نقد و بررسی
نقد ماتا هاری (Mata Hari) | 1985
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
بازگشت به جهان ماتا هاری «Mata Hari» ساختهٔ Curtis Harrington، در سال ۱۹۸۵، سراغ شخصیتی میرود که زندگیاش از دیرباز درهمتنیده با افسانه، میل، سیاست و اتهام بوده است. فیلم، ماتا هاری را در آستانهٔ جنگ جهانی اول به پاریس و برلین میبرد؛ زنی که جایگاهش بهعنوان رقصنده و چهرهای شناختهشده، او را به مرکز توجه مردان بانفوذ و دستگاههای اطلاعاتی رقیب میکشاند.
در این روایت، آشنایی با افسر آلمانی و گرفتارشدن در ماجرای مرگ یک مأمور فرانسوی، بهانهای میشود تا مسیر او از جهان نمایش به جهان جاسوسی تغییر کند. نقش اصلی را Sylvia Kristel بازی میکند و فیلم، در کنار وجه تاریخی و جاسوسی، آشکارا بر جذابیت اروتیک ستارهاش نیز تکیه دارد. ماتا هاری برای سینما شخصیتی آماده و وسوسهانگیز است: زنی که همواره نگاه دیگران را به خود جلب میکند، اما همین نگاه میتواند او را از انسانی صاحب اراده به تصویری قابلمصرف تقلیل دهد.
فیلم گهگاه به این تنش نزدیک میشود، اما کمتر آن را به مسئلهای دراماتیک بدل میکند. نتیجه، اثری است که مواد اولیهٔ جذابی دارد، ولی در پرداختن به آنها پیوستگی و تمرکز لازم را پیدا نمیکند. میان تاریخ و افسانه فیلم از فضای تاریخی بهعنوان پسزمینهای دلنشین بهره میگیرد. نزدیکشدن جنگ، مرزهای بسته و رقابت نیروهای اطلاعاتی، بالقوه میتوانند اضطرابی آرام و فراگیر بسازند؛ جهانی که در آن هر دیدار و هر سفر معنایی دوگانه دارد.
« فیلم گهگاه به این تنش نزدیک میشود، اما کمتر آن را به مسئلهای دراماتیک بدل میکند. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
این ظرفیت در ظاهر فیلم دیده میشود: لباسها، دکورها و رنگوبوی دورهای، تماشاگر را به فضای پیش از جنگ میبرند و از نقاط قوت اصلی اثرند. بااینحال، بازسازی تاریخی بیشتر در سطح ظاهر باقی میماند. فضای فیلم بهندرت به نیرویی تبدیل میشود که رفتار شخصیتها را شکل دهد یا فشار اجتماعی و سیاسی آن روزگار را ملموس کند.
جنگ نزدیک است، اما حضورش همیشه به اندازهای نیست که روایت را به حرکت درآورد. به همین دلیل، تاریخ گاه شبیه چارچوبی زیبا برای ماجراست، نه عاملی که سرنوشت شخصیتها را با ضرورت دراماتیک رقم بزند. روایتی میان چند ژانر فیلم همزمان میخواهد داستان جاسوسی باشد، ملودرامی عاشقانه و اثری اروتیک.
این ترکیب در اصل میتوانست به سود فیلم تمام شود: جذابیت ماتا هاری، روابط عاطفی و خطر سیاسی، هر یک میتوانستند بُعدی از آسیبپذیری یا قدرت او را آشکار کنند. مشکل آن است که این عناصر کمتر در خدمت یک محور مشترک قرار میگیرند. روایت از موقعیتی به موقعیت دیگر میرود، بیآنکه پیوند میان آنها همیشه روشن یا از نظر احساسی قانعکننده باشد.
« بااینحال، بازسازی تاریخی بیشتر در سطح ظاهر باقی میماند. »
شخصیتها و اجرا
مناسبات میان ماتا هاری و افسران فرانسوی و آلمانی میتوانست کشاکشی جدی میان وفاداری شخصی و وظیفهٔ ملی بسازد. شرح فیلم نیز بر همین تعارض و بر رابطهٔ سهجانبهای خیالی تکیه دارد. اما در اجرا، ابهام داستانی بیش از آنکه تعلیق بسازد، گاه سردرگمی میآفریند. تماشاگر ممکن است در تشخیص انگیزهها، تغییر موضعها و اهمیت برخی رخدادها ناچار به حدسزدن شود؛ نه به این دلیل که فیلم عامدانه رازآلود است، بلکه چون پیوندهای روایی بهاندازهٔ کافی روشن نشدهاند.
جاسوسیِ کمتعلیق از اثری دربارهٔ مأموریتهای اطلاعاتی و بازی میان دولتها انتظار میرود حس خطر را بهتدریج افزایش دهد. «Mata Hari» موقعیتهایی دارد که میتوانند تعلیقآفرین باشند، اما معمولاً فرصت نمییابد آنها را بپروراند. اطلاعات و خطر گاه بهجای آنکه از دل کنش و انتخاب شخصیتها آشکار شوند، همچون قطعاتی پراکنده در مسیر داستان قرار میگیرند.
در نتیجه، جاسوسی بیشتر موضوع روایت است تا تجربهای که تماشاگر با تمام وجود لمس کند. این ضعف، بهویژه برای مخاطبی که با انتظار دیدن یک تریلر جاسوسی سراغ فیلم میرود، محسوس است. صحنههای اروتیک سهم چشمگیری از توجه اثر را میگیرند، اما همیشه به کشف شخصیت یا پیشبرد تعارض کمک نمیکنند.
« مناسبات میان ماتا هاری و افسران فرانسوی و آلمانی میتوانست کشاکشی جدی میان وفاداری شخصی و وظیفهٔ ملی بسازد. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
مسئله صرفاً وجود این صحنهها نیست؛ مسئله آن است که فیلم نمیتواند میان میل، قدرت و خطر رابطهای منسجم بسازد. در بهترین حالت، این دو وجه کنار هم قرار میگیرند؛ در بدترین حالت، یکی مسیر دیگری را قطع میکند. حضور بازیگران و مرکز ثقل فیلم Sylvia Kristel چهرهای است که فیلم آشکارا بر جذابیت تصویریاش حساب میکند، اما حضور او در نقش ماتا هاری بیش از آنکه نیرویی درونی و دگرگونشونده داشته باشد، اغلب حالت منفعل و کمرمقی پیدا میکند.
این مسئله مهم است، چون قرار است او مرکز ثقل روایتی باشد که به تصمیمهایش، روابطش و برداشت دیگران از او وابسته است. وقتی بازی نتواند تناقضهای شخصیت را برجسته کند، ماتا هاری بیشتر به تصویری تماشایی بدل میشود تا انسانی پیچیده که انتخابهایش را میفهمیم. بازیگران دیگر نیز به ساختن فضای سیاسی و عاطفی کمک میکنند، اما فیلم فرصت کافی برای پرورش روابطشان فراهم نمیآورد.
بنابراین، تعارض میان شخصیتها بهندرت از حد موقعیتهای طرحشده فراتر میرود. ضعف صداگذاری و ناهماهنگی صوتی نیز میتواند فاصلهای ناخواسته میان تماشاگر و جهان فیلم ایجاد کند. وقتی گفتار و صداها کیفیتی نامطمئن دارند، حتی صحنههایی که قرار است جدیت یا اضطراب داشته باشند، بخشی از اثرگذاری خود را از دست میدهند.
« مسئله صرفاً وجود این صحنهها نیست؛ مسئله آن است که فیلم نمیتواند میان میل، قدرت و خطر رابطهای منسجم بسازد. »
قوتها و کاستیها
ریتم و تجربهٔ تماشا کندی فیلم در جاهایی میتوانست به ساختن حالوهوایی مالیخولیایی یا نشاندادن فرسایش تدریجی شخصیت کمک کند. اما ریتم آهسته زمانی کارآمد است که هر مکث حامل معنا باشد؛ اینجا مکثها اغلب به کشآمدن صحنهها میانجامند. برخی رخدادها پیش نمیروند، برخی دیگر از کنارشان با شتاب عبور میشود و توازن میان این دو حالت برقرار نمیماند.
همین نابرابری، فیلم را خستهکننده میکند، بهویژه وقتی روایت همزمان در چند مسیر حرکت میکند. از این منظر، پراکندگی قصه و کندی ریتم دو نقص جدا از هم نیستند. وقتی خط روایی روشن و استوار نباشد، لحظههای طولانی وزن بیشتری پیدا میکنند؛ و وقتی ریتم از حرکت بازبماند، پرش میان ژانرها آشفتهتر به نظر میرسد.
فیلم به ایدههای دیداری و موقعیتهای چشمگیر تکیه دارد، اما این جلوهها بهتنهایی نمیتوانند جای انسجام روایی را بگیرند. جمعبندی «Mata Hari» اثری است با ظاهری دلنشین و ظرفیتهایی که بهدرستی انتخاب شدهاند: فضای تاریخی، لباسهای چشمگیر، شخصیت افسانهای ماتا هاری و تقابل جاسوسی با روابط شخصی.
« اما ریتم آهسته زمانی کارآمد است که هر مکث حامل معنا باشد؛ اینجا مکثها اغلب به کشآمدن صحنهها میانجامند. »
جمعبندی
اما این عناصر بهندرت در قالب تجربهای یکپارچه جا میافتند. داستان پراکنده میشود، تعلیق جاسوسی کمجان میماند، رابطهٔ عاشقانه عمق کافی نمیگیرد و وجه اروتیک نیز بیش از آنکه معنای شخصیت را گسترش دهد، گاهی جای آن را میگیرد. حاصل، فیلمی است که بیشتر با تصاویر و حالوهوایش در ذهن میماند تا با انسجام قصه یا ظرافت بازیها.
برای تماشاگر علاقهمند به بازسازیهای تاریخی و لباس و دکور، بخشهایی از آن جاذبه دارد؛ اما کسی که در پی تریلری پرکشش یا پرترهای روانشناختی از ماتا هاری باشد، احتمالاً با اثری کند و ناتمام روبهرو خواهد شد. «Mata Hari» میتوانست دربارهٔ زنی باشد که میان تصویر عمومی و هویت شخصیاش گرفتار شده است؛ اما سرانجام بیشتر به همان تصویر خیره میماند.
« اما این عناصر بهندرت در قالب تجربهای یکپارچه جا میافتند. »
ثبت دیدگاه