نقد و بررسی
نقد عشق و داروهای دیگر (Love & Other Drugs) | 2010
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
روایت میان اغوا و آسیبپذیری «Love & Other Drugs» از همان ابتدا خود را در دو مسیر موازی قرار میدهد: یکی کمدی عاشقانهای دربارهٔ مردی که در جلب توجه دیگران مهارت دارد و زنی که از هر پیوندی میگریزد؛ دیگری درامی دربارهٔ بیماریای که نمیتوان با جذابیت، شوخطبعی یا اراده از واقعیتش گریخت.
فیلم با کنار هم گذاشتن این دو مسیر میکوشد عشقی را نشان دهد که نه از شناختی آرام و تدریجی، بلکه از برخورد دو شیوهٔ دفاعی متفاوت سر برمیآورد. جیمی با اغواگری و جاهطلبی از صمیمیت فاصله میگیرد؛ مگی با استقلال سرسختانه و انکار نیازهایش. این طرح، ظرفیت عاطفی چشمگیری دارد. رابطهٔ آنها میتواند هم میدان کشمکش و شوخی باشد و هم فضایی برای روبهرو شدن با ترس، وابستگی و آیندهای نامطمئن.
فیلم در بخشهایی که اجازه میدهد این تضادها در رفتار شخصیتها آشکار شوند، زنده و گیراست. در بخشهایی دیگر، اما، برای آنکه به نقطهٔ عاطفی موردنظر برسد، به شتاب و تأکید بیش از اندازه متوسل میشود. جیمی و مگی؛ دو چهرهٔ فرار جیمی رندال در ظاهر انسانی است که همیشه راهی برای پیش رفتن پیدا میکند.
جذابیت اجتماعیاش برای او هم ابزار رابطه است و هم سرمایهای در محیط کاری. ورودش به فروش دارو نیز ادامهٔ همین منطق است: شناختن میل دیگران، جلب اعتمادشان و تبدیل ارتباط انسانی به فرصتی برای موفقیت. فیلم در آغاز، او را نه چون قهرمانی اخلاقی، بلکه بهمنزلهٔ مردی فرصتطلب و خوشزبان معرفی میکند که چندان نمیخواهد دربارهٔ پیامدهای رفتار خود بیندیشد.
« جیمی با اغواگری و جاهطلبی از صمیمیت فاصله میگیرد؛ مگی با استقلال سرسختانه و انکار نیازهایش. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
مگی نیز استقلال را به سپری بدل کرده است. او صریح، شوخ و گاه گزنده است و نمیخواهد بیماری یا نگاه ترحمآمیز دیگران او را به تعریف واحدی از خود محدود کند. بااینحال، سرسختی او صرفاً نشانهٔ قدرت نیست؛ راهی است برای آنکه پیش از وابستهشدن، فاصلهای امن نگه دارد. جذابیت رابطهٔ این دو از همین همسانی پنهان میآید: هرکدام به شکلی متفاوت میکوشد آسیبناپذیر بماند.
بازیها و شیمی عاطفی Jake Gyllenhaal و Anne Hathaway هستهٔ اصلی فیلم را شکل میدهند. هماهنگی میان آنها، بهویژه در لحظههای سبکتر و صمیمیتر، رابطه را از قالب آشنای آشنایی و دلباختگی بیرون میآورد. بازی Gyllenhaal به جیمی انرژی و خودنمایی لازم را میبخشد، بیآنکه او را صرفاً به مردی سطحی فروبکاهد.
در برابرش، Hathaway مگی را با ترکیبی از سرزندگی، تندی و احتیاط میسازد؛ شخصیتی که شوخیهایش اغلب راهی برای حفظ اختیار است. نکتهٔ مهم این است که بازیگران تنها بر کشش ظاهری تکیه نمیکنند. در مکثها و تغییرات کوچک رفتار، میتوان دید که رابطه چگونه از سرگرمی و توافقی بیتعهد به چیزی دشوارتر و جدیتر بدل میشود.
بااینحال، فیلم گاه بیش از اندازه به جذابیت و کشش دو بازیگر متکی است؛ گویی حضور آنها بهتنهایی میتواند فاصلهٔ میان مراحل عاطفی رابطه را پر کند. نتیجه در بیشتر لحظهها دلنشین است، اما برخی گذارها به اندازهٔ کافی پرداخت نمیشوند. دارو، بازار و زبان بدن عنوان فیلم تنها به عشق و رابطه اشاره ندارد؛ دنیای دارو نیز بخش مهمی از مضمون آن است.
« مگی نیز استقلال را به سپری بدل کرده است. »
شخصیتها و اجرا
جیمی در کار فروش دارو میآموزد که چگونه نیاز، امید و ترس را به زبان بازار ترجمه کند. فیلم از این موقعیت برای خلق طنز بهره میگیرد و فضای رقابتی فروش دارو را با رفتارهای نمایشی و گاه مضحک نشان میدهد. در عین حال، این شغل بازتابی از منش جیمی است: او ابتدا ارتباط را راهی برای رسیدن به هدف میبیند، چه در محل کار و چه در زندگی شخصی.
از سوی دیگر، بدن در این داستان فقط موضوع جذابیت عاشقانه نیست. بیماری مگی، بهتدریج، مسئلهٔ اختیار، تصویر فرد از خودش و چگونگی مواجههٔ اطرافیان را پیش میکشد. فیلم در این زمینه لحظاتی صادقانه دارد، بهخصوص هنگامی که میکوشد مگی را به بیماریاش تقلیل ندهد و شخصیت مستقل او را در مرکز نگه دارد.
بااینهمه، نگاه فیلم به صنعت دارو و پیوند آن با زندگی بیمار گاهی از سطح زمینهسازی فراتر نمیرود و ظرفیت انتقادی این تقابل بهطور کامل بسط نمییابد. تغییر لحن؛ نقطهٔ قوت و کاستی یکی از امتیازهای فیلم، تواناییاش در آمیختن شوخی با احساس است. لحظههای طنز، رابطه را سبک و انسانی میکنند و اجازه نمیدهند داستان از آغاز در اندوهی یکنواخت فرو برود.
فضای گرم و پرتحرک فیلم نیز این امکان را فراهم میآورد که شخصیتها پیش از مواجهه با دشواریهای جدی، بهعنوان دو انسان شوخطبع و پرتناقض شناخته شوند. اما همین آمیختگی گاه ناپایدار میشود. وقتی روایت از کمدی عاشقانه به درامی سنگینتر میچرخد، تغییر شدت احساس همیشه بهنرمی انجام نمیگیرد.
« جیمی در کار فروش دارو میآموزد که چگونه نیاز، امید و ترس را به زبان بازار ترجمه کند. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
بعضی شوخیها در مجاورت موضوعی حساس، بیش از آنکه تعادل ایجاد کنند، فاصلهای ناخواسته میان لحن و مضمون میسازند. گویی فیلم در لحظهای میخواهد سبکبال بماند و در لحظهٔ بعد بر اهمیت عاطفی موقعیت تأکید کند، بیآنکه همیشه پلی مناسب میان این دو بسازد. شخصیتهای فرعی و جهان پیرامون جهان فیلم با حضور همکاران، پزشکان و اعضای خانواده شکل میگیرد، اما بسیاری از شخصیتهای فرعی بیش از آنکه زندگی مستقل داشته باشند، برای پیشبرد مسیر جیمی و مگی به کار گرفته میشوند.
برخی نقشها با چند ویژگی روشن به یاد میمانند، ولی فرصت چندانی برای تحول یا پیچیدگی پیدا نمیکنند. این محدودیت بهویژه در بخشهایی محسوس است که فیلم میتوانست از واکنش اطرافیان، تصویری گستردهتر از بیماری و رابطه ارائه کند. بااینحال، این شخصیتها به روایت رنگ و حرکت میبخشند. حضورشان به فیلم کمک میکند از محدودشدن به دو نفر و فضای خصوصی رابطه فاصله بگیرد.
مشکل نه در زیادبودن آنها، بلکه در کمبود زمان و عمق است: فیلم ایدههای فرعی را طرح میکند، اما همیشه فرصت نمییابد آنها را به نتیجهای معنادار برساند. پیشبینیپذیری و شتاب روایت ساختار کلی فیلم به سنت کمدی رمانتیک نزدیک است و برخی گرههای عاطفی آن را میتوان پیش از وقوع حدس زد.
این پیشبینیپذیری بهخودیخود نقص تعیینکنندهای نیست؛ اهمیت چنین داستانی بیش از آنکه به غافلگیری وابسته باشد، به کیفیت مسیر و باورپذیری دگرگونی شخصیتها بستگی دارد. فیلم هرگاه بر جزئیات رابطه و تغییر تدریجی نگاه دو شخصیت تمرکز میکند، از کلیشه فاصله میگیرد. بااینحال، در بخشهایی احساس میشود روایت برای رسیدن به نقاط عاطفی مهم عجله دارد.
« برخی نقشها با چند ویژگی روشن به یاد میمانند، ولی فرصت چندانی برای تحول یا پیچیدگی پیدا نمیکنند. »
قوتها و کاستیها
بعضی تصمیمها و دگرگونیها مجال کافی برای شکلگیری نمییابند و پایانبندی نیز از فشردگی روایت اثر میپذیرد. بدون آشکارکردن جزئیات داستان، میتوان گفت فیلم بیشتر از آنکه در همهٔ لحظات فرود نهایی خود را با حوصله آماده کند، بر نیروی احساس و حضور بازیگران تکیه میزند. جمعبندی «Love & Other Drugs» اثری گرم و خوشبازی است که از برخورد دو شخصیت گریزان از وابستگی، داستانی دربارهٔ عشق، بدن و آسیبپذیری میسازد.
مهمترین دستاوردش، رابطهٔ میان جیمی و مگی و شیمی باورپذیر دو بازیگر اصلی است؛ همچنین آمیزش طنز و احساس، در بهترین لحظهها به فیلم صمیمیتی دلپذیر میدهد. در مقابل، تغییر لحن گاه ناهماهنگ، شخصیتهای فرعی کمپرداخته و برخی گرههای قابلپیشبینی، مانع از آن میشوند که فیلم همهٔ ظرفیت موضوعش را به کار گیرد.
حاصل، نه درامی بینقص و نه کمدی عاشقانهای صرف، بلکه روایتی نابرابر اما اثرگذار است که بیش از هر چیز در لحظههایی میدرخشد که اجازه میدهد شخصیتهایش، پشت شوخی و جسارت، ترس از نیازمندبودن را آشکار کنند.
« بعضی تصمیمها و دگرگونیها مجال کافی برای شکلگیری نمییابند و پایانبندی نیز از فشردگی روایت اثر میپذیرد. »
ثبت دیدگاه