نقد و بررسی
نقد کشور لاوکرافت (Lovecraft Country) | 2020
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
وحشت در جادههای تاریخ «Lovecraft Country» از یک سفر جادهای آغاز میشود، اما خیلی زود روشن میکند که جاده در اینجا فقط مسیری برای رسیدن از نقطهای به نقطهٔ دیگر نیست؛ نقشهای است از کشوری که خطر در آن به شکلی نابرابر توزیع شده است. اتیکوس فریمن، لتیشیا و جورج در آمریکای دههٔ ۱۹۵۰ به جستوجوی پدر گمشدهٔ اتیکوس میروند و با دو نوع تهدید روبهرو میشوند: خشونت نژادپرستانهای که در زندگی روزمره و قوانین جیم کرو ریشه دارد، و نیروهای فراطبیعیای که به نظر میرسد از داستانهای لاوکرفتی بیرون آمدهاند.
این همنشینی، هستهٔ اصلی جذابیت سریال است: هیولاها واقعیاند، اما ترس انسانی و اجتماعی هیچگاه از آنها کماهمیتتر نمیشود. هیولاهایی با چهرههای آشنا سریال از وحشت ماورایی برای تزئین روایت تاریخی استفاده نمیکند؛ آن را به زبان دیگری برای بیان خشونتی بدل میسازد که در جهان واقعی جریان دارد.
روایت و ریتم؛ جریان داستان
خطرهای فراطبیعی ممکن است شکلهایی نامأنوس و هولناک داشته باشند، اما شخصیتها پیش از رویارویی با آنها باید از تبعیض، تحقیر و تهدیدهای انسانی جان سالم به در ببرند. این ترتیب اهمیت دارد: هیولاهای خیالی در جهانی ظاهر میشوند که پیشاپیش بهواسطهٔ نژادپرستی، امنیت را برای همه یکسان تعریف نمیکند.
در نتیجه، مفهوم «وحشت» در سریال دامنهای گستردهتر از خانهٔ تسخیرشده یا موجودی در تاریکی پیدا میکند. مخاطب پیوسته میان آنچه غیرطبیعی به نظر میرسد و آنچه جامعه آن را عادی کرده است رفتوآمد میکند. همین تقابل، نیروی تأملبرانگیز اثر است؛ زیرا یادآوری میکند که شر همیشه در قالب موجودی عجیب و ناشناخته ظاهر نمیشود.
« در نتیجه، مفهوم «وحشت» در سریال دامنهای گستردهتر از خانهٔ تسخیرشده یا موجودی در تاریکی پیدا میکند. »
شخصیتها و اجرا
گاهی صورتش آشناست و پشت مقررات، قدرت یا تعصب پنهان میماند. آنتولوژی و مسئلهٔ انسجام «Lovecraft Country» در هر قسمت سراغ موقعیتها و صورتهای تازهای از وحشت میرود و در این معنا، ساختاری آنتولوژیوار دارد؛ اما شخصیتها و مسئلههای محوری، رشتهای مشترک میان این تجربههای گوناگون میکشند.
این انتخاب به سریال امکان میدهد از محدودهٔ یک ماجرای واحد فراتر برود و به ژانرها و فضاهای متفاوت سرک بکشد. گاه قصه به وحشت کلاسیک نزدیک میشود، گاه حالوهوای ماجراجویی یا خیالپردازی پیدا میکند و در لحظههایی نیز بر روابط خانوادگی و هویت فردی تکیه میکند. گستردگی یادشده همزمان نقطهٔ قوت و ضعف اثر است.
« گاهی صورتش آشناست و پشت مقررات، قدرت یا تعصب پنهان میماند. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
تغییر شکل مداوم قصه، از یکنواختی جلوگیری میکند و جهان
« تغییر شکل مداوم قصه، از یکنواختی جلوگیری میکند و جهان »



ثبت دیدگاه