نقد و بررسی
نقد ما چقدر دوستداشتنی هستیم (Lovely Us) | 2020
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
بازگشت به شانزدهسالگی «Lovely Us» با بازگشت به سال ۲۰۰۷، دورهای را به تصویر میکشد که نوجوانی نه با حادثههای بزرگ، بلکه با دلمشغولیهای کوچک و پررنگ معنا مییابد: دوستیهایی که هر روز آزموده و دوباره محکم میشوند، علاقههایی که هنوز نام روشنی ندارند، و خانوادههایی که حتی در پسزمینهٔ زندگی روزانه، حضوری تعیینکننده دارند.
چهار نوجوانی که از کودکی در محلهٔ خانوادههای کارکنان بیمارستان شووده بزرگ شدهاند، در آستانهٔ دبیرستان و شانزدهسالگی، وارد مرحلهای تازه میشوند. شکلگیری گروه «شمارهٔ ۱۹۹۲» نیز نامی ساده برای همان پیوندی است که داستان میخواهد در مرکز توجه نگه دارد: باهمبودنی که از خاطرات مشترک و عادتهای روزمره جان گرفته است.
سریال از همان آغاز، وعدهٔ ماجراجویی پرشتاب یا کشمکشهای پرهیاهو نمیدهد. جذابیتش در ثبت تغییرات آرامی است که گاه شخصیتها را پیش میبرد و گاه تنها شیوهٔ نگاهشان را به خود و اطرافیان عوض میکند. از این رو، «Lovely Us» بیش از آنکه قصهای دربارهٔ یک رویداد بزرگ باشد، روایتی دربارهٔ سپریکردن روزها در کنار کسانی است که حضورشان به روزها معنا میدهد.
رفاقت؛ نیروی اصلی روایت مهمترین سرمایهٔ سریال، جمع پنجنفرهٔ آن است. دوستی میان این نوجوانان از جنس صمیمیتی پرزرقوبرق یا بینقص نیست؛ آنها به هم طعنه میزنند، از یکدیگر دلخور میشوند و گاهی برای مسائل کوچک رقابت میکنند، اما درست در همان لحظههایی که حمایت لازم است، کنار هم میمانند.
« سریال از همان آغاز، وعدهٔ ماجراجویی پرشتاب یا کشمکشهای پرهیاهو نمیدهد. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
شوخیها و سربهسرگذاشتنهایشان فقط برای خنداندن تماشاگر نیست؛ راهی است برای نشاندادن اعتماد و آشنایی عمیقی که در گذر زمان میانشان شکل گرفته است. نکتهٔ دلنشین این است که سریال دوستی را صرفاً در قالب جملههای احساسی تعریف نمیکند. پیوند میان شخصیتها بیشتر از رفتارهای کوچک آشکار میشود: حضور مداوم، توجه به حال یکدیگر، و پذیرفتن ضعفها و عادتهای هم.
این جزئیات سبب میشود گروه «شمارهٔ ۱۹۹۲» باورپذیر به نظر برسد؛ گویی اعضای آن پیش از آغاز داستان نیز زندگی مشترکی داشتهاند و دوربین فقط گوشهای از آن را ثبت میکند. البته این مرکزیت، محدودیتی هم به همراه دارد. گاهی تأکید پیوسته بر دلنشینی جمع باعث میشود تفاوتها و تنشهای میان افراد فرصت کمتری برای پیچیدهشدن پیدا کنند.
با این حال، برای سریالی که بر گرمای رفاقت تکیه دارد، همین هماهنگی و حس تعلق بخش مهمی از هویت اثر است. طنزهای کوچک و عاطفهٔ بیادعا «Lovely Us» در آمیختن لحظههای خندهدار و احساسی، لحن شیرینی پیدا میکند. طنز آن بیشتر از برخورد شخصیتها و شوخیهای خصوصیشان برمیآید تا از موقعیتهای اغراقشده.
تکههایی مانند لقبهای «سگ زشت» و «پرتقال زشت» نمونهٔ همین شوخیهاییاند که شاید بیرون از رابطهٔ این دوستان معنای چندانی نداشته باشند، اما در جهان کوچک آنها به نشانهای از صمیمیت بدل میشوند. در سوی دیگر، سریال برای اثرگذاری عاطفی به احساسات پرشور و توضیحهای مستقیم متوسل نمیشود.
« نکتهٔ دلنشین این است که سریال دوستی را صرفاً در قالب جملههای احساسی تعریف نمیکند. »
شخصیتها و اجرا
رابطهٔ نوجوانان با خانوادههایشان، اهمیت حمایت والدین و شکلگیری نخستین دلبستگیها، در دل موقعیتهای عادی جریان مییابد. به همین دلیل، لحظههای عاطفی اغلب از دل فضای روزمره بیرون میآیند و غافلگیرکنندهتر میشوند. گاه یک اختلاف خانوادگی یا یک نگرانی ساده، راهی باز میکند به احساسی که پیشتر پشت شوخی و بازیگوشی پنهان بوده است.
این تعادل همیشه یکسان نیست: برخی لحظات ممکن است بیش از اندازه شیرین یا آشنا به نظر برسند، اما سریال معمولاً با تکیه بر شخصیتها و رابطههایشان از تصنع فاصله میگیرد. حاصل، اثری است که میتواند همزمان خندهدار و اندوهگین باشد، بیآنکه این دو کیفیت را به زور در کنار هم بنشاند. خانه، محله و خاطرهٔ زمان فضای سال ۲۰۰۷ فقط پسزمینهای تاریخی برای قصه نیست؛ بخشی از حسوحال آن را میسازد.
محلهٔ وابسته به بیمارستان، خانوادههای آشنا و خاطرهٔ کودکی، محیطی فراهم میکنند که در آن مرز میان زندگی شخصی و جمعی چندان پررنگ نیست. نوجوانان در فضایی رشد کردهاند که یکدیگر و خانوادههایشان را میشناسند؛ بنابراین دوستیشان از مدرسه فراتر میرود و ریشه در سالهای پیش از آغاز داستان دارد.
جزئیات روزگار، از وسایل ارتباطی و سرگرمیهای آن دوره تا عادتهای کوچک زندگی، به روایت رنگ نوستالژیک میدهند. این حس نوستالژی در «Lovely Us» فقط به بازآفرینی اشیا محدود نمیشود. مهمتر از آن، شیوهای است که سریال با گذر زمان رفتار میکند: روزها و لحظههای معمولی را ارزشمند میگیرد، چون بعدها همانها به خاطرههایی تبدیل میشوند که شخصیتها و تماشاگران با حسرت یا لبخند به یاد میآورند.
« به همین دلیل، لحظههای عاطفی اغلب از دل فضای روزمره بیرون میآیند و غافلگیرکنندهتر میشوند. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
محله نیز مانند یکی از شخصیتهای خاموش سریال عمل میکند. آشنایی محیط، حس امنیت و نزدیکی را تقویت میکند، اما همزمان یادآور آن است که بزرگشدن یعنی تغییرکردن در دل جهانی که زمانی ثابت و بیدردسر به نظر میرسید. در این معنا، فضای اثر تنها نوستالژیک نیست؛ بستری است برای سنجیدن فاصلهٔ میان کودکی و ورود به زندگی نوجوانانه.
روایت آرام و ریتم روزمره ساختار «Lovely Us» به جای انباشتن ماجراهای بزرگ، به رویدادهای کوچک مجال میدهد. همین انتخاب به سریال لطافت و روانی میبخشد؛ تماشاگر میتواند بیآنکه با پیچیدگیهای روایی متعدد روبهرو شود، به شخصیتها نزدیک شود و با آهنگ زندگیشان پیش برود. اپیزودها حالوهوایی دارند که تماشای پیاپی را آسان میکند؛ نه لزوماً به این دلیل که هر قسمت با تعلیقی بزرگ پایان مییابد، بلکه چون همراهی با این گروه دلپذیر است.
با این همه، ریتم آرام برای همه جذاب نخواهد بود. کسانی که از درام انتظار رخدادهای پیدرپی، بحرانهای پررنگ یا تغییرات سریع دارند، ممکن است در بخشهایی احساس کنند قصه درجا میزند. بعضی موقعیتها بیشتر برای حفظ حالوهوای جمعی به کار میروند تا پیشبردن داستان؛ بنابراین صبر تماشاگر و علاقهاش به روایتهای روزمره در تجربهٔ او از سریال نقش مهمی دارد.
این کندی گاه نقطهقوت و گاه نقطهضعف اثر است. آرامش روایت به لحظات کوچک اجازه میدهد دیده شوند، اما ممکن است از شدت بعضی کشمکشها بکاهد. سریال بیش از آنکه بخواهد غافلگیر کند، میخواهد تماشاگر را در کنار شخصیتها نگه دارد؛ تصمیمی که با مضمون رفاقت و رشد تدریجی هماهنگ است، ولی بیهزینه نیست.
« محله نیز مانند یکی از شخصیتهای خاموش سریال عمل میکند. »
قوتها و کاستیها
بازیها و شیمی میان شخصیتها حضور بازیگران جوان، برای باورپذیری گروه اهمیت فراوان دارد. شخصیتها باید هم شوخطبع و بازیگوش باشند و هم بتوانند در لحظههای حساس، آسیبپذیری نوجوانانهشان را آشکار کنند. بازیها در مجموع با این نیاز همراهاند و شیمی میان اعضای جمع، بهویژه در صحنههای گروهی، به تماشاگر کمک میکند روابطشان را نه بهعنوان قراردادی داستانی، بلکه همچون پیوندی جاافتاده بپذیرد.
جاذبهٔ رابطهٔ عاطفی میان دو شخصیت اصلی نیز از همین آشنایی و نزدیکی سرچشمه میگیرد. علاقه در فضایی جدا از دوستی شکل نمیگیرد؛ با همان شوخیها، سوءتفاهمها و عادتهای مشترک آمیخته است. این رویکرد به رابطه حالتی طبیعی میدهد و اجازه میدهد تغییر احساسها بهتدریج در رفتارها دیده شود.
در عین حال، برخی مناسبات عاشقانه در مسیرهای آشنای درامهای نوجوانانه حرکت میکنند و گاه تازگی چشمگیری ندارند. محدودیت زمان هم در پرداخت همهٔ شخصیتها بیاثر نیست. با آنکه گروه پنجنفره دوستداشتنی است، طبیعی است که برخی رابطهها و مسیرهای فردی نسبت به محور اصلی فرصت کمتری برای گسترش پیدا کنند.
این نابرابری، بهویژه در مورد سرنوشت چنزویی، ممکن است برای تماشاگرانی که به دنبال نتیجهای روشنتر برای همهٔ شخصیتها هستند، حس ناتمامی بر جای بگذارد. آشناییهای ژانر و کاستیها «Lovely Us» در قلمرو درامهای جوانی و زندگی روزمره حرکت میکند؛ قلمرویی که نمونههای فراوانی از دوستیهای گروهی، نخستین عشقها و خاطرات مدرسه در آن ساخته شده است.
« بازیها و شیمی میان شخصیتها حضور بازیگران جوان، برای باورپذیری گروه اهمیت فراوان دارد. »
جمعبندی
از همین رو، بعضی الگوها و موقعیتهای سریال برای تماشاگر این ژانر آشنا خواهند بود. گاه نیز شباهتهایی با آثار همخانواده، از جمله در شیوهٔ بازنمایی رفاقت و نوستالژی، از حس تازگی آن میکاهد. با این حال، ارزش اثر تنها به ابتکار روایی وابسته نیست. کیفیت رابطههای دوستانه، فضای گرم و تواناییاش در ساختن لحظههای کوچک و بهیادماندنی، به سریال هویتی مستقل میدهد؛ حتی اگر از الگوهای شناختهشده استفاده کند.
ایراد اصلی آنجاست که برخی مسیرها میتوانستند پیچیدهتر یا کاملتر شوند و پایانبندی نیز دربارهٔ چنزویی ابهامی باقی میگذارد که برای بخشی از مخاطبان رضایتبخش نخواهد بود. این ابهام را میتوان دعوتی به تصور آینده دانست، اما چنین برداشتی لزوماً از ناامیدی ناشی از ناتمامماندن یک مسیر کم نمیکند.
جمعبندی «Lovely Us» داستانی گرم و صمیمی دربارهٔ رشد در کنار دوستان است؛ اثری که به جای تکیه بر حادثههای بزرگ، از شوخیهای خصوصی، رابطه با خانواده و گذر روزهای معمولی معنا میسازد. مهمترین نقطهٔ قوتش همان جمع پنجنفرهای است که با تفاوتها و شیطنتهایشان حضوری دلنشین پیدا میکنند.
ترکیب طنز و احساس نیز به سریال توانایی میدهد تا هم لبخند برانگیزد و هم در لحظاتی تماشاگر را متأثر کند. در مقابل، ریتم آرام، شباهت به برخی نمونههای دیگر این ژانر و ابهام در سرنوشت چنزویی ممکن است برای بعضی مخاطبان کاستیهایی جدی باشند. اما اگر تماشاگر از روایتهای پرحادثه انتظار نداشته باشد و با داستانهای روزمره و آرام ارتباط برقرار کند، این سریال میتواند تجربهای شیرین و دلگرمکننده باشد: یادآوری
« از همین رو، بعضی الگوها و موقعیتهای سریال برای تماشاگر این ژانر آشنا خواهند بود. »



ثبت دیدگاه