نقد و بررسی
نقد Lovers and Other Strangers | 1970
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
ازدواج بهمثابه آینهای برای دیگران در فیلم «Lovers and Other Strangers»، عروسیِ مایک و سوزان قرار است نقطهٔ تمرکز باشد، اما خیلی زود روشن میشود که این پیوند فقط بهانهای برای کنار هم نشاندن چندین زوج و چندین تصور متفاوت از عشق است. خانوادهها به مراسم نزدیک میشوند، ولی هر یک بارِ خود را با خود میآورد: دلخوری، خیانت، فرسودگی، میل به جدایی یا آرزوی صمیمیتی که در زندگی روزمره گم شده است.
فیلم از این تقابل، کمدیای خانوادگی و چندشاخه میسازد؛ کمدیای که زیر شوخیهایش پرسشی جدیتر پنهان است: آیا ازدواج وعدهٔ خوشبختی میدهد، یا راهی است برای کنار آمدن با ناکامیها و تفاوتهای آدمها؟ روایت چندشاخه و نظمِ آشوب Cy Howard فیلم را بر پایهٔ نمایشنامهای از Joseph Bologna و Renée Taylor ساخته است.
ساختار اثر به جای دنبال کردن یک قهرمان واحد، میان چند رابطه رفتوآمد میکند و هر شاخه وجهی دیگر از زندگی مشترک را پیش میکشد. در مرکز، مایک و سوزان ایستادهاند؛ زوجی که شور و سادگی رابطهشان در برابر گرفتاریهای اطرافیان قرار میگیرد. پیرامون آنها، ریچی و جوآن با مسئلهٔ جدایی روبهرو هستند؛ پدر سوزان درگیر رابطهای پنهانی است؛ ویلمای ناآرام میکوشد از همسرش توجهی عاطفی بگیرد؛ و جری نیز با شیوهای حسابشده اما نهچندان موفق، به برندا نزدیک میشود.
« روایت چندشاخه و نظمِ آشوب Cy Howard فیلم را بر پایهٔ نمایشنامهای از Joseph Bologna و Renée Taylor ساخته است. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
این چندگانگی به فیلم امکان میدهد از ازدواج تصویری یکدست نسازد. رابطهها در مراحل متفاوتی از شکلگیری یا فرسودگیاند و هر کدام با زبان و منطق خود پیش میروند. بااینحال، همین فراوانی گاهی به بهای تمرکز تمام میشود. بعضی شخصیتها بیشتر بهصورت طرحی کمدی یا موقعیتی گذرا ظاهر میشوند تا انسانهایی با مسیر کامل؛ تماشاگر ممکن است در میان جابهجاییهای پیاپی، رشتهٔ برخی خردهداستانها را از دست بدهد.
روایت بیش از آنکه به سوی یک خط دراماتیک محکم حرکت کند، مجموعهای از برخوردها و لحظههاست. عشق جوان و واقعیتِ رابطه مایک و سوزان در قیاس با دیگر زوجها به تصویری نسبتاً روشن از عشق بدل میشوند. رابطهشان ساده است، اما فیلم آن را به الگوی آرمانی و بینقص تبدیل نمیکند؛ اهمیتشان در این است که هنوز از سنگینیِ مصالحهها و خستگیهای انباشتهشدهٔ دیگران دورند.
حضور آنها همچون خطکش عاطفی عمل میکند: هر بار که فیلم به یکی از زوجهای بحرانزده میرسد، فاصلهٔ میان امید آغازین و واقعیتِ زندگی مشترک آشکارتر میشود. اثر اما از این تضاد نتیجهای بدبینانه نمیگیرد. عشق را نه نیرویی جادویی میبیند که همهٔ اختلافها را برطرف میکند و نه توهمی که ناگزیر فرو میریزد.
« این چندگانگی به فیلم امکان میدهد از ازدواج تصویری یکدست نسازد. »
شخصیتها و اجرا
نگاه فیلم بیشتر به سازگاری و پذیرش نزدیک است؛ آدمها گاهی راهی پیدا میکنند تا کنار هم بمانند، حتی اگر رابطهشان دیگر شبیه تصور نخستینشان نباشد. این دیدگاه به فیلم گرمایی انسانی میدهد، هرچند در برخی لحظات، سازش را چنان عادی مینمایاند که مرز میان بلوغ عاطفی و تحملِ صرفِ نارضایتی مبهم میشود.
خانواده، سنت و رضایتِ ناگفته یکی از پرقدرتترین محورهای فیلم، خانوادهٔ مایک و واکنش پدر و مادرش به احتمال جدایی ریچی است. بئاتریس و فرانک نه فقط از تصمیم پسرشان آزردهاند، بلکه بهنظر میرسد آن را تهدیدی علیه تصویری میدانند که از خانواده و ازدواج در ذهن ساختهاند. اصرارشان بر دوام زندگی مشترک، هم سرچشمهٔ کمدی است و هم دریچهای به ارزشهای نسلی که پایداری را فضیلت میشمارد، حتی اگر شادی در آن جایی نداشته باشد.
در این میان، بئاتریس آرتور و ریچارد کاستلانو از مهمترین تکیهگاههای فیلماند. گفتوگوهای آنها ضرباهنگی دقیق و نمایشی دارند؛ نوعی جدل آشنا که گویی بارها در خانه تکرار شده و اکنون به نمایشی خانوادگی بدل گشته است. پشت شوخیها، نوعی توافق خاموش میان آن دو دیده میشود: زندگی مشترکشان شاید مطابق رؤیاهای جوانی نبوده، اما قواعد و عادتهایی ساختهاند که آن را سرپا نگه میدارد.
« در این میان، بئاتریس آرتور و ریچارد کاستلانو از مهمترین تکیهگاههای فیلماند. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
فیلم در همین تناقض، هم طنز مییابد و هم اندوه. بازیگران و کیفیت گروهی قدرت فیلم بیش از هر چیز به هماهنگی گروه بازیگران وابسته است. هر بازیگر باید در زمان محدود، شخصیتی را معرفی کند و در همان حال به خردهروایتهای دیگر میدان بدهد. Bea Arthur با خشکی و صلابت کمیکش حضوری مسلط دارد؛ Richard Castellano گرما و دستپاچگیِ پدرانه را به شخصیت فرانک میآورد؛ و Diane Keaton در نقش جوآن، از همان حضور کوتاهترش نشانههایی از دقت و طبع بازیگریاش بروز میدهد.
Bonnie Bedelia و Michael Brandon به مایک و سوزان آرامشی میبخشند که برای تعادل فیلم ضروری است. در سوی دیگر، Gig Young در نقش پدر سوزان، جذابیت مردی را میسازد که میتواند رفتار خودخواهانهاش را پشت شوخطبعی پنهان کند. Anne Meara و Harry Guardino نیز با کشمکشهای پرحرارتشان انرژی صحنهها را بالا میبرند.
این اجراهای متفاوت همیشه به یک اندازه پرداختشده نیستند، اما در مجموع حس میشود گروه بازیگران به زبان مشترکی رسیدهاند: بازیها بر واکنش، مکث و تغییر ناگهانی لحن تکیه دارند و از این راه، موقعیتهای خانوادگی را زنده میکنند. طنز، دیالوگ و مرز اغراق طنز فیلم بر پایهٔ برخورد میان آنچه شخصیتها میگویند و آنچه واقعاً میخواهند شکل میگیرد.
« فیلم در همین تناقض، هم طنز مییابد و هم اندوه. »
قوتها و کاستیها
آدمها دربارهٔ اخلاق، وفاداری یا دوام ازدواج حرف میزنند، اما رفتارشان اغلب تناقضهایشان را برملا میکند. دیالوگهای تیز و رفتوبرگشتهای سریع، بهویژه در صحنههای خانوادگی، فیلم را از تبدیل شدن به ملودرامی سنگین نجات میدهند. در بهترین لحظهها، شوخی نه تزئینی است و نه جدا از شخصیت؛ از دلِ عادتها و خودفریبیهای آنان بیرون میآید.
بااینحال، فیلم همیشه در این تعادل موفق نیست. برخی موقعیتها با اغراق پیش میروند و بعضی شوخیها بیش از آنکه لایهای تازه به شخصیت بیفزایند، صرفاً برای گرفتن واکنش فوری طراحی شدهاند. در روایت چندشاخه، این ناهمواری بیشتر به چشم میآید: یک خط داستانی ممکن است ظریف و تلخ باشد، درحالیکه خطی دیگر به کمدی پرصدا و تیپسازی نزدیک میشود.
این تفاوت، بخشی از سرزندگی فیلم است، اما یکپارچگی لحن را نیز محدود میکند. نگاهِ زمانه و فاصلهٔ امروز «Lovers and Other Strangers» محصول دورهای است که بحث دربارهٔ آزادی فردی، طلاق و نقشهای جنسیتی در جامعهٔ آمریکا تغییر میکرد. فیلم این دگرگونی را در برخورد نسلها و در فاصلهٔ میان خواستههای شخصی و انتظارات خانوادگی ثبت میکند.
« آدمها دربارهٔ اخلاق، وفاداری یا دوام ازدواج حرف میزنند، اما رفتارشان اغلب تناقضهایشان را برملا میکند. »
جمعبندی
از این منظر، اثر تنها کمدیای دربارهٔ یک عروسی نیست؛ تصویری از جامعهای است که هنوز با معیارهای سنتی زندگی میکند، اما دیگر نمیتواند پرسشهای تازهٔ نسل جوانتر را نادیده بگیرد. همین زمینه، امروز هم جذابیت دارد، اما برخی انتخابها کهنه به نظر میرسند. زنان فیلم گاه در چارچوبهایی محدود میشوند که رنج عاطفی یا میلشان را به مادهٔ شوخی بدل میکند؛ بعضی واکنشها نیز بر کلیشههایی دربارهٔ جنسیت و ازدواج تکیه دارند که اکنون کمتر بیمسئله پذیرفته میشوند.
بهتر است فیلم را هم بهعنوان سرگرمی و هم بهعنوان اثری متعلق به زمانهٔ خود دید: اثری که گاه از قالبهای همان زمان فراتر میرود، اما همیشه از آنها رها نمیشود. جمعبندی «Lovers and Other Strangers» کمدیای گرم و بازیگرمحور است که از دلِ عروسی، تصویری چندوجهی از عشق و ازدواج بیرون میکشد.
امتیاز اصلیاش در گفتوگوهای خوشساخت، انرژی گروه بازیگران و تواناییاش در آمیختن خنده با اندوهِ روابط روزمره است. روایت اپیزودیک و پرشمار بودن شخصیتها، گاه تمرکز را کم میکند؛ اغراق و نگاهِ تاریخمند به روابط نیز ممکن است برای تماشاگر امروز فاصلهساز باشد. بااینهمه، فیلم در بهترین لحظههایش نه موعظه میکند و نه حکم قطعی میدهد؛ فقط آدمهایی را نشان میدهد که میکوشند میان عشق، عادت و واقعیتِ زندگی راهی برای ادامه پیدا کنند.
« همین زمینه، امروز هم جذابیت دارد، اما برخی انتخابها کهنه به نظر میرسند. »
ثبت دیدگاه