نقد و بررسی
نقد ماریا کری تمام چیزی که برای کریسمس میخواهم تو هستی (Mariah Carey's All I Want for Christmas Is You) | 2017
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
قصهای کوچک در جامهٔ کریسمس «Mariah Carey's All I Want for Christmas Is You» انیمیشنی خانوادگی است که از ترانهٔ مشهور ماریا کری و کتاب کودکانهای به همین نام الهام گرفته است. محور داستان، ماریای خردسال و آرزوی قدیمیاش برای داشتن تولهسگی دوستداشتنی است. وقتی پرنسس را در فروشگاه حیوانات میبیند، اشتیاقش شکل مشخصی پیدا میکند؛ اما برای آنکه پدر و مادرش به خواستهاش اعتماد کنند، باید نشان دهد توان مراقبت از یک سگ را دارد.
ورود جک، سگ بازیگوش و دردسرساز عمو، این آزمون را از رؤیای مرتب و دلنشین ماریا به تجربهای آشفته و پیشبینیناپذیر بدل میکند. فیلم از همان ابتدا روشن میکند که قرار نیست با روایتی پیچیده یا ماجراجویی پرحادثه روبهرو باشیم. مقصد اصلی، خلق فضایی گرم و آشنا برای تماشای خانوادگی است: خانهای آراسته برای تعطیلات، شور و انتظار کودکانه و حیوانی که نظم بزرگترها را بههم میریزد.
این انتخاب به اثر صمیمیت میبخشد، اما در عین حال دامنهٔ داستان را محدود میکند. فیلم بهجای گسترش موقعیتها یا ساختن لایههای روایی تازه، بیشتر بر همان کشمکش ساده تکیه دارد. آرزوی کودکانه و معنای مسئولیت قدرت بالقوهٔ قصه در تفاوت میان «خواستن یک حیوان دوستداشتنی» و «پذیرفتن مسئولیت نگهداری از حیوان» نهفته است.
ماریا در آغاز بیشتر شیفتهٔ تصویری آرمانی از داشتن سگ است؛ تصویری که در آن تولهسگ زیبا و رام، مکمل رؤیای کریسمسی اوست. جک اما با بازیگوشی و خرابکاریاش این خیال را به آزمونی واقعی تبدیل میکند. فیلم از همین تقابل برای طرح نکتهای مناسب مخاطب کودک استفاده میکند: مراقبت از موجودی زنده، فقط لذت و سرگرمی نیست و به صبر، توجه و پذیرش دشواریها نیاز دارد.
« محور داستان، ماریای خردسال و آرزوی قدیمیاش برای داشتن تولهسگی دوستداشتنی است. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
بااینحال، این پیام گاهی بیش از آنکه از دل رفتار شخصیتها و پیامد انتخابهایشان بیرون بیاید، به زبان توضیح و تکرار بیان میشود. فیلم چند بار بر آنچه تماشاگر از موقعیت فهمیده تأکید میکند؛ گویی بیم دارد نکتهٔ اخلاقی از نظر بماند. این شیوه برای کودک خردسال ممکن است روشن و قابلفهم باشد، اما برای مخاطب بزرگسال از ظرافت روایت میکاهد.
قصه میتوانست به تصویر و کنش اعتماد بیشتری کند و اجازه دهد مخاطب خودش معنای تجربهٔ ماریا را دریابد. شخصیتها و رابطهٔ ماریا با جک ماریا شخصیتی قابلشناسایی برای کودکانی است که خواستهای بزرگ دارند و هنوز پیامدهای آن را بهطور کامل نمیسنجند. شور و هیجان او باورپذیر است و علاقهاش به پرنسس بهسرعت قابلدرک میشود.
در سوی دیگر، جک تنها مانعی برای رسیدن به آرزوی ماریا نیست؛ حضورش بخش مهمی از آزمون عاطفی قصه است. او شیطان، پرجنبوجوش و گاه خستهکننده است، اما همین ویژگیها فرصتی فراهم میکنند تا فیلم دربارهٔ همدلی با موجودی حرف بزند که مطابق انتظار ما رفتار نمیکند. بااینهمه، رفتار ماریا با جک ممکن است برای بعضی تماشاگران ناخوشایند باشد.
فیلم میخواهد او را کودکی در حال یادگیری نشان دهد، اما در بخشهایی رنج یا بیپناهی سگ چنان برجسته میشود که شوخیهای مربوط به خرابکاریهایش دیگر صرفاً بامزه به نظر نمیرسند. این دوگانگی در لحن، از نقاط بحثبرانگیز اثر است: جک هم وسیلهٔ کمدی است و هم موجودی که تماشاگر ممکن است دلش برایش بسوزد.
« فیلم چند بار بر آنچه تماشاگر از موقعیت فهمیده تأکید میکند؛ گویی بیم دارد نکتهٔ اخلاقی از نظر بماند. »
شخصیتها و اجرا
برای خانوادهها، همین نکته میتواند به گفتوگویی دربارهٔ مهربانی، مسئولیت و رفتار درست با حیوانات راه ببرد؛ هرچند فیلم همیشه این تعادل را با ظرافت برقرار نمیکند. فضای کریسمسی و حس نوستالژی مهمترین امتیاز فیلم، بیش از آنکه در تازگی قصه باشد، در حالوهوای تعطیلاتی آن قرار دارد. تماشای چراغها، تزئینات و شور روزهای منتهی به کریسمس، فضایی دلگرمکننده میسازد که برای یک شب سرد و جمع خانوادگی مناسب است.
اثر آگاهانه به سوی حس آشنایی میرود: آرزوی کودکانه، خانهٔ پرجنبوجوش و انتظار برای روزی ویژه. همین سادگی میتواند برای بینندهای که در سالهای کودکی با چنین قصههایی همراه بوده، خاطرهانگیز باشد. این نوستالژی البته بیشتر احساسی است تا روایی. فیلم خاطرهای پیچیده یا جهان داستانی چندلایه نمیسازد؛ در عوض، با عناصر آشنای فصل و موسیقی، حس گرمی را فرا میخواند که برای بسیاری از مخاطبان با خودِ کریسمس پیوند خورده است.
اگر تماشاگر به دنبال قصهای تازه و غافلگیرکننده باشد، این آشنایی ممکن است به تکرار تعبیر شود؛ اما اگر هدف، تماشایی آرام و خانوادگی باشد، همین خصلت بخشی از جذابیت اثر خواهد بود. انیمیشن و کیفیت بصری انیمیشن فیلم کارکردی روشن دارد: شخصیتها را برای مخاطب کودک خوانا و صحنهها را رنگارنگ و مناسب فضای تعطیلات نگه میدارد.
طراحی محیطها و جزئیات کریسمسی به ساختن اتمسفر کمک میکند، اما کیفیت بصری بهندرت به عنصری تعیینکننده در تجربهٔ تماشا تبدیل میشود. حرکتها و چهرهها در برخی لحظهها کمجان به نظر میرسند و صحنههایی که باید از نظر کمدی یا عاطفی گیرایی بیشتری داشته باشند، به اندازهٔ کافی جان نمیگیرند.
« اثر آگاهانه به سوی حس آشنایی میرود: آرزوی کودکانه، خانهٔ پرجنبوجوش و انتظار برای روزی ویژه. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
این ضعف بهویژه زمانی آشکار میشود که فیلم به خرابکاریهای جک یا واکنشهای ماریا تکیه میکند. چنین موقعیتهایی نیازمند ریتم تصویری دقیق و بازیگوشی در حرکتاند؛ اما گاهی شوخی پیش از آنکه به نقطهٔ اوج برسد، از تأثیر میافتد. نتیجه، انیمیشنی است که برای دنبالکردن قصه کفایت میکند، ولی کمتر لحظهای میآفریند که از نظر بصری در حافظه بماند.
ریتم، موسیقی و روایت ریتم داستان در آغاز بهآسانی مخاطب را وارد فضای خود میکند: آرزوی ماریا روشن است، مسئلهٔ نگهداری از جک بهسرعت شکل میگیرد و تفاوت میان سگ رؤیایی و سگ واقعی، زمینهٔ شوخی و تنش را میسازد. اما پس از تثبیت این موقعیت، فیلم برای حفظ کشش به تکرار برخی رفتارها و توضیح دوبارهٔ نکتههای داستانی متوسل میشود.
به همین دلیل، بخشهایی از روایت کشدار میشوند و ممکن است توجه مخاطب بزرگسال را از دست بدهند؛ بهخصوص اگر فیلم را نه در حالوهوای تعطیلات، بلکه با انتظار یک انیمیشن پرتحرک دنبال کند. موسیقی و حضور نام ماریا کری نیز انتظاری ویژه ایجاد میکند. پیوند اثر با ترانهای مشهور، از همان عنوان آن پیداست و موسیقی به ساختن حس مناسبتی کمک میکند؛ بااینحال، برای هر بینندهای به عنصر اصلی و ماندگار فیلم تبدیل نمیشود.
روایت آمیخته به آواز و توضیح، گاهی بیش از اندازه بر معرفی حالوهوای خود اصرار میورزد. در نتیجه، موسیقی در خدمت فضای کریسمسی است، اما لزوماً نمیتواند کاستیهای ریتم یا ضعف بصری را جبران کند. مناسب چه مخاطبی است؟ این فیلم بیش از همه برای خانوادههایی مناسب است که به دنبال انیمیشنی بیدردسر و فصلی برای تماشای جمعیاند.
« این ضعف بهویژه زمانی آشکار میشود که فیلم به خرابکاریهای جک یا واکنشهای ماریا تکیه میکند. »
قوتها و کاستیها
قصهٔ ساده، موضوع حیوانات و شور کودکانهٔ شخصیت اصلی برای بچهها دسترسپذیر است؛ ضمن آنکه پیام مسئولیتپذیری میتواند زمینهای برای صحبت میان والدین و کودکان فراهم کند. برای بزرگسالانی که با ترانهٔ اصلی یا فضای فیلمهای کریسمسی خاطره دارند نیز اثر ممکن است جذابیتی نوستالژیک داشته باشد، حتی اگر آن را از نظر فنی یا داستانی برجسته ندانند.
در مقابل، مخاطبی که به روایت فشرده، انیمیشن چشمگیر یا کمدی پیدرپی نیاز دارد، احتمالاً با محدودیتهای فیلم روبهرو میشود. همچنین، حساسیت نسبت به رفتار با حیوانات میتواند تجربه را پیچیده کند؛ زیرا جک گاهی بیشتر ابزار آشوب و شوخی است تا شخصیتی که فیلم با همدلی کامل به او نزدیک شود.
جمعبندی
ثبت دیدگاه