نقد و بررسی
نقد Love the Coopers | 2015
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
یک شب کریسمس، چندین زندگی ناتمام «لاو د کوپرز» فیلمی دربارهٔ خانوادهای است که در آستانهٔ گردهمایی سالانهٔ کریسمس، بیش از آنکه آمادهٔ جشن باشد، درگیر خستگیها، دلخوریها و فاصلههایی است که طی سالها میان اعضایش انباشته شدهاند. چهار نسل از خانوادهٔ کوپر قرار است زیر یک سقف جمع شوند؛ اما آنچه برای ظاهر ماجرا «یک شب شاد و بینقص» معرفی میشود، بهتدریج بستری برای آشکارشدن شکافهای پنهان میشود.
فیلم در پی آن است که نشان دهد خانواده نه مجموعهای از روابط بینقص، بلکه پیوندی است که با وجود رنجش و ناهمزبانی، هنوز میتواند محل بازگشت باشد. فیلمنامهٔ استیون راجرز چند مسیر روایی را همزمان پیش میبرد و از همین راه تصویری گسترده از خانواده میسازد؛ تصویری که در آن هر نسل با مسئلهای متفاوت روبهرو است.
والدین با فرسودگی رابطهشان، فرزندان بزرگسال با شکستها و انتخابهای دشوار، و نسل جوانتر با شکلگیری نخستین دلبستگیها و برداشتهایش از جهان دستوپنجه نرم میکند. نقطهٔ قوت این انتخاب، فراهمکردن امکان همذاتپنداری برای مخاطبان گوناگون است؛ اما پراکندگی قصه گاه اجازه نمیدهد همهٔ این خطها به یک اندازه فرصت رشد پیدا کنند.
روایت و ریتم؛ جریان داستان
خانواده؛ صمیمیت در کنار رنجش یکی از ویژگیهای قابلاعتنای فیلم، نگاه آن به اختلافهای خانوادگی است. اعضای خانواده گاهی همدیگر را دوست دارند و همزمان از یکدیگر میرنجند؛ گاهی برای حفظ آرامش سکوت میکنند و گاهی همان سکوت به فاصلهای تازه تبدیل میشود. فیلم، دستکم در بهترین لحظههایش، این تناقض را میفهمد: نزدیکی خانوادگی لزوماً به معنای شناخت کامل یا پذیرش بیقیدوشرط نیست.
در مرکز این تنش، شارلوت و سم قرار دارند؛ زوجی که سالهای درازی را در کنار هم گذراندهاند، اما اکنون با پرسشهایی روبهرو هستند که نمیتوان تا ابد به تعویق انداخت. رابطهٔ آنها تنها یک بحران زناشویی نیست؛ بازتابی است از اینکه چگونه عادت، وظیفه و مراقبت از دیگران میتوانند خواستههای شخصی را به حاشیه برانند.
فیلم گاهی در پرداخت این مسائل به راهحلهای آسان نزدیک میشود، اما طرح اولیهٔ آن ظرفیت عاطفی مناسبی دارد و به تجربهای آشنا تکیه میکند: خانوادههایی که برای آرام نگهداشتن جمع، حقیقت را تا پس از تعطیلات عقب میاندازند. ساختار چندروایتی و دشواری حفظ تعادل فیلم با گروه بزرگی از شخصیتها و چندین داستان موازی پیش میرود.
« خانواده؛ صمیمیت در کنار رنجش یکی از ویژگیهای قابلاعتنای فیلم، نگاه آن به اختلافهای خانوادگی است. »
شخصیتها و اجرا
این شلوغی، از یک سو با مضمون گردهمایی خانوادگی هماهنگ است؛ در چنین جمعی هرکس گذشته، خواسته و راز خودش را به اتاق میآورد. از سوی دیگر، شمار زیاد شخصیتها به فیلمنامه فشار میآورد. بعضی مسیرها با شتاب معرفی میشوند، اندکی پیش میروند و پیش از آنکه به عمق لازم برسند، جای خود را به روایتی دیگر میدهند.
راویِ داستان، که صدای استیو مارتین را دارد، به فیلم حالوهوایی افسانهوار و گاه طنزآمیز میبخشد. بااینحال، این شیوه همیشه به انسجام اثر کمک نمیکند. روایت مستقیم، بازگشتهای کوتاه به گذشته و جابهجایی میان شخصیتها، همگی ابزارهایی برای ساختن تصویری پرجزئیاتاند؛ اما کنار هم گاه به شلوغی و تأکید بیش از اندازه میانجامند.
فیلم میخواهد هم شوخطبع باشد، هم تلخ، هم نوستالژیک و هم امیدبخش؛ و در بعضی بخشها این لحنها بهجای آنکه در یکدیگر حل شوند، پشت سر هم قرار میگیرند. بازیها و نیروی گروه بازیگری ترکیب بازیگران از مهمترین امتیازهای فیلم است. دایان کیتن و جان گودمن به نقش شارلوت و سم گرمایی میبخشند که برای باورکردن سابقهٔ طولانی زندگی مشترک ضروری است.
« از سوی دیگر، شمار زیاد شخصیتها به فیلمنامه فشار میآورد. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
رابطهٔ آنها تنها در گفتوگوهای جدی خلاصه نمیشود؛ مکثها، عادتهای مشترک و شیوهٔ واکنششان به اعضای خانواده نیز گذشتهای مشترک را به ذهن میآورد. آلن آرکین در نقش باکی حضوری موجز اما اثرگذار دارد و مارسا تومی، اد هلمز و الیویا وایلد هرکدام بخشی از آشفتگی نسل میانی را به روایت اضافه میکنند.
جیک لیسی در نقش جو، با لحنی آرامتر و صادقانهتر، از شخصیتهایی است که به فیلم امکان میدهد از فضای محدود خانه فراتر برود. برخورد او با الینور، یکی از خطوط رواییای است که از تفاوت دیدگاه و دفاعهای عاطفی شخصیتها برای خلق موقعیت استفاده میکند. بااینهمه، حتی بازیگران توانمند نیز همیشه نمیتوانند نابرابری فیلمنامه را جبران کنند؛ برخی شخصیتها بیش از آنکه آدمهایی کامل باشند، حامل یک ویژگی یا موقعیت داستانی باقی میمانند.
طنز، موسیقی و حالوهوای تعطیلات طنز «لاو د کوپرز» در موقعیتهای خانوادگی ریشه دارد: شوخیهایی که از شناخت طولانی اعضا از یکدیگر میآیند، کنایههایی که زیر ظاهر مؤدبانه پنهان میشوند، و لحظههایی که برنامهٔ مرتبشدهٔ میزبانان از کنترل خارج میشود. همین لحظات، فیلم را از ملودرامی یکدست دور میکنند و به آن انرژی میدهند.
« همین لحظات، فیلم را از ملودرامی یکدست دور میکنند و به آن انرژی میدهند. »
قوتها و کاستیها
برخی بازیها و برخوردهای ناگهانی نیز سرگرمکنندهاند، هرچند همهٔ شوخیها به یک اندازه طبیعی یا مؤثر نیستند. موسیقی و آوازهای مناسبتی بخش برجستهای از فضای فیلماند، اما کاربردشان همیشه سنجیده نیست. موسیقی گاه به صحنهها نیروی عاطفی میدهد و حالوهوای تعطیلات را تقویت میکند؛ گاه نیز چنان پررنگ میشود که بهجای همراهی با روایت، آن را متوقف میکند.
فیلم در پی ساختن تصویری پرزرقوبرق و گرم از کریسمس است، اما همین تأکید گاهی به تصنع میرسد: تزئینات فراوان و نشانههای آشنای فصل، بهجای آنکه از دل روابط بیرون بیایند، همچون پوششی آماده روی داستان قرار میگیرند. فیلمنامه و مسئلهٔ احساساتِ ازپیشساخته ضعف اصلی فیلم در فاصلهای است که میان موضوعهای جدی آن و شیوهٔ پرداختشان پدید میآید.
«لاو د کوپرز» میخواهد دربارهٔ تنهایی، نارضایتی، هویت و پیوندهای خانوادگی حرف بزند، اما فرصت کافی برای مکث و گسترش همهٔ این موضوعها فراهم نمیکند. چند موقعیت مهم بهسرعت از بحران به آشتی یا تفاهم حرکت میکنند؛ نتیجه آن است که احساسات گاهی بیش از آنکه از دل کنش شخصیتها به دست آیند، بهواسطهٔ موسیقی، فضای جشن و لحن امیدوارانه به مخاطب پیشنهاد میشوند.
« برخی بازیها و برخوردهای ناگهانی نیز سرگرمکنندهاند، هرچند همهٔ شوخیها به یک اندازه طبیعی یا مؤثر نیستند. »
جمعبندی
این شتاب، بهخصوص در روایتی با چنین شمار زیادی از شخصیتها، هزینه دارد. هرچه فیلم بیشتر میکوشد به همه فرصت بدهد، تمرکز عاطفی آن کمتر میشود. بااینحال، نباید ظرفیت لحظههای صادقانهاش را نادیده گرفت. در میان شلوغی، صحنههایی وجود دارند که یادآوری میکنند عشق خانوادگی لزوماً پاک و بیدردسر نیست؛ گاهی تنها به این معناست که آدمها، با وجود خطاها و فاصلهها، هنوز برای یکدیگر اهمیت قائلاند.
جمعبندی «لاو د کوپرز» اثری نامتوازن است: بازیگرانی جذاب، موقعیتهایی آشنا و نگاهی صمیمی به زخمهای خانوادگی دارد، اما فیلمنامهٔ پراکنده و تکیهٔ گاهوبیگاهش بر احساسات آماده، مانع از آن میشود که همهٔ ظرفیتهایش به نتیجه برسند. فضای کریسمسی و لحظههای بامزه میتوانند آن را برای تماشای جمعی دلپذیر کنند، بهویژه برای مخاطبی که با فیلمهای پرشخصیت و آشتیجویانهٔ تعطیلات ارتباط میگیرد.
در مقابل، کسی که انسجام روایی و پرداخت دقیق شخصیتها را در اولویت میگذارد، احتمالاً از شتاب و تصنع برخی لحظهها فاصله خواهد گرفت. فیلم بیش از آنکه تصویری بینقص از خانواده ارائه کند، یادآور این است که گردهمآمدن، حتی وقتی همهچیز مرتب و خوشایند نیست، گاهی فرصتی برای دوباره دیدن یکدیگر فراهم میآورد.
« این شتاب، بهخصوص در روایتی با چنین شمار زیادی از شخصیتها، هزینه دارد. »



ثبت دیدگاه