نقد و بررسی
نقد ma ma | 2015
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
مادری در محاصرهٔ خبرهای تلخ فیلم «ma ma» ساختهٔ Julio Medem از موقعیتی ساده و بیواسطه آغاز میشود: مگدا، مادری تنها، درمییابد که به سرطان پستان مبتلاست. خبر بیماری در میانهٔ زندگی روزمره فرود میآید؛ در همان زمانی که او در مسابقهٔ فوتبال پسرش دنی حضور دارد و ذهنش میان تشویق کودک و ترس از آینده سرگردان است.
همین همنشینیِ معمولی و هولناک، از همان ابتدا هستهٔ عاطفی فیلم را شکل میدهد: بیماری نه در خلأ، بلکه در دل مسئولیتها، عادتها و دلبستگیهایی رخ میدهد که زندگی را سرپا نگه میدارند. فیلم بهجای آنکه مگدا را صرفاً در مقام بیمار تعریف کند، او را در نقشهای گوناگونش میبیند: مادر، زنی تنها، انسانی نیازمند مهر و شخصی که هنوز میخواهد آیندهای برای خود و فرزندش تصور کند.
این نگاه، یکی از مهمترین امتیازهای اثر است. بیماری موضوع اصلی روایت هست، اما همهٔ هویت شخصیت را نمیبلعد. «ma ma» میکوشد نشان دهد که زندگیِ یک انسان در لحظهٔ تشخیص بیماری متوقف نمیشود؛ ترس و درمان به آن افزوده میشوند، اما عشق، وظیفه و میل به زیستن نیز همچنان در جریاناند. بازی Penélope Cruz و جانِ شخصیت مگدا ستون اصلی فیلم بازی Penélope Cruz است.
« این نگاه، یکی از مهمترین امتیازهای اثر است. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
او مگدا را نه بهصورت قهرمانی شکستناپذیر و نه بهعنوان قربانیای یکسره درمانده تصویر میکند. در چهره و رفتار او، ترس و امید همزمان حضور دارند؛ گاه واکنشهایش از سر اراده و مراقبت از دنی میآیند و گاه آسیبپذیریاش بیواسطه آشکار میشود. این دوگانگی به شخصیت جان میدهد و مانع میشود که شجاعت او به شعاری ساده فروکاسته شود.
بازی Cruz بیش از آنکه به نمایشهای پرطمطراق متکی باشد، از جزئیات کوچک نیرو میگیرد: مکثی پیش از پاسخ، تغییر نگاه، یا کوششی برای حفظ آرامش در حضور فرزند. چنین لحظاتی بیماری را از یک موضوع انتزاعی به تجربهای انسانی نزدیک میکنند. اهمیت این رویکرد در آن است که فیلم برای برانگیختن همدلی، ناچار نیست همیشه به حادثههای بزرگ متوسل شود؛ گاهی یک لحظهٔ عادی، وقتی در سایهٔ آیندهای نامطمئن قرار میگیرد، بهتنهایی بار عاطفی چشمگیری پیدا میکند.
دنی و فوتبال؛ زندگی روزمره در کنار اضطراب مسابقهٔ فوتبال دنی صرفاً زمینهای برای آشنایی مگدا با آرتورو نیست. این موقعیت، برخورد دو جریان متفاوت را به تصویر میکشد: از یک سو جهان کودکانهای که در آن بازی، رقابت و آیندهٔ ورزشی اهمیت دارد و از سوی دیگر ذهن مادری که با تشخیص بیماری، ناگهان با شکنندگی آینده روبهرو شده است.
« او مگدا را نه بهصورت قهرمانی شکستناپذیر و نه بهعنوان قربانیای یکسره درمانده تصویر میکند. »
شخصیتها و اجرا
فوتبال برای دنی بخشی از شور زندگی است؛ برای مگدا فرصتی است تا به نیازها و آرزوهای فرزندش توجه کند، حتی وقتی خودش زیر فشار نگرانی قرار دارد. این پیوند میان زندگی عادی و اضطراب پزشکی، در بخشهای مؤثر فیلم به آن اجازه میدهد از کلیشهٔ «بیماری بهمثابه تمام زندگی» فاصله بگیرد. دوروبَر مگدا همچنان پر از آدمها، دیدارها و امور معمول است، اما معنای آنها عوض شده است.
نگاه او به دنی، مثلاً، فقط نگاه یک مادر به بازی فرزندش نیست؛ این نگاه با پرسشی خاموش دربارهٔ آینده همراه شده است. فیلم هرجا به چنین لایههایی اعتماد میکند، ملموستر و عمیقتر میشود. آرتورو و پیوندی که میان فقدان و امید شکل میگیرد آرتورو با بازی Luis Tosar در نقطهای حساس وارد روایت میشود.
او استعدادیاب فوتبال است و نخست از مسیر دنی با مگدا ارتباط پیدا میکند؛ اما خود نیز با فقدانی سنگین روبهروست. آشنایی این دو، داستان را از تجربهٔ فردی بیماری به سوی رابطهای میبرد که در آن اندوه و نیاز به همراهی، دو سوی مشترک انسانیاند. از منظر مضمون، این تقاطع ظرفیت قابلتوجهی دارد: آیا دو انسان در میانهٔ بحران میتوانند نه برای پاککردن رنج، بلکه برای تابآوردن آن به یکدیگر نزدیک شوند؟
« دوروبَر مگدا همچنان پر از آدمها، دیدارها و امور معمول است، اما معنای آنها عوض شده است. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
بااینحال، آرتورو همیشه به اندازهٔ مگدا به شخصیتی کامل و مستقل تبدیل نمیشود. گاهی کارکرد او بیشتر در خدمت پیشبردن مسیر عاطفی فیلم است تا آشکارکردن جهان درونی خودش. اندوهش در داستان حضور دارد، اما شخصیتپردازی او در برخی لحظات زیر سایهٔ نقش مگدا قرار میگیرد. ازاینرو، رابطهٔ میان آن دو گاه بیش از آنکه حاصل تحول تدریجی و پیچیدهٔ دو شخصیت باشد، به راهی برای پیوند دادن خطوط روایی و تشدید احساسات بدل میشود.
میان واقعگرایی و ملودرام «ma ma» در برخورد با بیماری، میان مشاهدهٔ واقعگرایانه و بیان ملودراماتیک در نوسان است. فیلم در لحظههای کوچک، از تجربهٔ روزمرهٔ مگدا تصویری زنده میسازد؛ اما در بعضی گرههای داستانی، برای رسیدن به تأثیر عاطفی آشکار، به تحولات فشرده و تأکیدهای پررنگ متوسل میشود.
در نتیجه، برخی اتفاقها ممکن است بیش از اندازه مناسبِ یک مسیر دراماتیک به نظر برسند و کمتر از دل پیچیدگیهای معمول زندگی بیرون آمده باشند. این انتخاب الزاماً همهٔ تأثیر فیلم را از میان نمیبرد، اما لحن آن را ناپایدار میکند. جایی که فیلم به سکوت، رفتار روزمره و رابطهٔ میان مادر و فرزند فرصت میدهد، احساسات بهطور طبیعی شکل میگیرند؛ در مقابل، هرگاه قصه و موسیقی بیش از حد بر سویهٔ عاطفی صحنه پافشاری میکنند، تماشاگر ممکن است بهجای آنکه خود به احساس برسد، احساس هدایتشدن کند.
« بااینحال، آرتورو همیشه به اندازهٔ مگدا به شخصیتی کامل و مستقل تبدیل نمیشود. »
قوتها و کاستیها
فیلم در این لحظات از اعتماد به مخاطب فاصله میگیرد و مجال برداشت شخصی را محدود میسازد. موسیقی و تصویر؛ زیبایی در خدمت عاطفه موسیقی Alberto Iglesias و شیوهٔ تصویری فیلم در شکلدادن به حالوهوای اثر نقش مهمی دارند. موسیقی گاهی به صحنهها وسعت عاطفی میبخشد و میان درد و امید پلی میزند؛ بااینحال، همین تأکید موسیقایی در بعضی لحظات به توضیحی اضافی بدل میشود.
وقتی بازی Cruz بهتنهایی حامل حس صحنه است، موسیقی پررنگ ممکن است آن حس را تقویت کند، اما در مواقعی نیز آن را به جهتی ازپیشتعیینشده سوق میدهد. در بهترین لحظات، تصویر و موسیقی بهجای آنکه بیماری را به مجموعهای از نشانههای پزشکی محدود کنند، تجربهٔ زیستن با آن را منتقل میکنند: نگرانی در کنار کارهای روزمره، اندوه در کنار دلبستگی و امیدی که نه پیروزمندانه، بلکه شکننده است.
فیلم در این پیوند میان بدن، عاطفه و زندگی روزمره ظرفیت شاعرانهای دارد؛ اما هرگاه زیباییپردازی بر واقعیت غلبه کند، خطر آن پدید میآید که رنج بیش از اندازه آراسته و دلپذیر جلوه کند. جمعبندی «ma ma» اثری است که قدرت اصلی خود را از حضور Penélope Cruz و توجهش به لحظههای کوچک انسانی میگیرد.
« فیلم در این لحظات از اعتماد به مخاطب فاصله میگیرد و مجال برداشت شخصی را محدود میسازد. »
جمعبندی
رابطهٔ مگدا با دنی، نگرانیهای او دربارهٔ آینده و کوشش مداومش برای حفظ پیوند با زندگی، فیلم را از یک روایت صرفاً پزشکی فراتر میبرد. در کنار این نقاط قوت، برخی گرههای داستانی به ملودرام نزدیک میشوند، شخصیت آرتورو همیشه به عمق لازم نمیرسد و موسیقی گاهی احساسات را بیش از اندازه هدایت میکند.
بااینهمه، فیلم در هستهٔ خود پرسشی انسانی و ماندگار دارد: چگونه میتوان در کنار ترس، همچنان به دیگری عشق ورزید و برای آیندهای نامعلوم دل بست؟ پاسخ اثر همیشه ظریف یا خویشتندار نیست، اما مگدا را با نیروی عاطفی و آسیبپذیریاش در مرکز نگه میدارد. حاصل، فیلمی نابرابر اما صمیمی است که بیش از هر چیز در لحظات سادهاش به دل مینشیند؛ آنجا که مادری میکوشد، در میانهٔ بحران، همچنان برای فرزندش و برای خود زندگی کند.
« پاسخ اثر همیشه ظریف یا خویشتندار نیست، اما مگدا را با نیروی عاطفی و آسیبپذیریاش در مرکز نگه میدارد. »



ثبت دیدگاه