نقد و بررسی
نقد مرد (Mard) | 1985
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
شورشِ بیوقفه در هیئتِ سینمای عامهپسند «Mard» ساختهٔ Manmohan Desai، فیلمی است که از همان ابتدا قرار نیست واقعگرایی تاریخی یا زنجیرهای سختگیرانه از علتومعلولها را معیار خود قرار دهد. این اثر، ماجرای پسرِ راجا آزاد سینگ را در دلِ داستانی دربارهٔ سلطهٔ بریتانیا، مقاومت و پیوندهای خانوادگی مینشاند؛ اما بیش از آنکه بخواهد تاریخ را بازسازی کند، به دنبال ساختن یک افسانهٔ پرهیاهو و سرگرمکننده است.
فیلم در قالب اکشن، کمدی، ملودرام و عاشقانه پیش میرود و هر یک از این لحنها را با چنان جسارتی کنار دیگری میگذارد که گاه مرز میان آنها محو میشود. «Mard» را باید با منطقِ اغراقهای خودش سنجید: جهانی که در آن قهرمان میتواند هم نماد مقاومت باشد و هم قهرمان آواز و شوخی؛ جایی که خطر سیاسی، حادثهٔ خانوادگی و لحظهٔ کمیک گاهی در چند دقیقه به هم میرسند.
نتیجه اثری نامتوازن، اما بهندرت بیجنبوجوش است. فیلم نه برای ظرافتِ کمگویی ساخته شده و نه برای آنکه تماشاگر را در سکون نگه دارد؛ موتور اصلیاش حرکت، غافلگیری و انباشتن اتفاقهاست. روایت؛ قصهای که از ترمز خوشش نمیآید داستان با ایستادگی راجا آزاد سینگ در برابر نیروهای بریتانیایی آغاز میشود.
سالها بعد، پسر او، راجو، در جریان زندگی و رویاروییهایش کمکم با میراث خانوادگی خود آشنا میشود و در برابر ستم استعمارگران میایستد. همین خط کلی، چارچوبی برای ترکیب ماجراجویی، درام خانوادگی و عاشقانه فراهم میکند؛ اما فیلم بهجای آنکه این اجزا را آرام و منظم به هم پیوند دهد، پیدرپی مسیرهای تازهای میگشاید.
« نتیجه اثری نامتوازن، اما بهندرت بیجنبوجوش است. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
این شتاب، مهمترین امتیاز و در عین حال یکی از ضعفهای اصلی فیلم است. از یک سو، فرصت چندانی برای خستگی نمیدهد: هر بار که صحنهای به ثبات میرسد، حادثهای تازه یا تغییری ناگهانی توجه را دوباره جلب میکند. از سوی دیگر، فشردگی ماجراها به انسجام آسیب میزند. بعضی تصمیمها بیشتر بهانهای برای رسیدن به موقعیت بعدیاند تا نتیجهٔ منطقی رفتار شخصیتها.
گاه تماشاگر باید پیش از آنکه بتواند بپرسد «چرا؟»، خودش را با اتفاق بعدی همراه کند. این آشفتگی برای دوستداران روایتهای حسابشده آزارنده است، اما برای کسی که از منطق خوابگونه و جهشهای ناگهانی سینمای عامهپسند لذت میبرد، بخشی از جذابیت فیلم خواهد بود. Amitabh Bachchan؛ قهرمانِ پرجاذبه و مسئلهدار Amitabh Bachchan در نقش راجو حضوری مسلط دارد و بهخوبی با مقیاس بزرگ و نمایشی فیلم هماهنگ میشود.
او قهرمان را نه فقط با نیروی بدنی، بلکه با اعتمادبهنفس، بازیگوشی و آمادگی برای نمایشدادن خود میسازد. راجو شخصیتی نیست که در گوشهٔ قاب بماند؛ ورودش معمولاً اعلامِ تغییر فضاست. این ویژگی به فیلم انرژی میدهد و کمک میکند حتی در میان انبوه اتفاقها، مرکز ثقل داستان از دست نرود. اما مفهوم مردانگی در شخصیت او بیمسئله نیست.
فیلم بارها قدرت، جسارت و حمایت از دیگران را با تصویری سنتی از مردِ مقتدر پیوند میزند؛ تصویری که گاهی به رفتار آمرانه و کنترلگرانه نزدیک میشود. راجو ممکن است در برابر ظلم سیاسی بایستد، اما این فضیلت الزاماً به معنای رهایی او از نگاه مردسالارانه نیست. در نتیجه، قهرمان فیلم همزمان میتواند سرگرمکننده و ستودنی باشد و در بعضی موقعیتها رفتاری داشته باشد که امروز آزاردهنده به نظر میرسد.
« این شتاب، مهمترین امتیاز و در عین حال یکی از ضعفهای اصلی فیلم است. »
شخصیتها و اجرا
این تناقض ارزش تحلیلی دارد: فیلم آزادی و مقاومت را میستاید، ولی دربارهٔ آزادی زنان و برابری در روابط عاشقانه چندان رادیکال نیست. Amrita Singh و رابطهای که فیلم را نرمتر میکند حضور Amrita Singh در نقش Ruby به داستانی که ممکن است زیر فشار اکشن و حادثه سخت و یکنواخت شود، بُعدی عاطفی و بازیگوشانه میبخشد.
شیمی او با Bachchan از نقاط قوت فیلم است؛ رابطهٔ این دو، با کشمکشها و لحظات طنزآمیزش، به فیلم مجال میدهد از فضای تعقیب و درگیری فاصله بگیرد. Ruby تنها کارکردی عاشقانه ندارد: واکنشها و حضورش گاهی در برابر خودنمایی قهرمان، تعادل ایجاد میکند و لحن فیلم را سبکتر میسازد. با این حال، شخصیتپردازی او نیز از محدودیتهای روایت جدا نیست.
فیلم بیشتر به جاذبهٔ رابطه و برخوردهای نمایشی آن اهمیت میدهد تا به جهان درونی Ruby یا انتخابهایی که مستقل از قهرمان برای او معنا دارند. بنابراین، شیمی بازیگران از عمقی که فیلمنامه برای رابطه میسازد قویتر است. تماشاگر ممکن است از همراهی این دو لذت ببرد، اما همیشه احساس نکند که فیلم برای هر دو به یک اندازه مجالِ عاملیت و رشد فراهم کرده است.
شروران، استعمار و نمایشِ اغراق دشمنان داستان با نشانههای آشنای شرارت طراحی شدهاند: قدرتطلبی، خشونت و میل به کنترل. General Dyer و Dr. Harry در ساختن فضای تهدید نقش دارند، اما بازیها و شیوهٔ پرداختشان گاه از مرز باورپذیری عبور میکند. بدمنها بیشتر چهرههایی نمایشیاند تا شخصیتهایی با انگیزههای پیچیده و درونی.
« با این حال، شخصیتپردازی او نیز از محدودیتهای روایت جدا نیست. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
این اغراق، امکان تحلیل سیاسی دقیق را محدود میکند، ولی با لحنِ کمیکبوکی و پرآبوتاب اثر تناسب دارد. در سطح نمادین، رویارویی با استعمارگران به فیلم امکان میدهد خشم سیاسی را در قالبی ساده و قابلفهم عرضه کند: ستمگر، قربانی و قهرمانی که از دلِ مردم برمیخیزد. اما تاریخ در اینجا مادهٔ خامِ افسانهپردازی است، نه موضوعی برای بررسی موشکافانه.
همین انتخاب، دست فیلم را برای ساختن لحظههای پرشور باز میگذارد، ولی پیچیدگیِ تجربهٔ استعمار را به تقابلهایی روشن و گاه کاریکاتوری فرو میکاهد. شورِ ضدستم در فیلم انکارناشدنی است؛ ظرافت تاریخی، نه. کمدی، موسیقی و لذتِ آشوب یکی از ویژگیهای ماندگار «Mard» تواناییاش در حفظِ حرکت است.
طنز، آواز و حادثههای عجیب نه میانپردههایی جدا از روایت، بلکه بخشی از شیوهٔ نفسکشیدن فیلماند. گاهی شوخیها از موقعیت یا واکنش شخصیتها برمیآیند و گاهی خودِ اغراقِ صحنه خندهدار میشود. در لحظههایی که فیلم بهجای توضیحدادن، با اطمینان وارد اتفاقی نامنتظر میشود، تماشاگر ممکن است همزمان گیج شود و سرگرم بماند؛ همین دوگانگی، لحن خاص اثر را شکل میدهد.
موسیقی و ترانهها نیز به این جهان نمایشی کمک میکنند. فیلم از ظرفیت ترانه برای تغییر ناگهانی حالوهوا استفاده میکند و اجازه نمیدهد داستان به یک خط اکشنِ یکنواخت تقلیل یابد. اجرای بازیگران، حرکت و شوخیهای تصویری، همه در خدمتِ تجربهای هستند که بیش از دقت روایی بر شور و نمایش تکیه دارد.
« این اغراق، امکان تحلیل سیاسی دقیق را محدود میکند، ولی با لحنِ کمیکبوکی و پرآبوتاب اثر تناسب دارد. »
قوتها و کاستیها
این رویکرد ممکن است برای تماشاگرانی که پیوندهای روایی محکم میخواهند خستهکننده باشد، اما برای کسانی که به سینمای پرزرقوبرق و بیپروا علاقه دارند، بخشی از لذت تماشا است. جمعبندی «Mard» فیلمی منضبط یا ظریف نیست؛ اثرِ پرشوری است که هرچه را در دسترس دارد به صحنه میآورد: مقاومت در برابر استعمار، پیوند خانوادگی، عاشقانه، کمدی، موسیقی و قهرمانی که بهندرت آرام میگیرد.
روایتِ شتابزده و منطقِ ناپایدارش گاهی فاصلهای محسوس میان صحنهها ایجاد میکند، و تصویر مردانگیِ قهرمان نیز در کنار وجهِ قهرمانانهاش پرسشبرانگیز میماند. در مقابل، حضور پرانرژی Bachchan، شیمی او با Singh و آمادگی فیلم برای پذیرفتنِ آشوب، آن را به تجربهای سرگرمکننده و بهیادماندنی بدل میکند.
ارزش «Mard» بیش از آنکه در انسجام یا واقعنماییاش باشد، در جسارتِ بیمحابای آن است: فیلمی که شاید بارها تماشاگر را وادار کند بپرسد چه اتفاقی افتاد، اما بهندرت فرصت میدهد نگاهش را از پرده بردارد.
ثبت دیدگاه