نقد و بررسی
نقد مرد سال (Man of the Year) | 2006
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
طنزی که از یک فرض جذاب آغاز میشود «Man of the Year» ساختهٔ بری لوینسن، بر ایدهای ساده اما پربار بنا شده است: چه میشود اگر مجری برنامهای طنزآمیز دربارهٔ سیاست، نه از سر برنامهریزی دقیق، بلکه با نیروی شهرت و نارضایتی عمومی، به رقابت ریاستجمهوری وارد شود؟ تام دابز، با بازی رابین ویلیامز، چهرهای تلویزیونی است که از سیاستمداران و سازوکارهای رسمی قدرت انتقاد میکند.
تصمیم او برای نامزدی ابتدا بیشتر شبیه شوخی و نمایشی تبلیغاتی به نظر میرسد؛ اما اشتیاق مخاطبان، آن را به حرکتی جدی بدل میکند. این فرض، هم ظرفیت کمدی دارد و هم زمینهٔ نقد اجتماعی: مرز میان سرگرمی و سیاست کجاست؟ آیا مردم به دنبال برنامهای روشناند یا صدایی که خشم و دلزدگیشان را بیپرده بیان کند؟
فیلم بهخوبی میفهمد که جذابیت تام تنها در شوخیهایش نیست؛ او بهنظر میرسد از قواعد بازی رسمی آزاد است و همین ویژگی برای رأیدهندگانی که از سیاستمداران حرفهای خستهاند، وسوسهانگیز است. مشکل آن است که فیلم پس از طرح این پرسشهای جذاب، همیشه نمیداند چگونه باید آنها را بپروراند.
رابین ویلیامز و نیروی اجرای زنده بزرگترین جاذبهٔ فیلم، حضور رابین ویلیامز است. او تام دابز را با سرعت کلام، تغییرهای ناگهانی لحن و انرژی بداههپردازانهای جان میبخشد که گاه صحنه را از محدودیتهای فیلمنامه فراتر میبرد. دابز در برابر دوربین و روی صحنه، آدمی است که فکرهایش را با صدای بلند دنبال میکند؛ شوخی به شوخی میرسد و جملههایش گاه پیش از آنکه مخاطب فرصت مکث پیدا کند، مسیر تازهای میگیرند.
« تام دابز، با بازی رابین ویلیامز، چهرهای تلویزیونی است که از سیاستمداران و سازوکارهای رسمی قدرت انتقاد میکند. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
این شتاب، تصویری باورپذیر از مجریای میسازد که تواناییاش در واکنش فوری، سرمایهٔ اصلی اوست. بااینحال، همین ویژگی مرزی نیز دارد. گاهی بهنظر میرسد فیلم بیش از آنکه شخصیت مستقلی برای تام بسازد، فرصتهایی فراهم میکند تا ویلیامز سبک آشنای اجرایش را عرضه کند. در بخشهای کمدی، این امر به سود اثر تمام میشود؛ در لحظههای جدیتر، اما شخصیت به اندازهٔ کافی از نمایشگر تلویزیونیاش فاصله نمیگیرد.
تماشاگر میتواند از حضور پرتحرک بازیگر لذت ببرد، اما ممکن است کمتر با لایههای درونی و تناقضهای مردی روبهرو شود که ناگهان در مرکز یک رقابت ملی قرار گرفته است. طنز سیاسی و خشم عمومی طنز فیلم بر بدگمانی رایج به سیاستمداران و سازوکارهای قدرت تکیه دارد. تام با زبانی مستقیم و بیپیرایه، فاصلهٔ میان وعدههای رسمی و تجربهٔ روزمرهٔ مردم را هدف میگیرد.
فیلم در این بخش میکوشد نشان دهد که گاهی یک صدای بیرون از نهادهای سیاسی، صرفاً بهسبب صراحت و بیپرواییاش، از سخنگویان حرفهای اثرگذارتر میشود. این نگاه، برای داستانی دربارهٔ شهرت رسانهای و سیاست انتخاباتی نقطهٔ عزیمت مناسبی است. اما تیزی این طنز محدود میماند. הסרט از فساد، منفعتطلبی و فرسودگی سیاسی سخن میگوید، ولی کمتر وارد جزئیات سازوکارهایی میشود که این وضعیت را پدید میآورند.
به همین دلیل، حملهٔ آن به سیاست اغلب در سطح شعار و اشاره باقی میماند: سیاستمدارها دورو هستند، مردم از آنها خستهاند و یک چهرهٔ صریح میتواند فضای رقابت را برهم بزند. این گزارهها قابلفهماند، اما برای طنزی که میخواهد چیزی فراتر از شوخی با چهرههای رسمی ارائه کند، کافی نیستند.
« این شتاب، تصویری باورپذیر از مجریای میسازد که تواناییاش در واکنش فوری، سرمایهٔ اصلی اوست. »
شخصیتها و اجرا
فیلم خشم را بهخوبی تشخیص میدهد، اما کمتر میپرسد این خشم چه معنایی دارد و چه چیزی میتواند جایگزین وضع موجود شود. بازی گروهی و شخصیتهای پیرامونی در کنار ویلیامز، حضور بازیگرانی چون کریستوفر واکن، لورا لینی، لوئیس بلک و جف گلدبلوم به جهان فیلم تنوع میدهد. واکن با لحن خاص خود به نقش جک منکن رنگی کموبیش نامتعارف میبخشد و لوئیس بلک در نقش ادی، با خشکی و تندی آشنای اجرایش، مکمل مناسبی برای آشوب پرکلام تام است.
این همراهان، فضای پشتصحنهٔ کارزار را از انحصار قهرمان بیرون میآورند و به آن حس گروهی میبخشند. لورا لینی در نقش الینور گرین، وجه جدیتر داستان را نمایندگی میکند. او شخصیتی است که با مسئلهای فنی و اخلاقی در ارتباط با فرایند رأیگیری روبهرو میشود و همین خط داستانی، زمینهٔ ورود تعلیق را فراهم میسازد.
بااینحال، رابطهٔ این خط با مسیر سیاسی تام همیشه طبیعی و یکپارچه نیست. شخصیت الینور گاه بیش از آنکه بهعنوان فردی مستقل رشد کند، کارکردی روایی پیدا میکند: او قرار است دریچهای به سوی بحران بزرگتر بگشاید. در نتیجه، بخشهایی از ظرفیت بازی لینی و پیچیدگی موقعیت او بهطور کامل به کار گرفته نمیشود.
تغییر لحن و دوپارگی روایت مهمترین مسئلهٔ ساختاری «Man of the Year» تغییر محسوس لحن آن است. فیلم در آغاز، کمدی سیاسی پرجنبوجوشی است که از صحنههای اجرا، واکنش مخاطبان و شوخیهای تند تغذیه میکند. سپس بهتدریج به سمت تعلیق و داستانی دربارهٔ بینظمی در سازوکار انتخابات حرکت میکند.
« این همراهان، فضای پشتصحنهٔ کارزار را از انحصار قهرمان بیرون میآورند و به آن حس گروهی میبخشند. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
این جابهجایی میتوانست تضادی ثمربخش بسازد: نمایش پرنور سیاست در برابر فرایندهای پنهان و فنیای که نتیجهٔ آن را شکل میدهند. اما پیوند میان این دو قلمرو بهاندازهٔ کافی پرداخت نمیشود. در نتیجه، تماشاگر ممکن است احساس کند با دو فیلم روبهروست که بهسختی در یک روایت جا گرفتهاند. بخش کمدی به بداههپردازی و شوخیهای سریع وابسته است؛ بخش تعلیقی، به جدیت، خطر و زنجیرهای از رخدادهای علتومعلولی نیاز دارد.
فیلم میان این دو حالوهوا رفتوآمد میکند، بیآنکه همیشه گذار را آماده سازد. وقتی داستان از خنده و نمایش رسانهای فاصله میگیرد، شوخیها گاهی همچنان در صحنه حضور دارند، اما دیگر با تنش روایی همساز نیستند. برعکس، هرگاه تعلیق بالا میرود، انرژی کمدی آغازین کمرنگ میشود. فیلمنامه و دشواری باورپذیری فیلمنامهٔ بری لوینسن ایدههایی دارد که بهتنهایی میتوانند موضوع یک فیلم کامل باشند: تبدیل شهرت تلویزیونی به قدرت سیاسی، نارضایتی رأیدهندگان، و آسیبپذیری فرایندهای انتخاباتی در برابر خطا یا دستکاری.
دشواری از جایی آغاز میشود که فیلم میکوشد همهٔ این مسیرها را در مدتی محدود پیش ببرد. طرح مربوط به سازوکار رأیگیری، بهجای آنکه با جزئیات و تدریج کافی شکل بگیرد، گاه به مجموعهای از رخدادهای پرشتاب و تصادفهای روایی وابسته میشود. این شتاب، هم باورپذیری را کاهش میدهد و هم فرصت پرسشگری را محدود میکند.
تماشاگر باید بتواند خطر را درک کند، اما در عین حال نباید حس کند داستان برای رساندن خود به نقطهای هیجانانگیز، از منطق شخصیتها یا جهان فیلم فاصله گرفته است. «Man of the Year» در بعضی لحظهها از این مرز عبور میکند. پیچشها بیش از آنکه از دل شخصیتها و قواعدی که پیشتر معرفی شدهاند سر برآورند، به ابزارهایی برای بالا بردن تنش بدل میشوند.
« اما پیوند میان این دو قلمرو بهاندازهٔ کافی پرداخت نمیشود. »
قوتها و کاستیها
همین امر، بخش معمایی و تعلیقی را کماثرتر میکند. کارگردانی و ریتم بری لوینسن فضایی رسانهای و سیاسی میسازد که با شتاب زندگی تلویزیونی هماهنگ است. دوربین و تدوین بهویژه در لحظههای اجرای تام، حس زندهبودن و واکنش فوری را تقویت میکنند. رفتوآمد میان صحنه، استودیو و فضای کارزار، نشان میدهد سیاست در این جهان بیش از هر چیز به نمایش و ارتباط با مخاطب وابسته است.
فیلم در این لحظهها سرگرمکننده است و ریتم خود را بهخوبی پیدا میکند. اما ریتم یکدست نمیماند. هرچه خطوط داستانی بیشتر میشوند، تمرکز روایی پراکندهتر میشود و فیلم برای رسیدن به مقصد، گاه از مکثها و لحظههای لازم برای شکلگیری باور عاطفی میگذرد. نه رابطههای شخصی بهاندازهٔ کافی فرصت رشد مییابند و نه تریلر سیاسی مجال پیدا میکند قواعد و خطرهایش را با اطمینان بنا کند.
نتیجه، اثری است که لحظههای جذاب و اجرای پرانرژی دارد، اما از انسجامی که بتواند این لحظهها را به تجربهای کامل پیوند دهد، محروم میماند. جمعبندی «Man of the Year» اثری است با هستهای فکری جذاب و بازیگری که میتواند صحنه را بهتنهایی روشن کند. رابین ویلیامز در نقش مجریای که از تلویزیون به میدان سیاست قدم میگذارد، انرژی و بداههپردازی فراوانی دارد و فیلم در بخشهای کمدی، نارضایتی عمومی از سیاست را به زبانی روشن و سرگرمکننده بیان میکند.
حضور بازیگران مکمل نیز به فضای داستان گرما و تنوع میدهد. بااینهمه، فیلم در تبدیل ایدههایش به روایتی منسجم کامیاب نیست. طنز سیاسی آن بیشتر به اشاره و شعار تکیه دارد تا واکاوی عمیق، و تغییر مسیر به سوی تعلیق، پیوندی طبیعی و استوار پیدا نمیکند. حاصل، فیلمی ناهموار است: در لحظههایی سرزنده و دیدنی، و در لحظههایی دیگر گرفتار فیلمنامهای که بیش از توان خود بار برمیدارد.
« همین امر، بخش معمایی و تعلیقی را کماثرتر میکند. »
جمعبندی
تماشای آن برای علاقهمندان به رابین ویلیامز و داستانهای سیاسیِ آمیخته با کمدی میتواند تجربهای خوشایند باشد، اما جذابیت ایدهٔ مرکزی بیش از آن است که پرداخت نهایی فیلم بتواند بهتمامی پاسخگوی آن باشد.



ثبت دیدگاه