نقد و بررسی
نقد داستان عاشقانه دشمنان دربار (Love Story of Court Enemies) | 2020
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
روایتی میان قصر، روستا و درمانگاه «Love Story of Court Enemies» با طرحی آشنا اما بالقوه پُرظرفیت آغاز میشود: یو شینگ برای یافتن خواهرش، سای فنگ، راهی قصر میشود و در مقام کارآموز آشپزی به فضای پرآیین و سلسلهمراتبی دربار قدم میگذارد. خطای او در جریان مراسمی رسمی، مسیر زندگیاش را تغییر میدهد و به تبعیدش به روستا میانجامد؛ جایی که آشنایی با پزشکی و یاریرساندن به مردم، افق تازهای پیش روی او میگشاید.
بازگشت به پایتخت، این بار در مقام کارآموز پزشکی، زمینهساز ورودش به دنیایی دیگر از رقابت، مسئولیت و دلبستگی میشود؛ از جمله رابطهاش با ژنرال یوئه زونگلین. سریال در سال ۲۰۲۰ پخش شده و در قالبی تاریخی، عاشقانه و سیاسی، چند مسیر داستانی را در کنار هم پیش میبرد. جذابیت آغازین اثر در همین جابهجایی میان جهانهاست: قصر، روستا و نهاد پزشکی هر یک میتوانند قواعد و کشمکشهای ویژهای داشته باشند.
مسیر یو شینگ نیز ظرفیت آن را دارد که از یک ماجرای ورود به دربار فراتر برود و به قصهای درباره تغییر جایگاه اجتماعی، کسب مهارت و یافتن مقصد شخصی تبدیل شود. در قسمتهای ابتدایی، این مسیر نسبتاً روشن است و مخاطب میتواند انگیزه قهرمان را دنبال کند. اما هرچه روایت شاخههای بیشتری میگشاید، انسجامی که آغاز سریال نوید میدهد، دشوارتر حفظ میشود.
« سریال در سال ۲۰۲۰ پخش شده و در قالبی تاریخی، عاشقانه و سیاسی، چند مسیر داستانی را در کنار هم پیش میبرد. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
قهرمانی پرتحرک با روایتی کممهار یو شینگ شخصیتی منفعل نیست؛ تصمیم میگیرد، خطر میکند و در برابر موانع عقب نمینشیند. چنین سرزندگیای برای قهرمان یک درام تاریخی امتیاز مهمی است، بهویژه هنگامی که روایت او را از آشپزخانه قصر به محیطی تازه میبرد و امکان میدهد مهارتهایش را در موقعیتهای متفاوت بیازماید.
وجه مثبت این شخصیت، میل به عمل و توانایی او در سازگارشدن با شرایط تازه است. بااینحال، کنشگری بهتنهایی شخصیتپردازی محسوب نمیشود. وقتی هر مانع با طرحی تازه و پرتحرک پاسخ داده میشود، اما پیامدهای آن طرحها فرصت کافی برای شکلگرفتن پیدا نمیکنند، انرژی قهرمان میتواند به شلوغکاری بدل شود.
این مسئله در چیدمان نقشهها و سوءتفاهمها محسوس است. بهجای آنکه هر تصمیم یو شینگ به مرحلهای روشن از رشد یا دگرگونی او بینجامد، بخشی از کنشها بیشتر برای بهحرکتدرآوردن حادثهها به نظر میرسند. نتیجه آن است که شخصیت گاه از مسیر هدفهای قابلفهم خود فاصله میگیرد و به وسیلهای برای پیشبردن پیچوخمهای طرح بدل میشود.
« وجه مثبت این شخصیت، میل به عمل و توانایی او در سازگارشدن با شرایط تازه است. »
شخصیتها و اجرا
اگر روایت به سکوتها، تردیدها و هزینه عاطفی انتخابهای او مجال بیشتری میداد، سرزندگیاش عمق بیشتری مییافت. پراکندگی لحن و افت ریتم یکی از دشواریهای اصلی سریال، گذار از یک خط داستانی به خط دیگر است. قصر، تبعید، بحران بیماری، آموزش پزشکی و دلبستگی عاشقانه، هرکدام ظرفیت ساختن درامی مستقل دارند؛ اما کنار هم قرارگرفتنشان نیازمند پیوندی محکم است.
در آغاز، جابهجایی میان موقعیتها تازگی ایجاد میکند، ولی در ادامه مرز میان مسیرها روشن نمیماند و روایت گاهی چنین مینماید که بهجای بسط یک تعارض، چند تعارض تازه را به آن افزوده است. بخشهای زندان و مجازات نمونهای از این مشکلاند. این موقعیتها میتوانند فشار سیاسی و خطر زیستن در فضای دربار را ملموس کنند، اما کشدادنشان اثر معکوس میگذارد: تعلیق جای خود را به تکرار میدهد و مخاطب پیش از آنکه معنای تازهای از وقایع دریافت کند، با بازگشت مکرر به همان وضعیت روبهرو میشود.
درام تاریخی به مکث و پیچیدگی نیاز دارد، اما مکث زمانی ثمربخش است که رابطه شخصیتها یا برداشت ما از خطر را تغییر دهد. هرگاه صحنهها تنها زمان روایت را طولانی کنند، ضرباهنگ فرسوده میشود. عاشقانهای در حاشیه کشمکشها رابطه یو شینگ و یوئه زونگلین میتوانست لنگر عاطفی روایت باشد؛ پیوندی که در برابر آشفتگی محیط قصر و دشواری مسیر حرفهای قهرمان، لحظههایی از ثبات و نزدیکی ایجاد کند.
« اگر روایت به سکوتها، تردیدها و هزینه عاطفی انتخابهای او مجال بیشتری میداد، سرزندگیاش عمق بیشتری مییافت. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
بااینحال، وقتی بخش بزرگی از زمان صرف بحرانها، مجازاتها و نقشههای متوالی میشود، عاشقانه مجال کافی برای رشد تدریجی نمییابد. دلبستگی برای تأثیرگذاری به لحظههای کوچک نیاز دارد: شناخت متقابل، تغییر نگاه، اختلافی معنادار یا تصمیمی که رابطه را از سطح جاذبه فراتر ببرد. در این اثر، خط عاشقانه بیشتر در کنار دیگر عناصر حرکت میکند تا آنکه همواره با آنها درآمیزد.
در نتیجه، ممکن است برای بعضی مخاطبان حضورش دلپذیر باشد، اما نتواند کاستیهای ریتم و انسجام را جبران کند. اهمیت رابطه هنگامی افزایش مییابد که به شخصیتها امکان دهد وجهی تازه از خود نشان دهند؛ نه صرفاً آنکه در میان بحرانهای داستانی، وعدهای عاطفی باقی بماند. سریال در این زمینه ایدهای قابلقبول عرضه میکند، اما در تبدیل آن به نیرویی پیوسته و تعیینکننده، همیشه موفق نیست.
بازیگران فرعی و جهان دیداری از نقاط قوت دلنشین اثر، بازی بازیگران نقشهای فرعی است. آنان به فضاهایی که سریال میسازد رنگ و تنوع میبخشند و در بخشهایی که خط اصلی بیش از اندازه پرپیچوخم میشود، حضورشان میتواند توجه را دوباره به روابط و جزئیات انسانی بازگرداند. نقشهای فرعی در درامهای درباری اهمیت ویژهای دارند، زیرا جهان قصر فقط با قهرمان و معشوق او زنده نمیشود؛ رفتار اطرافیان، تفاوت جایگاهها و مناسبات روزمره نیز باید در آن حضور داشته باشند.
« در این اثر، خط عاشقانه بیشتر در کنار دیگر عناصر حرکت میکند تا آنکه همواره با آنها درآمیزد. »
قوتها و کاستیها
هرجا بازیها از اغراق فاصله میگیرند و شخصیتهای پیرامونی را باورپذیر میکنند، فضای اثر جان میگیرد. طراحی لباسها نیز از جذابیتهای بصری سریال است. پوششها به جهان تاریخی اثر شکوه و هویت میدهند و تفاوت موقعیتها را در قاب قابلمشاهده میکنند. لباس در چنین مجموعهای فقط آرایه نیست؛ میتواند نشانهای از منزلت، وابستگی یا تغییر جایگاه شخصیت باشد.
هرچند زیبایی بصری بهتنهایی نمیتواند ضعفهای روایت را برطرف کند، کیفیت لباسها و حضور دلپذیر نقشهای فرعی ارزش تماشایی اثر را بالا میبرند و در بخشهایی که داستان از تمرکز دور میشود، همچنان چیزی برای دیدن فراهم میکنند. دوبله و زیرنویس؛ مانعی بیرون از داستان تجربه تماشای این سریال ممکن است از کیفیت نسخهای که در دسترس مخاطب قرار میگیرد تأثیر بپذیرد.
دوبلهای که با حرکت لبها هماهنگ نیست، پیوند میان چهره، صدا و احساس را سست میکند؛ در نتیجه حتی صحنهای که از نظر بازی یا عاطفه ظرفیت اثرگذاری دارد، ممکن است مصنوعی به نظر برسد. زیرنویس ناقص نیز مسئلهای جداگانه است: در روایتی که بر مناسبات درباری، گفتوگوها و تغییر نیتها تکیه دارد، حذف یا نارسایی ترجمه میتواند فهم انگیزهها و پیوند میان رویدادها را دشوار کند.
« هرجا بازیها از اغراق فاصله میگیرند و شخصیتهای پیرامونی را باورپذیر میکنند، فضای اثر جان میگیرد. »
جمعبندی
این کاستیها را باید از ضعفهای خود سریال جدا دانست، اما نمیتوان اثرشان را نادیده گرفت. مخاطب برای دنبالکردن یک قصه چندشاخه به نشانههای روشن نیاز دارد؛ اگر بخشی از گفتوگوها درست منتقل نشود، پراکندگی موجود در روایت تشدید میشود. بنابراین، دشواری تماشا تنها از کشآمدن داستان یا نقشههای تصنعی ناشی نمیشود؛ کیفیت نسخه دوبلهشده یا زیرنویسدار نیز میتواند فاصله میان اثر و مخاطب را بیشتر کند.
جمعبندی «Love Story of Court Enemies» با قهرمانی فعال و مسیری که از قصر به روستا و سپس به آموزش پزشکی میرسد، شروعی ساده و پیگیریپذیر دارد. لباسهای چشمنواز و بازیهای دلنشین نقشهای فرعی نیز به آن کیفیتی تماشایی میبخشند. بااینحال، مجموعه در ادامه میان چندین خط داستانی تعادل پایداری برقرار نمیکند: بخشهای زندان و مجازات بیش از حد امتداد مییابند، نقشههای پیدرپی به روایت حالتی تصنعی میدهند و پرتحرکی یو شینگ گاه به شلوغکاری بدل میشود.
عاشقانه نیز هرچند ظرفیت عاطفی دارد، همیشه آنقدر پرورده نیست که وزن دیگر کاستیها را جبران کند. حاصل، اثری ناهموار است که لحظههایی سرگرمکننده و عناصر بصری دلپذیر دارد، اما انسجام و ضرباهنگش در نیمههای مسیر آسیب میبیند. تماشاگرانی که به درامهای تاریخی پرحادثه و قهرمانان پرجنبوجوش علاقه دارند، ممکن است از آغاز آن لذت ببرند؛ کسانی که بیش از هر چیز به روایت منسجم، شخصیتپردازی ظریف و عاشقانهای عمیق نیاز دارند، احتمالاً با محدودیتهایش روبهرو خواهند شد.
« این کاستیها را باید از ضعفهای خود سریال جدا دانست، اما نمیتوان اثرشان را نادیده گرفت. »
ثبت دیدگاه