نقد و بررسی
نقد M | 1931
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
شهری که از ترس نفس میکشد «م» ساختهٔ فریتس لانگ، بیش از آنکه صرفاً داستان تعقیب یک قاتل باشد، تصویری از جامعهای است که ترس، نظم روزمرهاش را از هم میگسلد. جنایتهایی که هانس بکرت مرتکب شده، در مرکز روایت قرار دارند، اما فیلم برای ایجاد هراس به نمایش مستقیم خشونت متکی نیست. غیبت قربانیان، انتظار مادران و واکنشهای مردم، بار عاطفی و اخلاقی جنایت را بر دوش میکشند.
لانگ با حذف تصویرهای صریح، تخیل تماشاگر را به کار میاندازد و همین فاصلهگذاری، هراس را ماندگارتر میکند. برلین فیلم، شهری است گرفتار سوءظن. خیابانها و راهروها دیگر فضاهایی عادی برای رفتوآمد نیستند؛ هر نگاه و هر برخورد میتواند معنایی تهدیدآمیز پیدا کند. اضطراب از خانهها به ادارهها، کافهها و محافل عمومی سرایت میکند و مسئلهٔ امنیت، به دغدغهای همگانی بدل میشود.
از این منظر، «م» فقط دربارهٔ یک مجرم نیست؛ دربارهٔ جامعهای است که در مواجهه با خطر، همزمان به مراقبت، داوری و مجازات میاندیشد. روایت تعقیب و گسترش دامنهٔ داستان طرح فیلم بر تعقیبی دوگانه استوار است: پلیس با روشهای قانونی سرنخها را دنبال میکند و جهان زیرزمینی نیز، به دلایل و منطق خود، وارد جستوجو میشود.
این انتخاب روایی به قصه نیرویی خاص میبخشد؛ زیرا تماشاگر فقط با پرسش «قاتل کجاست؟» روبهرو نیست، بلکه شاهد رقابت دو دستگاه متفاوت برای یافتن اوست. یکی به شواهد، بازجویی و نظم رسمی تکیه دارد و دیگری شبکهای غیررسمی از خبرچینی، نظارت و اجبار را به کار میگیرد. لانگ در بخشهایی از فیلم، روایت را از مسیر مستقیم تعقیب دور میکند تا سازوکارهای پلیس و دنیای تبهکاران را به تصویر بکشد.
« غیبت قربانیان، انتظار مادران و واکنشهای مردم، بار عاطفی و اخلاقی جنایت را بر دوش میکشند. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
این گسترش، از نظر مضمونی ارزشمند است: جنایت فردی بهانهای میشود برای بررسی واکنش جمعی و چگونگی سازمانیافتن قدرت. بااینحال، همین رویکرد گاه به کندی میانجامد. دنبالکردن سرنخها و رفتوآمد میان گروهها ممکن است برای تماشاگر امروز کشدار به نظر برسد، بهویژه آنجا که اطلاعاتی تازه، با شتابی محدود به روایت افزوده میشوند.
کندی فیلم همیشه ضعف نیست، اما در بعضی لحظهها از تنش پیوستهٔ قصه میکاهد. پیتر لوره و چهرهٔ ناآرام بکرت بازی پیتر لوره در نقش بکرت یکی از ستونهای اصلی فیلم است. حضور او فقط به لحظههایی محدود نیست که شخصیت در قاب دیده میشود؛ حتی پیش از آنکه چهرهاش بهروشنی در مرکز توجه قرار گیرد، نشانههایی از او در فضا پراکنده شده است.
نگاههای گریزپا، مکثهای عصبی و حالت چهرهٔ ناآرامش، شخصیتی میسازند که هم هراسانگیز است و هم گرفتار نیرویی درونی که خود را در برابر آن ناتوان مینمایاند. این بازی به دام سادهسازی نمیافتد. لوره بکرت را نه هیولایی بیچهره تصویر میکند و نه شخصیتی که رنجش بتواند جنایتهایش را توجیه کند.
تماشاگر با فردی روبهروست که رفتار و نگاهش آشفتگی روانی را القا میکند، اما پیامدهای اعمال او همچنان سهمگین و غیرقابلچشمپوشیاند. همین تضاد، تماشای او را دشوار میسازد: میتوان اضطراب و فروپاشیاش را دید، بیآنکه از مسئولیت اخلاقی او غافل شد. لوره با کمترین اغراق، تنش را در جزئیات بدن و چهره نگه میدارد و از این راه، بکرت را به حضوری ماندگار بدل میکند.
« بااینحال، همین رویکرد گاه به کندی میانجامد. »
شخصیتها و اجرا
صدا؛ نشانهای که در تاریکی پیش میرسد «م» نخستین فیلم ناطق فریتس لانگ بود و تجربهگری او با صدا، از برجستهترین وجوه اثر است. صدا در اینجا افزودهای برای طبیعیترکردن تصویر نیست؛ عنصری مستقل در ساخت تعلیق است. گاه چیزی را میشنویم پیش از آنکه ببینیم، و گاه سکوت، بیش از گفتوگو معنا پیدا میکند.
صداهای خارج از قاب، فضای شهر را فراتر از محدودهٔ تصویر گسترش میدهند و این تصور را پدید میآورند که خطر ممکن است در جایی پنهان باشد که دوربین هنوز به آن نرسیده است. سوتی که با بکرت پیوند میخورد، نمونهای درخشان از این طراحی صوتی است. ملودی پیش از حضور آشکار شخصیت، بهعنوان نشانهای شنیداری عمل میکند و خاطرهٔ او را در ذهن تماشاگر زنده نگه میدارد.
در نتیجه، صدا فقط اطلاعات نمیدهد؛ انتظار میسازد. سکوتهای فیلم نیز همین کارکرد را دارند: خلأیی خنثی نیستند، بلکه مکثهایی آکنده از احتمالاند. چنین استفادهای از صدا، برای اثری از آغاز دوران سینمای ناطق، جسورانه است و هنوز نیز میتواند اثرگذار باشد. البته تماشاگر خوگرفته به تدوین پرشتاب و طراحی صوتی بسیار پرحجم، ممکن است ریتم سنجیدهٔ این تجربه را کند احساس کند.
قاببندی و معماریِ اضطراب تصویرپردازی فیلم از زبان بصری سینمای صامت و بیانگرایی آلمانی بهره میگیرد، اما در تقلید از گذشته متوقف نمیماند. زاویههای نامتعارف، سایهها، راهروها و خطوط معماری، به جهان فیلم کیفیتی تهدیدآمیز میبخشند. فضاها فقط پسزمینهٔ کنش نیستند؛ در شکلدادن به حس محاصره و مراقبت نقش دارند.
« صدا در اینجا افزودهای برای طبیعیترکردن تصویر نیست؛ عنصری مستقل در ساخت تعلیق است. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
آدمها در دل این فضاها گاه کوچک و بیپناه به نظر میرسند و گاه بهصورت گروههایی انبوه ظاهر میشوند که حضور جمعیشان خود نوعی فشار پدید میآورد. لانگ همچنین از اشیا و نشانههای ساده، کارکردی روایی میسازد. نگاه، تصویر بازتابیافته و جزئیات محیط میتوانند سرنخ باشند یا بر اضطراب بیفزایند.
دوربین نهفقط آنچه رخ میدهد را ثبت میکند، بلکه نحوهٔ دیدهشدن را نیز به مسئله بدل میسازد: چه کسی زیر نظر است؟ چه کسی حق دارد دیگری را داوری کند؟ این پرسشها در ترکیببندیها و جابهجایی نگاهها حضور دارند، بیآنکه فیلم برای طرحشان به توضیح مستقیم نیاز پیدا کند. عدالت، قانون و داوری جمعی یکی از مهمترین وجوه «م» آن است که مرز روشنی میان عدالت و انتقام ترسیم نمیکند.
حضور همزمان پلیس و تبهکاران در تعقیب، این پرسش را پیش میکشد که آیا هدف مشترک میتواند شیوههای متفاوت را همارز کند. پاسخ فیلم ساده نیست. پلیس نمایندهٔ قانون است، اما دستگاه رسمی نیز زیر فشار افکار عمومی و ضرورت یافتن مجرم عمل میکند. در سوی دیگر، جهان زیرزمینی با انضباطی چشمگیر سازمان مییابد، اما این کارآمدی بهخودیخود آن را عادلانه نمیسازد.
فیلم همچنین نشان میدهد که ترس جمعی میتواند شهروندان را به مشارکت در نظارت و متهمکردن دیگران سوق دهد. این وضعیت، هرچند در بستر داستان جنایی شکل میگیرد، به مسئلهای گستردهتر دربارهٔ مسئولیت جمعی بدل میشود: جامعه چگونه باید با جنایتی هولناک روبهرو شود، بیآنکه خود به نیرویی کور و مجازاتگر تبدیل گردد؟
« لانگ همچنین از اشیا و نشانههای ساده، کارکردی روایی میسازد. »
قوتها و کاستیها
«م» پاسخ قطعی عرضه نمیکند و ارزش تحلیلیاش نیز تا حد زیادی در همین امتناع از داوری آسان نهفته است. ریتم، محدودیتها و تأثیر ماندگار ریتم فیلم تابع منطق مشاهده و پیگیری است، نه هیجان پیوسته. این انتخاب در بخشهای زیادی به خلق تعلیقی آرام و فشرده کمک میکند، اما همواره به یک اندازه موفق نیست.
برخی گفتوگوها و مراحل جستوجو بیش از آنکه ضرباهنگ را تقویت کنند، آن را متوقف میسازند. افزون بر این، پیچیدگی ایدههای فیلم گاهی از تمرکز عاطفی بر قربانیان و پیامدهای جنایت میکاهد؛ جامعه و سازوکارهای تعقیب چنان برجسته میشوند که رنج شخصی خانوادهها در بخشهایی به حاشیه میرود. بااینهمه، این کاستیها از نیروی کلی اثر کم نمیکنند.
«م» با پیوند دادن داستان جنایی، مطالعهٔ روانشناختی و تأمل اجتماعی، الگویی از تعلیق میسازد که تنها بر غافلگیری تکیه ندارد. فیلم از تصویر و صدا برای کنترل اطلاعات بهره میگیرد و تماشاگر را در موقعیتی قرار میدهد که هم ناظر باشد و هم در داوری خود تردید کند. این کیفیت، اثر را از یک معمای جنایی صرف فراتر میبرد.
جمعبندی «م» فیلمی است که هراس را نه در نمایش مستقیم خشونت، بلکه در انتظار، نگاه و واکنش جمعی میجوید. بازی پیتر لوره، طراحی صوتی پیشرو و قاببندی سنجیدهٔ فریتس لانگ، جهانی میآفرینند که در آن تعقیب یک مجرم به پرسشی دربارهٔ قانون، مسئولیت و مرزهای عدالت تبدیل میشود. کندی برخی بخشها و طولانیشدن پارهای از پیگیریها ممکن است از کشش روایت بکاهد، اما جسارت فرمی و پیچیدگی اخلاقی فیلم همچنان نیروی آن را حفظ میکند.
« م» پاسخ قطعی عرضه نمیکند و ارزش تحلیلیاش نیز تا حد زیادی در همین امتناع از داوری آسان نهفته است. »
جمعبندی
حاصل، اثری جنایی و در عین حال عمیقاً اجتماعی است؛ فیلمی که پس از پایان تماشا، بیش از آنکه فقط سرنوشت شخصیتهایش را به یاد بیاوریم، به شیوهٔ داوری خود دربارهٔ آنان میاندیشیم.
ثبت دیدگاه