نقد و بررسی
نقد File not found. (Mariah Carey's Magical Christmas Special) | 2020
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
جشن کریسمس به شیوهٔ ماریا کری «Mariah Carey's Magical Christmas Special» ویژهبرنامهای است که بیش از آنکه بخواهد داستانی پرکشش روایت کند، قصد دارد تماشاگر را در ضیافتی از موسیقی، رقص، جلوههای بصری و شکوهِ نمایشی غرق سازد. نقطهٔ آغاز آن آشنایی آشنای قصههای کریسمسی است: شادی تعطیلات در جهان کمرنگ شده و بابانوئل برای بازگرداندن روحیهٔ جشن، از ماریا کری یاری میخواهد.
اما این خط داستانی عمدتاً چارچوبی برای رفتوآمد میان اجراهاست؛ پس بهتر است اثر را نه همچون فیلمی داستانمحور، بلکه بهمثابه یک نمایش موسیقاییِ مناسبتی تماشا کرد. همین انتخاب، هم سرچشمهٔ جذابیت آن است و هم محدودیت اصلیاش. قصهای در خدمت نمایش روایت بهسرعت موقعیت خود را معرفی میکند و سپس مجال را به بخشهای موسیقایی میسپارد.
بحرانِ کاهش شادی، مأموریت ماریا و حضور شخصیتهای مرتبط با قطب شمال، طرحی ساده و قابلفهم فراهم میکنند؛ ولی این طرح کمتر به کشمکش دراماتیک تبدیل میشود. شخصیتها بیشتر برای معرفی بخش بعدی یا آمادهکردن زمینهٔ یک اجرا به کار میآیند تا آنکه مسیر مستقلی را طی کنند. در نتیجه، انسجام اثر نه از تحول روایی، بلکه از پیوند موضوعیِ کریسمس و موسیقی حاصل میشود.
این سادگی الزاماً نقصی ویرانگر نیست. ویژهبرنامههای تعطیلات معمولاً قرار نیست پیچیدگی درام بلند را بازآفرینی کنند و بسیاری از نمونههای کلاسیک این قالب نیز بر حضور چهرهٔ مرکزی، مهمانان و اجراهای پیاپی تکیه داشتهاند. با این حال، این اثر گاهی بیش از اندازه به این قرارداد متکی میشود.
« همین انتخاب، هم سرچشمهٔ جذابیت آن است و هم محدودیت اصلیاش. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
برخی ورودها و موقعیتها آنقدر ناگهانیاند که تماشاگر ممکن است در پی یافتن منطق روایی بگردد، حال آنکه برنامه ظاهراً از او میخواهد بهجای پرسش دربارهٔ چرایی صحنه، از تماشای آن لذت ببرد. ماریا کری؛ ستاره و مرکز ثقل ماریا کری در این برنامه صرفاً خوانندهٔ اصلی نیست؛ حضور او معیار سنجش همهچیز است.
شخصیت نمایشیِ ساختهشده پیرامون او، آمیزهای از وقار ستارهوار، خودآگاهی طنزآمیز و جلوهگری اغراقشده است. برنامه از تصویر عمومی کری بهعنوان نمادی از کریسمس پاپ بهره میبرد و آن را به بخشی از جهان قصه تبدیل میکند. او با آسودگی از مرکز توجه بودن استقبال میکند، و همین اعتمادبهنفس به اثر هویتی مشخص میبخشد؛ این جشن، از همان ابتدا قرار نیست بیطرف یا فروتن باشد، بلکه صریحاً جشنِ ماریا کری است.
درخشش او بیش از همه در اجراهای موسیقایی آشکار میشود؛ جایی که مهارت آوازی، کنترل صدا و حضور صحنهای، ضعفهای روایت را تا حدی جبران میکنند. در بخشهای گفتاری، اما، لحن گاه چنان طراحیشده و آگاهانه نمایشی است که فاصلهای میان شخصیت و تماشاگر به وجود میآورد. این فاصله میتواند برای دوستداران بازیگوشیِ ستاره جذاب باشد، ولی برای مخاطبی که انتظار بازی طبیعی یا گفتوگوهای ظریف دارد، تصنعی جلوه میکند.
موسیقی، رقص و مهمانان نیروی محرک برنامه موسیقی است. اجراها با انرژی و آرایش دیداری چشمگیر پیش میروند و تنوع مهمانان، فضای یک گردهمایی پرستاره را میسازد. حضور آریانا گرانده و جنیفر هادسن در کنار کری، از برجستهترین لحظههای موسیقایی اثر است؛ ترکیب صداها و تفاوت رنگ آوازی خوانندگان، به اجراها نیرویی فراتر از حضور تشریفاتی مهمانان میدهد.
« ماریا کری؛ ستاره و مرکز ثقل ماریا کری در این برنامه صرفاً خوانندهٔ اصلی نیست؛ حضور او معیار سنجش همهچیز است. »
شخصیتها و اجرا
چهرههایی چون اسنوپ داگ نیز با تغییر حالوهوا، به برنامه امکان میدهند از یک رنگ موسیقایی ثابت فاصله بگیرد. رقصندگان و گروههای همخوان، به اجراها مقیاس و حرکت میبخشند. طراحی حرکات غالباً بهجای پیچیدگی فنی، بر شکوه جمعی و ضرباهنگ تصویری تکیه دارد؛ انتخابی متناسب با قالبی که قرار است تماشایی و فراگیر باشد.
البته فراوانی چهرهها و لحظههای کوتاه ممکن است این احساس را ایجاد کند که همهچیز برای نمایش نامها و چهرهها چیده شده است. برخی حضورها فرصت کافی برای تبدیلشدن به بخشهایی ماندگار پیدا نمیکنند و بیشتر به ایستگاههایی میان اجراهای اصلی شباهت دارند. جهان بصری و جادوی تعطیلات طراحی صحنهها از نقاط قوت روشن برنامه است.
رنگهای درخشان، فضای زمستانیِ خیالانگیز و تزئینات فراوان، جهانی میسازند که عمداً از واقعگرایی فاصله دارد. این اغراق تصویری با شخصیت اثر هماهنگ است: کریسمس در اینجا نه رخدادی روزمره، بلکه قلمرویی پرنور و جادویی است که میتواند در هر لحظه به صحنهای برای آواز و رقص بدل شود. جلوهها و تغییر فضاها نیز به انتقال میان بخشها کمک میکنند و حس تماشای یک نمایش صحنهایِ بزرگ را تقویت میسازند.
همزمان، اتکای برنامه به پردههای دیجیتال و جلوههای تولیدی گاه به چشم میآید. بعضی فضاها بیش از آنکه زنده و ملموس باشند، همچون پسزمینههایی برای اجرا عمل میکنند. این انتخاب در جهان رنگارنگ اثر قابلقبول است، اما در لحظاتی از پیوند عاطفی با محیط میکاهد. با این همه، طراحی بصری در مجموع مأموریت خود را انجام میدهد: ساختن فضایی گرم، پرزرقوبرق و مناسب تماشای خانوادگی در فصل تعطیلات.
« چهرههایی چون اسنوپ داگ نیز با تغییر حالوهوا، به برنامه امکان میدهند از یک رنگ موسیقایی ثابت فاصله بگیرد. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
طنز، ریتم و ناهمواریها طنز برنامه عمدتاً ملایم و متکی بر تضاد میان شکوه ستارهای ماریا و بینظمیهای موقعیتهای داستانی است. بیلی آیکنر با لحن شوخ و بازیگوش خود، گاه تعادلی در برابر جدیتِ آراستهٔ اجراها ایجاد میکند. روایتگری تیفانی هدیش نیز به برنامه رنگی قصهگو و مناسبتی میدهد.
این شوخیها معمولاً سبکاند و قرار نیست ساختار را به هجو کامل تبدیل کنند؛ بیشتر تلاشیاند برای آنکه نمایش میان لحظههای موسیقیایی نفسی تازه کند. با وجود این، ریتم یکدست نیست. بخشهای پرانرژی، که موسیقی و تصویر در آنها همزمان پیش میروند، برنامه را سرزنده نگه میدارند؛ اما صحنههای گفتاری و گذارهای روایی گاهی انرژی را فرو مینشانند.
از آنجا که داستان کشش چندانی برای پیشبردن این بخشها فراهم نمیکند، برخی مکثها طولانیتر از نیاز به نظر میرسند. همین نوسان میان شکوه اجرا و گفتوگوهای کمجان، یکی از ویژگیهای دوگانهٔ اثر است: برنامه در لحظات نمایشی جان میگیرد، اما در فاصلهٔ میان آنها گاه آشکارا بهانهمحور میشود.
جایگاه اثر و مخاطب آن این ویژهبرنامه در سنت نمایشهای تلویزیونی کریسمس قرار میگیرد؛ آثاری که بیش از روایت پیچیده، بر اجرا، مهمانان و فضای جشن تکیه دارند. ویژگی خاص آن، پیوند مستقیم این قالب با هویت هنری ماریا کری است. برنامه از مخاطب نمیخواهد باور کند که با قصهای واقعگرا روبهروست؛ برعکس، خودنماییِ پرزرقوبرق و غیرواقعگرایانهاش را میپذیرد و از آن لذت میبرد.
« بیلی آیکنر با لحن شوخ و بازیگوش خود، گاه تعادلی در برابر جدیتِ آراستهٔ اجراها ایجاد میکند. »
قوتها و کاستیها
به همین دلیل، میزان رضایت تماشاگر تا اندازهای به انتظار او بستگی دارد: کسی که در پی یک موزیکال رواییِ منسجم باشد احتمالاً از کممایگی داستان دلزده میشود، اما علاقهمند به اجراهای پاپ و فضای کریسمسی میتواند لحظههای فراوانی برای سرگرمی بیابد. در پسِ این زرقوبرق، میل به بازگرداندن شادی در روزگاری دشوار نیز حضور دارد.
برنامه از این ایده بهره میگیرد که موسیقی و آیینهای جمعی میتوانند، دستکم برای مدتی، حالوهوایی امیدبخش بسازند. این مضمون با صراحت و پیچیدگی روانشناختی بسط نمییابد، اما به اثر گرمای عاطفی میبخشد و توضیح میدهد چرا جشن و همخوانی در مرکز آن قرار گرفتهاند. جمعبندی «Mariah Carey's Magical Christmas Special» اثری استوار بر ستارهمحوری، موسیقی و شکوه بصری؛ برنامهای که داستان را به چارچوبی سبک برای پیوند دادن اجراها تقلیل میدهد.
ضعف روایت، برخی گذارهای نامأنوس و خشکی گهگاهِ بخشهای گفتاری، مانع از آن میشوند که تجربهای کاملاً یکدست شکل بگیرد. در مقابل، اجراهای پرانرژی، مهمانان شناختهشده، طراحی صحنهٔ خیالانگیز و روحیهٔ شاد و امیدوارکننده، آن را به سرگرمیای دلنشین برای مخاطب مناسب بدل میکنند. ارزش اصلی این ویژهبرنامه نه در عمق قصه، بلکه در تواناییاش برای تبدیلکردن کریسمس به نمایشی رنگین، موسیقایی و کاملاً آمیخته با شخصیت ماریا کری است.
« در پسِ این زرقوبرق، میل به بازگرداندن شادی در روزگاری دشوار نیز حضور دارد. »
ثبت دیدگاه