نقد و بررسی
نقد Man of Aran | 1934
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
طبیعت، بازیگر اصلی فیلم در «مردی از آران»، طبیعت نه پسزمینهای باشکوه برای رخدادهای انسانی، بلکه نیرویی فعال و تعیینکننده است؛ حضوری که کار، معاش و امنیت آدمها را شکل میدهد و بر هر انتخابشان سایه میاندازد. دریا، صخرهها و باد، با خشونتی پیوسته وارد قاب میشوند و زندگی جزیرهنشینان را به نبردی روزانه بدل میکنند.
فیلم رابرت فلاهرتی از همان آغاز، نگاه تماشاگر را به جغرافیایی میدوزد که در آن زیبایی و خطر از یکدیگر جداییپذیر نیستند. دریا در اینجا منظرهای برای تحسین نیست؛ راهی دشوار برای دستیابی به غذا و وسیلهای برای معاش است که هر بار میتواند جان ماهیگیران را به مخاطره اندازد. صخرهها نیز همزمان زمینِ کار و مانعی سختاند.
همین پیوند میان شکوه چشمانداز و خشونت آن، به فیلم کیفیتی حماسی میبخشد: آدمها در برابر طبیعت قهرمانانی افسانهای نیستند، اما پایداریشان در برابر آن، به کنشی قهرمانانه شباهت پیدا میکند. زندگی روزمره بهمثابه روایت ساختار فیلم بر حادثههای پیاپی و نقطهعطفهای متعارف استوار نیست.
« دریا، صخرهها و باد، با خشونتی پیوسته وارد قاب میشوند و زندگی جزیرهنشینان را به نبردی روزانه بدل میکنند. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
بخش مهمی از آن را کارهایی میسازند که در تکرارشان زندگی جریان دارد: آمادهکردن زمین، گردآوری جلبک دریایی، ماهیگیری و رفتوآمد میان خانه و ساحل. این کنشهای ساده، بهجای آنکه حاشیهای بر قصه باشند، خودِ موضوع اصلی فیلماند. فلاهرتی با مکث بر جزئیات، نشان میدهد که بقا چگونه از مجموعهای از مهارتها، عادتها و همکاریهای خانوادگی پدید میآید.
این انتخاب روایی در عین حال به فیلم ریتمی آرام و تأملی میدهد. تماشاگر فرصت مییابد زمانِ کار را حس کند و به دشواریِ پشت هر عمل ساده توجه نشان دهد. در مقابل، تکرار برخی تصویرهای دریا و کار روزانه ممکن است برای مخاطبی که انتظار پیشروی پرشتاب دارد، یکنواخت شود. فیلم عمداً از هیجانهای متراکم فاصله میگیرد؛ اما این فاصله همیشه به معنای کشف تازه نیست و گاه مکثهایش بیش از اندازه طولانی به نظر میرسند.
مستند، بازسازی و افسانه یکی از مهمترین ویژگیهای اثر، قرارگرفتنش در مرز مستند و داستان است. فیلم در ظاهر به زندگی مردمان جزایر آران مینگرد، اما شخصیتها و موقعیتهایش را نباید بیواسطه سندی دقیق از واقعیت تاریخی دانست. خانوادهای که در مرکز روایت قرار دارد، خانوادهای واقعی نیست و بعضی از فعالیتهای نمایشی فیلم نیز بازسازی شدهاند؛ از جمله شکار کوسهای که در آن زمان دیگر بخشی معمول از زندگی جزیرهنشینان نبود.
« این کنشهای ساده، بهجای آنکه حاشیهای بر قصه باشند، خودِ موضوع اصلی فیلماند. »
شخصیتها و اجرا
این دستکاریها، پرسشی مهم پیش میکشند: فیلم تا چه اندازه زندگی را ثبت میکند و از کجا به ساختن تصویری شاعرانه از آن روی میآورد؟ پاسخ اثر ساده و یکسویه نیست. بازسازی، از یک سو، به فیلم امکان میدهد کشمکش با طبیعت را در قالبی دراماتیک و بهیادماندنی عرضه کند؛ از سوی دیگر، تصویری آرمانی از مردمی میسازد که گویی بیرون از زمان و دگرگونیهای جهان مدرن زندگی میکنند.
این نگاه رازآلود به جذابیت فیلم میافزاید، اما خطر رمانتیککردن فقر و سختی را نیز در خود دارد. بنابراین بهتر است فیلم را نه پنجرهای بیطرف به زندگی آران، بلکه اثری دانست که واقعیت را به زبانی اسطورهای بازآرایی میکند. قاببندی و نیروی تصویر قدرت بصری فیلم بیش از هر چیز در نحوهٔ حضور آب و صخرهها در قاب آشکار میشود.
موجها گاه چنان نزدیک و پرحجم تصویر میشوند که گویی مرز میان تماشاگر و خطر از میان میرود. در برابر این آشوب، پیکر انسان کوچک و آسیبپذیر میماند؛ بااینحال، ترکیببندیها او را صرفاً قربانی طبیعت نشان نمیدهند. کارگرانی که در چشماندازهای گسترده به حرکت درمیآیند، در قاب حالتی نمادین پیدا میکنند: حضورشان بیانگر توانایی سازگاری و استمرار است.
« این نگاه رازآلود به جذابیت فیلم میافزاید، اما خطر رمانتیککردن فقر و سختی را نیز در خود دارد. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
سیاهوسفیدبودن تصویر نیز به این جهان جلوهای سخت و خشن میبخشد. تضاد میان آب روشن و سنگهای تیره، و میان کفِ موج و ساحل سنگی، چشم را به ساختار مادی محیط جلب میکند. فیلم اغلب بدون اتکا به گفتوگوی فراوان معنا میسازد؛ حرکت آب، فاصلهٔ دوربین و مکث بر چهره یا حرکت بدن، جای توضیح را میگیرند.
این زبان تصویری از برجستهترین دستاوردهای اثر است، هرچند گاهی زیبایی قابها چنان مرکز توجه میشود که پیچیدگی تجربهٔ انسانی به حاشیه میرود. حضور مردم و شخصیتپردازی حضور جزیرهنشینان در فیلم، به آن حسی از نزدیکی و ملموسبودن میدهد که با بازیهای پرآرایش و نمایشگرانه به دست نمیآمد.
بدنها در حال کارند، نه آنکه صرفاً برای دوربین ژست بگیرند؛ خستگی و مهارت از کنشهای روزمره برمیآید. این حضور طبیعی یکی از دلایلی است که تصاویر، با وجود میزانسن و بازسازی، همچنان نیرویی مستندگونه دارند. اما شخصیتها فرصت چندانی برای رسیدن به فردیتی پیچیده پیدا نمیکنند. مرد، زن و پسر بیش از آنکه از خلال گفتوگوها و انتخابهای شخصی شناخته شوند، نمایندهٔ نقشهایی در یک شیوهٔ زیستاند: ماهیگیر، همسر و فرزند.
« سیاهوسفیدبودن تصویر نیز به این جهان جلوهای سخت و خشن میبخشد. »
قوتها و کاستیها
این سادهسازی با هدف شاعرانه و جمعی فیلم تناسب دارد، ولی به بهای کمرنگشدن تفاوتهای فردی تمام میشود. تماشاگر بیشتر با خانوادهای نمادین روبهروست تا شخصیتهایی با زندگی درونی گسترده و مستقل. ریتم، صدا و تجربهٔ تماشا ریتم فیلم تابع گردش فصلها یا زنجیرهای از حوادث بزرگ نیست؛ تابع کار، انتظار و تکرار است.
این شیوه، تماشاگر را به مشاهدهای صبورانه دعوت میکند و با موضوع اثر هماهنگ است. دریا گاه ناگهان بر سکون روزمره میشورد، اما فیلم معمولاً بهجای شتابگرفتن، دوباره به آهنگ آهستهٔ زندگی بازمیگردد. همین نوسان میان آرامش و خطر، حس ناپایداریِ زیستن در جزیره را تقویت میکند. بااینحال، این ریتم برای همه دلپذیر نیست.
تکرار قابهای کار و دریا ممکن است پس از مدتی از اثرگذاریشان بکاهد، بهویژه برای مخاطبی که انتظار تحول روایی یا شخصیتپردازی متعارف دارد. صدا و موسیقی در برابر نیروی تصویر جایگاهی همراه و مکمل دارند؛ بار اصلی بیان بر دوش قابهاست. نتیجه، تجربهای است که بیش از آنکه بر گفتوگو تکیه کند، از تماشاگر میخواهد در سکوت و امتداد تصویرها بماند.
« این سادهسازی با هدف شاعرانه و جمعی فیلم تناسب دارد، ولی به بهای کمرنگشدن تفاوتهای فردی تمام میشود. »
جمعبندی
جمعبندی «مردی از آران» اثری است که همزمان میتوان آن را ستایش کرد و دربارهٔ نگاهش به مردمان آران پرسش داشت. از نظر بصری، فیلم جهانی نیرومند میآفریند که در آن دریا و صخرهها حضوری زنده دارند و زندگی روزانه به تجربهای حماسی بدل میشود. ریتم آرام، حضور طبیعی مردم و توجه به مهارتهای سادهٔ بقا، به آن کیفیتی ماندگار میبخشد؛ در مقابل، تکرارها، محدودیت شخصیتپردازی و درهمآمیختن مشاهده با بازسازی، ممکن است فاصلهای انتقادی میان تماشاگر و ادعای واقعنمایی فیلم ایجاد کنند.
ارزش اثر دقیقاً در همین دوگانگی است. این فیلم نه تصویری بیطرف از یک جامعه، بلکه چشماندازی شاعرانه و ساختهوپرداخته از برخورد انسان با محیطی خشن است. تماشای آن، هم مواجهه با شکوه سینمایی طبیعت است و هم فرصتی برای اندیشیدن به مسئولیت دوربین: دوربینی که میتواند واقعیت را ثبت کند، اما میتواند با گزینش و بازسازی، آن را به افسانهای زیبا و سادهشده نیز بدل سازد.
« جمعبندی «مردی از آران» اثری است که همزمان میتوان آن را ستایش کرد و دربارهٔ نگاهش به مردمان آران پرسش داشت. »
ثبت دیدگاه