نقد و بررسی
نقد مدلین (Medellin) | 2023
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
ایدهای آشنا با موتور محرک پرانرژی «مدلین» از همان آغاز، بیدرنگ تماشاگر را به دل مأموریتی پرخطر میبرد: ردا برای نجات برادر کوچکترش از دست کارتل، گروهی را گرد میآورد و راهی کلمبیا میشود. اما برنامهای که در ذهن او ساده و قاطع به نظر میرسد، خیلی زود از مسیر خارج میشود و ربودن پسر رئیس کارتل، ماجرا را به زنجیرهای از تصمیمهای شتابزده و پیامدهای پیشبینیناپذیر میکشاند.
این شروع پرتحرک، امتیاز مهم فیلم است؛ قصه معطل مقدمهچینی طولانی نمیماند و از همان ابتدا وعدهٔ آشوبی کمیک و پرتنش را میدهد. بااینحال، «مدلین» نه قصد دارد تصویری واقعگرایانه از جرم سازمانیافته عرضه کند و نه قرار است درامی عمیق دربارهٔ خشونت و قدرت باشد. فیلم بیشتر بهانهای برای کنار هم گذاشتن آدمهایی نامتناسب، نقشههایی خام و موقعیتهایی است که هر لحظه از کنترل خارج میشوند.
این انتخاب، تا زمانی که فیلم بر ضرباهنگ و شوخیهایش مسلط است، سرگرمکننده میماند؛ اما وقتی روایت میخواهد به خطری جدیتر یا احساسی عمیقتر برسد، محدودیتهایش آشکار میشود. خانواده؛ تکیهگاه عاطفی قصه در مرکز این ماجراجویی، پیوند ردا با برادر کوچکترش قرار دارد. انگیزهٔ نجات او، به قصه نیرویی انسانی میدهد و مانع میشود مأموریت تنها رشتهای از تعقیبوگریزها و درگیریها باشد.
رفتار ردا از سر خشم و شتاب است، اما پشت این آشفتگی، نگرانی برادری را میتوان دید که حاضر است برای عزیزش خطر کند. همین انگیزه، ساده و قابلفهم است و تماشاگر را با قهرمان همراه میکند، حتی وقتی تصمیمهایش چندان سنجیده نیستند. باوجوداین، رابطهٔ دو برادر مجال چندانی برای رشد پیدا نمیکند.
« خانواده؛ تکیهگاه عاطفی قصه در مرکز این ماجراجویی، پیوند ردا با برادر کوچکترش قرار دارد. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
فیلم از ایدهٔ پیوند خانوادگی بهره میگیرد، اما کمتر درنگ میکند تا نشان دهد این رابطه چه لایهها، اختلافها یا زخمهایی دارد. برادر کوچکتر نیز بیشتر در جایگاه علت آغاز بحران باقی میماند تا شخصیتی مستقل که حضورش بتواند داستان را از درون دگرگون کند. نتیجه آن است که انگیزهٔ عاطفی مؤثر است، اما اثرگذاری آن محدود میماند: ما دلیل اهمیت مأموریت را میفهمیم، ولی فرصت کمتری برای احساس عمق این پیوند پیدا میکنیم.
کمدیِ بینظمی و قهرمانان نامتناسب بخش مهمی از طنز فیلم از تضاد میان بزرگی خطر و ناآمادگی گروه سرچشمه میگیرد. ردا با ارادهای تند و اعتمادبهنفسی بیش از توان واقعیاش وارد میدان میشود؛ همراهانش نیز بهجای آنکه گروهی حرفهای باشند، بیشتر شبیه افرادیاند که ناخواسته گرفتار یک عملیات جنایی شدهاند.
این فاصله میان تصور قهرمانانهٔ مأموریت و واقعیت آشفتهٔ آن، سرچشمهٔ شماری از موقعیتهای بامزه است. ربودن پسر رئیس کارتل نیز چرخشی مناسب برای این نوع کمدی است: نقشهٔ نجات، ناگهان به معاملهای پرمخاطره تبدیل میشود و قهرمانان ناچارند با پیامدهایی روبهرو شوند که توان مدیریتشان را ندارند.
جذابیت موقعیت در این است که هر راهحل تازه، خود میتواند مشکل دیگری بسازد. اما شوخیها همیشه به یک اندازه کار نمیکنند؛ گاه فیلم بهجای پرورش موقعیت کمیک، صرفاً بر اغراق یا واکنشهای پرهیاهو تکیه میکند. در چنین لحظههایی، طنز از هوشمندی موقعیت فاصله میگیرد و به شلوغی صرف بدل میشود.
« کمدیِ بینظمی و قهرمانان نامتناسب بخش مهمی از طنز فیلم از تضاد میان بزرگی خطر و ناآمادگی گروه سرچشمه میگیرد. »
شخصیتها و اجرا
نوسان میان خنده و خشونت ترکیب کمدی و اکشن میتواند به «مدلین» هویتی مفرح بدهد؛ فیلم نیز بارها از تضاد میان لحن سبک و محیط تهدیدآمیزش بهره میبرد. اما این ترکیب بهسادگی به تعادل نمیرسد. شوخیها گاهی صحنهای را که باید پرتنش باشد خنثی میکنند و خشونت، در لحظههایی دیگر، چنان ناگهانی شدت میگیرد که فضای کمدی پیشین را از یاد میبرد.
این جابهجاییِ بیقاعده، نه همیشه خندهساز است و نه همواره دلهرهآور. مشکل اصلی، وجود شوخی یا خشونت بهتنهایی نیست؛ مسئله این است که فیلم بهندرت میان این دو لحن پلی محکم میسازد. در بهترین لحظهها، خطر واقعی زمینهای برای واکنشهای مضحک شخصیتها فراهم میکند. در لحظههای ضعیفتر، شوخی انگار برای فرار از جدیگرفتن پیامدهای خشونت وارد میشود، بیآنکه جایگزینی دراماتیک برای آن بسازد.
این ناپایداری، ریتم را نیز تحت تأثیر قرار میدهد: فیلم پرتحرک است، اما پرتحرکی همیشه به معنای پیشروی منسجم نیست. شخصیتها و بازیها ردا، در قالب قهرمانی آتشین و عجول، نیروی پیشبرندهٔ داستان است. او غالباً با ارادهای شخصی و عاطفی تصمیم میگیرد، نه با محاسبهٔ دقیق؛ همین ویژگی هم سرچشمهٔ کمدی است و هم عامل بحرانهای تازه.
در کنار او، استن و چافیکس ترکیبی نامتوازن اما بالقوه سرگرمکننده میسازند. تفاوت خلقوخو و شیوهٔ واکنش آنها به خطر، به گروه امکان میدهد شوخیهای موقعیتی و اصطکاکهای کوچک میان همراهان را بسازد. بازیها بیشتر در خدمت همین انرژیاند تا ساختن شخصیتهایی پیچیده. رامزی بدیا حضوری پرحرارت دارد و فرانک گاستامبید در نقش استن با آرامش نسبیاش تضادی کارآمد با ردا ایجاد میکند.
« اما این ترکیب بهسادگی به تعادل نمیرسد. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
آنوار توبالی نیز به ترکیب گروه رنگی متفاوت میافزاید. این هماهنگی، بخش مهمی از جذابیت فیلم را حفظ میکند؛ بااینحال، فیلمنامه برای پرداختن به انگیزهها و دگرگونیهای درونی شخصیتها مجال اندکی میگذارد. گروه در موقعیتهای عجیب کنار هم سرگرمکننده است، اما کمتر به جمعی بدل میشود که تماشاگر رابطهاش را عمیقاً دنبال کند.
اکشن و ظرفیت ازدسترفته سفر به کلمبیا و رویارویی با کارتل، زمینهای طبیعی برای تعقیب، تهدید و درگیری فراهم میکند. فیلم از این موقعیت برای حفظ جنبوجوش بهره میگیرد و برخی رویاروییها، بهویژه وقتی با رفتار نامتعارف شخصیتها آمیختهاند، نیروی سرگرمی دارند. بااینحال، صحنههای اکشن بهندرت به تصاویر ماندگار یا طراحیهای ویژه تبدیل میشوند.
آنها بیشتر برای انتقال داستان از یک بحران به بحران بعدی به کار میروند تا آنکه خود به نقطهٔ اوج سینمایی بدل شوند. همین محدودیت در ساختن تعلیق نیز دیده میشود. ربودن پسر رئیس کارتل باید موازنهٔ قدرت را بهکلی بر هم بزند، اما فیلمنامه گاهی پیامد این تصمیم را با شتاب از سر میگذراند.
نقشه پیچیدهتر میشود، ولی پیچیدگی الزاماً به معنای افزایش عمق یا تعلیق نیست؛ زیرا بسیاری از موقعیتها بر تصادف و واکنشهای لحظهای تکیه دارند. فیلم فرصت دارد از ناتوانی قهرمانان در برابر سازوکار خشونتآمیز کارتل تنشی جدیتر بسازد، اما معمولاً به سطح ماجراهای پرهیاهو بسنده میکند.
« آنوار توبالی نیز به ترکیب گروه رنگی متفاوت میافزاید. »
قوتها و کاستیها
ریتم و فیلمنامه «مدلین» از نظر ریتم، آغاز موفقی دارد: مأموریت بهسرعت شکل میگیرد و نخستین انحراف از نقشه، وعدهٔ داستانی پرحادثه را عملی میکند. از آنجا به بعد، فیلم با بحرانهای پیدرپی پیش میرود و برای تماشاگر فرصت زیادی برای خستگی باقی نمیگذارد. ولی سرعت، جای انسجام را نمیگیرد.
برخی تحولها بیش از آنکه از تصمیمهای سنجیدهٔ شخصیتها نتیجه شوند، بهصورت میانبُرهایی برای رساندن قصه به صحنهٔ بعدی عمل میکنند. در نتیجه، احساس میشود فیلم همزمان میخواهد یک کمدیِ بیقید، یک ماجرای نجات خانوادگی و یک اکشن جنایی باشد، بیآنکه یکی از این مسیرها را بهطور کامل انتخاب کند.
ظرفیت ایدهٔ اصلی—معاوضهٔ گروگانها و بههمریختن نقشه—زیاد است، اما شخصیتپردازی کمعمق و پیوندهای ناپیوسته میان موقعیتها اجازه نمیدهد این ظرفیت به درامی پرکشش بدل شود. بخش پایانی نیز از همان انسجامی که برای فرود مؤثر لازم است برخوردار نیست؛ پس از این همه آشوب، جمعبندی نمیتواند تمام وعدههای روایت را به شکلی متقاعدکننده به هم پیوند دهد.
جمعبندی «مدلین» فیلمی است که نقطهٔ قوت و ضعفش از یک سرچشمه میآید: میل به سرگرمکردن از راه اغراق، سرعت و بینظمی. شروع پرشتاب، انگیزهٔ خانوادگیِ قابلفهم و تضاد میان قهرمانان ناآماده و خطری بزرگ، لحظههایی جذاب میآفرینند. ترکیب کمدی و اکشن نیز در بخشهایی جواب میدهد و گروه اصلی با تفاوتهای رفتاری خود به فیلم جان میدهد.
« از آنجا به بعد، فیلم با بحرانهای پیدرپی پیش میرود و برای تماشاگر فرصت زیادی برای خستگی باقی نمیگذارد. »
جمعبندی
اما فیلمنامه از تعمیق روابط و پرورش لحن بازمیماند. خشونت و شوخی همیشه در تعادلی سنجیده قرار نمیگیرند، اکشن کمتر از ظرفیت موقعیت بهره میبرد و مسیر پایانی نیز آنقدر استوار نیست که آشفتگیهای پیشین را به فرودی رضایتبخش بدل کند. بنابراین «مدلین» بیش از آنکه تجربهای ماندگار یا اثری ژانریِ منسجم باشد، ماجراجوییای پرجنبوجوش و گاه خندهدار است؛ فیلمی مناسب برای تماشاگرانی که سرگرمی سبک و موقعیتهای ازکنترلخارجشده را به روایت عمیق و اکشن چشمگیر ترجیح میدهند.
« اما فیلمنامه از تعمیق روابط و پرورش لحن بازمیماند. »



ثبت دیدگاه