نقد و بررسی
نقد لیگ برتر (Major League) | 1989
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
کمدی ورزشی با قلبی بزرگ «Major League» بیش از آنکه دربارهٔ قواعد بیسبال باشد، دربارهٔ آدمهایی است که هیچکس روی موفقیتشان حساب نمیکند. راشل فلپس، مالک تازهارثبردهٔ کلیولند ایندیانز، تیمی میچیند که شکستخوردنش به نظر قطعی میرسد؛ اما کنار هم قرار گرفتن بازیکنان نامتجانس، مسیر داستان را به سوی رقابتی پرجنبوجوش میبرد.
فیلم از همان ابتدا تکلیفش را با مخاطب روشن میکند: قرار نیست با درامی واقعگرا و پیچیده روبهرو شویم، بلکه باید به جمعی از بازندههای دوستداشتنی بپیوندیم و از تماشای جدی گرفتن چیزی که دیگران دستکم گرفتهاند، لذت ببریم. این الگوی آشنای داستانی، در فیلمنامه و کارگردانی David S. Ward تازگی بنیادی ندارد؛ نیروی اثر بیشتر از اجرای شوخطبعانه و شخصیتپردازی گروهی آن میآید.
فیلم با جابهجایی میان زمین بازی، رختکن و مناسبات بیرون از ورزش، فضایی میسازد که در آن شکستهای کوچک و رفتارهای خودخواهانهٔ بازیکنان به بخشی از طنز بدل میشود. در عین حال، داستان بهتدریج پرسشی ساده اما مؤثر پیش میکشد: آیا گروهی که برای باختن گرد هم آمده، میتواند در برابر نقشهای که برایش چیدهاند، هدف خودش را پیدا کند؟
بدون آنکه نیاز باشد پایان را بدانیم، همین کشمکش موتور سرگرمکنندهٔ روایت است. «Major League» در سال ۱۹۸۹ ساخته شده و داستانش یک فصل از نسخهای خیالی از ایندیانز را دنبال میکند. طنز؛ موتور اصلی فیلم شوخیهای فیلم از جنس طنزهای پرادا و ادبی نیستند؛ بیشتر بر موقعیت، اغراق و برخورد شخصیتها تکیه دارند.
« این الگوی آشنای داستانی، در فیلمنامه و کارگردانی David S. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
بازیکنانی که از نظر توانایی یا انگیزه کمبودهایی دارند، در کنار مدیری قرار میگیرند که با شیوهای خشک و بیتکلف میکوشد تیم را سر و سامان دهد. فاصلهٔ میان ادعاهای بزرگ و عملکردهای نامطمئن، بارها به لحظههای خندهدار میانجامد. گاهی خود بازی نیز میدان شوخی است: شکستها، خطاها و رفتارهای نابجا از دل ورزش بیرون کشیده میشوند و به کمدی بدل میگردند.
هری دویل، گزارشگر رادیویی تیم با بازی Bob Uecker، یکی از مؤثرترین منابع این لحن است. لحن خونسرد و کنایهآمیز او، بهویژه هنگام توصیف موقعیتهای آشفته، به فیلم صدایی مستقل میبخشد؛ گویی مسابقه فقط در زمین جریان ندارد و گزارشگر هم مشغول اجرای نمایش کمدی خودش است. بسیاری از دیالوگها هنوز هم بهخوبی کار میکنند، چون بر ضرباهنگ و غافلگیری تکیه دارند، نه صرفاً بر ارجاعهایی که با گذر زمان رنگ میبازند.
نقش هری دویل و جملههای ماندگارش از بخشهای برجستهٔ فیلم به شمار میروند. تیمی که تماشاگر به آن دل میبندد جذابیت اصلی گروه در آن است که اعضایش از ابتدا یک تیم منسجم نیستند. هرکدام با نقص، غرور یا مسئلهای شخصی وارد میدان شدهاند و فیلم از همین ناهماهنگی برای ساختن کشمکش و طنز استفاده میکند.
جیک تیلور، بازیکنی باتجربه که بدنش دیگر همراهی سالهای جوانی را ندارد، در کنار ریکی وان، پرتابکنندهای پرتوان اما بیمهار، و ویلی میز هیز، بازیکنی سریع و خام، طیفی از تجربهها و خلقوخوها را شکل میدهد. پدرو سرانو، راجر دورن و دیگر اعضا نیز هر یک رنگی متفاوت به این ترکیب میافزایند.
« فاصلهٔ میان ادعاهای بزرگ و عملکردهای نامطمئن، بارها به لحظههای خندهدار میانجامد. »
شخصیتها و اجرا
بازیگران در باورپذیر کردن این جمع سهم چشمگیری دارند. Tom Berenger به جیک تیلور خستگی و وقاری میدهد که با غرور پنهان شخصیت سازگار است؛ Charlie Sheen ریکی وان را با انرژی سرکش و اعتمادبهنفسی دردسرساز اجرا میکند؛ و Wesley Snipes به ویلی میز هیز سرزندگی و شوخطبعی میبخشد. در کنار آنان، James Gammon در نقش لو براون با خشونت کلامی و جدیت زمختش، تکیهگاهی مناسب برای آشوب تیم فراهم میکند.
فیلم برای هیچکدام از اعضای گروه زمان یکسانی صرف نمیکند، اما ترکیب بازیها به جمعیتی زنده و قابلطرفداری شکل میدهد. بیسبال بهمثابه نمایش و رقابت فیلم برای فهمیده شدن به دانش تخصصی بیسبال نیاز ندارد. بازیها بیشتر از آنکه درسنامهای دربارهٔ ورزش باشند، بستری برای تعلیق و شخصیتپردازیاند: اضطراب پیش از یک حرکت، اعتمادبهنفس بیش از حد یک بازیکن یا پیامد یک اشتباه، معنای صحنه را میسازد.
کسانی که با قواعد بیسبال آشنا هستند، احتمالاً جزئیات بیشتری در صحنههای مسابقه پیدا میکنند؛ اما برای مخاطب ناآشنا نیز روشن است که هر بازی، آزمونی برای توانایی همکاری و تحمل فشار است. «Major League» در لحظههای مربوط به زمین و تیم، ریتم سرحالی دارد و صحنههای ورزشیاش اغلب از حس انتظار و تنش بهره میبرند.
مسابقهها صرفاً فاصلهای میان شوخیها نیستند؛ گاهی خودشان کانون هیجاناند. از این رو، فیلم در بهترین لحظاتش کمدی و ورزش را جدا از هم نمیبیند: طنز از وضعیت بازی درمیآید و هیجان مسابقه نیز با شخصیتهای ناقص و غیرقابلپیشبینی آنها پررنگتر میشود. منتقدی که فیلم را از منظر بیسبال بررسی کرده، باورپذیری نسبی بازیها و کارکرد پرتنش مسابقهٔ پایانی را از نقاط قوتش دانسته است.
« بازیگران در باورپذیر کردن این جمع سهم چشمگیری دارند. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
ریتمی گرم، با مکثهایی ناموزون تماشای دوبارهٔ فیلم آسان است، زیرا فضای آن بر صمیمیت گروهی و لحظههای کوتاه و بهیادماندنی بنا شده است. شوخیها، شخصیتهای رنگارنگ و انرژی مسابقهها نوعی راحتی دلپذیر ایجاد میکنند؛ فیلم از مخاطب نمیخواهد هر لحظه درگیر پیچیدگیهای طرح شود. گویی در کنار پیگیری داستان، میتوان از معاشرت با تیمی لذت برد که هرچند پرایراد است، تماشایش خستهکننده نمیشود.
همین کیفیت، «Major League» را به اثری مناسب بازبینی تبدیل میکند. با این همه، روایت همیشه به یک اندازه خوشریتم نیست. خط عاشقانهٔ جیک و لین ولز، که از گذشتهٔ مشترک و میل به ازسرگیری رابطه تغذیه میکند، گاه بیش از اندازه مکث ایجاد میکند. وقتی تمرکز از تیم و مسابقهها دور میشود، انرژی فیلم افت میکند و بخشهای عاطفی آن بهاندازهٔ کمدی ورزشیاش کشش ندارند.
مسئله خودِ وجود رابطه نیست؛ مشکل آن است که این خط داستانی در بعضی لحظات با ضرباهنگ سرزندهٔ بخشهای دیگر همخوانی ندارد و تماشاگر را از چیزی که فیلم در آن بهترین است دور میسازد. فیلمی از زمانهٔ خودش تماشای امروزین فیلم، فاصلهٔ زمانی آن را آشکار میکند. بعضی شوخیها، تصویرسازیها و شیوهٔ پرداخت شخصیتها ممکن است برای مخاطب معاصر ناراحتکننده یا ناخوشایند باشند.
مسئله فقط کهنه شدن یک اصطلاح یا ارجاع فرهنگی نیست؛ گاهی خودِ نگاه فیلم به هویت و تفاوت، با حساسیتهای امروزی فاصله دارد. این نکته از ارزش کمدی یا جذابیت تیم کم نمیکند، اما تماشاگر را وامیدارد میان لذت بردن از انرژی فیلم و سنجیدن پیشفرضهایش تعادل برقرار کند. از سوی دیگر، همین نشانههای دورهمندی بخشی از تجربهٔ فیلماند: «Major League» نه اثری بیزمان، بلکه محصول فضایی فرهنگی مشخص است.
« همین کیفیت، «Major League» را به اثری مناسب بازبینی تبدیل میکند. »
قوتها و کاستیها
بعضی شوخیها هنوز روان و مؤثرند، در حالی که برخی دیگر چنان آشکارا به زمان ساخت خود تعلق دارند که از دل فیلم بیرون میزنند. این دوگانگی میتواند تجربه را دوپاره کند؛ مخاطب گاه همراه فیلم میخندد و گاه متوجه میشود که همان چیزی که زمانی عادی به نظر میرسیده، امروز دیگر بهسادگی پذیرفتنی نیست.
جمعبندی «Major League» فیلمی پرادعا یا عمیقاً نوآورانه نیست؛ نیروی آن در شور گروهی، طنز خوشضرب و شخصیتهایی است که با وجود ناکامیها بهتدریج میتوان به آنها دل بست. بازیگران، بهویژه در لحظههای جمعی، به تیم آشوبزدهاش جان میدهند و صحنههای بیسبال، هرگاه روایت به آنها بازمیگردد، فیلم را به سرزندگی میرسانند.
در برابر این قوتها، خط عاشقانهای کشدار و برخی شوخیهای تاریخگذشته قرار دارند که گاه توازن اثر را بر هم میزنند. با وجود این کاستیها، فیلم همچنان کمدی ورزشیای خوشتماشا و بازبینیپذیر است؛ اثری که جذابیتش از بینقص بودن شخصیتها نمیآید، بلکه از تلاش گروهی آنها برای جدی گرفتن یکدیگر و بازیای میآید که کسی انتظار ندارد در آن بدرخشند.
«Major League» بیش از آنکه دربارهٔ پیروزی یا شکست باشد، دربارهٔ لذتی است که از طرفدار شدن برای جمعی نامحتمل به دست میآید؛ جمعی که هرجومرجش، در بهترین لحظهها، به روح واقعی فیلم تبدیل میشود.
ثبت دیدگاه