نقد و بررسی
نقد میجر گروم: بازی (Major Grom: The Game) | 2024
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
بازگشت به شهری آشنا، اما نه آرام «Major Grom: The Game» دنبالهای مستقیم بر «Major Grom: Plague Doctor» است و ماجرا را یک سال پس از رویارویی گروم با دکتر طاعون پی میگیرد. ایگور گروم اکنون چهرهای شناختهشده در سنپترزبورگ است؛ پلیسی که روشهای خشن و بیپردهاش، در کنار کارآمدیشان، پیوسته این پرسش را زنده نگه میدارند که مرز میان اجرای قانون و خودسری کجاست.
ظهور شبح این تعادل را بر هم میزند: بازیای مرگبار آغاز میشود که تنها خود گروم را هدف نمیگیرد و امنیت شهروندان عادی را نیز به خطر میاندازد. فیلم از همان ابتدا در پی ساختن جهانی گستردهتر از یک پرونده جنایی ساده است. شهرت تازهٔ گروم، رابطهاش با یولیا، همراهی دیما دوبین و حضور نیروهایی که در پسِ ماجرا نقش دارند، هرکدام بخشی از شبکهای روایی را شکل میدهند که قهرمان را هم در فضای عمومی و هم در زندگی شخصیاش تحت فشار میگذارد.
این گسترش جهان داستانی ظرفیت دراماتیک دارد، اما همزمان باری بر دوش فیلم میگذارد که همیشه از پسِ مدیریت آن برنمیآید. بازی خطرناک و کشش معما نیرومندترین بخش فیلم، ساختار تقابل میان گروم و شبح است. دشمن تازه بهجای آنکه صرفاً مانعی برای قهرمان باشد، او را وارد موقعیتی میکند که تصمیمهایش پیامدهایی فراتر از بازداشت یک مجرم دارند.
بازیِ عنوان فیلم، با تهدیدی که جان مردم را در گرو خود دارد، به روایت ضرباهنگی معمایی میدهد: مخاطب میخواهد بداند شبح چه میخواهد و گروم چگونه از دام او بیرون خواهد آمد. این کشش، موتور اصلی فیلم است و در رویاروییهای دو سوی ماجرا بهخوبی خود را نشان میدهد. بااینحال، رازآلودگی همیشه به معنای پیچیدگی سنجیده نیست.
« فیلم از همان ابتدا در پی ساختن جهانی گستردهتر از یک پرونده جنایی ساده است. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
فیلم گاه اطلاعات و رخدادهای تازه را چنان فشرده وارد روایت میکند که فرصت کافی برای جاافتادن هرکدام باقی نمیماند. بعضی خطها بهجای آنکه لایهای تازه به معما بیفزایند، بیشتر احساس تراکم ایجاد میکنند. در نتیجه، تمرکز تماشاگر ممکن است میان چند پرسش و چند شخصیت تقسیم شود، بیآنکه همهٔ این مسیرها به یک اندازه پرداخت شده باشند.
گروم و مسئلهٔ عدالت ایگور گروم همچنان شخصیتی است که جذابیتش از تضاد درونی او سرچشمه میگیرد. او برای مقابله با مجرمان سازشناپذیر است، اما همین سازشناپذیری میتواند او را به سوی رفتارهایی ببرد که با روح قانون ناسازگارند. فیلم این ویژگی را بهعنوان بخشی از هویت قهرمان حفظ میکند و از آن برای ساختن تنش استفاده میکند: آیا نتیجهٔ مطلوب، روشهای خارج از قاعده را توجیه میکند؟
و اگر پلیس برای رسیدن به عدالت از محدودیتها عبور کند، چه چیزی او را از دشمنانش متمایز میسازد؟ این پرسشها بالقوه میتوانستند به هستهٔ اخلاقی پرقدرتتری بدل شوند، اما فیلم معمولاً بیش از آنکه آنها را بکاود، از آنها برای پیشبرد صحنههای پرتحرک بهره میگیرد. گروم با وجود انرژی و حضور چشمگیرش، گاه بیشتر به نیرویی برای حرکتدادن داستان شباهت دارد تا انسانی که پیامدهای انتخابهایش را با عمق کافی تجربه میکند.
بنابراین، تناقض جذاب او در سطح باقی میماند و کمتر به تحول شخصیتی کامل میانجامد. گروه بازیگران و روابط میان شخصیتها بازیگران اصلی به فیلم نیرویی ملموس میبخشند. تیخون ژیزنفسکی در نقش گروم، خشونت و سرسختی شخصیت را با نوعی خونسردی همراه میکند؛ حضوری که کمک میکند قهرمان از یک تیپ اکشن صرف فراتر برود.
« بعضی خطها بهجای آنکه لایهای تازه به معما بیفزایند، بیشتر احساس تراکم ایجاد میکنند. »
شخصیتها و اجرا
در مقابل، الکساندر ستیکین با نقش دیما دوبین فضایی متفاوت به گروه میآورد و همراهی این دو، بخشی از جنبهٔ رفاقتی و انسانی روایت را حفظ میکند. لیوبوف آکسیونوا نیز در نقش یولیا پچلکینا به جهان شخصی گروم پیوند میخورد و یادآور میشود که قهرمان بیرون از میدان مأموریت هم رابطهها و آسیبپذیریهایی دارد.
بااینهمه، همهٔ شخصیتها از فرصت یکسانی برای شکلگیری بهره نمیبرند. برخی چهرهها با انگیزههایی معرفی میشوند که در ادامه یا بهقدر کافی روشن نمیشوند یا در میان تحولات پرشتاب قصه کمرنگ میمانند. رابطهها نیز گاهی بیشتر کارکردی روایی دارند: باید اطلاعاتی بدهند، مانعی ایجاد کنند یا زمینهٔ صحنهای بعدی را بسازند.
این رویکرد باعث میشود لحظههای عاطفی اثرگذار وجود داشته باشند، اما در مجموع پیوندهای میان شخصیتها از عمقی که داستان طلب میکند برخوردار نشوند. سنپترزبورگ و زبان بصری فیلم سنپترزبورگ در فیلم صرفاً پسزمینهای برای تعقیبوگریزها نیست؛ شهر با خیابانها، فضاهای شهری و حالوهوای خاص خود، به بخشی از هویت اثر تبدیل میشود.
استفاده از مکانهای متنوع و نمایش شهری پرجنبوجوش، به فیلم رنگوبویی متمایز میدهد و آن را از نمونههایی که در فضایی بینام و آشنا میگذرند جدا میکند. این بستر بصری بهویژه در صحنههای اکشن اهمیت دارد: حرکت شخصیتها در شهر به کنشها حس مقیاس میدهد و به تماشاگر امکان میدهد جایگاه رخدادها را در محیطی زنده احساس کند.
« بااینهمه، همهٔ شخصیتها از فرصت یکسانی برای شکلگیری بهره نمیبرند. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
صحنههای رویارویی نیز معمولاً از انرژی و وضوح کافی برخوردارند. فیلم میداند چگونه با حرکت، ضرباهنگ و تغییر فضا، تماشاگر را درگیر نگه دارد و از نظر سرگرمی، لحظههای مؤثری میسازد. بااینحال، وفور صحنههای پرتحرک همیشه به معنای تنوع نیست. گاهی هیجان تصویری جایگزین پیشرفت دراماتیک میشود و کنش، بیش از آنکه شخصیتها را آشکار کند یا مسئلهای را پیچیدهتر سازد، زمان روایت را پُر میکند.
ریتم، زمان و آشفتگی روایت یکی از دشواریهای اصلی فیلم، طولانیبودن آن است. روایت برای پیشبرد داستان، شخصیتهای متعدد و چندین خط فرعی فضای زیادی میطلبد؛ اما همهٔ این بخشها به یک اندازه ضرورت ندارند. برخی لحظهها مکثهایی هستند که نه شناخت تازهای از شخصیتها میدهند و نه تعلیق را افزایش میدهند.
به همین دلیل، کشش معمای مرکزی زیر سایهٔ صحنههایی قرار میگیرد که میتوانستند فشردهتر یا هدفمندتر باشند. شلوغی ساختار، مشکل دیگری است که در نیمههای مختلف فیلم به چشم میآید. اثر میخواهد هم یک معمای جنایی باشد، هم ماجرایی ابرقهرمانی، هم داستانی دربارهٔ شهرت و رابطههای شخصی و هم بستری برای گسترش جهانی بزرگتر.
این جاهطلبی در بخشهایی نتیجه میدهد، اما پیوند میان لحنها و خطهای داستانی همیشه روان نیست. فیلم گاهی از یک مسیر به مسیر دیگر میپرد، بیآنکه گذارها فرصت کافی برای ایجاد انسجام پیدا کنند. حاصل، اثری است که دیدنی و پرتحرک میماند، اما از فشردگی و یکپارچگی روایی لازم فاصله میگیرد.
« صحنههای رویارویی نیز معمولاً از انرژی و وضوح کافی برخوردارند. »
قوتها و کاستیها
جمعبندی «Major Grom: The Game» فیلمی سرگرمکننده و پرانرژی است که از تقابل جذاب گروم با شبح، حضور مؤثر بازیگران و فضای زندهٔ سنپترزبورگ بهره میبرد. صحنههای اکشن و معمای مرکزی، کشش کافی برای دنبالکردن ماجرا فراهم میکنند و گروم همچنان قهرمانی دیدنی است؛ شخصیتی که سازشناپذیریاش هم نیروی پیشبرندهٔ داستان است و هم سرچشمهٔ پرسشهای اخلاقی آن.
در سوی دیگر، طول زیاد، پراکندگی خطهای فرعی و پرداخت ناکافی برخی شخصیتها مانع میشوند که فیلم از ظرفیتهای خود بهطور کامل استفاده کند. ایدهٔ عدالت، قانون و هزینهٔ روشهای قهرمانانه در آن حضور دارد، اما بیشتر بهصورت زمینهای برای اکشن باقی میماند تا موضوعی که با ژرفای لازم کاویده شود.
با وجود این کاستیها، فیلم برای تماشاگر علاقهمند به قهرمانان کمیک، معماهای پرتحرک و اکشن شهری تجربهای جذاب فراهم میکند؛ تجربهای که سرگرمکننده است، هرچند به همان اندازه که میخواهد گسترده و بزرگ باشد، همیشه منسجم و عمیق نیست.



ثبت دیدگاه