نقد و بررسی
نقد Major Dundee | 1965
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
وسترنی در جستوجوی انسجام «Major Dundee» بیش از آنکه روایتی منظم از یک تعقیب نظامی باشد، تصویری گسترده و ناآرام از آدمهایی است که ناچار شدهاند برای هدفی مشترک کنار هم بایستند، بیآنکه اختلافهایشان را پشت سر گذاشته باشند. ماجرا در واپسین روزهای جنگ داخلی آمریکا آغاز میشود؛ جایی که آموس داندی، افسر سوارهنظام اتحادیه، گروهی از سربازان، اسیران کنفدراسیون و دیدهبانان را برای تعقیب آپاچیها به مکزیک میبرد.
این مأموریت، در ظاهر مقصدی روشن دارد، اما فیلم بهتدریج نشان میدهد که حرکت بهسوی دشمن بیرونی، همزمان سفری به دل رقابتها، کینهها و تناقضهای درونی گروه است. فیلم را میتوان وسترنی حماسی دانست که از همان ابتدا میان شور ماجراجویی و بیقراری دراماتیک در نوسان است. گاهی چنان به عظمت یک لشکرکشی سینمایی نزدیک میشود که انتظار داریم هر صحنه بر صحنهٔ پیشین بنا شود؛ اما در لحظاتی دیگر، رشتهٔ روایت از هم میگسلد و حرکت داستان بیشتر به مجموعهای از برخوردها و توقفها میماند.
همین دوگانگی، هم نقص اصلی اثر است و هم بخشی از جذابیت تاریخی آن: فیلمی که در پی ساختن حماسهای بزرگ است، اما در شکل نهایی خود آثار کشمکش و گسیختگی را بر جای گذاشته است. نسخهٔ اکرانشده و نسخهٔ گسترشیافتهٔ اثر نیز از نظر زمان و مواد روایی تفاوت دارند و این مسئله در تجربهٔ تماشای آن اهمیت دارد.
داندی و تایرین؛ دو اراده در یک مسیر هستهٔ زندهٔ فیلم در تقابل آموس داندی و بنجامین تایرین شکل میگیرد. داندی فرماندهٔ مأموریت است و میکوشد از دل گروهی ناسازگار، نیرویی یکپارچه بسازد؛ اما اقتدار او بیش از آنکه آرامشبخش باشد، اغلب به خشونت و لجاجت آلوده است. او بهجای آنکه با اعتماد و نفوذ شخصی سربازان را همراه کند، بارها به فرمان و فشار پناه میبرد.
« فیلم را میتوان وسترنی حماسی دانست که از همان ابتدا میان شور ماجراجویی و بیقراری دراماتیک در نوسان است. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
نتیجه آن است که داندی، با وجود جایگاه محوریاش، همیشه مرکز عاطفی فیلم نمیشود. تایرین، در سوی دیگر، شخصیتی است که جذابیتش از سرپیچی و غرور میآید. رابطهٔ او و داندی نه صرفاً خصومتی سیاسی، بلکه جدالی بر سر منزلت، گذشته و حق فرماندادن است. تفاوت میان آنها به فیلم امکان میدهد تا تنش را در دل گفتوگوها و تصمیمهای نظامی نگه دارد، نه فقط در میدان نبرد.
ریچارد هریس با حضوری پرتحرک و طعنهآمیز، به تایرین نوعی سرزندگی میبخشد که در برابر خشکی و تندی داندی قرار میگیرد. چارلتون هستون نیز بر صلابت و اقتدار شخصیت تکیه دارد، اما همین تأکید گاه داندی را به چهرهای سخت و کمانعطاف بدل میکند. از این رو، ربودن توجه تماشاگر به دست تایرین اتفاقی تصادفی نیست؛ خودِ ساختار شخصیتها چنین امکانی را فراهم میآورد.
سپاه ناهمگون؛ جامعهای کوچک در دل جنگ گروه همراه داندی مهمترین ایدهٔ سیاسی و انسانی فیلم را در خود دارد. سربازان اتحادیه و اسیران کنفدراسیون، که بهتازگی در دو سوی یک جنگ ایستادهاند، اکنون باید برای تعقیب دشمنی دیگر هممسیر شوند. کنار هم قرار گرفتن آنان، پرسشی ساده اما دشوار میسازد: آیا دشمنی مشترک میتواند خصومتهای پیشین را مهار کند، یا فقط آنها را موقتاً به حاشیه میراند؟
فیلم پاسخ را در قالب اتحاد آرمانی عرضه نمیکند. بدگمانی، رقابت بر سر جایگاه و تفاوت در انگیزهها همچنان در رفتار آدمها حضور دارد. در نتیجه، لشکر داندی هیچگاه به نیرویی کاملاً هماهنگ بدل نمیشود؛ بیشتر جمعی از ارادههای متعارض است که به اقتضای شرایط، نظم شکنندهای را تحمل میکنند.
« نتیجه آن است که داندی، با وجود جایگاه محوریاش، همیشه مرکز عاطفی فیلم نمیشود. »
شخصیتها و اجرا
این طرح، ظرفیت دراماتیک فراوانی دارد، اما فیلم همیشه فرصت نمیکند آن را بهقدر کافی بپرورد. برخی شخصیتهای فرعی و رابطههای میان آنها بهسرعت معرفی میشوند یا بدون پرداختی متناسب از مرکز توجه کنار میروند. فراوانی چهرهها به جهان فیلم وسعت میدهد، اما گاهی تمرکز عاطفی آن را کاهش میدهد.
خشونت، قدرت و رؤیای قهرمانانه یکی از وجوه قابلتوجه فیلم، نگاه دوپهلو به قهرمان نظامی است. داندی مأموریتی دارد که میتواند بهسادگی در قالب قصهای دربارهٔ شجاعت و وظیفه عرضه شود، اما فیلم در برابر تبدیل کامل او به قهرمانی بیچونوچرا مقاومت میکند. او تصمیم میگیرد، فرمان میدهد و گروه را به پیش میراند، ولی این تواناییها از ضعفهای شخصیتیاش جدا نیستند.
پافشاری او گاه به عزم بدل میشود و گاه به لجاجتی که هزینهاش را دیگران میپردازند. از این منظر، سفر نظامی فقط آزمونی برای شجاعت نیست؛ آزمونی است برای اینکه قدرت چگونه خود را توجیه میکند. فیلم بهندرت در قالب گفتار نظری به این موضوع میپردازد، اما در تضاد میان فرمان و اطاعت، و در فاصلهٔ میان هدف اعلامشده و بهای انسانی آن، پرسشی اخلاقی پدید میآورد.
آپاچیها در روایت به نیروی تعقیبشونده بدل میشوند و این چارچوب، مجال چندانی برای پرداخت پیچیدهٔ دیدگاه آنان فراهم نمیکند؛ بنابراین فیلم را نباید اثری دانست که همهٔ سویههای منازعه را به یک اندازه باز مینمایاند. با این حال، ناآرامی موجود در چهرهٔ داندی و دشواری حفظ انسجام گروه، مانع از آن میشود که مأموریت صرفاً پیروزی سادهٔ نظم بر آشوب جلوه کند.
« این طرح، ظرفیت دراماتیک فراوانی دارد، اما فیلم همیشه فرصت نمیکند آن را بهقدر کافی بپرورد. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
چشمانداز مکزیک و مقیاس حماسی مکزیک در «Major Dundee» صرفاً پسزمینهای برای حرکت سربازان نیست. چشماندازهای باز، راههای دشوار و گسترهٔ جغرافیایی، حس دورافتادگی و فرسایش را تقویت میکنند. حرکت گروه در این فضا به فیلم مقیاسی میدهد که با درگیریهای شخصی شخصیتها در تضاد است: افراد ممکن است درگیر کینهای قدیمی باشند، اما در برابر بیابان و مسیر طولانی، هر یک بخشی کوچک از نیرویی بزرگتر به نظر میرسند.
تصاویر سوارهنظام و جابهجایی جمعی، از چشمگیرترین داراییهای فیلماند. صحنههای تعقیب و رویارویی، با حضور اسبها و دستههای پراکنده، حس پرتحرکی و خطر میآفرینند و گاه شکوه بصری اثر را از آشفتگی روایت فراتر میبرند. سام پکینپا به فضای وسترن علاقه دارد، اما آن را نه فقط عرصهٔ قهرمانان تنها، بلکه میدانی برای برخورد جمعها، نظم نظامی و خشونت سازمانیافته میبیند.
در این فیلم، حماسه از دل حرکت گروهی پدید میآید؛ هرچند فیلمبرداری و تدوین همیشه نمیتوانند این حرکت را به زبانی کاملاً پیوسته تبدیل کنند. ریتم و ساختار؛ میان گستردگی و پراکندگی بزرگترین مانع در برابر اثرگذاری کامل فیلم، نوسان ریتم آن است. بعضی بخشها بهآرامی پیش میروند و به روابط و وضعیت روحی افراد مجال میدهند، اما بعضی دیگر چنان متراکم یا گذرا هستند که پیوندهای لازم میان رخدادها شکل نمیگیرد.
در نتیجه، تماشاگر گاهی زمان زیادی را در فضای مأموریت میگذراند، بیآنکه احساس کند درام به همان نسبت عمیقتر شده است؛ و گاهی نیز با تغییری روبهرو میشود که برای اثرگذاری به زمینهچینی بیشتری نیاز داشت. این مسئله را نمیتوان فقط به انتخابهای روایی نسبت داد. تاریخ تولید و تدوین فیلم نیز در شکل نهایی آن نقش داشته است.
« چشمانداز مکزیک و مقیاس حماسی مکزیک در «Major Dundee» صرفاً پسزمینهای برای حرکت سربازان نیست. »
قوتها و کاستیها
نسخهٔ اولیهٔ پکینپا بهطور چشمگیری کوتاه شد و بعدها نسخهای گسترشیافته با بخشهایی بازگرداندهشده منتشر شد؛ با این همه، آن نسخه نیز همان تدوین کامل و نهاییِ مورد نظر کارگردان نیست. بنابراین، احساس بریدگی و ناتمامی در فیلم تنها پیامد ضعف یک صحنه یا رابطه نیست، بلکه با مسیر پیچیدهٔ شکلگیری اثر نیز پیوند دارد.
با این حال، دانستن این زمینه نباید جای داوری دربارهٔ تجربهٔ تماشاگر را بگیرد: حتی با شناخت دشواریهای تولید، فیلم در بخشهایی همچنان بیش از اندازه کش میآید و در بخشهایی دیگر شتابزده به نظر میرسد. بازیگران و حضورهای ماندگار ترکیب بازیگران یکی از منابع اصلی انرژی فیلم است. هستون و هریس در نقش دو مردی که نه میتوانند یکدیگر را نادیده بگیرند و نه بهآسانی به هم اعتماد کنند، موتور تنش را روشن نگه میدارند.
هستون داندی را با قامتی سخت و صدایی فرمانبردار میسازد؛ هریس، در مقابل، برای تایرین نوعی بیقراری و هوش اجتماعی به ارمغان میآورد. این تفاوت در شیوهٔ بازی، رقابت میان دو شخصیت را ملموس میکند، حتی وقتی روایت بهاندازهٔ کافی آن را بسط نمیدهد. در کنار آنها، حضور بازیگرانی چون جیم هاتن و جیمز کابرن به جهان فیلم تنوع میبخشد.
مجموعهٔ چهرهها حس گروهی واقعی را تقویت میکند؛ گویی هر سرباز سابقه و خلقوخوی مستقلی دارد. اما همین غنا گاهی به پراکندگی میانجامد: فیلم شخصیتهای بسیاری را پیرامون مرکز داستان گرد میآورد، بیآنکه برای همهٔ آنان زمان برابر یا مسیر دراماتیک روشنی فراهم کند. حاصل، بازیهایی است که اغلب از انسجام قصه پیشی میگیرند و لحظاتی میسازند که بیش از خودِ پیرنگ در ذهن میمانند.
« بازیگران و حضورهای ماندگار ترکیب بازیگران یکی از منابع اصلی انرژی فیلم است. »
جمعبندی
جمعبندی «Major Dundee» وسترنی بزرگمقیاس، پرتنش و ناتمامنماست؛ اثری که در آن شکوه چشماندازها، کشمکش داندی و تایرین و ایدهٔ همراهی دشمنان دیروز، ظرفیت یک حماسهٔ ماندگار را پدید میآورد. فیلم در بهترین لحظاتش از تعقیب نظامی فراتر میرود و دربارهٔ اقتدار، غرور و دشواری ساختن وحدت از دل خصومت حرف میزند.
اما ریتم نابرابر، پرداخت ناکافی بعضی رابطهها و تمرکز نهچندان پرجاذبهٔ داندی، مانع میشود این ظرفیت همیشه به تجربهای یکدست تبدیل شود. ارزش فیلم در صیقلیبودن نیست؛ در تضاد میان جاهطلبی و آشفتگی، و در لحظههایی است که از دل همین ناهماهنگی برق میزنند. «Major Dundee» شاید بهتمامی به حماسهای که وعده میدهد بدل نشود، اما همچنان وسترنی دیدنی است: اثری که هم جذابیت صحنههای بزرگ را دارد و هم رد آشکار سازشها و بریدگیهایی را که شکل نهاییاش را ساختهاند.
ثبت دیدگاه