند: دو آدم مطمئن به تواناییهای خود که ناچارند در کاری مشترک، همدیگر را تحمل کنند و بهتدریج جدی بگیرند. جشن تولد در ظاهر مسئلهای ساده است، اما برای فیلم فرصتی فراهم میآورد تا شخصیتها را در موقعیت همکاری قرار دهد. اختلاف سلیقه، گفتوگوهای کنایهآمیز و تلاش برای پیشبردن برنامه، مسیر آشنای نزدیکشدن دو شخصیت را میسازد.
فیلم نه قصد دارد این چارچوب را دگرگون کند و نه از همان ابتدا وانمود میکند با روایتی پیچیده روبهرو هستیم؛ جذابیتش بیشتر در لحن سبک و در نحوهٔ پیشرفتن همین آشنایی تدریجی نهفته است. کلی و جو؛ کشمکش بهجای جذابیت فوری کلی در آغاز شخصیتی تند، مطمئن و گاه خودمحور به نظر میرسد. او در کارش مهارت دارد، اما اطمینانش به تواناییهای خود گاهی به رفتار بیملاحظه نزدیک میشود.
جو نیز از آن سوی طیف، با سرسختی و موضعگیریهایش آسانگیر نیست. فیلم میخواهد از تقابل این دو، نوعی کشش بسازد؛ به همین دلیل، رابطهشان بیشتر با کلکل و مقاومت آغاز میشود تا با دلباختگی ناگهانی. این انتخاب به قصه انرژی میدهد، اما در همان حال نخستین مانع آن نیز هست. وقتی هر دو شخصیت در شروع داستان رفتاری ناخوشایند یا بیشازحد حسابشده دارند، تماشاگر باید مدتی صبر کند تا از آنها تصویری گرمتر به دست آورد.
« برخورد نخست این دو، بیش از آنکه نوید تفاهم بدهد، از اصطکاک خبر میدهد. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
رابطهٔ مرکزی زمانی مؤثرتر میشود که هر یک از موضع اولیهاش فاصله میگیرد و بهجای آنکه صرفاً دیگری را به چالش بکشد، به شنیدن و شناختن او تن میدهد. فیلم این مسیر را روشن و قابلفهم دنبال میکند، هرچند گاهی تغییر لحن شخصیتها سریعتر از آن است که کاملاً طبیعی جلوه کند. ساختار آشنا، پیشبینیپذیری آشکار روایت بهخوبی میداند در چه قلمرویی حرکت میکند: دو شخصیت متفاوت، همکاری ناخواسته، دلخوریهای کوچک و نزدیکیای که از دلِ همان اختلافها شکل میگیرد.
مخاطب آشنا با کمدیهای عاشقانه احتمالاً بسیاری از پیچهای مسیر را زود تشخیص میدهد. فیلم نشانههای غافلگیرکننده یا کشمکشهایی چنان تازه عرضه نمیکند که قواعد ژانر را از نو تعریف کند؛ بیشتر به لذتِ انتظار برای لحظههای آشنا تکیه دارد. این پیشبینیپذیری لزوماً تجربه را بیارزش نمیکند.
در چنین فیلمی، تماشاگر غالباً بهدنبال تعلیق روایی سختگیرانه نیست، بلکه میخواهد بداند شخصیتها چگونه از مشاجره به تفاهم میرسند و آیا فیلم میتواند این مسیر را خوشتماشا نگه دارد. «Meet Me in New York» در بخشهایی از این کار موفق است: موقعیتها ساده و قابلدنبالکردناند و تمرکز بر رابطهٔ دو شخصیت، قصه را از پراکندگی نجات میدهد.
بااینحال، چون عناصر اصلی چندان تازه نیستند، کیفیت اجرا و باورپذیری بازیها اهمیت بیشتری پیدا میکند؛ همانجا که فیلم همیشه یکدست نیست. ریتم و حالوهوای کمدیـرمانتیک فیلم لحنی سبک دارد و بهجای آنکه تنش را به بحرانی سنگین تبدیل کند، آن را در حدی نگه میدارد که با فضای سرگرمکنندهٔ اثر سازگار باشد.
« مخاطب آشنا با کمدیهای عاشقانه احتمالاً بسیاری از پیچهای مسیر را زود تشخیص میدهد. »
شخصیتها و اجرا
همین انتخاب سبب میشود تماشای آن آسان و کمدغدغه باشد. موقعیتهای کاری و تدارکات جشن، زمینهای برای شوخی و برخورد فراهم میآورند و قصه در مجموع از حالوهوای دلنشین خود فاصلهٔ زیادی نمیگیرد. البته سبکبودن روایت گاهی به کمعمقی میانجامد. برخی تعارضها پیش از آنکه فرصت پیدا کنند معنای بیشتری بیابند، حل یا کنار گذاشته میشوند.
فیلم کمتر درنگ میکند تا پیامدهای رفتار شخصیتها را بکاود؛ بنابراین تغییرات عاطفی گاهی بیشتر از آنکه نتیجهٔ تحول تدریجی باشند، کارکردی برای پیشبردن قصه دارند. با وجود این، ریتم سرراست و فضای دوستانهاش برای مخاطبی که بهدنبال سرگرمی آرام و بیپیچیدگی است، امتیاز محسوب میشود. بازیها و باورپذیری شخصیتها بروک نوین در نقش کلی باید میان اعتمادبهنفس حرفهای و آسیبپذیری پنهان تعادل برقرار کند.
این دوگانگی ظرفیت خوبی برای شخصیت فراهم میآورد، اما پرداخت فیلم همیشه به او زمان کافی نمیدهد تا از چهرهٔ سخت و قاطع آغاز داستان به انسانی چندلایهتر برسد. کوری سیویر نیز جو را در قالب مردی سرسخت و مطمئن از داوریهایش پیش میبرد؛ کیفیت رابطهٔ این دو تا حد زیادی به توانایی آنها در زندهکردن گفتوگوهای متقابل وابسته است.
در بعضی لحظهها، کلکل شخصیتها جرقهای از صمیمیت و بازیگوشی دارد؛ در لحظههایی دیگر، اجراها برای برخی تماشاگران تصنعی یا بیشازحد تأکیدشده به نظر میرسند. این نوسان بهویژه زمانی محسوس است که فیلم بهجای اعتماد به جزئیات رفتاری، احساسات را آشکارا و سریع بیان میکند. شخصیتهای فرعی و مناسبت خانوادگی نیز به قصه گرما میدهند، اما عمدتاً در خدمت خط اصلی باقی میمانند و کمتر مجال مییابند بهتنهایی بسط پیدا کنند.
« همین انتخاب سبب میشود تماشای آن آسان و کمدغدغه باشد. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
نیویورک؛ پسزمینهای بیش از یک شخصیت نام نیویورک از همان ابتدا وعدهٔ شهری پرجنبوجوش و سرشار از برخوردهای انسانی را میدهد. فیلم از این فضا برای چارچوببندی داستان استفاده میکند، اما شهر را به نیرویی تعیینکننده در روایت بدل نمیسازد. نیویورک بیش از آنکه در شکلگیری انتخابهای شخصیتها نقشی مستقل داشته باشد، پسزمینهای برای ماجرای کاری و عاشقانهٔ آنهاست.
از این رو، اثر را نباید روایتی عمیق دربارهٔ زندگی شهری دانست؛ تمرکزش بر رابطهای کوچک و شخصی است. همین محدودماندنِ مقیاس، با حالوهوای فیلم سازگار است. قصه قرار نیست تصویری جامع از شهر یا حرفهٔ برنامهریزی مراسم ارائه دهد؛ استفاده از کار کلی بیشتر راهی برای نزدیککردن دو شخصیت به یکدیگر است.
اگر تماشاگر انتظار داشته باشد شهر با جزئیات و هویتی مستقل در فیلم حضور داشته باشد، ممکن است این جنبه برایش کمرمق بماند. اما برای روایت عاشقانهٔ سبک، این پسزمینه کفایت میکند. احساسات، پایان و محدودیتهای ژانر فیلم به سمت پایانی شیرین و آرامشبخش حرکت میکند و از این نظر به انتظاری که از یک کمدیـرمانتیک سبک شکل میدهد وفادار است.
بااینحال، کیفیت فرود عاطفی ممکن است برای همه یکسان نباشد. برخی مخاطبان احتمالاً سادگی و خوشخاتمهبودن آن را دوست خواهند داشت؛ برخی دیگر ممکن است در نحوهٔ اجرای لحظات پایانی، تصنع یا شتاب احساس کنند. این واکنشها تا اندازهای از همان مسئلهٔ بنیادی فیلم میآیند: روایت میخواهد حسبرانگیز باشد، اما همیشه زمینهچینی کافی برای باورپذیرشدن احساسات فراهم نمیکند.
« از این رو، اثر را نباید روایتی عمیق دربارهٔ زندگی شهری دانست؛ تمرکزش بر رابطهای کوچک و شخصی است. »
قوتها و کاستیها
از سوی دیگر، پایان شیرین با لحن کلی اثر همخوان است و فیلم را در فضایی امیدوارانه رها میکند. برای آنکه این اثرگذاری بیشتر شود، شاید لازم بود رابطهٔ مرکزی در طول داستان فرصت بیشتری برای رشد آرام و پیچیدهتر پیدا کند. در نسخهٔ موجود، نتیجه بیش از آنکه محصول دگرگونیهای ژرف باشد، حاصل وفاداری به قراردادهای آشنای ژانر است.
جمعبندی «Meet Me in New York» فیلمی سبک و خوشتماشاست که جذابیت اصلی خود را از تقابل کلی و جو و کلکل تدریجی آنها میگیرد. فضای گرم، مسیر روشن داستان و حالوهوای رمانتیکش میتواند برای تماشای بیدغدغه مناسب باشد؛ بهویژه برای مخاطبی که از آشنایی با الگوهای ژانر لذت میبرد و انتظار نوآوری روایی ندارد.
در مقابل، قصه بهروشنی قابلپیشبینی است، شخصیتها در آغاز همیشه دلپذیر نیستند و بخشی از تغییرات عاطفی با شتاب پیش میرود. بازیها و پایان نیز ممکن است برای بعضی تماشاگران مصنوعی جلوه کنند. در نهایت، فیلم نه اثری ماندگار و ژانرشکن، بلکه سرگرمیای ساده و صمیمی است: روایتی که بهترین لحظاتش را زمانی مییابد که اجازه میدهد دو شخصیت ناسازگار، بهجای آنکه فوراً یکدیگر را بپسندند، کمکم حضور هم را تاب بیاورند و بفهمند.
« از سوی دیگر، پایان شیرین با لحن کلی اثر همخوان است و فیلم را در فضایی امیدوارانه رها میکند. »
ثبت دیدگاه