نقد و بررسی
نقد مک لینتاک! (McLintock!) | 1963
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
وسترنِ شلوغ در جامهٔ کمدی «McLintock!» بیش از آنکه وسترنی متعارف با مسیری روایی روشن باشد، نمایشی پرصدا و پرجمعیت از زندگی در مرزهای غربی است؛ جایی که دعواهای خانوادگی، کشمکش بر سر زمین، سیاست محلی و خواستگاریهای جوانانه، همزمان بر سر راه قهرمان قرار میگیرند. فیلم بهجای آنکه یکی از این رشتهها را محور قطعی خود کند، از شاخهای به شاخهٔ دیگر میپرد و نیروی اصلیاش را از همین آشوب میگیرد.
حاصل، اثری است که گاه بیقاعده به نظر میرسد، اما در بهترین لحظاتش با جنبوجوش و طنزی بدنی تماشاگر را همراه میکند. فیلم را Andrew V. McLaglen کارگردانی کرده و John Wayne، Maureen O’Hara، Stefanie Powers و Patrick Wayne در آن نقشآفرینی میکنند. جهان فیلم، غربی اغراقشده و نمایشی است؛ دنیایی که در آن تقریباً هر رابطهای میتواند به مشاجره، سوءتفاهم یا زدوخوردی پرهیاهو ختم شود.
این لحن از همان ابتدا روشن میکند که نباید با درامی واقعگرا یا وسترنی سختگیرانه روبهرو باشیم. «McLintock!» بیشتر به یک نمایش کمدیِ پرحادثه شباهت دارد که لباس وسترن پوشیده است. قهرمانِ بزرگتر از محیط جورج واشینگتن مکلینتاک، با بازی John Wayne، دامداری صاحبنفوذ و خودساخته است که حضورش بر شهر و مناسبات آن سایه میاندازد.
او نه قهرمانی بیخطا است و نه شخصیتی که فیلم بخواهد پیچیدگی روانیاش را با ظرافتی واقعگرایانه بکاود. مکلینتاک مردی است که عادت دارد مسئلهها را با اقتدار، شوخی و گاه با زور حل کند؛ همین ویژگی هم سرچشمهٔ جذابیت اوست و هم محدودیت نگاه فیلم به او. Wayne با تکیه بر قامت و صدای آشنای خود، شخصیتی میسازد که انگار از پیش میداند در هر جمعی مرکز توجه خواهد بود.
« این لحن از همان ابتدا روشن میکند که نباید با درامی واقعگرا یا وسترنی سختگیرانه روبهرو باشیم. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
بااینحال، نقش در قیاس با بسیاری از قهرمانان جدیتر او، وجهی سبکتر و بازیگوشتر دارد. مکلینتاک میتواند در یک لحظه از جدل سیاسی به شوخی و از نگرانی پدرانه به خودنمایی مردانه برسد. این نوسانها گاهی به شخصیت جان میبخشند و گاهی او را به مجموعهای از ژستهای جذاب، اما نهچندان منسجم، فرو میکاهند.
فیلم همچنین از محبوبیت و نفوذ او بهعنوان ابزاری روایی بهره میگیرد: بسیاری از شخصیتها برای حل مشکلاتشان به مکلینتاک رجوع میکنند یا میکوشند از دارایی و جایگاهش سود ببرند. این مرکزیت، روایت را آسانتر پیش میبرد، اما در عین حال باعث میشود دیگران اغلب در حاشیهٔ شخصیت اصلی باقی بمانند.
دو بازیگر و نیروی رابطهٔ عاطفی مهمترین نیروی عاطفی فیلم در رابطهٔ مکلینتاک و کاترین، با بازی Maureen O’Hara، شکل میگیرد. بازگشت کاترین پس از جدایی طولانی، فضای خانه و شهر را دگرگون میکند؛ اما فیلم این بازگشت را نه با سکوت و تأمل، بلکه با جدلهای پیدرپی و رفتوبرگشتهای پرحرارت پیش میبرد.
O’Hara در نقش زنی سرسخت و آتشین، بهخوبی از پس این لحن برمیآید و اجازه نمیدهد کاترین صرفاً به محرکی برای واکنشهای قهرمان بدل شود. هماهنگی او با Wayne از نقاط قوت اصلی فیلم است. این دو بازیگر در کنار هم ترکیبی از دلخوری، کشش و رقابت میسازند که حتی وقتی گفتوگوها به تکرار میافتند، انرژی صحنه را حفظ میکند.
« بااینحال، نقش در قیاس با بسیاری از قهرمانان جدیتر او، وجهی سبکتر و بازیگوشتر دارد. »
شخصیتها و اجرا
O’Hara به کاترین صراحت و تحرک میدهد؛ Wayne نیز در برابر او، هم اقتدار و هم نوعی آسیبپذیریِ پنهان از خود نشان میدهد. با این همه، فیلم گاه بهجای پرداختن به ریشهٔ اختلافهای این زوج، از مشاجرهٔ نمایشی و شوخیهای فیزیکی برای پیشبرد رابطه استفاده میکند؛ انتخابی که ممکن است برای برخی تماشاگران سرگرمکننده باشد، اما برای برخی دیگر سطحی یا آزاردهنده جلوه کند.
خط داستانی دختر مکلینتاک، بکی، و خواستگارانش نیز به قصه رنگی رمانتیک میافزاید. این بخش بیشتر در خدمت حالوهوای خانوادگی و تفریحی فیلم است تا ایجاد کشمکشی عمیق، اما حضور جوانان در کنار نسل بزرگتر به روایت امکان میدهد موضوع تفاوت ارزشها و برداشتهای گوناگون از آینده را لمس کند.
روایتی چندشاخه و کمتمرکز یکی از ضعفهای آشکار «McLintock!» پراکندگی داستانی آن است. فیلم همزمان میخواهد دربارهٔ اختلاف زناشویی، آیندهٔ دختر خانواده، زمینداری، منافع سیاسی، جامعهٔ مهاجران و سرنوشت بومیان منطقه حرف بزند. هرکدام از این موضوعها بهتنهایی ظرفیت ساختن یک درام کامل را دارند، اما فیلم میان آنها بهسرعت جابهجا میشود و کمتر مجال میدهد یکی از خطوط روایی به عمق برسد.
در نتیجه، برخی شخصیتهای فرعی بیشتر نقش قطعاتی در یک نمایش جمعی را پیدا میکنند تا انسانهایی با انگیزههای مستقل. از یک گردهمایی به مشاجرهای خانوادگی میرسیم و از آنجا به کشمکشهای اجتماعی؛ این تغییرهای ناگهانی، بخشی از ریتم عامدانهٔ کمدی فیلماند، اما گاهی انسجام را هم قربانی میکنند.
« خط داستانی دختر مکلینتاک، بکی، و خواستگارانش نیز به قصه رنگی رمانتیک میافزاید. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
برای تماشاگرانی که از کمدیهای شلوغ و اپیزودیک لذت میبرند، همین تعدد ماجراها ممکن است تنوعبخش باشد. برای کسانی که به دنبال ساختار روایی محکماند، فیلم احتمالاً بیش از اندازه پراکنده جلوه میکند. کمدی بدنی و طنزِ نابرابر کمدی «McLintock!» بیشتر بر اغراق جسمانی، آشفتگی جمعی و واکنشهای بزرگ متکی است تا ظرافت زبانی.
افتادنها، تعقیبوگریزها، درگیریهای دستهجمعی و سوءتفاهمهای پیدرپی، فضای فیلم را به نوعی کمدیِ بدنی نزدیک میکنند. در بخشهایی، این انرژی بهخوبی جواب میدهد؛ بازیگران با جدیتِ نمایشی به موقعیتهایی نامعقول وارد میشوند و همین تضاد، خنده میسازد. اما این شیوه همیشه به یک اندازه مؤثر نیست.
بعضی شوخیها بیش از آنکه از شخصیتها یا موقعیت برخاسته باشند، بر طولانیکردن آشوب تکیه دارند. زدوخوردهای کشدار، بهویژه وقتی بارها با منطق مشابه تکرار میشوند، ممکن است بهجای تصاعد کمدی، احساس فرسودگی ایجاد کنند. فیلم گاهی چنان به شلوغی خود اعتماد دارد که فراموش میکند هر شوخی برای حفظ اثرگذاریاش به ضرباهنگ و پایانبندی نیاز دارد.
از سوی دیگر، بخشی از طنز فیلم به برخوردهای جنسیتی و خشونت در رابطهٔ زناشویی وابسته است. آنچه در چارچوب کمدیِ زمانهٔ فیلم بهعنوان شوخی عرضه میشود، امروز میتواند ناراحتکننده باشد؛ بهخصوص چون فیلم همیشه فاصلهٔ انتقادی روشنی میان رفتار خشن و خندهٔ تماشاگر ایجاد نمیکند. این نکته برای ارزیابی فیلم مهم است: سرگرمکنندگی آن را نمیتوان از حساسیتهای فرهنگی و اخلاقیِ نهفته در شوخیهایش جدا کرد.
« برای تماشاگرانی که از کمدیهای شلوغ و اپیزودیک لذت میبرند، همین تعدد ماجراها ممکن است تنوعبخش باشد. »
قوتها و کاستیها
سیاست، زمین و تصویر بومیان در پسِ آشوب خانوادگی، فیلم به منازعه بر سر زمین و نفوذ سیاسی نیز میپردازد. مکلینتاک با مقامهای دولتی و صاحبان منافع اقتصادی درگیر است و روایت، طمع و فساد قدرت را هدف شوخی قرار میدهد. این خط داستانی به فیلم بُعدی اجتماعی میدهد، اما موضع آن بیشتر از زبان قهرمان و در قالب تقابلهای سادهشده بیان میشود تا از رهگذر بررسی دقیق ساختارهای قدرت.
بازنمایی بومیان منطقه نیز شایستهٔ توجه انتقادی است. فیلم میکوشد در برابر تصویرهای تحقیرآمیز رایج در بخشی از وسترنهای پیشین موضع بگیرد و مسئلهٔ بیعدالتی در قبال بومیان را وارد روایت کند. بااینحال، نیت انتقادی بهتنهایی برای ساختن تصویری چندوجهی کافی نیست. بومیان همچنان گاه در خدمت کشمکش قهرمانان و پیشبرد ماجرا قرار میگیرند، نه آنکه تجربه و نگاه خودشان به مرکز روایت راه یابد.
بنابراین، فیلم را میتوان تلاشی معنادار در بستر زمانهٔ خود دانست، اما نه اثری که از محدودیتهای وسترن کلاسیک کاملاً رها شده باشد. اجرا، لحن و ارزش تماشای دوباره بازیهای پرتحرک، گروه بازیگران آشنا و فضای پرجنبوجوش، بخش مهمی از ماندگاری فیلم را توضیح میدهند. Wayne و O’Hara بار اصلی جذابیت را به دوش میکشند، اما حضور بازیگران مکمل نیز به شهر و جمعیت آن رنگ میدهد.
فیلم از یک گروه بزرگ برای ساختن حس اجتماع بهره میگیرد؛ هرچند همین فراوانی چهرهها گاه تمرکز را از داستان اصلی میگیرد. لحن اثر میان عاشقانه، کمدی و وسترن حرکت میکند، بیآنکه همیشه مرزهای این گونهها را با ظرافت به هم پیوند بزند. در عوض، فیلم بر شور و سرزندگی تکیه میکند: صحنهای ممکن است از درگیری عاطفی آغاز شود و به نمایش جمعیِ اغراقآمیز برسد.
« سیاست، زمین و تصویر بومیان در پسِ آشوب خانوادگی، فیلم به منازعه بر سر زمین و نفوذ سیاسی نیز میپردازد. »
جمعبندی
این ناپایداری، هم امتیاز آن است و هم عیبش. اگر تماشاگر با انتظار یک وسترن جدی به سراغ فیلم برود، احتمالاً با بیقاعدگی و لحن ناهموارش مشکل خواهد داشت؛ اما کسی که از ترکیب شلوغ ژانرها و شوخیهای پرتحرک استقبال کند، لحظات سرگرمکنندهٔ فراوانی خواهد یافت. جمعبندی «McLintock!» فیلمی است پرانرژی، نابرابر و آشکارا وابسته به جذابیت دو بازیگر اصلیاش.
روایت پراکنده، شخصیتهای فرعی کمپرداختشده و شوخیهایی که امروزه ممکن است آزاردهنده باشند، مانع از آن میشوند که اثر به کمدیِ یکدست و بینقصی تبدیل شود. بااینحال، بازی پرحرارت John Wayne و Maureen O’Hara، فضای پرهیاهو و آمیزش آزادانهٔ عاشقانه، سیاست و وسترن به آن هویتی مشخص میبخشد.
فیلم بیش از آنکه با انسجام یا ظرافت به یاد بماند، با سرزندگی و افراطش اثر میگذارد؛ تجربهای سرگرمکننده برای علاقهمندان به کمدیهای وسترن کلاسیک، اما اثری که تماشایش به معنای پذیرفتن نگاهها و شوخیهای مسئلهدارِ زمانهٔ ساختش نیز هست.
« این ناپایداری، هم امتیاز آن است و هم عیبش. »



ثبت دیدگاه