نقد و بررسی
نقد Make Me Believe | 2023
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
بازگشت به قصهای آشنا «Make Me Believe» کمدی رمانتیکی ترکیهای است که موتور روایتش را بر یک ترفند ساده بنا میکند: دو مادربزرگ میخواهند نوههای بزرگسالشان را دوباره به هم نزدیک کنند و برای این منظور، دیداری اتفاقی ترتیب میدهند. ساحرا و دنیز پیشینهای مشترک دارند؛ خاطرهای از سالهای نوجوانی که هنوز با دلخوری و سوءبرداشت همراه است.
اکنون هر دو بزرگسالاند و زندگی جداگانهای دارند، اما نقشههای مادربزرگها، ساحل و محیط آشنای کودکی، آنها را دوباره روبهروی هم قرار میدهد. فیلم از همین نقطه راهی را میرود که تماشاگران کمدی رمانتیک بارها دیدهاند: برخورد پرتنش، کشش پنهان، نزدیکشدن تدریجی و مانعی که باید پیش از فرجام عاشقانه از میان برداشته شود.
این آشناییِ آگاهانه با الگوهای ژانر، هم نقطهٔ قوت فیلم است و هم محدودیت آن. «Make Me Believe» برای مخاطبی ساخته شده که انتظار غافلگیری روایی یا بازتعریفی جدی از قواعد عاشقانه ندارد؛ فیلم بیشتر میخواهد فضایی دلنشین فراهم کند تا تماشاگر مدتی با شخصیتها و مناظر همراه شود. مشکل از جایی آغاز میشود که آشنایی با قالب، جای پرداخت دقیق را میگیرد و بسیاری از گامهای داستان بیش از آنکه از شخصیتها برآیند، به اقتضای فرمول پیش میروند.
مادربزرگها؛ نیروی محرک و چهرههای دوستداشتنی مادربزرگها از جذابترین عناصر فیلماند. آنها صرفاً تماشاگرانی مسن در حاشیهٔ ماجرای عاشقانه نیستند؛ با نقشهچینی، بهانهتراشی و حضور بازیگوشانهشان، موقعیتهایی میسازند که دو شخصیت اصلی را ناچار به روبهروشدن میکند. این مداخلهگری گاهی به اغراق میرسد، اما فیلم آن را با چنان سرخوشیای عرضه میکند که دستکم در لحظه، به فضای کمدیاش جان میدهد.
« ساحرا و دنیز پیشینهای مشترک دارند؛ خاطرهای از سالهای نوجوانی که هنوز با دلخوری و سوءبرداشت همراه است. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
حضورشان همچنین رابطهٔ عاشقانه را از انزوای دونفره بیرون میآورد و به آن رنگ خانوادگی میبخشد. شخصیتهای فرعی نیز در همین مسیر نقش دارند: آنها موقعیتها را پرتحرکتر میکنند و اجازه نمیدهند فیلم کاملاً به گفتوگوهای تکراری زوج اصلی محدود شود. بااینحال، بیشتر این شخصیتها کارکردی مشخص در پیشبرد قصه دارند و فرصت چندانی برای تبدیلشدن به آدمهایی پیچیده و مستقل پیدا نمیکنند.
در نتیجه، شوخیها و شیطنتهایشان دلپذیر است، اما اغلب پس از پایان صحنه از ذهن بیرون میرود. ساحرا و دنیز؛ جاذبهای که دیر باور میشود هستهٔ فیلم باید رابطهٔ ساحرا و دنیز باشد؛ رابطهای که قرار است از دل خاطره، کدورت و کششی قدیمی دوباره شکل بگیرد. زوج اصلی در قاب خوشتماشا هستند و بازیگران با جذابیت و صمیمیتی طبیعی، به فیلم گرما میبخشند.
در بهترین لحظهها، نگاهها و مکثهای کوتاه میان آنها بیش از توضیحهای مستقیم دربارهٔ احساساتشان حرف میزند. همین حضور گرم کمک میکند تماشاگر با وجود آگاهی از مسیر آشنای داستان، همچنان بخواهد آن دو به تفاهم برسند. اما جاذبهٔ ظاهری و هماهنگی بازیگران بهتنهایی برای باورپذیرشدن دلباختگی کافی نیست.
فیلم برای فاصلهٔ میان خصومت و صمیمیت، زمان و زمینهٔ عاطفیِ لازم را بهخوبی فراهم نمیکند. دلخوری قدیمی دنیز، آنگونه که روایت آشکارش میکند، به اندازهای که واکنش او نشان میدهد استوار و قانعکننده نیست. از سوی دیگر، تغییر احساسات دو شخصیت گاه ناگهانی به نظر میرسد؛ انگار قصه بهجای آنکه تحول رابطه را در رفتارهای کوچک و انتخابهای دشوار نشان دهد، به اعلام آن بسنده میکند.
« حضورشان همچنین رابطهٔ عاشقانه را از انزوای دونفره بیرون میآورد و به آن رنگ خانوادگی میبخشد. »
شخصیتها و اجرا
به همین دلیل، تماشاگر میتواند از کنارشان لذت ببرد، اما ممکن است درک نکند چرا این رابطه برای خود آنها چنین سرنوشتساز شده است. فیلمنامه و ریتم؛ میان تکرار و شتاب ساختار داستان، از همان ابتدا، مسیر کلی خود را آشکار میکند. نقشههای مادربزرگها، کشمکشهای ناشی از گذشته و مانع تازهای که میان دو شخصیت قرار میگیرد، همگی در چهارچوب شناختهشدهٔ کمدی رمانتیک قرار دارند.
پیشبینیپذیری بهخودیخود ایرادی قطعی نیست؛ بسیاری از فیلمهای این ژانر با تکیه بر فرجام آشنا، از لذت مسیر و جزئیات رابطه نیرو میگیرند. مسئله آن است که «Make Me Believe» جزئیات کافی برای تازهکردن این مسیر فراهم نمیکند. چند گره داستانی نیز یا بهاندازهٔ کافی آماده نمیشوند یا با سرعتی بیش از حد باز میشوند.
بعضی خطهای فرعی، بهویژه آنهایی که میتوانستند فشار بیشتری بر رابطه وارد کنند، ناگهان کمرنگ یا رها میشوند. در سوی دیگر، روایت برای ساختن تعارض تازه گاهی به رویدادهایی تکیه میکند که پیوندشان با رشد شخصیتها سست است. این انتخابها انسجام احساسی فیلم را کاهش میدهد: مخاطب نه همیشه دلیل اختلافها را بهروشنی میفهمد و نه فرصت دارد پیامد تصمیمها را بهطور کامل دنبال کند.
پایانبندی نیز، بیآنکه جزئیاتش فاش شود، از همین شتاب آسیب میبیند؛ گویی فیلم میخواهد هرچه زودتر گرهها را ببندد، بیآنکه همهٔ تغییرات عاطفی را به اندازهٔ کافی جا بیندازد. فضا و تصویر؛ ساحلی که به فیلم جان میدهد آنچه فیلم در روایت کم دارد، تا اندازهای با زیبایی فضا جبران میشود.
« فیلمنامه و ریتم؛ میان تکرار و شتاب ساختار داستان، از همان ابتدا، مسیر کلی خود را آشکار میکند. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
چشماندازهای ساحلی ترکیه، شهر ساحلی و نور گرم روز، به داستان حالوهوایی آسوده و تعطیلاتی میدهند. فیلم بهخوبی از تضاد میان تنشهای کوچک عاشقانه و آرامش محیط بهره میگیرد: شخصیتها ممکن است با گذشته و سوءتفاهمهایشان درگیر باشند، اما جهان پیرامونشان دعوت به مکث و رهایی میکند. در چنین فضایی، کافهها، خانههای نزدیک ساحل و مسیرهای آفتابی صرفاً پسزمینه نیستند؛ بخشی از لذت تماشای فیلماند.
تصویرپردازی در خدمت همین حس دلپذیر قرار دارد، نه آنکه بخواهد جلوهای پرزرقوبرق یا سبکی بصری پیچیده بنا کند. مناظر اغلب همان کاری را میکنند که از یک کمدی رمانتیک خوشحالوهوا انتظار میرود: تجربهٔ تماشا را نرم و چشمنواز میسازند. البته همین زیبایی گاهی بر کممایگی موقعیتهای داستانی سرپوش میگذارد.
قابهای جذاب میتوانند فیلم را خوشایند کنند، اما نمیتوانند بهجای شخصیتپردازی یا انسجام فیلمنامه بنشینند. لحن و موسیقی؛ دلنشینیِ محدود فیلم لحنی سبک و بیتکلف دارد و چندان در پی تلخکردن تجربهٔ تماشا نیست. شوخیهای مربوط به مادربزرگها و برخوردهای ناخواستهٔ ساحرا و دنیز، به آن امکان میدهد میان موقعیتهای عاشقانه و لحظههای کمدی رفتوآمد کند.
در مجموع، «Make Me Believe» خود را جدیتر از آنچه هست نشان نمیدهد و برای تماشای آسوده مناسب است؛ اما همین سبکی گاه به سطحیماندن احساسات منجر میشود. گذشتهٔ شخصیتها و زخمهایی که میتوانستند به رابطه عمق بدهند، بیشتر نقش ابزار روایی پیدا میکنند تا تجربههایی که واقعاً بر رفتار و انتخابهای کنونی آنان سایه انداخته باشند.
« چشماندازهای ساحلی ترکیه، شهر ساحلی و نور گرم روز، به داستان حالوهوایی آسوده و تعطیلاتی میدهند. »
قوتها و کاستیها
موسیقی و فضای صوتی نیز در خدمت رمانتیکبودن اثرند، هرچند همیشه با ظرافتی یکدست عمل نمیکنند. وقتی تصویر و حس صحنه بهتنهایی ظرفیت عاطفی دارند، تأکید موسیقاییِ پررنگ میتواند بیش از اندازه احساس را به تماشاگر گوشزد کند. فیلم در لحظههای آرامتر و کمتأکیدتر، بهتر میتواند از طبیعت و حضور بازیگران بهره ببرد.
جمعبندی «Make Me Believe» فیلمی خوشمنظر و خوشقلب است که از مادربزرگهای بانمک، فضای ساحلی دلپذیر و زوجی خوشتماشا بهره میبرد. این ویژگیها آن را برای مخاطبی که به دنبال یک کمدی رمانتیک سبک و آشناست، به گزینهای سرگرمکننده تبدیل میکند. بااینحال، پیشبینیپذیری قصه، گذار نهچندان قانعکنندهٔ دلخوری به دلباختگی، گرههای کمپرداخت و گرهگشایی شتابزده مانع از آن میشوند که فیلم اثری ماندگار یا عمیق باشد.
ارزش اصلیاش در حالوهوا و لحظات دلنشینش است، نه در تازگی روایت یا پیچیدگی شخصیتها؛ فیلمی برای همراهیِ گذرا، نه برای بازتعریف عاشقانههای سینمایی.
« موسیقی و فضای صوتی نیز در خدمت رمانتیکبودن اثرند، هرچند همیشه با ظرافتی یکدست عمل نمیکنند. »
ثبت دیدگاه