نقد و بررسی
نقد Medicine of the Wolf | 2015
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
میان طبیعت و سیاست «Medicine of the Wolf» مستندی است دربارهٔ گرگها، اما موضوعش به زیستشناسی و حیاتوحش محدود نمیماند. فیلم از لحظهای سیاسی آغاز میکند: پس از دههها حفاظت فدرال، گرگ خاکستری از فهرست گونههای در معرض خطر خارج میشود و اختیار سرنوشتش به ایالتها واگذار میگردد.
این تغییر اداری، در نگاه فیلم، صرفاً جابهجایی مسئولیت نیست؛ پرسشی اخلاقی پیش میکشد: آیا بقای جانوری که از مرزهای انسانی پیروی نمیکند باید تابع تصمیمهای سیاسی و منفعتهای منطقهای باشد؟ جولیا هافمن، فیلمساز، برای نزدیک شدن به این پرسش راهی مینهسوتا و سرزمین گرگها میشود. سفر او هم جستوجویی در طبیعت است و هم تلاشی برای فهم معنای رابطهٔ انسان با جانوری که در فرهنگ و تاریخ آمریکا بارها به نماد تهدید بدل شده است.
فیلم از همان ابتدا نشان میدهد که اختلاف بر سر گرگ، اختلافی ساده میان دوستداران طبیعت و مخالفان شکار نیست؛ در پس آن، تاریخ، معیشت، ترس و تصورهای دیرپای انسانی حضور دارند. سفر به سرزمین گرگها مینهسوتای شمالی در فیلم بیش از یک مکان جغرافیایی است؛ به فضایی برای اندیشیدن بدل میشود.
« جولیا هافمن، فیلمساز، برای نزدیک شدن به این پرسش راهی مینهسوتا و سرزمین گرگها میشود. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
جنگلها، گسترههای خاموش و چشماندازهای طبیعی، جهان گرگ را از محدودهٔ بحثهای سیاسی بیرون میبرند و به تماشاگر امکان میدهند با حسی ملموستر به موضوع نزدیک شود. دوربین در این فضاها مجال مکث مییابد و تصویر، بهجای آنکه فقط اطلاعاتی دربارهٔ طبیعت عرضه کند، کیفیتی تأملی پیدا میکند.
سفر هافمن نیز پیوند میان مشاهدهٔ بیرونی و کاوش درونی را شکل میدهد. حضور او آرام و بیتکلف است و کنجکاویاش مخاطب را با خود همراه میکند. بااینحال، این همراهی همواره به یک اندازه روان نیست: گاه مسیر مستند از جستوجوی شخصی فیلمساز به سمت توضیح مستقیم دربارهٔ حفاظت از گرگها میرود و دوباره بازمیگردد.
همین رفتوآمد، هم بخشی از هویت فیلم است و هم سرچشمهٔ نوسانهای روایی آن. مناقشهای فراتر از دو جبهه یکی از امتیازهای فیلم آن است که تعارض پیرامون گرگ را به تقابل سادهٔ خیر و شر فرو نمیکاهد. مسئلهٔ دامداران، نگرانیهای ساکنان مناطق روستایی و موضع حامیان حفاظت از حیاتوحش، در بستری تاریخی و عاطفی قرار میگیرند.
« سفر هافمن نیز پیوند میان مشاهدهٔ بیرونی و کاوش درونی را شکل میدهد. »
شخصیتها و اجرا
فیلم میکوشد نشان دهد که داوری دربارهٔ گرگها فقط با دادهها یا شعارها ممکن نیست؛ ترسهای موروثی، تجربههای زیسته و رابطهٔ انسان با زمین نیز در شکلگیری دیدگاهها سهم دارند. بااینهمه، توازن صداها کاملاً بینقص نیست. فیلم برای بیان ارزش ذاتی گرگها و ضرورت حفاظت از آنها نیروی زیادی صرف میکند، اما صدای مخالفان گاه کمتر از آنچه برای فهم کامل مناقشه لازم است شنیده میشود.
نتیجه این است که اثر در بعضی لحظهها بیشتر به دفاعیۀ زیستمحیطی نزدیک میشود تا به بررسی چندسویهٔ اختلاف. این کاستی، اهمیت موضوع را از میان نمیبرد، اما گاهی فاصلهٔ میان طرح پرسش و رسیدن به نتیجه را کوتاه میکند. تصویر و سکوت تصاویر طبیعت از برجستهترین عناصر مستندند. جنگلهای مینهسوتا و چشماندازهای شمال آمریکا با دقت و حسی از احترام ثبت شدهاند؛ فیلم بهجای آنکه طبیعت را پسزمینهای تزئینی بگیرد، به آن فرصت حضور میدهد.
این تصاویر، زیبایی جهان گرگها را برجسته میکنند و همزمان شکنندگی آن را به یاد میآورند. مکثهای تصویری گاهی از بخشهای توضیحی اثر رساترند، زیرا تماشاگر را به مشاهده و تأمل دعوت میکنند، نه آنکه فوراً نتیجهای را به او تحمیل کنند. این کیفیت بصری با وجه شاعرانهٔ فیلم پیوند دارد. گرگ در اینجا فقط موضوع پژوهش نیست؛ به موجودی بدل میشود که معناهای فرهنگی و نمادین فراوانی را به سوی خود میکشد.
« بااینهمه، توازن صداها کاملاً بینقص نیست. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
اما همین گرایش، گاه به ابهام میانجامد. اشاره به پیمانی فراموششده با «برادر گرگ» و زبان نمادین پیرامون این پیوند، میتواند برای برخی تماشاگران شاعرانه و برانگیزاننده باشد و برای برخی دیگر بیش از اندازه رازآلود بماند. فیلم همیشه میان استعاره و استدلال مرزی روشن نمیکشد. روایت و ریتم ساختار مستند بر آمیزش سفر، پژوهش و تأمل شخصی بنا شده است.
این ترکیب به اثر صمیمیت میبخشد، اما ریتم آن را نیز نابرابر میکند. بخشهایی که بر مشاهدهٔ محیط و تجربهٔ مستقیم تکیه دارند، غالباً زنده و گیرا هستند؛ در مقابل، قسمتهایی که اطلاعات تاریخی یا موضعگیریهای توضیحی را با جزئیات بیشتری عرضه میکنند، گاه کشدار میشوند. تکرار بعضی نکتهها نیز از نیروی حرکت روایت میکاهد.
این نوسان بیش از آنکه حاصل ضعف موضوع باشد، از چندپارگی هدف فیلم سرچشمه میگیرد. اثر میخواهد هم مستندی دربارهٔ سیاستگذاری و حفاظت باشد، هم سفرنامهای شخصی و هم تأملی شاعرانه دربارهٔ پیوند انسان و گرگ. این لایهها همیشه بهآسانی در هم نمینشینند. بااینحال، همین بیقراری نشان میدهد که فیلمساز با موضوعی صرفاً بیرونی روبهرو نیست و میکوشد جایگاه خود را در برابر آن روشن کند.
« فیلم همیشه میان استعاره و استدلال مرزی روشن نمیکشد. »
قوتها و کاستیها
گرگ بهمثابه آینه پرسش اصلی فیلم به این محدود نمیشود که آیا گرگها باید حفاظت شوند یا نه. اثر از مخاطب میخواهد دربارهٔ ارزش موجودات زنده مستقل از فایدهای که برای انسان دارند بیندیشد. آیا یک جانور تنها زمانی سزاوار بقاست که برای ما سودمند باشد، یا وجود او بهخودیخود ارزشی دارد؟
از این منظر، گرگ به آینهای برای نسبت انسان با طبیعت بدل میشود؛ نسبتی که میان مراقبت، مالکیت، ترس و میل به کنترل در نوسان است. فیلم این پرسش را با قطعیت فلسفی حل نمیکند، اما آن را به شکلی زنده در ذهن تماشاگر نگه میدارد. بخشهای تاریخی و عاطفی کمک میکنند مناقشه از سطح قوانین و تصمیمهای دولتی فراتر رود و به حافظهٔ جمعی و خیال فرهنگی راه پیدا کند.
در عین حال، هرگاه نتیجهگیری فیلم پیش از آنکه شواهد به اندازهٔ کافی مجال گسترش یافته باشند شکل میگیرد، قدرت پرسشگری آن اندکی کاهش مییابد. جمعبندی «Medicine of the Wolf» مستندی دیدنی و تأملبرانگیز است که سرنوشت گرگهای خاکستری را به بحثی گستردهتر دربارهٔ اخلاق، سیاست و مسئولیت انسان در برابر طبیعت پیوند میدهد.
« گرگ بهمثابه آینه پرسش اصلی فیلم به این محدود نمیشود که آیا گرگها باید حفاظت شوند یا نه. »
جمعبندی
چشماندازهای مینهسوتا، حضور آرام فیلمساز و توجه به ریشههای تاریخی و احساسی مناقشه، به اثر جان میبخشند. در برابر این قوتها، روایت گاهی میان جستوجوی شخصی و بیانیهٔ زیستمحیطی سرگردان میشود، بعضی توضیحات ریتم را کند میکنند و زبان نمادین فیلم همیشه بهروشنی گشوده نمیشود. باوجود این ناهمواریها، اثر در یادآوری یک نکته موفق است: تصمیمهای سیاسی دربارهٔ حیاتوحش، تصمیمهایی انتزاعی و دور از زندگی نیستند؛ آنها سرنوشت جانوران و معنای رابطهٔ ما با جهان زنده را شکل میدهند.
فیلم بدون فروکاستن گرگ به نمادی ساده، تماشاگر را با پرسشی اندوهبار و ماندگار تنها میگذارد: چه چیزی را از دست میدهیم، وقتی بقای دیگر موجودات را فقط با معیارهای خودمان میسنجیم؟
« چشماندازهای مینهسوتا، حضور آرام فیلمساز و توجه به ریشههای تاریخی و احساسی مناقشه، به اثر جان میبخشند. »
ثبت دیدگاه