نقد و بررسی
نقد کوچهٔ شهیدان (Martyrs Lane) | 2022
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
قصهای از وحشت و فقدان «Martyrs Lane» در ظاهر قصهای دربارهٔ دختری است که شبها مهمانی مرموز به دیدنش میآید؛ اما ترس اصلی فیلم نه در رخدادهای فراطبیعی، بلکه در خلأ عاطفی خانه و اندوهی نهفته است که اعضای خانواده را از یکدیگر دور کرده. لیا، دختری دهساله، در خانهای بزرگ و سرد زندگی میکند؛ خانهای که گویی دیوارهایش بیش از آنکه پناه باشند، حافظهای سنگین را در خود نگه داشتهاند.
مادرش، سارا، درگیر اندیشهها و رنجهایی است که راه ارتباط با دخترش را بستهاند. ورود شبانهٔ مهمان کوچک، در آغاز برای لیا تسکینبخش است، اما بهتدریج بازیهای او راهی میشوند برای نزدیکشدن به حقیقتی که خانواده تاب مواجهه با آن را ندارد. فیلم اطلاعاتش را قطرهچکانی عرضه میکند و از توضیح شتابزدهٔ معما پرهیز دارد.
« مادرش، سارا، درگیر اندیشهها و رنجهایی است که راه ارتباط با دخترش را بستهاند. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
این شیوه با حالوهوای اثر تناسب دارد، زیرا مخاطب همزمان با لیا در فضای خانه پرسه میزند و نشانهها را کنار هم میگذارد. بااینحال، همین حرکت آهسته گاهی به سکون میانجامد؛ فیلم چنان بر ابهام و انتظار تکیه میکند که در برخی مقاطع، پیشروی دراماتیکش کمرنگ میشود. خانه بهمثابه فضای روانی خانهٔ بزرگ و قدیمی فیلم صرفاً پسزمینهای گوتیک برای وقوع اتفاقات نیست.
راهروهای تاریک، اتاقهای کمنور و گوشههای خاموش، تجسمی از فاصلهٔ عاطفی میان اعضای خانوادهاند. محیط، بهجای آنکه با جلوههای ناگهانی مخاطب را بترساند، بهآرامی حس ناامنی میسازد؛ گویی هر اتاق چیزی را پنهان کرده و هر سکوت، ادامهٔ گفتوگویی ناتمام است. عکاسی فیلم از مهمترین ابزارهای این فضاپردازی است.
« خانه بهمثابه فضای روانی خانهٔ بزرگ و قدیمی فیلم صرفاً پسزمینهای گوتیک برای وقوع اتفاقات نیست. »
شخصیتها و اجرا
قابها معمولاً بهگونهای تنظیم شدهاند که لیا در دل معماری خانه کوچک و تنها به نظر برسد. تاریکی نیز فقط پوشانندهٔ تهدید نیست؛ بخشی از جهان ذهنی اوست، جایی که کابوس و واقعیت بهآسانی از هم جدا نمیشوند. این انتخاب بصری به اثر هویت میبخشد و آن را از وحشت متکی بر شوکهای لحظهای دور میکند.
در عوض، فیلم میخواهد مخاطب درون حس ناخوشایند صحنه بماند؛ حسی که گاه بیشتر از یک صحنهٔ ترسناک ناگهانی دوام میآورد. بازیهای کودکانه، باطنی بزرگسالانه بازی دو دختر جوان از نقاط قوت روشن فیلم است. اجرای Kiera Thompson در نقش لیا، ترکیبی از کنجکاوی، تنهایی و آسیبپذیری را با ظرافت منتقل میکند.
« قابها معمولاً بهگونهای تنظیم شدهاند که لیا در دل معماری خانه کوچک و تنها به نظر برسد. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
او نه قهرمانی یکدست و نترس است و نه صرفاً کودکی منفعل؛ واکنشهایش به جهان پیرامون، از اشتیاق به کشف تا هراس از پیامدهای آن، باورپذیر و متناسب با سن شخصیت است. همین طبیعیبودن باعث میشود رابطهٔ او با مهمان شبانه، مرکز عاطفی فیلم شود. Sienna Sayer نیز در نقش دختر مرموز، حضوری دوپهلو دارد.
او در لحظههایی آرامشبخش و بازیگوش است و در لحظههایی دیگر، بیآنکه به اغراق پناه ببرد، حس ناآرامی را تشدید میکند. شیمی میان دو بازیگر به فیلم کمک میکند تا پیوند شخصیتها را باورپذیر سازد؛ پیوندی که در مرز میان بازی، دوستی و تهدید شکل میگیرد. در مقابل، بازی Denise Gough در نقش مادر، بخش دیگری از بار عاطفی داستان را به دوش میکشد.
« همین طبیعیبودن باعث میشود رابطهٔ او با مهمان شبانه، مرکز عاطفی فیلم شود. »
قوتها و کاستیها
فاصلهٔ او از لیا تنها با دیالو
ثبت دیدگاه