نقد و بررسی
نقد لالایی (Lullaby) | 2022
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
لالایی بهمثابه آستانهی وحشت «Lullaby» به کارگردانی John R. Leonetti از تصویری ساده اما پربار آغاز میکند: مادری تازهزا، نوزادی بیقرار و ترانهای که ظاهراً میتواند آرامش را به خانه بازگرداند. Rachel و همسرش John، در میان خستگی و مسئولیتهای تازه، لالاییای را در کتابی باستانی پیدا میکنند؛ اما آنچه در ابتدا راهحلی برای گریههای کودک به نظر میرسد، به دری برای ورود نیرویی کهن بدل میشود.
حضور لیلیث، دیوی پیوندخورده با روایتهای مذهبی و فولکلور یهودی، محور اصلی کابوس فیلم است. با این حال، فیلم از همان ابتدا روشن میکند که نیروی ترسآفرین فقط در موجودی فراطبیعی خلاصه نمیشود: فرسودگی، اضطراب و ترس والدین از ناتوانی در محافظت از فرزند نیز در ساختن فضای هولناک سهم دارند.
اضطراب والدگری؛ نقطهی اتکای درام نیرومندترین وجه آغازین فیلم، بهرهگیری از تجربهای ملموس است: مراقبت از نوزادی که نیازهایش را نمیتوان با کلمات توضیح داد و خستگیای که فرصت اندیشیدن را از والدین میگیرد. این وضعیت، زمینهای مؤثر برای ورود امر فراطبیعی فراهم میسازد. چیزی که در نگاه نخست نشانهی آسودگی است ــ ترانهای که کودک را آرام میکند ــ کمکم معنایی تهدیدآمیز مییابد.
همین تغییر کارکرد، ظرفیت خوبی برای تعلیق دارد؛ زیرا مخاطب نیز مانند شخصیتها ناچار است میان یک اتفاق عادی و نشانهای از خطری بزرگتر مردد بماند. فیلم در بخشهایی بهخوبی از این هراس بهره میگیرد. آسیبپذیری نوزاد و احساس مسئولیت سنگین پدر و مادر، خطر را از سطح یک تهدید دور و خیالی به مسئلهای فوری و عاطفی تبدیل میکند.
« لالایی بهمثابه آستانهی وحشت «Lullaby» به کارگردانی John R. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
بااینحال، این بذر درام همیشه به اندازهی کافی پرورش نمییابد. اضطراب والدین گاه بهجای آنکه به تحول شخصیتی و تصمیمهایی پیچیده منجر شود، صرفاً بهانهای برای پیشبردن موقعیتهای ترسناک باقی میماند. افسانهی کهن و جهان دینی فیلم استفاده از لیلیث و عناصر یهودی، به «Lullaby» امکان میدهد از الگوی رایج فیلمهایی که وحشت مذهبی را عمدتاً از مسیر نمادهای مسیحی پیش میبرند فاصله بگیرد.
کتاب کهن، ترانه، ارجاعهای عبری و حضور کسانی که میکوشند منشأ خطر را توضیح دهند، به جهان فیلم بافتی متفاوت میبخشند. این انتخاب در اصل جذاب است: افسانهای با پیشینهی فرهنگی مشخص، در دل خانهای امروزی و در کنار مسئلهای بسیار شخصی ــ حفاظت از کودک ــ قرار میگیرد. چنین ترکیبی میتوانست به بررسی دقیقتری از حافظهی جمعی، میراث خانوادگی و فاصلهی میان باور و تردید راه ببرد.
اما فیلم بیشتر از آنکه این مواد را بهطور ژرف بکاود، از آنها برای رنگآمیزی یک داستان وحشت متعارف استفاده میکند. فرهنگ یهودی و روایتهای مرتبط با لیلیث، گاه در حد نشانههایی برای ایجاد تازگی باقی میمانند، نه اجزای زندهای که منطق جهان داستان را سامان دهند. در نتیجه، تفاوت فرهنگی فیلم مهم و قابل توجه است، اما پرداخت آن به اندازهی ایدهاش پرمایه نیست.
داستان اشارههایی میسازد که میتوانند کنجکاویبرانگیز باشند، سپس اغلب بهسرعت به سازوکار آشنای تهدید و تعقیب بازمیگردد. تعلیق، فضا و میزانسن خانه در فیلم فقط محل وقوع رویدادها نیست؛ فضایی است که قرار است آشنایی و امنیت را به شک و هراس بدل کند. اتاق کودک، راهروها و فضاهای بسته، در پیوند با گریهی نوزاد و حضور نامطمئن موجودات، امکانات مناسبی برای تعلیق فراهم میکنند.
« بااینحال، این بذر درام همیشه به اندازهی کافی پرورش نمییابد. »
شخصیتها و اجرا
فیلم در بعضی صحنهها با محدود کردن اطلاعات و مکث بر انتظار، حس ناخوشایندی میآفریند؛ مخاطب پیش از آنکه خطری را بهروشنی ببیند، از امکان حضورش آگاه میشود. این تأخیر در آشکارسازی، گاه از خود جلوهی ترسناک مؤثرتر است. طراحی صحنه در بخشهایی به فضای اثر جان میدهد و به خانه هویتی قابلتشخیص میبخشد.
همچنین فاصلهی میان روزمرگی و کابوس، در لحظاتی خوب به کار گرفته میشود: ترس از دل محیطی بیرون میآید که باید امنترین جای جهان برای کودک باشد. بااینهمه، فیلم در حفظ همین ظرافت یکدست نیست. هرگاه به نمایش مستقیم موجودات یا جلوههای دیجیتال تکیه میکند، بخشی از ابهام و هراس جای خود را به تصویری کمباورپذیر میدهد.
هرچه هیولا آشکارتر و تأکیدشدهتر میشود، تخیل مخاطب فرصت کمتری برای کامل کردن وحشت پیدا میکند. بازیها و پیوندهای خانوادگی Oona Chaplin در نقش Rachel بار اصلی عاطفی فیلم را به دوش میکشد. شخصیت او میان فرسودگی، دلنگرانی و تلاش برای حفظ تسلط بر زندگی در نوسان است و بازی Chaplin در لحظاتی که این فشارها به سطح میآیند، به داستان نیروی انسانی میبخشد.
Ramón Rodríguez نیز نقش John را با حضوری آرامتر پیش میبرد؛ این تفاوت در واکنشها میتوانست تضاد جالبی میان دو والد بسازد، بهخصوص وقتی یکی از آنها خطر را زودتر یا شدیدتر احساس میکند. با وجود این، رابطهی زوج همیشه به عمقی که premise فیلم وعده میدهد نمیرسد. تماشاگر میتواند نگرانی آنها را بفهمد، اما فرصت کمتری مییابد تا لایههای زندگی مشترکشان را بشناسد.
« این تأخیر در آشکارسازی، گاه از خود جلوهی ترسناک مؤثرتر است. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
در نتیجه، بعضی تصمیمها بیشتر تابع نیاز فیلمنامه به رساندن شخصیتها به صحنهی بعدیاند تا حاصل واکنشهایی کاملاً باورپذیر. این مسئله در فیلمی که بقا و مراقبت از کودک را در مرکز خود قرار داده، اهمیت ویژه دارد: باورپذیری ترس به باورپذیری رفتار کسانی وابسته است که میخواهند از عزیزشان محافظت کنند.
فیلمنامه و حدود تازگی «Lullaby» ایدهای دارد که میتواند از یک قصهی ارواح معمولی فراتر برود، اما فیلمنامه غالباً راههای آشنای ژانر را انتخاب میکند. نشانههای تهدید، اطلاعاتی که دیرتر از انتظار روشن میشوند و شخصیتهایی که گاه با وجود خطر، تصمیمهایی محل تردید میگیرند، حس تکرار ایجاد میکنند.
این انتخابها لزوماً در هر فیلم ترسناکی ضعف نیستند؛ آشنایی با قراردادهای ژانر میتواند تعلیق را تقویت کند. مسئله آنجاست که فیلم کمتر میکوشد این قراردادها را دگرگون کند یا پیامدهایشان را با منطق محکمی به هم پیوند دهد. همچنین قواعد رویارویی با نیروی شر همیشه بهاندازهی کافی روشن و پایدار نیستند.
وقتی حدود توانایی موجود یا راههای مقابله با آن در طول داستان تغییر میکنند، خطر ممکن است بزرگتر به نظر برسد، اما منطق درام سست میشود. فیلم گاهی بهجای آنکه تنش را از دل انتخابهای دشوار و پیامدهای روشن بسازد، به شوکهای ناگهانی یا جلوههای بصری متکی میشود. حاصل، تجربهای است که در برخی لحظهها سرگرمکننده و مؤثر است، اما کمتر به هراسی ماندگار تبدیل میشود.
« این انتخابها لزوماً در هر فیلم ترسناکی ضعف نیستند؛ آشنایی با قراردادهای ژانر میتواند تعلیق را تقویت کند. »
قوتها و کاستیها
این فیلم با وجود بهرهگیری از اسطورهای متفاوت، در بخش مهمی از روایت به همان ضرباهنگ آشنای وحشت فراطبیعی وفادار میماند. جمعبندی «Lullaby» فیلمی است با هستهای جذاب: لالاییای که قرار است آرام کند، به نشانهی خطری باستانی بدل میشود؛ والدینی خسته باید میان نگرانیهای روزمره و تهدیدی نامتعارف راهی برای محافظت از فرزندشان بیابند.
این ایده، همراه با فضای خانگی ناآرام، حضور بازیگران اصلی و استفاده از عناصر یهودی، به اثر هویتی متمایز میدهد. فیلم در لحظاتی موفق میشود از اضطراب والدگری برای ساختن تعلیقی ملموس بهره بگیرد و خانه را از پناهگاه به مکانی مشکوک تبدیل کند. بااینحال، تازگی premise در سراسر فیلم حفظ نمیشود.
کلیشههای ژانر، تصمیمهای گاه ناموجه، پرداخت سطحی به مواد فرهنگی و جلوههایی که همیشه باورپذیر نیستند، مانع از آن میشوند که اثر به ظرفیت کامل خود برسد. «Lullaby» بیش از آنکه وحشتی عمیق و تازه بسازد، تجربهای آشنا با چند مؤلفهی متفاوت عرضه میکند. برای علاقهمندان به قصههای فراطبیعی و افسانههای تاریک، ایدهی مرکزی و چند لحظهی فضاسازی آن ارزش توجه دارد؛ اما کسانی که به دنبال روایتی منسجم، شخصیتپردازی ژرف و ترسی پیوسته و اصیلاند، احتمالاً با اثری نابرابر روبهرو خواهند شد.
« این ایده، همراه با فضای خانگی ناآرام، حضور بازیگران اصلی و استفاده از عناصر یهودی، به اثر هویتی متمایز میدهد. »



ثبت دیدگاه