نقد و بررسی
نقد Mary, Queen of Scots | 1971
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
ملکهای میان اراده و محاصره فیلم «مری، ملکهٔ اسکاتلند» ساختهٔ چارلز جروت، زندگی ماری استوارت را چون کشاکشی پیوسته میان اقتدار شخصی و فشار نیروهای سیاسی پیرامون او روایت میکند. ماری از کودکی در جایگاه سلطنت قرار گرفته، اما عنوان ملکه بهتنهایی برای فرمانراندن کافی نیست؛ او در سرزمینی بازمیگردد که اشرافش هر یک سودایی جداگانه دارند و اختلاف مذهبی، شکاف قدرت را عمیقتر میکند.
فیلم از همین تضاد، درامی میسازد که در آن تصمیمهای خصوصی همواره زیر نگاه دربار و در معرض تفسیر سیاسیاند. روایت بر دوگانگی ماری و الیزابت اول تکیه دارد: دو زن که در جهان مردسالار سلطنت میکنند، اما از موقعیت و منش یکسانی برخوردار نیستند. فیلم، رقابت آنان را نه صرفاً دشمنی دو شخصیت، بلکه برخورد دو شیوهٔ بقا در ساختاری بیرحم میبیند.
بااینحال، این تقابل گاه چنان پررنگ میشود که پیچیدگی سیاست اسکاتلند و مناسبات قدرت در انگلستان در سایهٔ رویارویی شخصی دو ملکه قرار میگیرد. اثر در پی درامی روشن و عاطفی است، نه بازسازی موشکافانهٔ تمام لایههای تاریخ. ونسا ردگریو و گلندا جکسون؛ دو مرکز ثقل مهمترین دستاورد فیلم، بازیهای ونسا ردگریو و گلندا جکسون است.
« فیلم از همین تضاد، درامی میسازد که در آن تصمیمهای خصوصی همواره زیر نگاه دربار و در معرض تفسیر سیاسیاند. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
ردگریو ماری را با آمیزهای از وقار، سرسختی و آسیبپذیری میسازد. او ملکهای صرفاً درمانده یا قربانی نیست؛ در نگاه و حرکاتش ارادهای دیده میشود که پیوسته میکوشد در محیطی خصمانه راهی برای اعمال خود بیابد. همین کیفیت، تراژدی شخصیت را مؤثرتر میکند: شکستهای او نه از فقدان کامل اراده، بلکه از برخورد ارادهاش با مناسباتی نابرابر و پیچیده برمیآیند.
ج Jackson در نقش الیزابت حضوری تندتر و نمایشیتر دارد. او زنی را تصویر میکند که هوش سیاسیاش با بیاعتمادی و انضباطی سخت درآمیخته است. الیزابت در این فیلم تنها رقیب ماری نیست؛ حضوری مستقل و پرانرژی دارد و گاه صحنه را از آنِ خود میکند. تقابل دو بازیگر به اثر نیرویی میدهد که فیلمنامه همیشه بهتنهایی قادر به تأمین آن نیست.
هرگاه این دو شخصیت در مرکز توجهاند، کشمکش از سطح شرح وقایع فراتر میرود و به نزاعی بر سر اختیار، مشروعیت و تصویر عمومی بدل میشود. ملودرام بهجای پیچیدگی تاریخی فیلم برای آنکه روایتی قابلدنبالکردن و عاطفی بسازد، تاریخ را به قالبی ملودراماتیک نزدیک میکند. توطئهها، خیانتها و رقابتهای درباری بهسرعت به نشانههایی آشکار از تهدید تبدیل میشوند؛ شخصیتها نیز گاهی بیش از آنکه در شبکهای از انگیزههای متناقض حرکت کنند، نمایندهٔ یک موضع یا نیروی مشخصاند.
« ردگریو ماری را با آمیزهای از وقار، سرسختی و آسیبپذیری میسازد. »
شخصیتها و اجرا
این انتخاب، کشش داستانی میآفریند، اما از ظرافت تاریخی میکاهد. پیامد این سادهسازی آن است که سیاست مذهبی، رقابت اشراف و منازعه بر سر جانشینی، همیشه با وزن یکسان پرداخت نمیشوند. درام بهجای آنکه نشان دهد چگونه مجموعهای از منافع متضاد فضای تصمیمگیری را محدود میکند، بارها تنش را به کشاکش میان شخصیتهای اصلی فشرده میسازد.
این تمرکز از نظر نمایشی مؤثر است، اما تصویری کامل از زمینهای که ماری در آن فرمان میراند به دست نمیدهد. برخی رخدادها و مناسبات نیز با آزادی دراماتیک بازآرایی شدهاند؛ بنابراین فیلم را بهتر است تفسیری سینمایی از تاریخ دانست، نه گزارشی دقیق و بیطرفانه از آن. ریتم و ساختار روایت «مری، ملکهٔ اسکاتلند» فیلمی بلند است و بخشهایی از آن با مکث و سنگینی پیش میروند.
روایت گسترهای زمانی و سیاسی را دنبال میکند، اما گذار از یک بحران به بحران بعدی همیشه از دل کنش شخصیتها بهطور طبیعی زاده نمیشود. در مقاطعی، اطلاعات و توضیحات مستقیم جای پرداخت تدریجی را میگیرند؛ فیلم بهجای آنکه همهٔ مناسبات را در رفتار و پیامدهای تصمیمها بنمایاند، گاه آنها را آشکارا به تماشاگر اعلام میکند.
« این انتخاب، کشش داستانی میآفریند، اما از ظرافت تاریخی میکاهد. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
این شیوه سبب میشود برخی صحنهها بیش از آنکه تنش را افزایش دهند، وظیفهٔ پیوند دادن رویدادها را بر عهده بگیرند. بااینحال، کندی ریتم همیشه بیثمر نیست. مکثهای طولانی و فضای متین اثر با احساس محاصره و بیثباتی سیاسی همخوانی دارند؛ گویی شخصیتها پیش از هر تصمیم باید پیامدهای چندگانهٔ آن را بسنجند.
مسئله آنجاست که این مکثها در همهٔ بخشها به عمق روانشناختی نمیانجامند و گاه صرفاً حرکت داستان را آهسته میکنند. تصویر، لباس و موسیقی طراحی صحنه و لباس از عوامل مهم باورپذیری جهان فیلم است. پوشاک درباری، تالارها و فضای تشریفاتی، شکوه ظاهری قدرت را پیش چشم میآورند، اما همین جلوهها به انزوای حاکمان نیز اشاره دارند: شخصیتها در میان نمادهای سلطنتی محصورند و هر حرکتشان معنایی فراتر از زندگی خصوصی پیدا میکند.
فیلم از رنگ و بافت لباسها برای برجسته کردن تفاوت جایگاه و منش شخصیتها بهره میگیرد، هرچند این بازسازی تاریخی در جزئیات همیشه دقیق نیست و گاه ظاهر دوره را بیش از واقعیت به قالبی سینمایی و زیباشناسانه درمیآورد. موسیقی جان بری نیز به فضای باشکوه و سوگناک اثر یاری میرساند. موسیقی، احساساتی را که روایت گاهی مستقیم بیان میکند، به شکلی کمگفتارتر امتداد میدهد و میان تشریفات دربار و تهدیدی که پشت آن پنهان است پیوند برقرار میسازد.
« تصویر، لباس و موسیقی طراحی صحنه و لباس از عوامل مهم باورپذیری جهان فیلم است. »
قوتها و کاستیها
در کنار بازیها و طراحی تولید، همین عناصر سبب میشوند فیلم حتی در بخشهای کمتحرک نیز کیفیتی دیداری و شنیداری داشته باشد. شخصیتها و نگاه فیلم به قدرت فیلم بهویژه هنگامی جذاب میشود که قدرت را نه دارایی مطمئن، بلکه موقعیتی ناپایدار نشان میدهد. ماری و الیزابت هر دو بر تخت نشستهاند، اما امنیت و اختیارشان به حمایت اطرافیان، اعتبار سیاسی و برداشت دیگران از کردارشان وابسته است.
این وضعیت، تصمیمهای شخصی را به مسئلههایی عمومی بدل میکند و حتی روابط نزدیک را زیر سایهٔ محاسبه و سوءظن میبرد. بااینهمه، تمرکز بر دو ملکه گاهی باعث میشود دیگر شخصیتها به کارکرد رواییشان محدود شوند: توطئهگر، میانجی، تهدید یا قربانی. چنین پرداختی در درامی تاریخی با این وسعت، فرصت چندانی برای نمایش انگیزههای خاکستری باقی نمیگذارد.
همچنین تصویر ماری بیشتر از دریچهٔ رنج و سرنوشت تراژیک او شکل میگیرد تا از راه بررسی کامل مهارت سیاسیاش. این رویکرد همدلیبرانگیز است، اما میتواند از میزان مسئولیت و تناقضهای خود او بکاهد. تماشای فیلم امروز تماشای فیلم امروز، بیش از هر چیز، مواجهه با درامی تاریخی به شیوهٔ سینمای دههٔ هفتاد است: رسمی، پرآرایه و متمایل به شکوه صحنه، با بازیگرانی که بار عاطفی بسیاری از کاستیهای روایت را بر دوش میکشند.
« چنین پرداختی در درامی تاریخی با این وسعت، فرصت چندانی برای نمایش انگیزههای خاکستری باقی نمیگذارد. »
جمعبندی
مخاطبی که از بازسازی دقیق تاریخ و تحلیل چندلایهٔ سیاست انتظار دارد، احتمالاً با سادهسازیها و جابهجاییهای روایی آن کنار نخواهد آمد. در مقابل، علاقهمندان به نمایشهای پرقدرت و کشمکشهای درباری، از حضور دو بازیگر اصلی و فضای پرتنش فیلم بهره خواهند برد. اثر نه بازگویی نهایی زندگی ماری استوارت، بلکه تفسیر سینماییِ تراژدی اوست؛ تفسیری که در آن هیجان و تقابل شخصی بر دقت کامل تاریخی تقدم مییابد.
قوت و ضعف فیلم از همین انتخاب مشترک سرچشمه میگیرند: تمرکز دراماتیک به بازیها جان میدهد، اما میدان پیچیدهٔ تاریخ را محدود میکند. جمعبندی «مری، ملکهٔ اسکاتلند» فیلمی دیدنی اما نابرابر است؛ اثری که با بازیهای درخشان ونسا ردگریو و گلندا جکسون، طراحی تولید چشمگیر و موسیقی مؤثر، تقابل دو زن در قلب سیاست را به نمایشی پرشور بدل میکند.
در سوی دیگر، روایت طولانی و گاه کند، توضیحات مستقیم و سادهسازی برخی پیچیدگیهای تاریخی، مانع از آن میشود که فیلم به تصویری کاملاً چندوجهی از روزگار خود برسد. ارزش اصلی آن در جانبخشی بازیگران به کشمکشی است که میان قدرت و آسیبپذیری، اقتدار و اسارت، و سرنوشت فردی و فشار تاریخ شکل میگیرد.
ثبت دیدگاه