نقد و بررسی
نقد ساخت انگلستان: فیلمهای پاول و پرسبرگر (Made in England: The Films of Powell and Pressburger) | 2024
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
ستایشی که به تاریخ سینما جان میدهد «Made in England: The Films of Powell and Pressburger» مستندی دربارهٔ دو فیلمساز است، اما نیروی محرک آن نه فاصلهگذاریِ یک مورخ سینما، بلکه شور شخصیِ مارتین اسکورسیزی است؛ عشقی دیرپا به سینمای مایکل پاول و امریک پرسبرگر که در سراسر فیلم حضور دارد.
اسکورسیزی در مقام راوی و راهنما، از تجربهٔ تماشای نخستین فیلمهای این دو در کودکی میگوید و توضیح میدهد چگونه جهان سینمایی آنان بر تخیل و زبان فیلمسازی خودش اثر گذاشته است. حاصل، بیش از آنکه درسگفتاری خشک دربارهٔ تاریخ سینما باشد، دعوتی صمیمانه برای دیدن دوباره و دقیقترِ فیلمهاست.
این مستند به کارگردانی دیوید هینتون، همکاری هنری پاول و پرسبرگر را در کانون روایت میگذارد و با مرور مسیر کاری آنان، به جایگاهشان در سینمای بریتانیا میپردازد. اسکورسیزی با شور و جزئیات دربارهٔ آثاری چون «زندگی و مرگ سرهنگ بلیمپ»، «نرگس سیاه»، «کفشهای قرمز» و «قصههای هوفمان» سخن میگوید.
فیلم از همان ابتدا روشن میکند که موضوعش صرفاً فهرست آثار یا شرح زندگی دو هنرمند نیست؛ میخواهد نشان دهد چگونه یک مجموعه فیلم میتواند در ذهن تماشاگر خانه کند و بر نسلهای بعدی فیلمسازان اثر بگذارد. راویای که تاریخ را شخصی میکند مهمترین دارایی مستند، صدای اسکورسیزی است؛ صدایی که هم دانش سینمایی دارد و هم خاطره و عاطفه.
روایت و ریتم؛ جریان داستان
او دربارهٔ فیلمها از موضع متخصصی دور از دسترس حرف نمیزند، بلکه تجربهٔ تماشاگر بودن را وارد روایت میکند: شگفتیِ نخستین مواجهه، بازگشت مکرر به آثار و کشف لایههایی تازه با گذشت زمان. همین وجه شخصی، تاریخ را از مجموعهای از نامها و تاریخها بیرون میآورد و به تجربهای زیسته بدل میکند.
اسکورسیزی همچنین پیوند میان تحسین و تأثیر را روشن میسازد. او فقط نمیگوید آثار پاول و پرسبرگر را دوست دارد؛ نشان میدهد چه چیزهایی در آنها برایش الهامبخش بودهاند و چگونه نگاهشان به تصویر، حرکت و روایت به تخیل سینمایی او راه یافته است. از این رو، مستند همزمان پرترهای از دو فیلمساز و روایتی دربارهٔ شکلگیری ذوق و زبان یک فیلمساز دیگر میشود.
این پیوند، بهویژه برای کسانی که از شنیدن گفتوگوهای جدی دربارهٔ هنر سینما لذت میبرند، جذابیتی ویژه دارد. جهان بصری آرچرها تصاویر فیلمهای پاول و پرسبرگر صرفاً شاهدی برای گفتههای راوی نیستند؛ آنها خود به بخش اصلی استدلال مستند بدل میشوند. تدوین، قطعاتی از آثار گوناگون را به شکلی کنار هم میچیند که رنگ، حرکت، میزانسن و ترکیببندیشان دوباره به چشم بیاید.
در این میان، تصاویر چشمنواز و گاه خیالانگیز آرچرها فضای مستند را از یکنواختیِ مصاحبهمحور دور میکنند و نوعی زندهبودن به آن میبخشند. جذابیت این بخش فقط در زیبایی قابها نیست. مستند از کنار هم گذاشتن نمونهها کمک میگیرد تا تفاوتهای سبکی و جسارت بصری این سینماگران را ملموس کند.
« همین وجه شخصی، تاریخ را از مجموعهای از نامها و تاریخها بیرون میآورد و به تجربهای زیسته بدل میکند. »
شخصیتها و اجرا
تماشاگر میتواند ببیند چرا این فیلمها برای اسکورسیزی نه آثار موزهای، بلکه تجربههایی زنده و سرشار از امکاناند. تدوین در بهترین لحظاتش اجازه میدهد خود تصاویر سخن بگویند و نیازی نباشد هر نکته با توضیحی طولانی همراه شود. با این همه، تراکم نماها و اطلاعات گاهی چنان زیاد است که فرصت مکث و تأمل بر یک تصویر محدود میشود.
روایت همکاری و استقلال هنری یکی از جنبههای دلپذیر مستند، تأکید بر همکاری خلاقانهٔ پاول و پرسبرگر است. فیلم میکوشد نشان دهد چگونه دو هنرمند با پیشینهها و تواناییهای متفاوت در کنار هم، هویتی سینمایی پدید آوردند که بهآسانی در قالبهای رایج نمیگنجید. روایت اسکورسیزی از این همکاری، به جای فروکاستن آن به تقسیم سادهٔ وظایف، بر کیفیت مشترک و نیروی تخیلیِ آثار تمرکز دارد.
در کنار ستایش هنری، فیلم به دشواریهای کار در صنعت سینما نیز اشاره میکند: رابطهٔ پرتنش با پشتیبانان، شکستها و محدودیتهایی که میتوانند استقلال هنرمند را تهدید کنند. این خط روایی به مستند بُعدی فراتر از معرفی چند شاهکار میدهد؛ مسئلهٔ آزادی خلاقه را به پرسشی محوری بدل میکند. با این حال، چون نگاه فیلم عمیقاً همدلانه است، این دشواریها بیشتر در خدمت روایتِ هنرمندانی قرار میگیرند که در برابر فشارها ایستادگی کردند تا آنکه موضوع بررسی انتقادیِ مستقل شوند.
درسگفتاری الهامبخش، اما یکسویه اشتیاق اسکورسیزی نیرویی است که مستند را پیش میبرد، اما همین اشتیاق گاهی به محدودیت آن تبدیل میشود. نگاه او به پاول و پرسبرگر بهندرت از ستایش فاصله میگیرد و فیلم کمتر میکوشد نقاط ضعف، تناقضها یا محدودیتهای آثارشان را با همان دقتی بررسی کند که دستاوردهایشان را میستاید.
« تدوین در بهترین لحظاتش اجازه میدهد خود تصاویر سخن بگویند و نیازی نباشد هر نکته با توضیحی طولانی همراه شود. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
در نتیجه، مخاطب با راهنمایی پرشور روبهروست، نه با نقدی متوازن که مدام ادعاهای خود را به آزمون بگذارد. البته این انتخاب الزاماً نقصی پنهان نیست؛ فیلم از آغاز بیشتر شبیه نامهای عاشقانه به سینماست تا پژوهشی جدلی. اما تماشاگرانی که انتظار تحلیل انتقادی چندسویه دارند، ممکن است احساس کنند فضای کافی برای مخالفت یا تردید فراهم نمیشود.
مستند بهخوبی توضیح میدهد چرا این فیلمها مهماند، ولی کمتر میپرسد کدام بخشهای آنها ممکن است امروز دور از دسترس، دشوار یا حتی مسئلهبرانگیز به نظر برسد. این کمبود، از ارزش معرفیکنندهٔ فیلم نمیکاهد، اما دامنهٔ داوری آن را محدود میکند. تماشای دوباره، و مسئلهٔ روایت داستانها مستند برای معرفی آثار، از نمایش بخشهایی از آنها و شرح موقعیتهای داستانی بهره میگیرد.
این شیوه برای مخاطبی که هنوز با سینمای پاول و پرسبرگر آشنا نیست بسیار راهگشاست: به جای فهرستی از عناوین، نمونههای دیداری و توضیحهای روشن دریافت میکند و میتواند دریابد هر فیلم چه جهان و حالوهوایی دارد. مرور آثار شناختهشده در کنار کارهای کمترآشنا نیز به فیلم عمق میدهد و مانع میشود موضوعش به چند عنوان مشهور محدود بماند.
در عین حال، همین روش ممکن است تجربهٔ نخستین تماشای بعضی فیلمها را برای مخاطب حساس به افشای داستان کموبیش تغییر دهد. مستند در مقام معرفی، ناگزیر بخشی از روایتها را بازگو میکند و تصویرهایی را نشان میدهد که میتوانند مسیر تماشای بعدی را تحت تأثیر قرار دهند. اینجا تنش میان آموزش و حفظ تازگیِ کشف، کاملاً حل نمیشود.
« در نتیجه، مخاطب با راهنمایی پرشور روبهروست، نه با نقدی متوازن که مدام ادعاهای خود را به آزمون بگذارد. »
قوتها و کاستیها
فیلم بیش از آنکه مراقب پنهانماندن جزئیات باشد، در پی انتقال شور و شناخت است؛ انتخابی که برای برخی تماشاگران انگیزهبخش و برای برخی دیگر اندکی افشاگرانه خواهد بود. ریتمی پُر از جزئیات با زمانی بیش از دو ساعت، مستند مجال مییابد به آثار و زمینههای گوناگون بپردازد؛ اما وفور اطلاعات همیشه به معنای ریتم یکدست نیست.
روایت در بخشهایی چنان پیدرپی از یک فیلم به فیلم دیگر میرود و جزئیات تازه میافزاید که حس انباشت پدید میآید. گاه اسکورسیزی قصه و اهمیت یک اثر را شرح میدهد و سپس فیلم با قطعات تصویری همان بحث را ادامه میدهد؛ روشی که در لحظههای درخشان روشنگر است، اما در بخشهایی ممکن است کشدار یا تکراری احساس شود.
با این حال، همین فراوانی برای تماشاگر مشتاق امتیاز محسوب میشود. مستند چیزی بیش از یک معرفی کوتاه عرضه میکند و فرصت میدهد با گسترهٔ کارنامهٔ آرچرها آشنا شویم. حتی وقتی ریتم کند میشود، حضور اسکورسیزی و تصاویر فیلمها مانع از آن است که اثر به گزارشی بیروح تبدیل شود. میزان لذت مخاطب از این بخشها تا اندازهای به علاقهٔ او به تاریخ سینما و تحملش برای شنیدن شرح مفصل آثار بستگی دارد.
جمعبندی «Made in England: The Films of Powell and Pressburger» مستندی گرم، بصری و سرشار از عشق به هنر سینماست؛ اثری که با راهنمایی مارتین اسکورسیزی، تاریخ همکاری پاول و پرسبرگر را به روایتی شخصی و قابلدسترس بدل میکند. قوت اصلی آن نه بیطرفیِ دانشگاهی، بلکه تواناییاش در انتقال شورِ کشف و برانگیختن میل به تماشای فیلمهاست.
« با این حال، همین فراوانی برای تماشاگر مشتاق امتیاز محسوب میشود. »
جمعبندی
تدوین خلاقانه و تصاویر چشمنواز، این اشتیاق را به تجربهای دیداری تبدیل میکنند و مستند را از یک سخنرانی تصویری ساده فراتر میبرند. یکسویهبودنِ ستایش، شرح نسبتاً مفصل داستانها و افتوخیز ریتم، مانع از آن میشوند که فیلم نقدی کاملاً متوازن و فشرده باشد. اما در مقام دروازهای برای ورود به جهان دو فیلمساز، کارآمد و الهامبخش است.
تماشاگر ناآشنا احتمالاً با فهرستی بلندتر از فیلمهای کنجکاویبرانگیز از آن بیرون میآید، و تماشاگر آشنا نیز میتواند از خلال خاطرات و بینشهای اسکورسیزی، بار دیگر به چراییِ ماندگاری این آثار فکر کند.
« اما در مقام دروازهای برای ورود به جهان دو فیلمساز، کارآمد و الهامبخش است. »



ثبت دیدگاه