نقد و بررسی
نقد پیچ و تاب عشق (Love Twist) | 2021
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
جایگاه سریال در ملودرام خانوادگی «Love Twist» در قلمرو آشنای ملودرامهای روزانهٔ کرهای حرکت میکند: عشقی در مرکز روایت قرار میگیرد و زندگی عاطفی والدین و فرزندانِ سه خانواده، بهتدریج به آن گره میخورد. سریال بهجای آنکه تنها بر شکلگیری یک رابطهٔ عاشقانه متمرکز بماند، از آن رابطه پلی میسازد به رقابتها، رازها و پیوندهای میاننسلی.
این گسترش، ظرفیت عاطفی داستان را بالا میبرد؛ اما همزمان آن را در معرض انباشت ماجراهایی قرار میدهد که گاه بیش از آنکه شخصیتها را عمیق کنند، صرفاً قصه را به جلو میرانند. اثر با منطق ملودرام پیش میرود، نه با واقعگرایی سختگیرانه. بنابراین، اغراق، سوءتفاهم و گرهافکنی بخشی از زبان روایی آناند.
پرسش اصلی این نیست که آیا هر اتفاق بهتنهایی کاملاً محتمل است، بلکه این است که آیا زنجیرهٔ اتفاقها از دل شخصیتها و مناسباتشان برمیآید یا صرفاً برای حفظ تعلیق ساخته شده است. «Love Twist» در پاسخ به این پرسش یکدست نیست: گاهی احساساتش باورپذیرند و گاهی سازوکار داستانیاش بیش از حد آشکار میشود.
« اثر با منطق ملودرام پیش میرود، نه با واقعگرایی سختگیرانه. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
عشق در میان خانوادهها رابطهٔ دو شخصیت اصلی، محور عاطفی سریال است؛ با این حال، روایت آن را در خلأ نمیگذارد. والدین و فرزندان هر خانواده نیز مسیرهای عاطفی و اختلافهای خود را دارند و تصمیمهای آنان بر فضای رابطهٔ مرکزی اثر میگذارد. همین چندلایگی، امکان میدهد که عشق در این مجموعه تنها شورِ دو نفره نباشد، بلکه با وفاداری، مسئولیت، غرور و انتظارهای خانوادگی سنجیده شود.
از امتیازهای سریال آن است که صمیمیت میان شخصیتها ناگهان و بیمقدمه پدید نمیآید. رابطهها بهتدریج شکل میگیرند و برخی از نزدیکشدنها، بهواسطهٔ حضور مداوم شخصیتها در زندگی یکدیگر، حس آشنایی و گرمی پیدا میکنند. مخاطبی که با ریتم این نوع درام همراه شود، ممکن است بهمرور نه فقط به زوج اصلی، بلکه به جمع گستردهتر شخصیتها وابسته شود.
در مقابل، اگر از همان ابتدا شیمی میان دو نقش محوری برای تماشاگر شکل نگیرد، تکیهٔ طولانی روایت بر این رابطه میتواند نتیجهای معکوس داشته باشد. شخصیتپردازی و بازیگران یکی از ویژگیهای ملودرام روزانه، فرصت طولانی برای همراهی با شخصیتهاست. «Love Twist» نیز از این امکان بهره میگیرد: عادتها، رنجشها و پیوندهای خانوادگی در طول زمان مجال بروز پیدا میکنند.
« عشق در میان خانوادهها رابطهٔ دو شخصیت اصلی، محور عاطفی سریال است؛ با این حال، روایت آن را در خلأ نمیگذارد. »
شخصیتها و اجرا
این شیوه میتواند به شخصیتها کیفیتی آشنا بدهد؛ گویی تماشاگر با آدمهایی روبهروست که کمکم جزئی از فضای روزمرهاش میشوند. احساس وابستگیای که برخی مخاطبان نسبت به مجموعه پیدا میکنند، از همین مداومت و آشنایی تدریجی سرچشمه میگیرد. اما طولانیبودن روایت بهخودیخود معادل عمق نیست.
شخصیتپردازی زمانی قوت میگیرد که رفتارها از منش و تجربهٔ افراد ناشی شوند؛ در غیر این صورت، شخصیتها به مهرههایی برای اجرای گرههای بعدی بدل میشوند. بعضی تصمیمها و واکنشها در این سریال ممکن است بیشتر به نیاز قصه شباهت داشته باشند تا به انتخابهایی طبیعی و قابلفهم. زوج اصلی نیز برای همه به یک اندازه گیرا نیست؛ اگر تماشاگر با یکی از دو شخصیت یا با دینامیک میان آنها ارتباط برقرار نکند، بخش مهمی از بار احساسی مجموعه کماثر میشود.
رازها، دروغها و منطق روایت «Love Twist» از ابزارهای محبوب ملودرام استفاده میکند: پنهانکاری، دروغ، سوءتفاهم و اطلاعاتی که دیرتر از انتظار آشکار میشوند. این عناصر در آغاز میتوانند کنجکاوی ایجاد کنند و مخاطب را به دنبالکردن پیامدهای هر راز بکشانند. مسئله زمانی پدید میآید که پیچشها نه حاصل انتخابهای پیشین، بلکه راهی برای بهتعویقانداختن حلوفصل تعارضها به نظر برسند.
« احساس وابستگیای که برخی مخاطبان نسبت به مجموعه پیدا میکنند، از همین مداومت و آشنایی تدریجی سرچشمه میگیرد. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
در این مجموعه، برخی گرهها ــ از جمله ماجراهای مربوط به بارداری و آزمایش دیاِناِی ــ ممکن است برای بخشی از بینندگان بیش از اندازه ساختگی یا نامعقول جلوه کنند. وقتی سوءتفاهمها پشت سر هم انباشته میشوند، احتمال دارد تعلیق جای خود را به خستگی بدهد؛ تماشاگر بهجای آنکه از کشف رازها هیجانزده شود، از خود بپرسد چرا شخصیتها راهی سادهتر و صریحتر برای حل مسئله انتخاب نمیکنند.
این فاصله میان شدت احساسات و منطق رفتارها، مهمترین نقطهضعف روایی سریال است. ریتم و ساختار قسمتها ساختار طولانی سریال، هم فرصت آن است و هم محدودیتش. فرصت از این جهت که روابط و پیامدهای خانوادگی میتوانند در گذر زمان بسط یابند؛ محدودیت از آن رو که روایت برای حفظ حضور روزانهٔ خود گاه ناچار به کشدادن موقعیتها میشود.
در نتیجه، بعضی بخشها آرام و تأملبرانگیز به نظر میرسند، اما برخی دیگر از ضرباهنگ لازم برخوردار نیستند و احساس تکرار یا توقف ایجاد میکنند. این کندی برای همه آزاردهنده نیست. بینندهای که از همراهی طولانی با خانوادهای داستانی لذت میبرد، ممکن است مکثها را بخشی از فرصتِ خوگرفتن با شخصیتها بداند.
« این فاصله میان شدت احساسات و منطق رفتارها، مهمترین نقطهضعف روایی سریال است. »
قوتها و کاستیها
اما تماشاگرانی که در قسمتهای آغازین به دنبال کشش روایی پررنگ یا تحول سریعاند، شاید زودتر از آنکه سریال فرصت کند پیوندهایش را گسترش دهد، از آن فاصله بگیرند. کمرمقبودن شروع، بنابراین، فقط مسئلهای دربارهٔ سرعت نیست؛ بر شکلگیری نخستین اعتماد مخاطب به جهان داستان نیز اثر میگذارد.
عاطفه و توان اثرگذاری با وجود ضعفهای ساختاری، «Love Twist» در ایجاد پیوند احساسی کاملاً ناکام نیست. هنگامی که روابط فرصت مییابند از دل مشاجرهها و دلخوریها به نزدیکی برسند، لحظههای گرم و اثرگذار شکل میگیرند. همین تغییر تدریجی در احساس مخاطب ــ از تردید یا بیحوصلگی به نوعی دلبستگی ــ یکی از دستاوردهای ممکن سریال است.
ملودرام آن از تماشاگر میخواهد زمان بگذارد و اجازه دهد شخصیتها در حافظهاش جا باز کنند. پایانبندی نیز برای کسانی که با این مسیر عاطفی همراه شدهاند، میتواند تأثیرگذار باشد. این اثرگذاری بیشتر از آنکه بر غافلگیری صرف تکیه کند، به سرمایهای وابسته است که سریال طی همراهی طولانی با شخصیتها جمع میکند.
« عاطفه و توان اثرگذاری با وجود ضعفهای ساختاری، «Love Twist» در ایجاد پیوند احساسی کاملاً ناکام نیست. »
جمعبندی
برای پرهیز از افشای پایان، میتوان گفت پاداش احساسی مجموعه بیش از هر چیز نصیب مخاطبی میشود که از پیش به سرنوشت این خانوادهها دل بسته باشد؛ در حالی که بینندهای که در طول مسیر از روایت فاصله گرفته، احتمالاً همان شدت عاطفی را تجربه نخواهد کرد. جمعبندی «Love Twist» ملودرامی خانوادگی است که نقطهٔ قوتش را در فرصتدادن به رابطهها برای صمیمیشدن و در توان بالقوهاش برای ایجاد وابستگی عاطفی مییابد.
گستردگی مناسبات میان سه خانواده، فضای لازم را برای پیوندزدن عشق جوانترها به تجربهها و انتخابهای نسل والدین فراهم میکند. برای بینندهای که از روایتهای طولانی، احساسات پررنگ و همراهی روزانه با شخصیتها لذت میبرد، این ویژگیها میتوانند به تجربهای دلنشین و حتی تأثیرگذار بینجامند.
در سوی دیگر، آغاز کمجان، ریتم کشدار و پیچشهایی که گاه از منطق شخصیتها فاصله میگیرند، مانع از آن میشوند که سریال برای هر مخاطبی انتخابی آسان باشد. زوج اصلی نیز ممکن است برای بعضی تماشاگران جذابیت کافی نداشته باشد تا آنان را از فراز و فرودهای طولانی عبور دهد. در نهایت، «Love Twist» بیش از آنکه با انسجام روایی یا ظرافت در گرهافکنی به یاد بماند، با امکان دلبستگی به شخصیتها و ظرفیت عاطفیاش شناخته میشود: مجموعهای نابرابر، اما برای مخاطب همدل، گرم و ماندگار.


ثبت دیدگاه