نقد و بررسی
نقد دختران باشگاه راک (Make It or Break It) | 2009
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
در آستانه جهش «Make It or Break It» در جهانی روایت میشود که در آن هر حرکت میتواند حاصل سالها تمرین را به نمایش بگذارد یا آن را در یک لحظه بر باد دهد. گروهی از ژیمناستهای نوجوان در مرکز تمرینی «راک» برای رسیدن به رؤیای المپیک تلاش میکنند؛ اما مسیرشان فقط از سالن تمرین و مسابقه نمیگذرد.
خانواده، دوستی، عشق، حسادت و فشارهای روزمره نیز در هر گام با آنان همراهاند. سریال از همین برخورد میان رؤیای بزرگ و زندگی عادی نوجوانان، موتور درام خود را میسازد. این مجموعه ساختهٔ هالی سورنسن است و در سه فصل، زندگی ورزشکارانی را دنبال میکند که باید هم با حریفانشان رقابت کنند و هم با تردیدهای خود کنار بیایند.
جذابیت آغازین آن در پیوند زدن یک هدف روشن و پرهیجان ــ رسیدن به سطح المپیک ــ با مسئلههایی شخصیتر نهفته است: چگونه میتوان زیر فشار موفق ماند، بیآنکه تمام هویت خود را به نتیجهٔ مسابقه گره زد؟ ورزش بهمثابه میدان درام ژیمناستیک در این سریال صرفاً پسزمینهای رنگارنگ برای روابط نوجوانانه نیست؛ دستکم در بهترین لحظات، شکل فشردهای از همان کشمکشهای درونی شخصیتهاست.
اجرای یک حرکت به تمرکز، اعتمادبهنفس و آمادگی جسمانی نیاز دارد؛ سه چیزی که با اضطراب، رقابت و نگاه دیگران بهسادگی از دست میروند. از این رو، تمرین و مسابقه میتوانند احساساتی را آشکار کنند که گفتوگوی مستقیم از بیانشان ناتوان است. سریال در ساخت تعلیق ورزشی نیز دستکم در سطح داستانی موفق عمل میکند.
« خانواده، دوستی، عشق، حسادت و فشارهای روزمره نیز در هر گام با آنان همراهاند. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
مخاطب میداند که کوچکترین لغزش ممکن است هزینه داشته باشد، اما اهمیت صحنه تنها به نتیجهٔ فنی محدود نیست: شکست یا موفقیت میتواند مناسبات گروه را دگرگون کند و تصویری را که هر ورزشکار از خود ساخته، به پرسش بگیرد. این پیوند میان بدن و روان، به رقابتها انرژی میدهد و رؤیای المپیک را از یک شعار کلی به نیرویی ملموس در زندگی شخصیتها بدل میکند.
شخصیتهایی میان همتیمی و رقیب هستهٔ انسانی مجموعه، رابطهٔ متغیر میان دخترانی است که هم به یکدیگر نیاز دارند و هم برای موقعیتهای محدود با هم رقابت میکنند. دوستی در چنین فضایی هیچگاه کاملاً بیخطر نیست: همتیمی میتواند پناهی در برابر فشار باشد، اما همان فرد ممکن است در لحظهای تعیینکننده به رقیب بدل شود.
سریال از این دوگانگی بهره میگیرد و نشان میدهد که صمیمیت و حسادت الزاماً دو سوی جداگانهٔ شخصیت نیستند. پِیسون، کیلی، لورن و امیلی هر یک نسبت متفاوتی با موفقیت و شکست دارند. این تفاوت، امکان میدهد که رقابت فقط تقابل دو استعداد نباشد، بلکه برخورد چند تصور از ارزشمندی و آینده نیز باشد.
تحولات شخصیتها در روابطشان شکل میگیرد: گاهی حمایت از دیگری مستلزم کنار گذاشتن غرور است و گاهی رقابت، ضعفهایی را آشکار میکند که فرد ترجیح میدهد پنهان بمانند. همین تغییرپذیری، روابط را به یکی از سرچشمههای اصلی عمق درام تبدیل میکند. فشار خانواده و مربیگری دنیای ورزش حرفهای نوجوانان، در این مجموعه، فقط به خواست خود ورزشکاران وابسته نیست.
« سریال از این دوگانگی بهره میگیرد و نشان میدهد که صمیمیت و حسادت الزاماً دو سوی جداگانهٔ شخصیت نیستند. »
شخصیتها و اجرا
خانوادهها، مربیان و ساختارهای تصمیمگیری نیز در تعیین مسیر آنان سهم دارند. بزرگسالان گاهی نقش پشتیبان دارند و گاهی با توقعات، ترسها یا مصلحتاندیشیهایشان فشار را افزایش میدهند. بنابراین، تقلا برای رسیدن به موفقیت به مسئلهای جمعی تبدیل میشود: هر نوجوان باید میان آنچه خود میخواهد و آنچه اطرافیان از او انتظار دارند، راهی پیدا کند.
این بُعد، روایت را از رقابت صرف فراتر میبرد و به آن وجهی اجتماعی میدهد. بااینحال، سریال همیشه در پرداخت این روابط به ظرافت یکسانی نمیرسد. بعضی تعارضها بیش از آنکه از تفاوتهای تدریجی و باورپذیر شخصیتها برخیزند، برای ایجاد بحران ناگهانی به قصه افزوده میشوند. در نتیجه، رابطهای که میتوانست محل کاوش دقیق در کنترل، حمایت و استقلال باشد، گاهی به میدان جدلهای ملودراماتیک بدل میشود.
هیجان، ریتم و نمایش حرکت صحنههای تمرین و مسابقه از مهمترین داراییهای مجموعهاند. آمادگی جسمانی، تکرار بیوقفه و ضرورت تمرکز، فضایی میآفرینند که حتی میان دو نقطهٔ اوج نیز حس تلاش را زنده نگه میدارد. روایت از ترکیب تمرینهای سخت و بحرانهای عاطفی بهره میگیرد تا مخاطب را از یک رویارویی به رویارویی بعدی برساند.
در بهترین لحظات، حرکت ورزشی چیزی بیش از نمایش مهارت است: پایانِ موقتِ تردید و آغازِ قضاوتی تازه دربارهٔ خود. بااینحال، تصویرپردازی و تدوین حرکات همیشه به همان اندازه قانعکننده نیستند. برشها و شیوهٔ ارائهٔ بعضی اجراها میتوانند مصنوعی به نظر برسند و پیوستگی یا دشواری واقعی حرکت را کمرنگ کنند.
« خانوادهها، مربیان و ساختارهای تصمیمگیری نیز در تعیین مسیر آنان سهم دارند. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
هرچند حضور ژیمناستهای حرفهای در بدلکاریها به جنبهٔ فیزیکی اجراها کمک میکند، این پشتوانه لزوماً به معنای بازنمایی واقعگرایانهٔ کامل ورزش نیست. گاهی هیجان تلویزیونی بر مشاهدهٔ دقیق تمرین و تکنیک غلبه میکند. کلیشههای درام نوجوانانه در کنار خط ورزشی، سریال به روابط عاشقانه، رازها، رقابتهای شخصی و کشمکشهای خانوادگی میپردازد؛ عناصری آشنا در درام نوجوانانه.
این انتخاب به مجموعه امکان میدهد میان مخاطبان مختلف پیوند برقرار کند و شخصیتها را بیرون از سالن نیز به حرکت وادارد. اما همین آشنایی، گاه به محدودیت تبدیل میشود: بعضی موقعیتها چنان از الگوهای شناختهشده پیروی میکنند که پیش از آنکه شخصیتها آنها را تجربه کنند، مخاطب میتواند مسیر کلیشان را حدس بزند.
این تکیه بر الگوهای متعارف مانع شکلگیری کامل هویت مستقل مجموعه میشود. «Make It or Break It» زمانی متمایزتر است که جهان ویژهٔ ورزشکاران را جدی میگیرد؛ زمانی که نشان میدهد فشار برای رسیدن به اوج چگونه بر بدن، دوستی و تصور فرد از آینده اثر میگذارد. هرگاه داستان از این ویژگی فاصله میگیرد و به بحرانهای عمومیتر نوجوانانه پناه میبرد، تفاوت آن با نمونههای همدورهاش کمتر میشود.
اغراق و مسئلهٔ باورپذیری یکی از ضعفهای محسوس روایت، گاه اغراق در شدت رقابت و رفتارهای غیراخلاقی است. در فضایی که انگیزهٔ شخصیتها از پیش با هدف بزرگی چون حضور در المپیک تعریف شده، نیازی نیست هر اختلاف به بحران حاد یا هر رقابت به دشمنی تمامعیار تبدیل شود. هنگامی که داستان بارها برای حفظ هیجان، شخصیتها را به تصمیمهایی تند و خصمانه سوق میدهد، پیچیدگی روانی جای خود را به شوکهای پیدرپی میدهد.
« گاهی هیجان تلویزیونی بر مشاهدهٔ دقیق تمرین و تکنیک غلبه میکند. »
قوتها و کاستیها
این مسئله بهویژه از آن رو اهمیت دارد که سریال ظرفیت پرداخت دقیقتری دارد. رقابت سالم و ناسالم میتوانند در هم تنیده باشند، و یک نوجوان ممکن است هم به دوستش وفادار بماند و هم از پیشرفت او بترسد. چنین تناقضی، بهخودیخود دراماتیک است؛ لازم نیست همواره با رفتارهای افراطی برجسته شود.
هرجا مجموعه به این پیچیدگیهای کوچکتر نزدیک میشود، شخصیتها انسانیتر و تعارضها ماندگارتر به نظر میرسند. جمعبندی «Make It or Break It» در پیوند دادن رؤیای ورزشی با تجربههای بلوغ نوجوانانه اثری پرتحرک و تماشایی است. رقابت ژیمناستها، فشار رسیدن به هدفی دوردست و رابطههایی که میان رفاقت و حسادت نوسان میکنند، به آن نیروی روایی میبخشند.
مجموعه همچنین در یادآوری این نکته موفق است که پشت هر اجرای کوتاه، تمرینهای طولانی و اضطرابی پنهان قرار دارد که تماشاگر ممکن است نبیند. در سوی دیگر، کلیشههای درام نوجوانانه، اغراق در برخی تعارضها و تدوین نهچندان طبیعی حرکات ورزشی، مانع از آن میشوند که سریال در تمام لحظات به ظرفیت موضوعش دست یابد.
ارزش آن بیش از هر چیز در انرژی و کشمکش میان شخصیتهایی است که میخواهند هم قهرمان باشند و هم نوجوانانی معمولی با نیاز به دوستی و پذیرش. برای مخاطبی که از درامهای ورزشی و داستانهای بلوغ لذت میبرد، مجموعهای جذاب و انگیزهبخش است؛ اثری که بهترین لحظاتش را زمانی مییابد که پیروزی را نه پایان همهچیز، بلکه آزمونی دیگر برای شناخت خویشتن نشان میدهد.
« این مسئله بهویژه از آن رو اهمیت دارد که سریال ظرفیت پرداخت دقیقتری دارد. »



ثبت دیدگاه