نقد و بررسی
نقد Mario | 2018
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
روایتی ورزشیـعاطفی با کشمکشی واقعی فیلم «Mario» ساختهٔ Marcel Gisler، در ظاهر درامی ورزشی دربارهٔ فوتبالیستی جوان است که برای رسیدن به جایگاهی بالاتر تلاش میکند؛ اما نیروی اصلی روایت از برخورد دو خواسته میآید: میل به ساختن آیندهای حرفهای و نیاز به زیستن صادقانه در رابطهای عاطفی.
ماریو، بازیکنی بااستعداد و بلندپرواز، در آستانهٔ تحقق آرزویی است که هم خودش و هم پدرش برایش نقشه کشیدهاند. ورود لئون، مهاجمی توانمند و رقیبی بالقوه، نظم زندگی تیم را بههم میزند و پیوندی میان آن دو شکل میگیرد که خیلی زود از محدودهٔ خلوت شخصی فراتر میرود. فیلم برای پیشبردن این موقعیت به حادثههای پرزرقوبرق متکی نیست.
تعارضها از دل تمرین، همخانهبودن، نگاه همتیمیها و انتظارهای باشگاه و خانواده سر برمیآورند. همین انتخاب به داستان حالوهوایی باورپذیر میدهد: فشارها نه ناگهانی و نمایشی، بلکه تدریجیاند و هر تصمیم کوچک میتواند پیامدهایی برای آیندهٔ ورزشی و عاطفی شخصیتها داشته باشد. فوتبال بهمثابه محیطی بسته و رقابتی یکی از امتیازهای فیلم، آن است که فوتبال را صرفاً زمینهای تزئینی برای یک عاشقانه قرار نمیدهد.
« ماریو، بازیکنی بااستعداد و بلندپرواز، در آستانهٔ تحقق آرزویی است که هم خودش و هم پدرش برایش نقشه کشیدهاند. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
تمرین و مسابقه بخشی از جهان شخصیتهاست؛ فضایی که در آن رقابت، ارزیابی دائمی و تصور خاصی از مردانگی با هم گره خوردهاند. بازیها از اغراقهای معمول برخی درامهای ورزشی فاصله دارند و بهجای آنکه هر صحنه را به لحظهای قهرمانانه بدل کنند، بر ریتم و فشار واقعی فعالیت تیمی تکیه میکنند.
نتیجه، صحنههایی است که حس تماشای یک مسابقهٔ جدی را منتقل میکنند و در عین حال در خدمت شخصیتپردازی باقی میمانند. اهمیت فوتبال در این روایت فقط به حضور در زمین محدود نیست. حرفهٔ بازیکن جوان به قراردادها، نگاه مدیران، توصیههای مشاوران و واکنش هواداران وابسته است؛ بنابراین رابطهٔ ماریو و لئون، در ذهن آنان و اطرافیانشان، از مسئلهای خصوصی به خطری برای موقعیت حرفهای بدل میشود.
فیلم این سازوکار را با جزئیات کافی نشان میدهد، هرچند گاهی بیش از آنکه ساختار باشگاه را پیچیده کند، بر همان فشارهای آشنا تکیه میگذارد. بازیها و رابطهٔ دو شخصیت اصلی بخش مهمی از اثرگذاری فیلم بر دو بازیگر اصلی استوار است. Max Hubacher ماریو را با نوعی انضباط و خویشتنداری تصویر میکند؛ جوانی که میخواهد پیش برود، اما هرچه به موفقیت نزدیکتر میشود، بیشتر در دام محاسبه و پنهانکاری میافتد.
« اهمیت فوتبال در این روایت فقط به حضور در زمین محدود نیست. »
شخصیتها و اجرا
بازی او بهجای بیان مستقیم رنج، آن را در مکثها و تغییرهای رفتاری آشکار میکند. ماریو نه قهرمانی بیتردید است و نه قربانی صرف؛ تناقضهای او از اینجا میآیند که هم به لئون دلبسته است و هم از بهای آشکارشدن رابطه میترسد. Aaron Altaras در نقش لئون حضوری متفاوت دارد. لئون در برابر احتیاط ماریو، آمادگی بیشتری برای مواجهه با حقیقت از خود نشان میدهد و همین اختلاف، رابطه را از یک عاشقانهٔ ساده فراتر میبرد.
کشش میان این دو باورپذیر است، زیرا فیلم رابطهشان را با شتاب و اتکای صرف به دیالوگهای توضیحی نمیسازد؛ نزدیکی آنها در موقعیتهای روزمره و در فاصلهٔ میان حرفها شکل میگیرد. با این همه، در برخی لحظات عاطفی، بازیها به اندازهٔ فشار دراماتیک داستان شدت نمییابند و فیلم نمیتواند تمام آشفتگی درونی شخصیتها را با نیرویی یکسان منتقل کند.
فضاسازی و زبان بصری فضای فیلم صمیمی و کمادعاست. محیطهای تمرین، خانه و باشگاه بهگونهای کنار هم قرار میگیرند که زندگی حرفهای و خصوصی ماریو و لئون پیوسته در یکدیگر نفوذ کنند. این نزدیکی فضایی، احساس محاصرهشدن را تقویت میکند: شخصیتها حتی بیرون از زمین نیز از نگاه و داوری محیط ورزشی جدا نیستند.
« بازی او بهجای بیان مستقیم رنج، آن را در مکثها و تغییرهای رفتاری آشکار میکند. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
فیلم در تصویرپردازی بهدنبال شکوه بصری افراطی نمیرود؛ رویکردی واقعگرا دارد که با مضمونش سازگار است و اجازه میدهد توجه بیننده بر آدمها و انتخابهایشان بماند. فضاسازی دلنشین اثر از همین اعتدال میآید. لحن فیلم بیشتر بر مشاهده و همراهی استوار است تا بر دستکاری احساسی تماشاگر. در نتیجه، لحظههای آرام میان دو شخصیت گاه به اندازهٔ مسابقهها اهمیت پیدا میکنند.
بااینحال، همین خویشتنداری در بخشهایی به کندی میانجامد. برخی موقعیتها بیش از اندازه امتداد پیدا میکنند و تکرار فضای تردید و انتظار، ضرباهنگ روایت را سست میسازد. فشار اجتماعی و هزینهٔ پنهانکاری «Mario» مسئلهٔ پیشداوری را نه فقط در قالب توهین یا مخالفت آشکار، بلکه در شکلهایی ظریفتر و روزمرهتر دنبال میکند: تأکید بر حفظ وجهه، نگرانی از واکنش دیگران و توصیه به پنهان نگهداشتن حقیقت بهعنوان راهی برای محافظت از آینده.
فیلم نشان میدهد که فشار اجتماعی ممکن است از سوی کسانی اعمال شود که لزوماً خصومتی شخصی ندارند؛ گاه همین زبان بهظاهر مصلحتاندیشانه، فرد را وادار میکند میان هویت عاطفی و فرصت حرفهای یکی را انتخاب کند. کشمکش ماریو و لئون از تفاوت در میزان آمادگی آنها برای پرداخت هزینهٔ صداقت نیرو میگیرد.
« فضاسازی دلنشین اثر از همین اعتدال میآید. »
قوتها و کاستیها
این اختلاف، نقطهٔ قوت دراماتیک اثر است، زیرا مسئله را به شعار سادهٔ «عشق یا شغل» تقلیل نمیدهد. در عوض، نشان میدهد ترس از ازدستدادن آینده چگونه بر تصمیمهای امروز سایه میاندازد و چگونه پنهانکاری میتواند بهتدریج به رابطهای آسیب بزند که قرار بود پناهگاه باشد. بااینحال، مضمون تعارض عشق و فوتبال گاهی به مسیرهای قابلپیشبینی نزدیک میشود و فیلم در بعضی لحظات نمیتواند از الگوهای آشنای درامهای عاشقانه و ورزشی فاصله بگیرد.
شخصیتهای فرعی و محدودیتهای روایت روابط خانوادگی و حرفهای ماریو ظرفیت چشمگیری برای گسترش داستان دارند. بهویژه پیوند او با پدر، که هم در مقام پشتیبان و هم در مقام فردی دخیل در مسیر ورزشیاش حضور دارد، میتواند لایههای بیشتری از وابستگی، انتظار و قدرت را آشکار کند. فیلم از این رابطه برای نشاندادن ریشههای بلندپروازی ماریو بهره میگیرد، اما برخی شخصیتهای فرعی در حد کارکرد روایی خود باقی میمانند؛ حضورشان بیشتر برای تشدید فشار یا نمایندگی یک دیدگاه است تا آنکه به شخصیتهایی مستقل با انگیزهها و تناقضهای کامل تبدیل شوند.
این کمعمقی بهویژه در بخشهایی که روایت از رابطهٔ دو شخصیت اصلی فاصله میگیرد محسوس میشود. اطرافیان گاه بیشتر حامل موضعاند تا انسانهایی چندوجهی. از سوی دیگر، طول فیلم و ریتم آرام آن باعث میشود بعضی کشمکشها پس از آنکه معنایشان روشن شده، همچنان ادامه یابند. اگر تدوین در این بخشها فشردهتر بود و شخصیتهای فرعی مجال بیشتری برای پیچیدگی مییافتند، ضرباهنگ کلی و نیروی عاطفی اثر متوازنتر میشد.
« این اختلاف، نقطهٔ قوت دراماتیک اثر است، زیرا مسئله را به شعار سادهٔ «عشق یا شغل» تقلیل نمیدهد. »
جمعبندی
جمعبندی «Mario» در بهترین لحظاتش درامی آرام و انسانی دربارهٔ بهای پنهانکردن بخشی از وجود خویش است؛ فیلمی که فوتبال را محیطی واقعی و رقابتی تصویر میکند و از دل آن، رابطهای عاطفی را زیر فشار شهرت، پیشداوری و توقعات حرفهای قرار میدهد. بازیهای باورپذیر، صحنههای فوتبالی مؤثر و فضاسازی گیرا به اثر انسجام میبخشند.
در مقابل، کندی ریتم، پرداخت محدود بعضی شخصیتهای فرعی و پیشروی گاه قابلحدس مضمون، مانع از آن میشود که فیلم در تمام لحظات به عمق و تأثیر مطلوب برسد. با وجود این کاستیها، اثر بهواسطهٔ صداقت لحن و توجه به جزئیات رابطهٔ مرکزی، تماشایی و تأملبرانگیز باقی میماند. ارزش آن بیش از آنکه در تازگی کامل طرح داستان باشد، در نمایش تدریجی فشارهایی است که انتخاب میان عشق و امنیت حرفهای را برای دو جوان به مسئلهای دشوار بدل میکنند.
« بازیهای باورپذیر، صحنههای فوتبالی مؤثر و فضاسازی گیرا به اثر انسجام میبخشند. »



ثبت دیدگاه