نقد و بررسی
نقد خدا ما را نجات دهد (May God Save Us) | 2016
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
مادرید؛ شهری زیر فشار فیلم «May God Save Us» به کارگردانی رودریگو سورویوژن، تریلری پلیسی است که فضای آن از همان ابتدا چیزی بیش از پسزمینهای برای تعقیب یک قاتل فراهم میکند. مادریدِ تابستان ۲۰۱۱، در میانهٔ بحران اقتصادی، اعتراضهای جنبش پانزدهم مه و ازدحام زائرانی که برای دیدار پاپ به شهر آمدهاند، تصویری از جامعهای است که در آن چند بحران همزمان روی هم انباشته شدهاند.
گرما، شلوغی و آشفتگی شهر فقط شرایط دشوار تحقیقات را نشان نمیدهند؛ آنها به حالوهوای اخلاقی و روانی فیلم هم شکل میدهند. خیابانها زندهاند، اما این زندگی بیشتر به تنش و فرسودگی شباهت دارد تا امید. این انتخابِ زمانی و مکانی به فیلم هویتی مشخص میدهد و آن را از تریلری متعارف دربارهٔ یک پروندهٔ جنایی جدا میکند.
در برابر جلوهٔ عمومیِ حضور جمعیت و مناسک مذهبی، خشونتی پنهان در حاشیه جریان دارد؛ تضادی که عنوان فیلم را نیز معنادارتر میکند. پرسش از بخشایش و گناه، در اینجا پرسشی انتزاعی نیست: در دل شهری مطرح میشود که نهادهایش زیر فشارند و آدمهایش با ضعفها و خشمهای خود دستوپنجه نرم میکنند.
پروندهای جنایی و دو مأمور ناقص ولارده و آلفارو، دو کارآگاهی که مأمور رسیدگی به قتلهای زنجیرهای شدهاند، از جنس قهرمانان بینقص آثار پلیسی نیستند. تفاوت temperament و شیوهٔ مواجههشان با کار، همکاری میان آنها را پرتنش میکند؛ اما فیلم از این تقابل برای ساختن دو تیپ ساده و متضاد استفاده نمیکند.
« خیابانها زندهاند، اما این زندگی بیشتر به تنش و فرسودگی شباهت دارد تا امید. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
هر دو درگیر محدودیتهای شخصی و حرفهایاند و هرکدام به شکلی با خشونت و آشفتگی محیط پیرامونشان پیوند دارند. هستهٔ تحلیلی اثر در همین نزدیکی نگرانکننده میان تعقیبکنندگان و تعقیبشونده شکل میگیرد. فیلم با ایدهٔ آشنای «شباهت پلیس و مجرم» کار میکند، اما آن را صرفاً به جملهای جذاب برای معرفی داستان تقلیل نمیدهد.
پرسش اصلی این نیست که آیا کارآگاهان از نظر کردار همانند قاتلاند؛ مسئله این است که خشونت چگونه در شخصیتها، واکنشها و سازوکارهای قدرت رسوب میکند. گاهی فاصلهٔ میان مراقبت از قانون و اعمال قدرت بیمهار، آنقدرها هم مطمئن و روشن نیست. بازیهایی متکی بر جزئیات بازی آنتونیو دِ لا توره و روبرتو آلامو از نقاط قوت اصلی فیلم است.
آنها شخصیتها را با اغراقهای نمایشیِ بیدلیل پیش نمیبرند؛ بخش مهمی از تأثیر بازیشان در مکثها، واکنشهای کوتاه و تنشهایی است که زیر سطح گفتوگو باقی میماند. این ظرافت به رابطهٔ دو مأمور وزن میدهد و باعث میشود اختلاف میانشان فقط به چند مشاجره یا تفاوت ظاهری محدود نشود. بااینحال، فیلم همیشه به یک اندازه در پرداخت درونی شخصیتها موفق نیست.
گاه به نظر میرسد بازیگران بیش از آنکه از دیالوگها کمک بگیرند، با حضور و بیان چهرهشان خلأ عاطفی صحنه را پر میکنند. برخی گفتوگوها و صحنههای درام آنچنان که باید نفوذ نمیکنند و پیوند احساسی لازم را با تماشاگر نمیسازند. نتیجه این است که بازیها در لحظات بسیاری از متن جلو میزنند؛ امتیازی برای گروه بازیگری، اما نشانهای از ناهمواری فیلمنامه نیز هست.
« هر دو درگیر محدودیتهای شخصی و حرفهایاند و هرکدام به شکلی با خشونت و آشفتگی محیط پیرامونشان پیوند دارند. »
شخصیتها و اجرا
کارگردانی و ساخت تعلیق سورویوژن در هدایت فیلم به ساختن حس فشار و خطر گرایش دارد. دوربین و تدوین، تماشاگر را درون محیطی متراکم و ناآرام قرار میدهند؛ فضایی که در آن آرامش بهندرت پایدار میماند. تعلیق فیلم صرفاً بر افشای اطلاعات تازه متکی نیست، بلکه از انتظار، برخوردهای ناگهانی و احساس ناامنی در مکانهای روزمره نیرو میگیرد.
از همین رو، حتی صحنههایی که در ظاهر به پیشبرد مستقیم پرونده کمک نمیکنند، میتوانند بر حس تهدید بیفزایند. کارگردانی همچنین در پرهیز از نمایشزدگی قابل توجه است. فیلم برای القای جدیت خود به موسیقی پرحجم یا جلوههای بصری چشمگیر وابسته نیست؛ بخش عمدهٔ تأثیر را از فضا، بازی و ضرباهنگ صحنهها میگیرد.
این خویشتنداری در بسیاری از لحظات به سود اثر تمام میشود و لحن واقعگرایانهاش را تقویت میکند. بااینهمه، تدوین گاه پیوستگی مطلوب را از دست میدهد و جابهجایی میان موقعیتها ممکن است اندکی ناهموار به نظر برسد. ریتم؛ میان شتاب و سرگشتگی شروع فیلم نیرومند است و خیلی زود جهان داستان و فشار پرونده را در برابر تماشاگر میگذارد.
در این بخش، تعلیق و انرژی روایی بهخوبی دستبهدست هم میدهند و پیگیری تحقیقات، حس فوریت ایجاد میکند. اما در بخش میانی، فیلم برای مدتی از آن استحکام اولیه فاصله میگیرد. روایت به جای آنکه پیوسته بر تنش بیفزاید، گاهی میان مسیر پرونده و مطالعهٔ شخصیتها مردد میماند؛ همین تردید، ریتم را کند و جهت حرکت را کمی مبهم میکند.
« کارگردانی و ساخت تعلیق سورویوژن در هدایت فیلم به ساختن حس فشار و خطر گرایش دارد. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
کندی بهخودیخود ایراد نیست؛ تریلر میتواند با مکث و درنگ، اضطراب یا فرسودگی را عمیقتر کند. مسئله آن است که بعضی مکثهای این فیلم به اندازهٔ کافی با تحول شخصیت یا کشف تازهای همراه نمیشوند. در نتیجه، تماشاگر ممکن است احساس کند روایت لحظاتی را صرف میکند بیآنکه فشار دراماتیک متناسبی به دست آورد.
فیلم در بخشهای پرتعلیق دوباره جان میگیرد، اما این بازگشت همیشه افتوخیز میانی را بهطور کامل جبران نمیکند. مضمون اخلاقی و محدودیت فیلمنامه در سطح مضمون، «May God Save Us» به موضوعاتی چون خشونت، مسئولیت و امکان بخشایش نزدیک میشود. عنوان فیلم در برابر رفتار شخصیتها پرسشی تلخ میگذارد: وقتی انسانها در محیطی آکنده از فشار و بیرحمی قرار میگیرند، مرز میان قربانیبودن، اعمال قدرت و ارتکاب خشونت تا کجا روشن میماند؟
فیلم پاسخ سادهای ارائه نمیکند و این ابهام، از جنبههای جذاب آن است. همچنین پیوند میان بحران اجتماعی شهر و بحرانهای فردی شخصیتها، به روایت عمقی فراتر از حل یک پرونده میدهد. بااینحال، جاهطلبی مضمونی همیشه به انسجام کامل روایی نمیرسد. بعضی موقعیتهای دراماتیک کمتر از آنچه لازم است پرداخت میشوند و چند رابطه یا واکنش، اثر عاطفی مورد انتظار را پیدا نمیکنند.
از سوی دیگر، روندی که مأموران را به مظنون نزدیک میکند، بهویژه با توجه به فاصلهٔ زمانی مطرحشده در داستان، ممکن است برای برخی تماشاگران کاملاً باورپذیر یا روشن جا نیفتد. این کاستیها اثر را از پا نمیاندازند، اما مانع میشوند که تعلیق و مضمون در همهٔ لحظات به یک اندازه محکم باشند.
« کندی بهخودیخود ایراد نیست؛ تریلر میتواند با مکث و درنگ، اضطراب یا فرسودگی را عمیقتر کند. »
قوتها و کاستیها
جمعبندی «May God Save Us» تریلری جناییِ خوشفضا و پرتنش است که ارزش اصلیاش را از کارگردانی سنجیده، بازیهای قدرتمند و تصویرکردن شهری تحت فشار میگیرد. فیلم در آغاز با نیروی فراوان وارد داستان میشود و در بهترین لحظات، همزمان حس تعقیب و تأملی اخلاقی دربارهٔ خشونت را پیش میبرد.
در مقابل، افتوخیز ریتم، دیالوگهایی که گاه اثر لازم را ندارند، و برخی پیوندهای رواییِ کمپرداختشده، از انسجام کلی آن میکاهند. این اثر بیش از آنکه داستانی کاملاً تازه عرضه کند، از مصالح آشنای تریلر پلیسی برای ساختن فضایی تیره و انسانی بهره میبرد. دستاوردش در شخصیتپردازی بازیگران و حس خفقانی است که به مادرید میبخشد؛ محدودیتش نیز در نوسانی است که میان تعلیق، درام و تحقیق پدید میآید.
حاصل، فیلمی قابلتوجه و گیراست که ممکن است در بخشهایی از مسیر مکث کند، اما همچنان تصویری ماندگار از آدمهایی بر جای میگذارد که هنگام تعقیب شر، ناچارند به سهم خود از آن نیز نگاه کنند.
ثبت دیدگاه