نقد و بررسی
نقد فراریهای مارول (Marvel's Runaways) | 2017
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
ایدهای آشنا با وارونگی مؤثر «Marvel’s Runaways» از تناقضی ساده اما نیرومند آغاز میکند: نوجوانان معمولاً والدین خود را مانعی بر سر راه استقلالشان میبینند؛ اما چه میشود اگر این بدگمانی نه حاصل خشم و سوءتفاهم، بلکه حقیقتی هولناک باشد؟ شش جوان از خانوادههایی متفاوت درمییابند که بزرگترهایشان رازی مشترک و تاریک دارند.
آنها که پیشتر از هم فاصله گرفتهاند، ناچار میشوند برای فهمیدن حقیقت و مقابله با تهدیدی خانوادگی، دوباره کنار یکدیگر قرار گیرند. این فرض، هم ظرفیت یک معمای پرتعلیق را دارد و هم زمینهای برای پرداختن به اضطرابهای معمول نوجوانی: اعتماد، هویت، نخستین عشقها و میل به رهایی. سریال بر پایهٔ کمیکهای مارول ساخته شده و سه فصل دارد.
بااینحال، نیروی اصلی آن نه در پیوندهای پررنگ با جهان سینمایی مارول، بلکه در کشمکش میان فرزندان و والدین و در شکلگیری تدریجی گروه نهفته است. داستان بیش از آنکه از همان ابتدا به میدان نبرد ابرقهرمانی بشتابد، میکوشد نشان دهد چگونه دوستی قدیمی، پس از سالها فاصله و دلخوری، ممکن است زیر فشار خطر دوباره جان بگیرد.
همین انتخاب، به اثر هویتی متفاوت از بسیاری از روایتهای پرشتاب ابرقهرمانی میدهد. خانواده؛ میدان اصلی نبرد مهمترین ایدهٔ سریال، تبدیل خانه از پناهگاه به منبع هراس است. والدین این نوجوانان صرفاً چهرههایی مقتدر یا سختگیر نیستند؛ هر یک با گذشته، انگیزهها و سازوکارهای قدرت خاص خود وارد روایت میشوند.
« شش جوان از خانوادههایی متفاوت درمییابند که بزرگترهایشان رازی مشترک و تاریک دارند. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
از این رو، تقابل نسلها در «Runaways» فقط شورش فرزندان علیه قواعد بزرگترها نیست. پرسش دشوارتر این است که آیا میتوان کسانی را که دوستشان داریم، در برابر اعمالشان مسئول دانست؟ و اگر خانواده از حقیقتی خطرناک حفاظت میکند، وفاداری به آن تا کجا معنا دارد؟ این پرسشها به سریال عمق عاطفی میبخشند، بهویژه هنگامی که نوجوانان میفهمند تصویری که از پدر و مادرشان داشتهاند، ناقص یا فریبنده بوده است.
بااینحال، اثر همیشه از ظرفیت همین ایده بهطور کامل بهره نمیگیرد. گاهی رازها چنان دیر آشکار میشوند یا گفتگوها آنقدر طولانی میگردند که تنش بهجای افزایش، درجا میزند. با وجود این، ابهام اخلاقی خانوادهها یکی از جذابترین وجوه مجموعه باقی میماند؛ زیرا شخصیتها را از دوگانهٔ سادهٔ قهرمان و شرور فراتر میبرد.
گروهی از تفاوتها و صداهای مستقل شش نوجوان سریال نه شبیه یک قهرمان واحدند و نه صرفاً مجموعهای از تواناییهای ویژه. الکس، نیکو، کارولینا، گرْت، چیس و مولی هرکدام با موقعیتی شخصی و تصویری متفاوت از خانواده و آینده روبهرو هستند. برخی زخمهایشان آشکارتر است و برخی در آغاز بیشتر بهصورت راز یا تناقض نمایان میشوند.
تماشای این تفاوتها، بهخصوص در بخشهایی که گروه هنوز اعتماد لازم را به دست نیاورده، از نقاط قوت درام است: اتحاد برای آنان تصمیمی فوری و آسان نیست، بلکه رابطهای است که باید بارها آزموده شود. بازیگران جوان در انتقال این ناپایداری عاطفی عموماً موفقاند. میان شخصیتها هم صمیمیت و هم رقابت وجود دارد؛ دوستیهای قدیمی زیر فشار سوءظن ترک برمیدارند و نزدیکیهای تازه نیز گاه با سوءتفاهم یا تفاوت طبقاتی و خانوادگی روبهرو میشوند.
« از این رو، تقابل نسلها در «Runaways» فقط شورش فرزندان علیه قواعد بزرگترها نیست. »
شخصیتها و اجرا
همین کشمکشها به گروه جان میدهد. بااینهمه، فیلمنامه در بعضی موقعیتها به نشانههای آشنای درام نوجوانانه تکیه میکند: رازهای عاشقانه، قهر و آشتیهای ناگهانی و تصمیمهایی که بیش از آنکه از شخصیتپردازی دقیق برآیند، برای حفظ تنش طراحی شدهاند. این گرایش، گاهی به پیچیدگی روابط لطمه میزند.
نوجوانی در سایهٔ قدرت و آسیبپذیری تواناییهای ویژه در این مجموعه بیشتر ابزار شناخت شخصیتاند تا بهانهای برای نمایش بیوقفهٔ قدرت. تفاوتهای فردی اعضای گروه در شیوهٔ برخوردشان با نیروها و مسئولیتهای تازه بازتاب پیدا میکند. آنها نه قهرمانانی ازپیشآمادهاند و نه در نخستین مواجهه با خطر به مهارت و اطمینان دست مییابند.
قدرت برایشان پرسشی تازه میسازد: اگر بتوانند کاری خارقالعاده انجام دهند، آیا الزاماً میدانند چه کاری درست است؟ این نگاه با بخش خانوادگی داستان تناسب دارد. نوجوانان باید همزمان با خطر بیرونی، ترس از اشتباه و بدگمانی نسبت به نزدیکترین آدمهای زندگیشان کنار بیایند. بااینحال، سریال گاه میان درام بلوغ و روایت ابرقهرمانی معلق میماند.
برای مخاطبی که انتظار مبارزههای پرشمار و پرتحرک دارد، صحنههای اکشن ممکن است کمرنگ به نظر برسند؛ در مقابل، علاقهمندان به روابط شخصیتها احتمالاً از تمرکز بر مکثها، گفتگوها و اختلافهای درونی استقبال میکنند. اثر بیش از نمایش قدرت، به دشواریِ پذیرفتن مسئولیت آن توجه دارد. ریتم، تعلیق و ساختار روایی «Runaways» بهجای آنکه راز اصلی را بیدرنگ بگشاید، اطلاعات را بهتدریج پخش میکند و مدتی طولانی برای نزدیک کردن نوجوانان و مخاطب به تصویر کامل ماجرا وقت میگذارد.
« این گرایش، گاهی به پیچیدگی روابط لطمه میزند. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
این شیوه در آغاز به حس کشف و بدگمانی کمک میکند: هر رفتار خانوادگی میتواند معنایی پنهان داشته باشد و هر گفتگوی روزمره احتمالاً نشانهای از چیزی بزرگتر است. اما وقتی افشای اطلاعات بیش از اندازه به تأخیر میافتد، تعلیق گاهی جای خود را به کندی میدهد. این مسئله در بخشهایی از روایت آشکارتر است؛ جایی که شخصیتها بارها دربارهٔ اقدام بعدی گفتگو میکنند، اما پیشرفت ملموسی در وضعیتشان رخ نمیدهد.
از سوی دیگر، همین فرصت اضافه گاه برای پروراندن روابط و نشان دادن پیچیدگی بزرگترها مفید است. بنابراین ریتم سریال کاملاً یکنواخت نیست: لحظاتی از شتاب و کشف در کنار بخشهایی قرار میگیرند که میتوانستند فشردهتر باشند. این نوسان، بهویژه برای مخاطبی که انتظار ساختاری تند و پرحادثه از یک مجموعهٔ مارولی دارد، محسوس خواهد بود.
رنگ بصری و جهان مستقل سریال فضای بصری «Runaways» از جلوهٔ سرد و تیرهٔ بسیاری از آثار ابرقهرمانی فاصله میگیرد. رنگ، معماری خانهها، محیطهای شهری و تفاوت میان جهان نوجوانان و بزرگسالان به مجموعه حسی پرتحرک میبخشد. این رنگآمیزی صرفاً آرایش صحنه نیست؛ بخشی از هویت اثری است که میخواهد رازهای خانوادگی را در بستری جوانانه و معاصر روایت کند.
جلوههای بصری نیز در شکل دادن به جهان ویژهٔ داستان نقش دارند، هرچند جذابیت اصلی سریال به آنها وابسته نیست. پیوند مجموعه با جهان گستردهتر مارول نیز بیشتر پسزمینهای است تا مرکز ثقل روایت. این استقلال نسبی برای داستان سودمند است: مخاطب میتواند بر رابطهٔ میان نوجوانان، والدین و گروهی که در حال شکلگیری است تمرکز کند، بیآنکه برای دنبال کردن ماجرا مجبور باشد همهٔ آثار دیگر این جهان را بشناسد.
« اما وقتی افشای اطلاعات بیش از اندازه به تأخیر میافتد، تعلیق گاهی جای خود را به کندی میدهد. »
قوتها و کاستیها
«Runaways» در نتیجه، هویتی میان درام نوجوانانه، معمای خانوادگی و قصهٔ ابرقهرمانی پیدا میکند؛ ترکیبی که در لحظات موفق، آن را از قالبهای معمول هر سه ژانر جدا میسازد. کاستیها و محدودیتها ضعف اصلی مجموعه در نابرابری میان ایدهٔ جذاب و اجرای گاه پراکندهٔ آن است. راز خانوادهها ظرفیت تنش و شگفتی فراوان دارد، اما بخشی از روایت بیش از اندازه برای رسیدن به نقطهٔ بعدی مکث میکند.
بعضی شخصیتها نیز فرصت کافی برای فراتر رفتن از نقشهای آشنای نوجوانانه پیدا نمیکنند؛ گویی سریال از آنها میخواهد همزمان نماد یک تیپ رفتاری و فردی مستقل باشند، بیآنکه همیشه این دو وجه را بهخوبی آشتی دهد. کمرنگ بودن اکشن نیز انتخابی قابلتوجه است، اما همیشه به سود اثر تمام نمیشود.
اگر نبردهای ابرقهرمانی قرار نیست محور باشند، روابط و کشمکشهای اخلاقی باید بار بیشتری بر دوش بکشند؛ و این بار در همهٔ بخشها به یک اندازه با ظرافت حمل نمیشود. بااینحال، همین محدودیتها مانع از آن نیست که مجموعه لحظات مؤثر و شخصیتهای دوستداشتنی داشته باشد. ارزش آن بیشتر در فضای متفاوت و در ایدهٔ رویارویی با خانوادهای آشنا اما ناشناخته است تا در اجرای بینقص یا هیجان مداوم.
جمعبندی «Marvel’s Runaways» اثری است که جذابیتش را از پیوند درام نوجوانانه با معمایی خانوادگی و جهان ابرقهرمانی میگیرد. نقطهٔ قوت آن، گروهی متنوع از شخصیتها و پرسشی عاطفی است: وقتی نزدیکترین آدمها رازهایی هولناک دارند، اعتماد و مسئولیت چه معنایی پیدا میکند؟ بازیگران جوان و فضای رنگارنگ به مجموعه شخصیت میدهند، اما کندی مقطعی، اتکا به برخی کلیشههای نوجوانانه و کمبود اکشن ممکن است بخشی از مخاطبان را ناامید کند.
« کاستیها و محدودیتها ضعف اصلی مجموعه در نابرابری میان ایدهٔ جذاب و اجرای گاه پراکندهٔ آن است. »
جمعبندی
این سریال برای کسانی مناسبتر است که بیش از نبردهای پیدرپی، به شکلگیری گروه، روابط پیچیده و کشف تدریجی رازها علاقه دارند. «Runaways» گاه بیش از حد در مسیر خود مکث میکند، اما ایدهٔ مرکزیاش همچنان نیرویی دارد که تماشاگر را به دنبال کردن این نوجوانان وامیدارد: در جهانی که والدین نیز میتوانند به معما بدل شوند، استقلال نه با فرار ساده، بلکه با شناخت حقیقت و انتخاب راه خود آغاز میشود.



ثبت دیدگاه